3-5. خلاصه یافته¬ها
طی مصاحبه‌های به‌عمل‌آمده، بهترین قالب برای تنظیم الگوی آرایش رسانه‌ای که می‌توانست همه داده‌ها را در خود تجمیع نماید، همان مؤلفه‌های ۵گانه مربوط به حوزه‌های مدیریت عمومی تعیین گردید و مطالب به‌دست‌آمده در طبقه‌های برنامه‌ریزی، سازمان‌دهی،‌ منابع‌انسانی و امکانات، رهبری و درنهایت، نظارت و کنترل تدوین و کلاسه‌بندی گردید.
نظر کارشناسان در حوزه عقبه‌ها و پیش¬نیازهای آرایش رسانه‌ای این بود که،‌ صداوسیما در آرایش رسانه‌ای خود عقبه ندارد و باید به فکر این عقبه نداشتن در آرایش رسانه‌ای بود. ایجاد نظام جامع رسانه‌ای پیشرو، آینده‌نگر و جامع با در نظر داشتن نقشه جامع مهندسی فرهنگی کشور و تنظیم رژیم مصرف رسانه‌ای، سیاست‌گذاری و نهادسازی مرتبط با آن، تولید علم بومی و نظریه‌پردازی در حوزه رسانه و درنهایت، صنعت بومی عظیم برآمده از علوم و مبانی اصیل فکری و فرهنگ بومی کشور به‌عنوان یک پشتوانه، از لوازم داشتن یک آرایش رسانه‌ای مطلوب و بومی است که پیش از آرایش رسانه‌ای باید آن‌ها را محقق نمود.
مشخص نمودن رویکردهای طراحی در بدو طراحی آرایش رسانه‌ای می‌بایست صورت گیرد. لذا اولین رویکرد طراحی، رویکرد آینده‌پژوهانه است. چراکه طراحی باید با نگاه مدیریت استراتژیک و رویکرد آینده‌پژوهانه و چشم‌انداز محور انجام گیرد و ناظر بر تحولات و بررسی چشم‌انداز تکنولوژی در افق‌های ده‌ساله باشد.
رویکرد دوم رویکرد انسان‌شناسانه است. آرایش رسانه‌ای باید برای حداکثری کردن شکوفایی مخاطبان صورت گیرد. آرایش رسانه‌ای ایده‌آل، آرایشی است که مخاطب را به حداکثر رشد و بهره‌وری می‌رساند. برای رسیدن مخاطب به این اوج اعتلا و حد انسان طراز می‌بایست به مدل انسان‌سازی دینی و نهایتاً مخاطب‌شناسی دینی رجوع کرد.
رویکرد سوم رویکرد مشتری‌مدار است. در سپهر رسانه‌ای ما درگیر دو رقابت در پیام و مخاطب برای ربودن ذهن و قلب مشتریان و مخاطبان هستیم و باید رسانه را به مثابه یک بازار بزرگ و رقابتی برای تأمین همه نیازهای مخاطبان در نظر گرفت که مایحتاج رسانه‌ای آن‌ها باید در رسانه ما پاسخ داده شود و مانع جذب مشتری توسط رقبا شد.
اما در بحث روش طراحی باید گفت؛ روش پیشنهادی عمده کارشناسان برای طراحی آرایش رسانه‌ای، استفاده از روش تبیین وضع مطلوب و وضع موجود است که می‌توان با تبیین وضع موجود و آسیب‌شناسی آن و سپس برنامه‌ریزی و تعیین مأموریت، به وضع مطلوب نیل کرد. برای تبیین وضع موجود ابتدا می‌بایست از نیروهای خودی و چیدمان آن برآورد وضعیت داشته باشیم. و سپس برآورد وضعیت رسانه‌های غیر را انجام دهیم.
برآورد وضعیت خودی شامل چهار گام و اقدام می¬باشد که یک‌به‌یک می‌بایست تبیین گردد. در این برآورد ابتدا می‌بایست که شناخت و تعیین حوزه نفوذ تمدنی صورت گیرد، که شامل شناخت منافع ملی نظام و شناخت حوزه نفوذ تمدن و کانونی که تمدن ما می‌بایست بر روی آن تمرکز نماید، می‌باشد. گام دوم در تبیین وضع موجود،‌ شناخت توان رسانه‌ای خودی است. که با روش ترتیب نیرو و ترکیب نیرو در دانش نظامی به‌واسطه یک دستور یکنواختی به شرح زیر صورت می‌پذیرد.
1. افراد و شخصیت‌های رسانه‌ای
2. رسانه‌های خودی که شامل شبکه‌های رسانه‌ای است و به ترتیب کیفیت و کمیت آن‌ها تحلیل می‌شوند.
3. دکترین‌های رسانه‌ای خودی که شامل اهداف، ‌استراتژی‌ها، ‌تاکتیک‌ها و تکنیک‌های رسانه‌ای مورد استفاده، است.
4. سازمان‌ها، نهادها و مؤسسات رسانه‌ای که مراکز تحقیقات استراتژیک رسانه‌ای را نیز باید در کنار آن‌ها مورد ارزیابی قرار داد.
گام سوم در شناخت وضع موجود، شناخت سازمان‌دهی و برنامه خودی و غیر است که در قالب روش SWOT می‌بایست بر چهار گزاره شناخت قوت و ضعف که مقوله‌های درونی هستند و سپس شناخت فرصت‌ها و تهدیدها که مقولاتی بیرونی می‌باشند، محقق شود.
چهارمین گام در شناخت وضعیت خودی و غیر،‌ شناخت و تفکیک و طیف‌بندی مخاطبان و نیازسنجی و مصلحت‌سنجی مخاطب، جامعه و حکومت و سنجش نسبت خود با رقیب و جایگاه ما و رقیب در میان مخاطبان است.
در ترسیم وضع مطلوب نیز باید ابتدا ترسیم فضای نوین رسانه‌ای جهان صورت گیرد و تحولات در چهار حوزه تحولات آینده مخاطب، تکنولوژی، پدیده‌های رسانه‌ای و سازمان و نیروی رسانه‌ای را بررسی نمود، تا آنکه بتوان در انطباق با شرایط جدید، انعطاف لازم را به مبذول داشته و نسبت به آینده، افق و چشم‌انداز مناسبی را تنظیم نموده و جهت‌گیری و تصمیم مقتضی را اتخاذ نمود و به ترسیم وضع مطلوب پرداخت. بر این اساس لازم بود که در فرآیند تحقیق و پژوهش، «شرایط جدید» در فضای نوین رسانه¬ای جهانی مورد ارزیابی قرار گیرد؛ تا آنکه رسانه ملی بتواند خود را در نسبت با آن شرایط بازیابد. لاجرم «فضای نوین رسانه¬ای جهان» در بخشی مجزا در فصل چهارم، مورد مداقه قرار گرفت.
برای ترسیم وضع مطلوب، می‌بایست هدف غایی خلقت را که کشف و شکوفایی استعداد انسان¬هاست را در نظر گرفته و سپس آن‌ها را از بالقوه به بالفعل تبدیل نمود. این کمال انسانی است و آرمان‌شهر نیز چیزی جز این نیست. اجمالاً می‌توان گفت که رسانه در آن افق، غفلت¬زا نیست و به تذکر انسان می‌انجامد. تجربه نیز اثبات نموده که در فضای جهانی هرجا که به زبان فطرت انسانی و جهانی، و اخلاق و پیام¬های رشد انسان، سخن رانده شود، امکان نفوذ به عمق میدان قلب و ذهن مخاطب فراهم می‌گردد. لذا هیچ چشم‌اندازی بالاتر از جامعه مهدوی و شرایط عصر ظهور حضرت ولیعصر نیست. چراکه در آنجا همه مخاطبان رسانه که شهروندان امت واحده در جامعه مهدوی هستند،‌ به حد اعلای کمال و تعالی خود رسیده‌اند.
این وضع مطلوب به همراه برآوردی که از وضع موجود نیروهای رسانه‌ای خودی و غیر تهیه گردیده، می‌بایست به مرجع تصمیم‌گیری متمرکزی ارجاع شود تا آنکه در یک مجموعه ویژه، اتخاذ تصمیم و طراحی یکنواخت و یکپارچه آرایش رسانه‌ای مطلوب صورت گیرد. اما پس از طی این مراحل برنامه‌ریزی، برای طراحی آرایش رسانه‌ای چه گام‌هایی باید طی شوند.
گام اول طراحی آرایش رسانه‌ای در برنامه‌ریزی،‌ ‌تنظیم اصول و قواعد طراحی آرایش است. اصول و قواعد آرایش رسانه‌ای بخشی از برنامه‌ریزی می‌باشد که گزاره‌های کلان طراحی آرایش رسانه‌ای باید در قالب چهارگانه رسانه، پیام، مخاطب و استراتژی¬های مدیریتی طبقه‌بندی شوند که به‌صورت مبسوط در فصل چهارم تحقیق به آن پرداخته شد.
گام دوم طراحی آرایش رسانه‌ای، تعیین نوع آرایش رسانه‌ای است. به‌طورکلی، آرایش نظامی برای طراحی عملیات، آفندی، پدآفندی و آرایش در شرایط صلح می‌باشد. ابتدابه‌ساکن باید نوع عملیات مشخص شود تا بر اساس اینکه عملیات ما از نوع آفندی است و یا پدآفندی، نیروهای خود را چینش نموده و آرایش بگیریم. نکته مهم‌تر اینکه، نوع آرایش ما در حالت متقارن و نامتقارن، متفاوت است که می‌توان آن را به حالت پدافندی نسبت داد. این موضوع به‌راحتی می‌تواند با حوزه رسانه تطبیق یابد. نکته آنکه عموم آرایش‌های رسانه‌ای موردنظر کارشناسان،‌از نوع متقارن بوده و بعد نامتقارن آن‌که به‌سختی به چنگ ذهن می‌آید، مدل مطلوب‌تری برای آرایش صداوسیمای جمهوری اسلامی می‌باشد. حتی دکترین نظامی جمهوری اسلامی نیز بر همین مؤلفه استوار است.
گام سوم طراحی آرایش رسانه‌ای ، تفکیک پارادایم می‌باشد. تمیز و سپس تفکیک مفاهیم دو پارادایم اصالت خدا (تئوئیسم ) و اصالت بشر(اومانسیم ) از آنجایی ضروری است که این دو پارادایم نسبت به یکدیگر متناقض¬اند و درغلطیدن مخاطب و رسانه در ورطه التقاط میان این دو، موجب ضلالت مخاطب به‌جای رشد آن‌ها می‌گردد. همچنین ازآنجاکه جمهوری اسلامی ایران در منازعه پارادایمی با غرب قرار دارد،‌ رسانه‌های آن نیز در این منازعه درگیر هستند و این یک رقابت دشوار و صعب را در سپهر رسانه‌ای به همراه دارد. لذا ضرورت دارد که در همان ابتدای آرایش رسانه‌ای، صداوسیما پارادایم خود را از پارادایم دشمنان و معارضان خود تفکیک نماید.
گام چهارم طراحی آرایش رسانه‌ای، تعیین حوزه نفوذ تمدنی است. که ‌ با اجماع نخبگان برای تعیین اولویت‌ها و کانون تمرکز تمدنی صورت می‌گیرد و در برآورد وضعیت خودی بدان پرداخته‌شده بود و شناخت آن حاصل شده بود، که شامل شناخت منافع ملی نظام و شناخت حوزه نفوذ تمدن و کانونی که تمدن ما ¬باید بر روی آن تمرکز نماید، می‌شد. در این گام از سلسله اقدامات طراحی آرایش رسانه‌ای، باید آن را به‌صورت عملیاتی تبیین نمود.
گام پنجم از مراحل طراحی آرایش رسانه‌ای به تنظیم حوزه‌های آرایش رسانه‌ای مربوط می‌شود. لذا باید بررسی نمود که نیازهای جامعه و مخاطب و نظام را که در گام قبل برآورد نموده‌ایم و همچنین منافع ملی،‌ اولویت¬های تمدنی و نظام و کانون تمرکز تمدنی را که مبتنی بر پارادایم اعتقادی خود تعیین نموده‌ایم، اکنون در چه چارچوب و حوزه‌های رسانه‌ای می‌توانیم وارد نماییم. نام این اقدام را «تنظیم حوزه‌های آرایش رسانه‌ای»‌ نامیده‌ایم. این حوزه‌های آرایش رسانه‌ای به ترتیب شامل آرایش جغرافیایی در سطح ملی و منطقه‌ای و بین‌المللی و تعیین سهم برودکست و برودبند؛ آرایش مخاطب، آرایش نیروی انسانی و درنهایت، آرایش قالب¬های رسانه‌ای می‌گردد.
گام ششم از مراحل طراحی آرایش رسانه‌ای به تبیین اهداف،‌ مأموریت و چشم‌انداز و انتشار‌ مربوط می‌شود. هر رسانه‌ای باید در ابتدا مأموریت خود و سپس چشم‌انداز و اهداف خود را تعیین کند و آنگاه با درنظر گرفتن آن‌ها آرایش بگیرد. همچنین علاوه بر چشم¬انداز، اهداف و مأموریت کلی، هر شبکه باید در ابتدا مأموریت خود و سپس چشم¬انداز و اهداف خود را تعیین کند و آنگاه با درنظر گرفتن آن‌ها خودش را در نظام رسانه‌ای داخلی و سپس جهانی تعریف نماید و آرایش بگیرد. با تعیین نقش هر شبکه در نسبت با کل،‌ یک جبهه‌بندی رسانه‌ای در مواجهه با رسانه‌های غیر شکل گرفته است که براساس همان مأموریت کلی، در سطوح پوشش تعیین شده و برمبنای استراتژی‌ها و سیاست‌های مشخص شده کلی سازمان رسانه‌ای و برای حفظ و تأمین نیاز مخاطب و جامعه و نظام و برای تحقق منافع ملی و اولویت‌های تمدنی به این مواجهه می‌پردازد. پس از آن، محتوای موردنظر نیز برحسب نیازها و اولویت‌های گفته شده، باید به فرمول-بندی پیام انجامیده و با تعیین تاکتیک¬ها و تکنیک‌های رسانه‌ای آزموده شده، به طراحی و پوشش پیام در ژانرها و گونه‌های رسانه‌ای مختلف و متناسب با رده‌بندی و تفکیک‌های مخاطب، ضمن انتخاب ابزار و قالب رسانه‌ای مناسب، پیام‌های تولید‌شده را منتشر نمود.
گام بعدی اقدام مدیریتی در الگوی آرایش رسانه‌ای «سازمان‌دهی» می‌باشد. نهادسازی ازجمله مواردی است

  • 1