دانلود پایان نامه

به تشخیص متخصصان روان شناس و روان سنج ، دارای تواناییهای برجسته اند وقادربه انجام اموردرسطحی عالی میباشند.او عقیده دارد که این کودکان دارای توانایی های فوق العاده در یک یا چند زمینه از شش زمینه زیر هستند .
توانایی هوش کلی : این تواناییها ، بوسیله آزمونهای میزان شده هوش و توسط متخصص سنجیده می شود .
استعداد درسی ویژه : توسط آزمونهای پیشرفت تحصیلی اندازه گرفته می شود .
توانایی فکری آفریننده ، ابتکاری و مولد : دارای افکاری به طرزغیرعادی ابتکاری بوده‌و جنبه خلاقیت دارد.
توانایی رهبری :توا نایی نفوذ در دیگران را داشته و می توانند آنان را در جهت مورد نظر خود هدایت نمایند .
ذوق و استعداد هنری : افرادی که دارای ذوق و استعداد فوق العاده در زمینه های موزیک،شعر،نقاشی،رهبری ارکستروازاین دست هستند .
توانایی حرکتی فوق العاده: افرادی که معمولاً درمدرسه‌ بعنوان قهرمان دریکی از ورزشها شناخته می شود(معافی،رون،1393)
2-3-3- تفاوت ظریف بین تیزهوش بودن و با استعداد
افراد تیزهوش درهوش کلی برجسته اند یعنی عملکرد آنان درکلیه امور از متوسط همسالانشان بیشتر است .
اما افراد با استعداد عملکردشان در کلیه امور ازمتوسط همگنان خود برترنیست بلکه در یک یا چند زمینه ویژه ، فوق العاده برجسته اند.(اژه ای،1383) .
2-3-4- خصوصیات عمومی تیز هوشان
در یادگیری زبان، خواندن، هنر،ادبیات، علوم وریاضیات از سایر کودکان جلوتر می باشند. توجه وعلاقه این کودکان به سوی مسائل مختلف است ودارای سرگرمی های مختلف بوده واز نظر قد و وزن وتکامل جسمانی سالم وتوانا هستند. در راه رفتن وسخن گفتن از دیگر کودکان جلوتر هستند.تمایل به رهبری گروه دارندوبه رفاه دیگران علاقمندند(افروز،1389).
2-3-5- خصوصیات شخصیتی تیز هوشان
این کودکان دارای نیروی سازش بیشتر ی هستند ودر برابر ناملایمات از اعتماد به نفس وثبات عاطفی بیشتری برخوردارندواز دیگر خصوصیات آن‌ها استقلال طلبی آن‌هاست.کمتر به دیگران متکی بوده وافرادی مستقل هستند. از نظر استدلال ، قضاوت ورد وبدل کردن تجارب برترند(مقدم،1388). شوخ وبذله گو هستند، دور اندیش واعتقاد واقع بینانه ای نسبت به خود دارند(کاظمی حقیقی،1376).
2-3-6- چگونگی طراحی برنامه های آموزشی برای تیزهوشان
برنامه های آموزشی باید مستقیماً براساس نیازها، علائق،توانایی‌ها،درجه تحصیلی و قدرت آفرینندگی آنان انجام شود .
2-3-6-1- انواع برنامه های آموزشی
1- غنی سازی برنامه های آموزشی در مدارس عادی
اگر به دانش آموز تیزهوش اجازه طی کردن سریع کلاسها داده نشود ،برای این که برنامه در خور توانایی او باشد،می توان برنامه معمولی را غنی کرد.
2-3-6-2- راههای غنی تر کردن برنامه های آموزشی
1- ارائه کردن مطالب اضافی و مفید درباب موضوع موردعلاقه دانش آموز
2- گروه بندی دانش آموزان در کلاس ، بنحوی که دانش آموزان تیزهوش باهم قرارگیرند.
3- بوجود آوردن امکان یادگیری‌های اضافی
4- فراهم کردن امکانات وفرصت کافی برای تجربه کردن
5- استخدام یک معلم آموزش ویژه برای تیزهوشان
6- بکارگرفتن رسانه های مختلف به عنوان ابزار آموزشی
7- در نظرگرفتن معیارهای تحصیلی بالا برای تیزهوشان
گالاکر معتقد است که این برنامه ها باید به گونه ای تنظیم شوندکه شش مهارت رادرآنان تقویت کند(گالاکر،1997،مهدی زاده،1387).
2-4- پیشینه پژوهش‌
2-4-1 – پیشینه داخلی :
رحیمیان بوگر، محمدی فر، نجفی ودهشیری(1392) ،در پژوهشی با عنوان تأثیر مهارت‌های زندگی بر سلامت روان دانشجویان دانشگاه سمنان دریافتند که آموزش مهارت‌های زندگی به طور معناداری سلامت عمومی دانشجویان گروه آزمایش را بهبود بخشیده است و باعث کاهش معنادارعلائم نشانه‌های بدنی، اضطراب وبی خوابی، اختلال عملکرد اجتماعی و افسردگی گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل شده است. همسو با نتایج به دست آمده‌ی این پژوهش علی مدد، زهرا(1392) ،در پژوهشی به بررسی تأثیر آموزش مهارت‌های زندگی بر سلامت روان نوجونان پرداخت ویافته ها نشان دادند که آموزش مهارت‌ها درنشانه های جسمانی وکارکرد اجتماعی وکاهش نمره های اضطراب و افسردگی نوجوانان تأثیر معناداری داردو در ارتقای سطح سلامت روان تأثیر گذار است.در همین راستا شاویسی زاد(1391)، در پژوهشی به بررسی تأثیر آموزش مهارت‌های زندگی برسلامت روان فرزندان شاهد وایثارگرپرداخت .یافته ها نشان دادند که آموزش مهارت‌های زندگی به طور معنی داری موجب کاهش شکایت جسمانی، علائم افسردگی و اضطراب و موجب افزایش سلامت روان گروه آزمایش شده است.
آبکنار،عاشوری،پورمحمدرضای تجریشی(1391)، در پژوهشی با عنوان بررسی تأثیر آموزش مهارت های زندگی بر مهارت های شناختی، رفتاری، هیجانی و انگیزشی دانش آموزان با اختلال ریاضی به این نتیجه رسیدند که آموزش مهارت های زندگی بر مهارت های شناختی، رفتاری، هیجانی و انگیزشی دانش آموزان با اختلال ریاضی اثر معنی داری داشت. با توجه به این که تقویت این مهارت ها منجر به خودتوانمندسازی اجتماعی دانش آموزان می شود، برنامه ریزی جهت آموزش مهارت های زندگی به دانش آموزان با اختلال ریاضی اهمیت ویژه ای دارد.
قاطع زاده، عبدالامیر(1390)، در بررسی تأثیر آموزش مهارت‌های زندگی بر سلامت روان دانشجویان دختربه این نتیجه دست یافت که آموزش مهارت‌های زندگی منجر به افزایش سلامت روان دانشجویان شده است. همسو با این پژوهش نیز خدابخش،
منصوری(1390) ،در بررسی تأثیر آموزش مهارت‌های زندگی بر سلامت روان افراد ، یافته ها نشان دادند که آموزش مهارت‌های زندگی بر سلامت روان افراد تأثیر داشته وباعث افزایش سلامت روان افراد می گردد.
در پژوهشی که خلعتبری وعزیز زاده حقیقی (1390)، در مورد تأثیر آموزش مهارت‌های زندگی وراهبردهای مقلبه با فشار روانی بر سلامت روان دانشجویان دختر انجام دادند یافته ها نشان داد که،آموزش مهارت‌های زندگی (05/0p) به طور معناداری موجب افزایش سلامت روان در دانشجویان می گردد. همچنین در مقایسه تأثیر آموزش راهبردهای مقابله با فشار روانی با آموزش مهارت‌های زندگی مشخص گردید که آموزش راهبردهای مقابله با فشار روانی تأثیر بیشتری نسبت به آموزش مهارت‌های زندگی بر افسردگی دانشجویان دختر دارد.
درپژوهشی که‌توسط نعمتی سوگلی تپه و همکاران ( 1388) ، تاثیر آموزش گروهی مهارت‌های زندگی را در کاهش نشانه های اضطراب و افسردگی پس از پیوند عروق کرونر را بر روی 40 بیمار مبتلا به بیماری کرونری قلب را که برای اولین بار مورد عمل جراحی قرار گرفته بودند با انتخاب دو گروه شاهد وگواه را بررسی نمودند. یافته ها نشان دادند که برنامه آموزش گروهی مهارت‌های زندگی بطور معنی داری نشانه های اضطراب و افسردگی را در بیماران گروه آزمایش کاهش داد )001/0 p (چنین تغییری در بیماران گروه گواه دیده نشد بین دو جنس از لحاظ اثر بخشی آموزش گروهی ، تفاوت معنی داری وجود نداشت.
نتابج پژوهش یوسف پور،گروسی(1388)، نشان داد که آموزش مهارت‌های زندگی باعث افزایش و بهبود سلامت روان و کاهش علائم جسمانی و اضطراب معلولان جسمی بهزیستی شهرستان تبریزشده است.
حاج امینی و همکاران) 1387 ( ، در مطالعه ای که بر روی دانش آموزان مقطع راهنمایی یکی از شهرک های تهران با استفاده ازپرسشنامه 21 dass انجام داده بودند ، تاثیر آموزش مهارت‌های زندگی را بر روی واکنش های هیجانی نوجوانان بررسی نمودند. در این مطالعه در هر دو گروه آزمایش و کنترل 30 نفر بطور تصادفی جایگزین شده بودند و مهارت‌های زندگی طی 5 جلسه به آنها آموزش داده شده بود ، بعد از 6 هفته که از آنها پس آزمون بعمل آمد نتایج نشان دادند که بین قبل و بعد از آموزش در بعد استرس ، اضطراب و نمره کل واکنش های هیجانی تفاوت معنی دار آماری وجود دارد ولی از نظر افسردگی این اختلاف فاقد تفاوت آماری معنی دار بود. در این پژوهش پژوهشگران نتیجه گرفتند که از طریق آموزش مهارتهای زندگی می توان میزان استرس ، اضطراب و بطور کلی واکنش های هیجانی نوجوانان را کاهش داد .درهمین راستا شفیع آبادی وهمکاران(1387)پژوهشی با عنوان اثربخشی آموزش مهارت مدیریت استرس برافزایش سلامت روان دانشجویان انجام دادند که نتایج یافته ها نشان داد که آموزش مهارت مدیریت استرس باعث برافزایش سلامت روان وکاهش نشانگان جسمانی، اضطراب، اختلال در عملکرد اجتماعی وافسردگی می شود.
درپژوهشی‌طارمیان و همکاران (1387) ، اثر بخشی برنامه ی آموزش مهارت‌های زندگی به منظور پیشگیری از مصرف مواد مخدر در دانش آموزان دوره ی راهنمایی را بر روی 1862 دانش آموز دختر و پسر شهر و شهرستانهای تهران را که در مقطع اول راهنمایی مشغول به تحصیل بودند ، در دو گروه آزمایشی و کنترل بررسی نمودند. یافته های این مطالعه نشان دادند که میانگین نمرات دانش آموزان به لحاظ افزایش اطلاعات درباره مواد، تغییر نگرش نسبت به مواد و کسب مهارت‌های مورد نظر در مرحله پس از آزمون ، تفاوت معنی داری با همین نمرات در مرحله ی بیش آزمون داشت. پژوهشگران بطور کلی نتیجه گرفتند که آموزش مهارت‌های زندگی سبب افزایش سطح مهارت‌های دانش آموزان گروه آزمایش شد. از اینرو این برنامه بمنزله یک عامل حفاظت کننده به کاهش مصرف مواد مخدر در سال های بعد می تواند حائز اهمیت باشد.
حداد فرید (1387)، در پژوهش خویش به این نتیجه دست یافت که آموزش مهارت‌های زندگی با افزایش شایستگی های اجتماعی و ارتقای سطح روابط بین فردی نوجوانان ارتباط قاطع دارد .
امیرراشد(1387)، در پژوهشی به بررسی اثر بخشی آموزش مهارت‌های زندگی در توانایی کنترل خشم وپرخاشگری نوجوانان پرداخته است . یافته ها نشان داد، آموزش مهارت‌های زندگی و راهبردهای مقابله با فشار روانی به طور معنادار موجب افزایش سلامت روان می گردد.در همین راستا پژوهش گلزاری (1386) نیز نشان داد که میانگین نمرات نشانه های بدنی دانشجویانی که به میزان کمی از مهارتهای زندگی برخوردارهستند به طور معناداری بالاتر از دانشجویانی است که میزان آگاهی آنان از مهارت ها زیاد است.
در پژوهشی پاشا و یادآوری (1386)، به این نتیجه رسیدند که آموزش مهارت‌های زندگی ، سلامت عمومی آزمودنی ها را بهبود می بخشد.
خوشابی و همکاران (1386)، در پژوهشی که بر روی 585 نفر از دانشجویان دختر شهر تهران در زمینه میزان آگاهی آنها از مهارت‌های زندگی انجام شده بود ، نتایج حاصله نشان دادند که3/9درصد از آنها آگاهی ضعیفی از مهارت‌های زندگی دارند ، 5/47 درصد آگاهی در حدمتوسط و2/43 درصد آگاهی درحد خوبی داشتند. همچنین در این تحقیق نتایج نشان داده است بین مقطع تحصیلی دانشجویان و میزان آگاهی آنها رابطه معنی دار (05/0p ) و بین عوامل جمعیت شناختی مورد بررسی و میزان آگاهی آنها رابطه معنی داروجود نداشت.
حق شناس، چمنی، فیروزآبادی (1385) در پژوهشی نشان دادند که دانش آموزان تیزهوش از سطح سلامت روانی بهتری نسبت به دانش آموزان عادی برخوردار هستند .
درپژوهشی‌که‌توسط حقیقی و همکاران، ( 1385 )
نشان دادند که آموزش مهارت‌های زندگی موجب افزایش سلامت روان و عزت نفس دانش آموزان دختر گروه آزمایش در مقایسه با گروه گواه می شود.
در پژوهشی که توسط ثمری و لعلی فاز ( 1384 )، نشان دادند که آموزش مهارت‌های زندگی در مجموع موجب بهبود نسبی شاخص‌های سلامت روان(استرس خانوادگی و پذیرش اجتماعی) در گروه‌های شرکت‌کننده می‌شود.
در پژوهشی‌دیگر که توسط وردی (1383) ، انجام شد تاثیر آموزش مهارت های زندگی بر ابراز وجود، عزت نفس و مسئولیت پذیری دانش آموزان دختر سال اول متوسطه ناحیه یک اهواز مورد بررسی قرار گرفت نتایج  نشان داد که آموزش مهارت های زندگی بر سلامت عمومی ، عزت نفس و خود ابرازی دانش آموزان تاثیر مثبت داشته و موجب افزایش معنی دار هر کدام از متغیر ها شده است.در همین راستا نیزدر پژوهشی که توسط یادآوری(1383)،صورت گرفت تاثیر آموزش مهارت های زندگی بر سلامت عمومی و عزت نفس وخود ابرازی دانش آموزان دختر سال اول مقطع متوسطه شهرستان اهواز مورد بررسی قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان داد که آموزش مهارتهای زندگی


دیدگاهتان را بنویسید