ج. بهمن ۴ام, ۱۳۹۸

دروسی که کودکان می‌توانند از Breath of the Wild بیاموزند

هیچوقت والیدن نگاه مثبتی به بازیای ویدیویی نداشتن. عموما این بازیا به عنوان منابعی واسه گسترش خشونت، بی اخلاقی و… شناخته شدن که نمیشه اونو ندیده گرفت یا بطور کامل رد کرد.

اما تحقیقات و بررسیا نشون میده همین بازیای ویدیویی می تونن بستری مناسب جهت آموزش و تربیت درست کودکان بسازن که نمونه اون به سختی در کلاسای درس پیدا شه. بر همین پایه بازیا و سرگرمیای مجازی زیادی شکل گرفتن تا با هدفی خاص به آموزش کودکان بپردازند.

اما جدا از کالاهایی که با دقیق شدن و فوکوس کردن بر این فرض ساخته و پرداخته شدن، میشه در وجود بازیای ویدیویی عادی هم نکات عمیق بسیار زیادی رو پیدا کرد که تاثیر مثبتی بر آموزش کودکان می ذارن. یعنی در ضمیر ناخودآگاه اونا اطلاعاتی رو حک می کنن که شاید تبدیل به مهم ترین درس زندگیشون شه.

درادامه مطلبی از کالین کمپبل (Colin Campbell)، نویسنده سایت  Polygon درخصوص تجربه شخصی اش از تاثیر The Legend of Zelda: Breath of the Wild بر رابطه اون و پسر هفت ساله اش رو می خونیم که درآخر ختم به بیان ده تاثیر مهم این بازی بر کودکان از نگاه اون می شه.


در کنار تموم خوبیا و خصوصیات مثبت The Legend of Zelda: Breath of the Wild که به شکل شخصی اونا رو تجربه کرده بودم، ورود این بازی به خونه ام اثرات خاصی بر رابطه من و پسر هفت ساله ام گذاشت. پسرم از حضور در دنیای زلدا حال می کنه و روزانه تموم نتیجه های کار و کشفیاتش رو با من به اشتراک میذاره.

زمانیکه تصمیم میگیرم تا درآخر کنترلر رو از اون بگیرم و چند ساعتی رو صرف بازی کردن کنم، کنارم می شینه و شروع به نصیحت کردن من می کنه. این مسئله موجب شده تا رابطه جدیدی بین من و پسرم شکل بگیره و رابطه پدر – فرزندیمان رو فوق العاده صمیمی تر کنه.

زلدا بستری داره که موجب می شه درحین تجربه اون از حضور فردی دیگه در کنارم لذت ببرم. اما این بازی همیشه نیازمند حضور یه همراه نیس و پسرم ساعتای زیادی رو صرف گشت و گذار در دنیای رویایی اون می کنه.

این گشت و گذارها ختم به یادگیری و درک مسائل و درسایی می شه که تنها مختص بازی و راه حلی جهت ساده تر کردن راه پیش رو نیس، بلکه در دنیای واقعی هم می تونه واسه اون بسیار به درد بخور باشه.

خیلی از بازیا (از داستانای ماجراجویی گرفته تا شوترهای اول شخص) در بطن داستانی که روایت می کنن و حوادثی که به تصویر می کشن، درسای مفیدی رو دارن که می تونن زندگی ما رو دچار تغییر کنن.

اما نینتندو با The Legend of Zelda: Breath of the Wild کاری کرده که این بازی حتی واسه کودکان هم می تونه فوق العاده آموزنده باشه و تجربه حضور در دنیای اون تاثیر خیلی عجیبی در دیدگاه و تفکر اونا بزاره.

این مسئله درخصوص زلدا اونقدر جدیست که شخصا این بازی رو به عنوان یکی از زمینه های تربیتی و آموزشی فرزندم انتخاب کردم تا درقالب یه سرگرمی کامپیوتری بتونم درسای مهمی از زندگی رو به اون بیاموزم.

در آخر مهم ترین دروسی که زلدا می تونه به کودکان بیاموزد رو به صورت جدا شده از هم تشریح می کنم تا شاید شمام بتونین از اونا در راه تربیت و آموزش کودکانتون استفاده کنین.

حس عادی

بازیای نقش آفرینی بر یه اصل دلالت می کنن و اون انتخاب درست در لحظه س. در خیلی از مواقع این انتخاب شامل دو گزینه س، حمله یا عقب نشینی؟ گذر از راه ساده یا زدن به دل شلوغی؟ انتخاب زره ای مقاوم یا سلاحی مرگبار؟

تموم این انتخابای مربوط به جنگاوری، اجزاء اصلی Breath of the Wild حساب می شن. اما طراحی بازی موجب می شه تا هر حرکت جزئی از حس عادی شما حساب شه و مستقیما از اون نشئت گیرد.

با سر رسیدن شب و وقتی که می خوام آتشی دست و پا کنم، نیازمند چوب، سنگ چخماق و محلی هستم که خشک و به دور از رطوبت باشه. وقتی که نزدیک اسبای وحشی هستم، باید با احتیاط برخورد کنم، مخصوصا زمانیکه پشت سر اونا هستم. وقتی که مشغول راه رفتن زیر طوفان و رعد و برق هستم، باید از وسایل فلزی دوری کنم. وقتی که می خوام راهی رو شنا کنم یا از ارتفاعی بالا بروم، باید فاصله رو درنظر بگیرم تا انرژی ام تموم نشه.

 

ما با یه بازی واقع گرایانه مواجه نیستیم، Breath of the Wild براساس فانتزی و تو یه دنیای غیرواقعی ساخته شده. در دنیای حقیقی نمی تونیم بین درگیری با خوردن یه ماهی پخته آسیب وارد شده رو بازسازی کنیم و تنها افراد محدودی در جهان هستن که می تونن با گلاید کردن جون خود رو از سقوط نجات بدن.

اما این رقابتای کوچیک چیزی بالاتر از ساختارای عادی بازی هستن و تبدیل به رقابتایی شدن تا واقعیت رو به تصویر بکشن. این اتفاقات داستانی فرعی رو بازگو می کنن، اینکه شخصیت بازی یعنی لینک موجودی فانیه، مثل تموم آدمای این کره خاکی و بخاطر همین مسئله س که باید توجه خاصی به سلامت خود داشته باشه.

توصیف حضور در دنیای خطرناک و وحشی یکی از لازم ترین درس هاییه که والدین به فرزندان خود یاد می گیرن. Breath of the Wild یه مثل ساز فوق العاده از این شرایطه و باعث می شه تا همه درسای نیاز به زیبایی و با ظاهری طبیعی و قابل فهم به کودکان آموزش داده شه.

حس کنجکاوی

آخرین بازیی که پسرم از تجربه اون لذت برد Knack 2 بود. دنیای این بازی مثل Breath of the Wild پر از موجودات عجیب و غریب و مکانایی تاریخیه. اما داستان و بخش مهیجِ Knack 2 موجب می شه تا خطی میان رقابتای فرعی بازی و اتفاقاتی که با اونا مواجه میشین کشیده شه.

یکی از خصوصیات اصلی لینک اینه که به دنبال ماجراجویی میره. اگه Breath of the Wild یه ساختار اصلی داشته باشه، اینه که هرچیزی رو خوب تماشا کنین. خیلی از آیتمای معمولی بازی در میان علفزارها می درخشن و آماده هستن تا اونا رو تشخیص بدین و به سراغشون برید.

اما واسه رسیدن به وسایل خاص بازی باید به بلندی کوه ها و اعماق اقیانوسا برید. زمانیکه پسرم بازی می کنه، خیلی از مواقع ماموریت اصلی خود رو رها می کنه تا در گوشه و کنار دنیای بازی به دنبال آیتما یا وسایل خاص بگردد و اونا رو پیدا کنه.

Breath of the Wild پر از این کشفیات اثر میذاره. این درسیه که می خوام پسرم خوب یاد بگیره: همیشه چیز دیگری واسه جستجو و پیدا کردن هست و کنجکاوی یه توانایی ارزشمنده چون که منتهی به شادی و حیرت زدگی می شه.

توانایی توافق و سازش

اوایل که پسرم شروع به بازی کردن کرده بود، به سرعت وارد جنگ می شد و واسه ضعیف کردن هیولاها شروع به تیراندازی به سمتشان می کرد. بعد شمشیرش رو از غلاف می کشید و تموم آدمای بد صحنه رو به خاک و خون می کشید!

Breath of the Wild اونو بخاطر این برخورد تهاجمی سرزنش نمی کنه. اگه شمشیرش بشکنه یا همه تیرهایش رو مصرف کنه، همیشه می تونه اونا رو جانشین کنه. اما به سرعت فهمید که واسه رسیدن به اهداف مورد نظرش راه های خلاقانه تری هم هست.

لینک یه منبع نامتناهی از شکلای جور واجور بمبا داره. اون می تونه خوب از پستیا و بلندیای زمین به سود خود استفاده کنه، مثلا تپه ها می تونن موقعیت مناسبی رو واسه حمله به دشمنان در اختیارش بذارن. اون حتی قدرتای جادویی دیگری هم داره، مانند تبدیل کردن آب به یخ یا کنترل کردن وسایل آهنی.

پسرم پس از یه مدت بازی کردن فهمید که راه های بسیار زیادی واسه رسیدن به یه هدف هست که ممکنه امتیازات زیادی نسبت به همدیگه داشته باشن. به عنوان یه پدر، دیدن اینکه پسرم خلاقانه تلاش می کنه تا بهترین راه واسه رسیدن به هدفش رو پیدا کنه بسیار خوش حال کننده تر از وقتیه که اونو مشغول پیدا کردن تنها راه موجود واسه موفقیت می بینم.

یکی از خصوصیات روشن هر کودک تخیل ساده و فانتزی اونه که اجازه میده خیلی راحت واسه دو تیکه چوب شخصیت پردازی کنه و اونا رو وارد یه سناریوی جذاب کنه. اما توانایی سازش یکی از بهترین درس هاییه که می تونن با یادگیری اون در زندگی خود فرقای مهمی بسازن.

Breath of the Wild با تنوع فوق العاده در آیتما، مهارت ها و فعالیتای جور واجور به کاربران این اجازه رو میده تا واسه انجام یه کار مسیرهای مختلفی رو انتخاب کنن. این همون درسیه که موجب می شه واسه تغییر دنیای واقعی خود دست به دامن روشی خاص و سورپرایز کننده شیم!

آماده سازی

در خیلی از بازیای نقش آفرینی، موفقیت وابسته به برنامه ریزیه. برحسب روبرو شدن با خطرات و شرایط جور واجور درجه بندی بالاتری به دست میاریم تا واسه روبرو شدن با شرایط و خطرات سهمگین تر آماده باشیم. Breath of the Wild هم دارای این خصوصیته، اما با یه سری فرقای کوچیک.

لینک به شکل عادی و با جلو رفتن در بازی قوی تر نمی شه. واسه قوی تر شدن نیاز داره تا به سراغ تجهیزاتی قوی تر بره و بدین صورت مقاومتش در برابر خطرات رو بالاتر ببره.

یکی از خصوصیات باحال Breath of the Wild اینه که همه اسلحه های بازی، حتی عجیب ترین اونا هم دارای یه حد مشخص واسه استفاده س و درخصوص استفاده زیادتر از اندازه می شکنن و از بین می رن. بخاطر این قبل از وارد شدن به یه جنگ بزرگ نیازه تا آمادگی اولیه رو درنظر بگیرین و با آمادگی کامل به جلو رفتن خود ادامه بدین.

Breath of the Wild شما رو مجبور می کنه تا ساعتا مشغول پیدا کردن غذا، اسلحه و آیتمایی که به شما در نبردها کمک می کنن باشین. در خیلی از مواقع شما با این سوال روبه رو میشین که وارد شدن به این مهلکه به سود من میشه یا زیان آوره؟

به شکل کلی تموم بچه ها در تشخیص چیزی که نیاز دارن با مشکل روبه رو هستن. Breath of the Wild به اونا این درس رو میده که هر رقابت نیازمند آماده سازی دقیق و با احتیاط س.

اجتماعی شدن

Breath of the Wild شامل یه سری از آدمای بامزه، رو اعصاب، پیچیده و غافلگیر کننده س!

بازی تلاش می کنه یه سری از آدمای جور واجور رو در کنار همدیگه جمع کنه که هر یک نیازها و خواسته های خاص خود رو داره. نیاز به اشاره نیس چون که این موضوع طی سالای گذشته به طور کامل مشخصه، بازیای ویدیویی تازگیا در ارائه شخصیتایی قابل باور موفقیتی باور نکردنی داشتن و این باور رو در کاربران ایجاد می کنن که در بین بازی واقعا می تونن بر این فرد تکیه کنن یا نه. اما هنوزم بازیای زیادی هستن که تنها بر تکیه بر شخصیت اصلی بازی ساخته و پرداخته شدن و کمتر به شخصیتای فرعی توجه می کنن.

آموزش این مسئله به کودکان که دنیا تنها دور محور اونا نمی چرخد بسیار سخته. بازیایی مثل Breath of the Wild به کودکان این موقعیت رو میده تا قبل از رسیدن به بزرگسالی و درک واقعی این مسئله، پیش زمینه ای درخصوص اهمیت حضور افراد جور واجور در زندگی خود بیاموزند.

کسب تجربه

این درس با کنجکاوی و توانایی سازش ربط داره، اما می خوام اونو جدا کنم و واسه اون مثال پخت و پز رو مطرح کنم.

در Breath of the Wild بازیکنان با جلو رفتن در بازی مواد اولیه بسیار متنوعی رو پیدا می کنن که می تونن از اونا در جفت و جور ظروف یا اکسیرهای جور واجور استفاده کنن که از تواناییای خاصی بهره مند هستن. درواقع این ساختار بازی رو میشه یه جور مینی گیم جذاب حساب کرد.

پسرم علاقه خاصی به مخلوط کردن آیتمای جور واجور و مشاهده خروجی اون داره. شما می تونین با مخلوط کردن بعضی آیتمای خاص تواناییای دویدن، دفاع، حمله، سرعت و… خود رو بوست کنین. حتی خوردن یه غذای خاص در خیلی از مواقع می تونه تاثیر زیادی در کارکرد شما داشته باشه.

به شخصه از ذوق و شوق پسرم وقتی که تصور می کنه با مخلوط کردن بعضی از آیتما به یه خروجی جدید رسیده حال می کنم. درواقع این ساختار بازی مانند ماینکرفته، فرقش اینه که در بطن یه ماهیتابه اتفاق میفته.

شکی نیس که دونستن ترکیب پروانه و شاخ Bokolin در زندگی آینده پسرم هیچ تاثیری نداره، اما دونستن این مسئله که تلاش واسه خلق یه ترکیب جدید ممکنه بهتر از پیروی از دستورات واسه رسیدن به نتیجه مورده خود یه درس بزرگه که بوسیله Breath of the Wild می تونه خیلی راحت به اون آموزش داده شه.

منطقی فکر کردن

بیشتر اشتیاق من واسه Breath of the Wild در این مورد بود که آزادی عمل بی اندازه و حصری رو دراختیار کاربران قرار میده تا راه خود واسه رسیدن به هدفشون رو انتخاب کنن و بدین روش از دنیای وسیع بازی بهترین استفاده ممکن انجام شده. این وسط تنها مقبره های بازی هستن که در بعضی موارد شما رو مجبور می کنن که از یه راه مشخص بگذرید تا به گنجینه درونشون دست پیدا کنین.

بیشتر اوقات در بازی با پازلایی مواجه میشین که با یه تفکر منطقی و هم اینکه با استفاده درست از قدرت هاتون مانند نگه داشتن آیتمی خاص در زمان حل می شن. اما بعضی از این پازلا اونقدر پیچیده و سخت هستن که موجب می شن مغزتون واسه پیدا کردن راه حل اونا فشار زیادی رو متحمل شه.

مقبره ها کاربر رو مجبور می کنن تا با به کار گیری آزمون و خطا و هم اینکه براساس ویژگیا و موقعیت خاص هریک راه حل لازم واسه ورود رو پیدا کنن. یکی از لذت بخش ترین لحظات Breath of the Wild هنگامیه که پسرم رو بین حل کردن پازلی که تازگیا خودم اونو حل کردم میبینم.

روشنه که سرعت عمل اون در حل این پازلا به اندازه من نیس اما تلاش خستگی ناپذیر اون واسه پیدا کردن راه حل پازلا موجب می شه تا اونو تشویق کنم.

بازیایی که با هوش سر و کار دارن موجب می شن تا حس کنیم انسانی باهوش هستیم. اما من باور دارم این مسئله تاثیر زیادی در پرورش تفکر و مغز ما واسه باهوش تر شدن داره.

معلما در مدارس اسباب و لوازم لازم جهت طراحی این پازلا رو ندارن و نمی تونن اونطور که باید و شاید فکر کودکان رو به رقابت بکشن. اما نینتندو به شکل بازیای خود خوب به اونا می آموزد که خیلی از مواقع واسه حل کردن پازلا یا معماها نیازه منطقی فکر کنن.

با ثبات بودن

همونطور که قبلا هم گفته شد اسلحه ها در Breath of the Wild موندگار نیستن و پس از یه مدت استفاده می شکنن. خیلی از این شمشیرا قدرتای متنوعی دارن که می تونین در هر جنگ از اونا استفاده کنین و اندازه مقاومت در برابر شکستن هم واسه هر یک فرق داره.

این مسئله موجب می شه تا خیلی از مواقع اسلحه اصلی و خاص خود رو نگه دارین و از اسلحه های ثانویتان در نبردها استفاده کنین. این مسئله به شما آموزش میده که همیشه باید به فکر جانشین کردن باشین و به دائمی بودن چیزی دل نبندید.

عصر حاضر، عصر دور انداختنی هاست. آموخته ایم که خیلی راحت می تونیم هرچیزی رو که نیاز نداریم دور بندازیم و بعد اونو عوض کنم. اما در Breath of the Wild می تونین از این کار دوری کنین و خیلی راحت وسایل و وسایلی که به اونا احتیاجی ندارین رو بازیافت کنین تا از مواد بدست اومده واسه ساخت و تولید وسایل دیگه استفاده کنین.

پسرم علاقه شدیدی داره تا بهترین اسلحه هاش رو حتی به قیمت سختی کشیدن و ضرر و زیان دیدن در نبردها حفظ کنه. این مسئله درنگاه اول شاید نادرست بنظر برسه، اما با توجه بیشتر فهمیدم که یه انتخاب منطقی و عاقلانه س.

احترام گذاشتن به حیوانات

درسته که در Breath of the Wild حیوانات درواقع منابع غذایی شمان تا از اونا استفاده کنین. مثلا وقتی که یه پرنده رو می ببینن به سمت اون شلیک می کنین تا از اون به عنوان مواد اولیه پخت و پز استفاده کنین.

اما همه حیوانات در Breath of the Wild زندگی طبیعی خود رو دارن و همین پرندگان اگه حضور شکارچی رو حس کنن، پرواز کرده و فرار می کنن.

شاید کشتن حیوانات در نگاه اول خشن و به دور از احترام گذاشتن به حیوانات حساب شه، اما لینک ذاتا یه شکارچیه که حتی منبع غذایی خود رو در همین مراتع پیدا می کنه. هم اینکه در بازی محدودیتی واسه نوع غذایی که انتخاب می کنین وجود نداره و شما می تونین به سراغ گوشت و شکار برید یا گیاه خوار باشین و از شکار دوری کنین.

یکی از نکات جذاب بازی رابطه نزدیک لینک و اسبا هستش. لینک می تونه اسبای وحشی رو رام کنه و بعد از اونا استفاده کنه. درزمان بازی شما فقط به داشتن یه اسب اکتفا نمی کنین و ممکنه پس از یه مدت کوتاه اسب خود رو تعویض کنین، مگه اینکه واقعا به یه اسب عادت کرده باشین و دور شدن از اون براتون سخت باشه.

پس از یه مدت حضور در دنیای Breath of the Wild، می آموزید که حیوانات چقدر می تونن واسه ما به درد بخور باشن و این یکی دیگه از دروسیه که فرزندم با تجربه این بازی خیلی راحت اونو آموخت.

صبر

هیچ کدوم از فرزندان من صبور نیستن و این مسئله درخصوص پسر هفت ساله ام شدیدا صدق می کنه. در خیلی از مواقع، وقتی که تو یه بازی با مشکلی روبه رو می شه که نمی تونه اونو حل کنه خیلی سریع به سراغ من میاد و طلب کمک می کنه.

Breath of the Wild فرق داره و پسرم درصورت برخورد با مشکلی غیر قابل حل، خود رو درگیر اون نمی کنه و به سراغ یه ماجراجویی جدید میره. این یه شکست نیس، چون که در آینده این فرصت رو داره تا برگرده و از مهارت ها و تجربیات جدیدش در حل اون استفاده کنه.

مطمئن نیستم که این موضوع رو به عنوان یه درس مهم درخصوص صبر معرفی کنم یا تنها اونو یکی از مزیتای بازی حساب کنم که موجب می شه کاربران بازی رو کنار نگذارند و بازم به تجربه اون ادامه. واسه نینتندو این یه نکته مهمه ، ایجاد تعادل بین حس خستگی و کنجکاوی.

یه ساعت ماکسیمم زمانیست که پسرم واسه یه بازی صرف می کنه و پس از این مدت بازی رو رها می کنه تا به سراغ سرگرمی جدیدی بره. اما Breath of the Wild تبدیل به اولین بازیی شده که مدت زمان زیادی بیشتری رو صرف اون می کنه.

واسه من، مشاهده بازی کردن اون بسیار خوشاینده. البته اینم بگیم که عقیده دارم بازیای فیزیکی تاثیر بسیار مفیدتر از بازیای ویدیویی مخصوصا واسه کودکان هستن.

اما Breath of the Wild یه استثناءه و این مسئله موجب می شه تا از نظر من وقتی که صرف تجربه اون می کنه حتی باارزش تر از یه بازی فیزیکی در دنیای واقعی باشه.

خیلی از دوستان من نگران یه وقتی هستن که کودکانشون صرف بازیای ویدیویی می کنن. Breath of the Wild موجب نمی شه تا این نگرانی کمتر شده بهتر شه، اما موجب می شه تا در همین زمان صرف شده درسای بسیار مهمی به کودکان آموزش داده شه که یادگیری اونا در شرایط عادی خیلی سخت باشه.