«کندری» در مقاله “دزد وقت، خدمتکار بی¬وفا” می¬گوید: «انگیزه کودکان از نشستن در پای تلویزیون با خواست بزرگترها فرق دارد. بزرگترها به اقرار خودشان برای سرگرمی به تماشای تلویزیون می¬پردازند، ولی کودکان ضمن این¬که طالب سرگرمی هستند، غالباً برای فهمیدن دنیای اطراف به تلویزیون می¬نگرند. بزرگترها معمولاً اهمیت کمتری برای تلویزیون قائلند و به آن با یک «ساده باوری آگاهانه» نگاه می¬کنند. برعکس کودکان ضمن این¬که مشغول تماشا می¬شوند، در فرق گذاشتن بین صور واقعی و خیالی مشکل دارند و این به جهت فهم محدودی است که از دنیای اطراف دارند. لذا آنان خیلی بیش¬تر از بزرگترها آسیب پذیرند» (کندری، 1374: 31). او اضافه می¬کند که کودکان جامعه شهری امروزی مدت زمان بیداری خود را بیش¬تر با تلویزیون و دیگر رسانه¬ها می¬گذارنند و جایگزین¬ها و انتخاب¬های کمتری نسبت به کودکان نسل¬های پیشین دارند. او میزان تماشای تلویزیون برای کودکان آمریکایی را روزانه بین 4 تا 5 ساعت و آخر هفته بین 7 تا 8 ساعت بیان می-کند. هرچقدر میزان تماشا بیش¬تر باشد، تأثیرپذیری نیز بیش¬تر خواهد بود. از طرف دیگر محتواهایی که در اختیار کودکان قرار می¬گیرد چیزهایی نیست که کودکان برای رسیدن به سنین بالاتر نیاز دارند. نکته مهم دیگری که کندری در مقاله خود اشاره می کند این است که کودکان امروزی در شناخت دنیا و فراگیری از آن بسیار تنها هستند. اکنون بزرگترها کمتر از پیش به بچه ها کمک می¬کنند (کندری، 1374: 35-32). … امروزه، خانواده¬ها نگرانی چندانی برای بچه¬ها نشان نمی¬دهند و مدرسه نیز در تنظیم رابطه سالم و منطقی بین کودکان و تلویزیون بی¬تفاوت است، کودکان برای جهت¬دهی به چیزهایی که این وسیله ارتباطی به آنان می¬آموزد، مجبورند روی خودشان حساب کنند (کندری، 1374: 49). در مورد کودکان ایرانی نیز می توان حدس زد به همین منوال باشد. هر چند که پژوهش علمی در این خصوص انجام نگرفته است اما به¬طور تجربی و با مشاهده کودکانی که در اطراف ما زندگی می¬کنند می¬توان گفت که والدین وقت اندکی را برای کودکان و پاسخگویی به پرسش¬های آن¬ها صرف می¬کنند، و بعضاً آن¬ها را به تلویزیون و رسانه¬ها وامی¬گذارند.
محصولات رسانه¬ای ظرفیت آموزش و اثرگذاری بر تلقی¬ها، عقاید و رفتارهای کودکان و نحوه جامعه-پذیری و اجتماعی شدن آن¬ها را دارد، هرچند که این تأثیر تابع عوامل بسیاری مثل سن، ضریب هوشی کودک، تحصیلات والدین، طبقه اجتماعی، چگونگی گذراندن اوقات فراغت، کیفیت تماشا، میزان تماشا، شکل و ساختار خود برنامه¬ها دارد. اما نکته مهم در این¬جاست که نقش و تأثیر رسانه¬ها به¬ویژه در مواقعی که شخص تجربه، شناخت و آگاهی چندانی ندارد و همچنین اطلاعات درست از جایی دریافت نمی¬کند و قادر نیست از محیط شخصی خود، عقیده¬ای برای خود پیدا کند، برجسته¬تر می¬شود. همین مسئله است که باعث اهمیت یافتن تحقیق در محتواهای برنامه¬های کودکان می¬شود.
با توجه به آنچه در فصل اول تحقیق که شامل اهداف، ضرورت و فرضیات پژوهش بود، در فصل دوم سعی داریم به مبانی نظری طرح تحقیق، چکیده از پژوهش های صورت گرفته در این موضوع از جمله پایان نامه ها، و گزارش های پژوهشی، برسی منابع موجود پیرامون موضوع تحقیق و نقد،تحلیل و نتیجه گیری از منابع و پیشینه پژوهش بپردازیم.
2-1.1. کودک و رسانه
به کارگیری ابزارها و رسانه ‏های ارتباط جمعی به منظور دستیابی به اطلاعات، نهایت دقت و توجه را نیز طلب می‏کند؛ زیرا این رسانه‏ ها عمدتاً سلسله مراتب اجتماعی خاصی را در جامعه به وجود می‏آورند که گروه های کوچک قدرتمند، گروه وسیع طبقه متوسط و گروه کثیر عامه مردم را شامل می‏شود و البته در صدر این سه گروه، گروه بسیار معدود ثروتمندان (اعیان) قرار دارد که همواره خواست ها، معیارها و ارزش های مورد نظر خود را به کل جامعه تحمیل می‏کند و طبقات پایین تر نیز بدون آن که خودشان آگاه باشند، از آرمان های حاکم بر آن تقلید می‏کنند.(محسنیان راد، 1374: 26) از این رو بهتر است محتوای رسانه‏های ارتباط جمعی با دیدگاه های نقادانه مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد. در این گفتار، از میان رسانه‏های متنوع ارتباط جمعی، بیشترین توجه این پژوهش به انیمیشن و قالب نمایشی آن که در تلویزیون عمدتا جلوه گر است و نقش آن در جامعه ‏پذیری و فراگیری افراد، بویژه در سنین کودکی و نوجوانی معطوف شده است.
کلمه تلویزیون مفاهیم مختلفی را در ذهن ها بوجود می آورد. عده ای تلویزیون را یک سری گفتارها می -دانند که بر روی نوار ویدئو ضبط شده و از طریق استفاده از تلویزیون مدار بسته در کلاس های درسی مورد استفاده قرار می گیرد. عده ای دیگر آن را وسیله ای برای مشاهده برنامه های تلویزیونی در مراکز آموزش می دانند. بعضی آن را یک رسانه آموزشی برای برقراری یک ارتباط خلاق و عده ای دیگر آن را یک وسیله نمایش دهنده برنامه های تفریحی و خبری می دانند. در موضوع کودک و تلویزیون کتاب ها و تحقیقات زیادی نوشته شده است که به دلیل اختصار از تکرار مطالب آنها گذر می کنیم.
امروز تماشای تلویزیون محبوبترین سرگرمی در دنیاست مک لوهان معتقد بود که تمام رسانه های گروهی در واقع مصادیق چشم بشر هستند. وقتی رادیو به مثابه گوش و روزنامه یا کتاب به عنوان چشم مورد استفاده قرار گرفت، تلویزیون نیز وسیله ای برای استفاده چشم و گوش در نظر گرفته شد که موجب تقویت اطلاع رسانی به سیستم عصبی انسان می شد (مک کوئین، 1384: 16). اما تلویزیون را آنگونه که جان فیسک تصریح می کند، می توان «یک عامل فرهنگی»، به ویژه تولید کننده و توزیع کننده معانی دانست. درواقع برنامه هایی ایجاد می کند که سرشار از معانی بالقوه هستند و تلاش می کند این معنادار بودن را کنترل و آن را به سوی معانی ای که خود ترجیح می دهد سوق دهد که نتیجه ایدئولوژی غالب باشد (Fisk, 1999: 4).
امروزه تعدادی زیادی از شبکه های ماهواره ای گوناگون صرفا به پخش برنامه های ویژه کودکان روی آورده اند که نشاندهنده حجم روز افزون نیاز در این زمینه است. شبکه هایی مانند Baby Tv یا شبکه الأطفال الجزیره یا MBC3 به عنوان نمونه قابل ذکر هستند.
مخاطب قرار دادن کودکان و نوجوانان یکی از تکنیک های 19 گانه پروپاگانداست. به دو دلیل کودکان و نوجوانان مخاطبان مناسبی برای پروپاگاندا محسوب می شوند. 1- کودک و نوجوان یادگیری شان سریعتر و راحت تر است. 2- کودک و نوجوان بر روی بزرگتر ها تاثیر و نفوذ دارند. تجربه ای که کمونیست ها در این زمینه دارند راه اندازی تشکل های پیش آهنگی است. کودکان و نوجوانان را سازماندهی می کردند و هر کدام را در یک دسته مسئول و عهده دار انجام بخشی از مسئولیت هایی که در آینده برای یک کمونیست بودن لازم بود می کردند و البته بعضی تسهیلات و امکانات را نیز برای اعضای خود فراهم می کردند تا عامل جذب کننده ای باشد. (محسنیان راد، 1387: 14)
همچنین به دلیل اینکه در عمده مهدهای کودک و پیش دبستانی ها در میان ساعت های آموزشی برنامه های انیمیشن برای کودکان پخش می شود و کودکان در سنین دبستان پس از ساعات درسی معمولا وقت زیادی را مقابل تلویزیون و به تماشای انیمیشن می پردازند، دریافت پیام های انیمیشنی را در میان این کودکان بهتر می توان سنجید. به این دلایل مخاطبان پژوهش را در این پایان نامه کودکان ساکن شهر تهران با بازه سنی8-7 سال در نظر می گیریم. با این مفروض قطعا پیام های شناسایی شده در دو حوزه مخفی و آشکار نیز متناسب با ادراک کودکان گزینش خواهد شد.
2-1.2. تاثیر تلویزیون بر رفتار و تربیت
“با ورود یک دستگاه تلویزیون به خانه، تغییراتی در شیوه رفتاری افراد خانواده دیده می شود اکثر گردهم آیی های شبانه خانواده به دور تلویزیون و به خاطر برنامه های آن است “(اعزازی،1373: 53). تلویزیون گروه خانواده را دور خود متمرکز می کند (مارتینز، 1354 :108). البته روشن بودن تلویزیون حتی با وجود عدم توجه و تماشای اعضاء خانواده نشان از نوعی عادت نیز دارد. بوردیو اندیشه ی «عادت» را برای مشخص کردن نظامی از گرایش های فرهنگی برگرفته از اجتماع و کنش هایی که مردم را از دیدگاه شیوه زیستی از هم متمایز می کند ،زنده و دوباره مطرح کرد . عادت، تمام پهنه ی فرهنگی – تولید، ادراک و ارزیابی کنش های روزمره – را در بر می گیرد (لال،1379: 104). ماکوزه می گوید نظارت اجتماعی باعث شده تا نیاز مقاومت ناپذیر به تولید و مصرف زائد، نیاز به کار خرفت کننده که در واقع ضروری هم نیست ، نیاز به فراغتی که این خرفتی را ستایش و تداوم بخشد پیدا می شود .(کازینو،1364 :169)
لال کاربرد های اجتماعی تلویزیون را اینگونه عنوان می کند:
آسان سازی ارتباط : نمایش تجربه ها ، زمینه های مشترک ، ورود به گفتگو ها ، کاهش دل نگرانی ، فراهم آوردن موضوع برای گفتگو ف مشخص کردن ارزش ها
وابستگی / روی گردانی : تماس یا روی گردانی جسمی و کلامی ، همبستگی خانوادگی ، آرامش دهنده به خانواده ، کاهش برخورد ، نگهداری پیوند ها
آموزش اجتماعی : تصمیم گیری ، نمومه برداری رفتاری ، حل دشواری ها ، انتقال ارزش ها، مشروع سازی ،پراکندن دانسته ها ، جایگزین آموزش مدرسه ای
کارآمدی / چیرگی : انجام نقش اجتماعی ، تقویت نقشه ، عرضه داشت نقش های جایگزین، اعتبار روشنفکرانه ، اعمال قدرت ، دروازه بانی خبر ، آسان سازی گفتمان (لال،1379: 106).
تلویزیون به صورت تدریجی می تواند اثرات خود را بر بینندگان باقی گذارد. کودکان و نوجوانان هر کدام با توجه به ویژگی هایی که دارند بطور متفاوت از این رسانه تأثیر می پذیرند. در اکثر جوامع، بیشتر مخاطبین تلویزیونی را قشر کودکان و نوجوانان تشکیل می دهند و علت این امر شاید این باشد که سرگرمی های دیگر به این راحتی در دسترس آن ها قرار نداشته است. «هیمل ویت» درباره علت جذابیت تلویزیون برای این عده معتقد است که این رسانه به آن ها این فرصت را می دهد که به ماوراء محدودیت های زندگی خود نفوذ کنند و آگاهی های جدیدی بدست آورند. موضوع بسیاری از برنامه های تلویزیون (مورد علاقه کودکان و نوجوانان) را داستان هایی تشکیل می دهد که باعث ارضاء تمایلات غیر واقعی آن ها می شود. امروزه برای والدین این مسأله عینی شده است که فرزندان آن ها جزئیات بسیاری در مورد آداب و طرز رفتار در اجتماع را از طریق تلویزیون به آسانی فرا می گیرند. بسیاری از کودکان و نوجوانان و حتی بزرگسالان تلویزیون را وسیله ای برای دیدار و دور هم جمع شدن قرار می دهند. (رشیدپور2، 1354 : 15)
«ویلبر شرام» جاذبه تلویزیون را به دو دلیل می داند:
1) لذت منفی سرگرم شدن و در جهانی تخیلی زیستن و به طور غیر مستقیم در ماجرای هیجان آور سهیم

  • 1
مطلب مرتبط :   خروس، -، مقدس، خورشید، سروش
دسته بندی : علمی