 قُل ْلا أقولُ لکُمْ عِندی خزائنُ اللهِ وَلا أعلَمُ الْغیْبَ وَلا أقولُ لکُمْ إنّی مَلَکٌ إنْ أتَّبِعُ إلّا ما یُوحی إلَیَّ قُلْ یَسْتَوی الْأعْمی وَالْبَصیرُ أفَلا تَتَفَکَّرون 
«بگو: به شما نمی گویم که خزاین خدانزد من است و علم غیب هم نمی دانم و نمی گویم که فرشته ای هستم، تنها از چیزی پیروی می کنم که بر من وحی شده است، بگو: آیا نابینا و بینا یکسانند؟ چرا نمی اندیشید.»
فرق بین پیامبر (صلی الله علیه و آله) و دیگر مردمان مانند فرق بینا و نابینا است:
 قُلْ هَل یَسْتَوی الْأعْمی وَالْبَصیرُ أفَلا تَتَفَکَّرون 
زیرا معنای جمله به طوری که از سیاق آن استفاده می‌شود این است که: اگر چه من در بشر بودن و ناتوانی مثل شمایم، لکن این دلیل نمی‌شود که من شما را به پیروی از خود دعوت نکنم برای این که خدای تعالی مرا با وحی خود به معارفی آشنا کرده که شما از آن محرومید در نتیجه فرق من با شما مثل تفاوتی که بینا و نابینا در عین این که در انسانیت مشترکند در اوضاع و احوال آن دو حکم می کند که باید نابینا پیروی بینا را بکند، همچنین جاهل باید عالم را متابعت بکند.
برنامه‌های عملی همیشه مؤثرترین برنامه‌هاست، چون عمل؛ حکایت از ایمان عمیق انسان به گفتارش می‌کند و سخنی که از دل برآید لاجرم بر دل نشیند. همیشه وجود الگو و سرمشق‌های بزرگ در زندگی انسان‌ها وسیله مؤثری برای تربیت آن‌ها بوده است، به همین دلیل پیامبر (صلی الله علیه و آله) وپیشوایان معصوم (علیه السلام) مهم‌ترین شاخه هدایت را با عمل خود نشان می‌دادند، ولذا هنگامی که سخن از «سنّت» به میان می‌آید گفته می‌شود سنّت عبارت است از: “قول” و “فعل” و “تقریر” معصوم (علیه السلام) یعنی پیشوایان معصوم؛ سخن وعمل وسکوتشان همه حجّت و راهنماست و نیز به همین دلیل است که عصمت در تمامی پیامبران وامامان (علیه السلام) شرط است تاالگویی در همه زمینه‌ها باشند.
امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید:
«کونوا دَعاهَ النّاس بِأعمالِکُم،وَلاتَکونوا دَعاهَ اَلسِنَتِکُم»
«مردم را با اعمال خویش دعوت به سوی خداکنید نه با زبان خود.»
در قرآن کریم از برخی افراد نام برده شده که با آنکه رسول نبودند، از طریق تذکّر به عقل و یا پیروی از انبیا الهی مردم را به سوی پروردگارشان دعوت می‌کردند که از آن‌ها نیز می‌توان به عنوان یکی از راه‌های تربیت انسان‌ها در حوزه عمل و انتخاب الگو نام برد.
در قرآن کریم از این افراد با نام های مختلفی یاد کرده است؛ به طور مثال می‌توان از مؤمن آل فرعون یاد کرد. او به عنوان یک مصلح کامل در زمانی که شرک و کفر جامعه زمانش را فرا گرفته بود ؛ با وجود بر خورداری از مکنت و دارایی به همه تعلّقات دنیا پشت کرد و با تمام و جود ندای دفاع از پیامبر را سر داد و با بیان شیوا و رسای خود اندیشه های مردم را به توحید، معاد، تشویق به ایمان و عمل صالح و غیره جلب کرد.
از دیگر افرادی که در راه دین قدم برداشتند و مردم را به پیروی از انبیای الهی دعوت می‌کردند می‌توان از صاحب یاسین یا همان حبیب نجّار یاد کرد که قرآن با لفظ « وَ جاءَ رَجُلٌ مِنْ أَقْصَى الْمَدینَهِ یَسْعى‏» از او یاد می‌کند. همچنین اصحاب کهف که خود داعیه دار پیروی از نبیّ خدا بودند و از شرک و کفر بیزاری جستند.
البته از افراد زیادی در قرآن به عنوان مصلح و یکتا پرست و پیرو پیامبران الهی یاد شده که در این رساله مجال پرداختن به آن نیست.
بنابراین همه مسلمانان راستین نیز به نوبه خود باید الگو واسوه برای دیگران باشند و با زبان عمل؛ اسلام را به دنیا معرفی کنند، که اگر این کار می شد اسلام دنیا گیر شده بود.

مطلب مرتبط :   دیجیتال، آوارگان، رسانههای، جنبشهای، شهروندان

برتری روش تربیتی انبیا نسبت به روش‌های بشری
سخن همه‌ی‌ انبیا هماهنگ و یکسان است، گرچه درجات آنان متفاوت است.
 تلک الرُّسل فضَّلنا بعضهم علی بعضٍ  و  فضَّلنا بعض النَّبیّن علی بعضٍ 
“نبـوّت و رسـالت عـامـه، یک حکم مشتـرک دارد و‌آن این است که هر ‌پیامبری مردم را به‌ ایمان به مبدأ و معاد و وحی و فرشته دعوت می‌کنـد. ممکن است ره آورد پیامبران در فروع جزئی و همچنین در درجات اصولِ کلی متفاوت باشد، اما خطوط کلی دین انبیا و رسولان یکی است همان گونه که برخورد بداندیشان نیز درباره‌ی‌ آنها یکی است؛چرا که همه از سوی یک خدا مبعوث شده‌اند، و مأموریت آنها یکسان است، و اصول معارف الهیه و اصول سعادت بشر، همه جا یکی است، اینها چیزی نیست که با گذشت زمان دگرگون گردد، هر چند جزئیات آن دگرگون می‌شود. درست همانند نیاز انسان به غذا ولباس ومسکن و بهداشت و نظافت و تعلیم و تربیت، اصول این امور تغییر ناپذیر است، ولی جزئیات مربوط به انواع غذاها و لباسها و مسکنها و دارو و درمان و چگونگی تعلیم و تربیت در تغییر و تحول، و به تعبیر دیگر در حال تکامل است.
خـداوند به پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فـرمود:
 ما یقال لک الاّ ما قد قیل للرُّسل من قبلک 
مطلبی برای تو بیان نمی شود، مگر آن که برای پیامبران پیش از تو گفته شده است.
گرچه رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) برتر از سایر انبیا است، اما اصل مطلب را که هدف وحی و غرض رسالت باشد، انبیای گذشته نیز آوردند. برای همین نکته پیغمبر هم فرمود: “ما کنت بِدعاً مِنَ الرُّسُل” ؛ من پیغمبر تازه‌ای نیستم.
شخصیت حقوقی همه‌ی‌ پیامبران الهی یعنی هدف و هدایت آنان مشترک است، زیرا از سوی یک خدای واحد فرستاده شده‌اند، که خود این انسان را خلق کرده و از مقتضای روح و جسم او خبر دارد. به همین خاطر قرآن می‌فرماید: “لا نفرِّق بین احدٍ منهم”
امّا در روش‌های بشری اختلاف زیاد دیده می‌شود و هر کدام نیز یکی از جنبه‌های تربیتی را مدّنظر قرار داده‌اند. صرف نظر از اینکه هر آنچه در باب تربیت مطرح می‌کنند ساخته و پرداخته ی ذهن انسانی است، که خود به تنهایی قادر به رشد و شکوفایی همه جنبه‌های زندگی خویش اعم از مادّی و معنوی نمی‌باشد.

3.4. همبستگی روش تربیتی انبیا با اصل توحید
امام خمینی درباره سیر تربیت انسان می‌فرماید:
“انسان موجودی است که خدای تبارک و تعالی اورا خلق کرده است برای این که همه جهاتی که در عالم هست، در انسان هم هست ،منتها به طور بالقوه؛ و این استعدادها باید فعلیت پیدا کند. انسان مراتب سیرش از طبیعت است تا ما فوق طبیعت ، تا برسد به انجایی که مقام الوهیت است. سیر از طبیعت تا رسیدن به مقامی که غیر از خدا هیچ نبیند. این موجود قابل این است که از این طبیعت سیر کند و تمام معنویت ها را در خودش با تربیت صحیح ایجاد بکند و برسد به مقامی که حتی فوق مقام ملائکه الله باشد…”
پیام آوران الهی آمده‌اند تا زمینه چنین تحول مقدّسی را فراهم کنند، انسان را از مرتبه اسفل به اعلا بکشانند و از ظلمات حیوانیّت به نور انسانیت برسانند. تربیت در سنّت پیام آوران الهی خروج از ظلمات به سوی نور است و کتاب انبیاء، کتاب تربیت است . خدای متعال درباره قرآن کریم به پیامبر گرامی اش می‌فرماید:
 کتابٌ أنزلناهُ إلیکَ لِتُخرجَ النّاسَ مِنَ الظّلماتِ إلی النّورِ بِإذنِ رَبّهم إلی صِراطِ العزیزِ الحمیدِ
اینکتابی است که آن را به سوی تو فرو فرستادیم تا مردم را به خواست و فرمان پروردگارشان از تاریکی ها به روشنایی بیرون آری، به راه آن توانای بی همتا و ستوده.
اگر این تحوّل نورانی بر اساس تربیتی ربّانی در انسان محقّق نشود، انسان در مرتبه ی حیوانیّت خود باقی می‌ماند و استعدادهای خود را در این جهت به کار می‌گیرد. همه تلاش پیام آوران الهی بر این بوده است که انسان تربیت کنند. امام خمینی (ره) در این باره می‌فرمایند:
“تمام انبیا موضوع بحثشان، موضوع تربیتشان، موضوع عملشان انسان است؛ آمده‌اند انسان را تربیت کنند،آمده‌اند این موجود طبیعی را از مرتبه طبیعت به مرتبه عالی ما فوق الطبیعه ، مافوق الجبروت برسانند.
تمام بحث انبیا در انسان است. از اوّل هریک از انبیا که مبعوث شدند ،برای انسان و برای تربیت انسان مبعوث شدند…انبیا آمده‌اند که ما را هشیار کنند. انبیا برای انسان آمدند و برای انسان سازی آمدند. کتب انیا انسان‌سازی است. قرآن کریم کتاب انسان است. موضوع علم انبیا انسان است. هر چه هست حرف انسان است. انسان منشأ مهمه خیرات است و اگر انسان نشود، منشأ همه ظلمات است. این موجود بر سر دو راهی واقع است؛ یک راه، راه انسان و یک راه، راه منحرف از انسانیت است تا از چه حیوانی سر بیرون آورد.”
پیام آوران الهی آمده‌اند تا راه تربیت را بر آدمیان بگشایندو مردمان را به ربّانی شدن بخوانند.
 ما کانَ لِبَشَرٍ أَن یؤتِیَهُ اللهُ الکتابَ و الحُکمَ والنّبُوّهَ ثُمَّ یقولَ لِلنّاسِ کُنُوا عِباداً لِی مِن دُونِ اللهِ وَلکِن کُنُوا رَبّانییّنَ بِما کُنتُم تُعَلِّمونَ الکتابَ وَبِما کُنتُم تَدرُسُونَ 
هیچ بشری را نسزد که خداوند به او کتاب و حکم و پیامبری دهد، آنگاه وی مردمان را گوید: به جای خدا بندگان من باشید. بلکه [باید بگوید:] به سبب آنکه کتاب [آسمانی] تعلیم می‌دادید و ازآن رو که درس می‌خواندید، ربّانی باشید.
دلالت آیه در این که همه تلاش های تربیتی باید به سوی ربّانی شدن باشد کاملاً روشن است؛ مؤدّب شدن به ادبی الهی که اتّصاف به صفات خدا و پیروی از آداب پیامبر گرامی اش و اهل بیت آن حضرت است.
 فالأَدَبُ معَ اللهِ بِالإقتداءِ بِآدابهِ وَ آدابِ نَبیّهِ وَأَهلِ بیتِهِ علیهمُ السَّلامُ 
پس ادب نسبت به خداوند پیروی از آداب الهی و آداب پیامبرش و اهل بیتش است که درود خدا بر آنان باد.
دعوت انبیا به بندگی خدا،دعوت به الهی شدن و ربانی شدن است، زیرا بندگی خدا راه اتصاف به صفات و کمالات الهی است .آدمی به میزانی که در مدارج و مراتب بندگی بالا می‌رود ، به میزان بالاتری از ربوبیت دست می‌یابد؛ و تربیت برای همین است. دعوت پیام آوران الهی به”عبودیت”، “تقوای الهی” و “اطاعت از رسول” دعوت به اساسی ترین اصلاحات است.
 وَلَقَد بَعَثنا فِی کُلِّ أُمَّهٍ رَسوُلاً أَنِ اعبُدُوا اللهَ وَ اجتَنِبُوا الطاغوُتَ 
هر آینه در هر امّتی پیامبری بر انگیختیم که خدای را بپرستید و از طاغوت هر معبودی جز خدا دوری جویید.
پیامبران گرامی که برای هدایت و راهنمایی مردم با برنامه خاص از جانب خداوند بر انگیخته شده‌اند، همگی هدف واحدی را تعقیب نموده و در حقیقت در دعوت آنها کوچک ترین اختلافی نبوده است؛ مثلاً رکن مهم در برنامه تمام پیامبران، مسأله توحید و یگانگی خدا و مبارزه با شرک بود و به یک لحاظ تبلیغ یگانگی و وحدت ذات اقدس خداوند، تنها هدف بوده است و این حقیقت را آیه زیر بیان نموده است.
تلاش تربیتی همه انبیا بر این بوده است

مطلب مرتبط :   (همان‌،، ج‌:، استقلال، هویت، می‌داند

  • 1
دسته بندی : علمی