برقرار شدن راه بازرگانی دریایی، از راه دریای مدیترانه، بدست بازرگانان انگلیسی، به سوی روسیه و تصرف غازان (سال 1552 میلادی) و آستاراخان (حاجی تراخان، سال 1556 میلادی) به دست روسیه، مرحله¬ی نوینی در مناسبات ایران با دولت¬های اروپایی آغاز کرد که در استقرار مناسبات بازرگانی با ایران از راه روسیه و چشم پوشی از راه ترکیه ذینفع بودند. روسیه با بهره¬گیری از راههای ولگا – خزر، تلاش داشت تا از بازرگانان انگلیسی نیز برای هدف¬های خود، بکار بگیرد. آنتونی جنکینسن – مأمور شرکت بازرگانی انگلیسی «مسکو» – که همراه با چنسلر – سفیر انگلستان– به روسیه آمده بود، به حضور ایوان چهارم – مخوف – پذیرفته شد، سپس از مسکو، در آغاز به بخارا (سالهای 1558-1559 میلادی) و پس از آن از راه ولگا – خزر، به ایران (سالهای 1561-1563 میلادی) سفر کرد. جنکینسن، در سر راه خود به حضور عبدالله خان استاجلو – بیگلربیگ شیروان – پذیرفته شد و به یاری او در شماخی یک بنگاه بازرگانی انگلیسی به نام فاقطوریا تأسیس کرد که هدفش در اساس، بردن ابریشم خام و حریر از راه روسیه به انگلستان بود. در پرتو حمایت عبدالله خان استاجلو که در صدور ابریشم شیروان ذینفع بود، مناسبات شرکت انگلیسی «مسکو» با شیروان و صدور ابریشم از آنجا، از راه ولگا – خزر، سر و سامان یافت. در واپسین ربع سده¬ی شانزدهم میلادی، مناسبات دیپلماتیک ایران با روسیه برقرار شد و بازرگانی ایران و روسیه نیز رشد یافت(پتروشفسکی، 1359، 2-91).
مال التجاره¬ای که از طریق روسیه به انگلیس می¬رفت خاص ایران بود، ابریشم خام، فلفل، زنجبیل، جوز هندی، بسباسه ، دارچین، گوگرد، زاج سفید، برنج، مازو ، میخک و چوب تیر را شامل می¬شد. در شروان پنبه مرغوب زیاد تولید و قسمتی از آن به حلب صادر می¬گشت. بارها اتفاق می¬افتاد که کاهش بازرگانی هرمز و یا تأثیرات جنگ در اطراف حلب و یا مشکلات برآمده از آشفتگی¬های مملکت و یا حملات گروههای قزاق در دلتای رود ولگا، وقفه¬هایی در این تولیدات به وجود می¬آورد؛ مثلا در موقع مرگ عبدالله خان ناآرامی در شروان به وقوع پیوست و نیز خصومت¬های ایران و ترکان که تقریبا دائمی بود (کمبریج، 1387:ج 4، 226) در رکود تجارت تاثیر داشت.
کشورهای غربی از راه ولگا و دریای خزر و راه تبریز– اردبیل- لنکران و باکو استفاده می¬کردند. در سده های شانزدهم میلادی راه دریای شمال-دریای خزر به راه تجاری ایران و هند تبدیل شد. در نتیجه¬ی این حوادث، شرایط برای سرازیر شدن تاجران اروپایی از راه شماخی به تبریز فراهم شد(عون اللهی، 1387: 171) بازرگانی ایران با هندوستان و کشورهای خاور دور، به دست بازرگانان هندی افتاده بود و در بسیاری از شهرهای دور دست شماخی و باکو، زیستگاههای بازرگانان هندو پدید آمده بود. از هندوستان به ایران، پارچه های نازک نخی و حریر، فراورده های فلزی، عاج، رنگ، نیل هندی، فراورده های معطر و دارویی، ادویه، سنگ¬های گرانبها و وسایل ترانزیتی از کشورهای خاور دور می آوردند(پتروشفسکی، 1359: 113). روناس اسدآباد آذربایجان (حدود ارس) معروف بود و به همه جا صادر می¬شد. تاورنیه سیاح دوره صفوی در ذکر روناس چنین آورده: «وقتی کشتی¬هائی که از هندوستان به هرمز می¬آیند و در مراجعت تمام ازین متاع بارگیری می¬نمایند خیلی تماشائیست. کاروان¬ها دیده می شود که همه بارشان روناس است» (تاورنیه، 1363: 63؛ پاریزی باستانی، 1348: 7 – 26).
تفلیس به دلایلی همچون موقعیت سوق الجیشی، مرکزیت و پایتختی گرجستان، داشتن نقش حائل و حد فاصل بین جهان اسلام و جهان عیسویت در این دوره مورد توجه قرار گرفته است. نزدیکی آن به راه معروف تجارت با اروپا باعث شد از نظر تجاری و بازرگانی شهرت زیادی کسب کند تا آنجا که مردمان بسیاری از اقوام و ملل گوناگون برای انجام امور تجارتی به این شهر می¬آمدند. شاردن در عبور از آن به آبادی آن اشاره می¬کند و می¬نویسد: شهر تفلیس حد فاصل میان آسیا و اروپاست. در بازار آن انواع گوشت حیوانات شکاری و پرندگان از قبیل آهو، گراز، قرقاول و کبوتر فراوان است (شاردن، 1375: 1806) ارامنه¬ی ساکن گرجستان غالبا به تجارت مشغولند. تاتارها که کلاه پوست نوک تیزی بر سر می گذارند و بدین نشان شناخته می¬شوند (همان، 1805).

مطلب مرتبط :   مصاحبه، نمونهگیری، مقولات، 1390،، دادهها

4-3 منابع درآمدی متفرقه از ایالات و شهرهای قفقاز جنوبی
ایالات قفقاز جنوبی از جمله مناطقی بود که در دوره تیموریان، ترکمانان و صفویه عواید قابل توجهی از آن نواحی به خزانه سلاطین سرازیر می¬شد. فرخ یسار شروان شاه هر ساله به اوزون حسن خراج می پرداخت و پادشاه گرجستان، پانکراتی نیز مبلغی به عنوان خراج به دربار او می¬فرستاد (کنتارینی، 1349: 99). در دوره ی سی ساله¬ی نظم و امنیت از 962 – 993ق (1555 – 1585م) شاه تهماسب اول با هدف برپایی دوباره¬ی کشتزارهای ویران شده تدابیری اندیشید. او برای کسب درآمد بیشتر، مجبور شد برای اولین بار صنعت و تجارت را تقویت کند و در سال 980 ق (1573 م) مالیات¬های صنعتگران و همچنین حق رسم احداث لغو گردید و هفت تا نه نوع مال و خراج از مناطق آذربایجان، اران و شروان گرفته نشد (عون اللهی، 1387: 186) در مورد درآمد شروان در دوره شاه تهماسب صفوی گفته شده که «هیچ ملکی به اندازه شروان درآمد ندارد»(عالم آرای شاه تهماسب، 1370: ج 1، 85) و اسکندر بیگ ترکمان نیز این ولایت را ولایتی «کثیرالمنفعت» می¬داند (ترکمان منشی، 1335: ج 1، 79). این مسائل شرایط را برای رشد اقتصادی این مناطق فراهم ساخت.
به گفته¬ی اسکندر بیگ منشی، بعضی از محال شیروان وقف حرمین شریفین (مکه-مدینه) بوده است و اهالی شیروان سالانه چند خروار ابریشم به خادم حرمین شریفین (سلطان عثمانی) پرداخت می¬کرده اند. با توجه به همین عوامل است که شیروان را در نزد صفویان و سایر مهاجمان «مملکت کثیر المنفعت» معرفی می¬کند و همتشان را مصروف به دست آوردن این منطقه می¬نماید.
به دنبال توجه حکام منطقه به آبادانی و وضعیت تجارت و کشاورزی، شهرهای قفقاز جنوبی رونق گرفت و بازرگانی، دامپروری و پیشه¬وری رواج فراوان یافت. با افزایش تولیدات کشاورزی و تجارت کالا در این بخش عواید دولتی نیز بیشتر گردید. از دوره تیموری به بعد از زمین کشاورزی، دکان¬ها، بازرگانان و دامداران نسبت به میزان محصول و سرمایه¬ای که داشتند مالیات دریافت می¬کردند.
دریافت مالیات نیز به عهده دیوان بزرگ بود. در دیوان بزرگ هفت نوع دفتر وجود داشت که آنها را دفاتر سبعه یا هفتگانه می¬نامیدند و عبارت بودند از: روزنامچه، آوارجه، توجیهات، تحویلات، مفردات، جامع الحساب و قانون مملکت (بیانی، 1345، 210). هر یک از این دفاتر یک دیوان کوچک محسوب می شد که وظایف خاصی داشتند. از جمله وظایف روزنامچه، هر حادثه ای که در روز اتفاق می¬افتاد مثل دخل و خرج دیوان، انتصاب شخصی به کاری، انواع معاملات و دعاوی، ارسال نامه¬ها به اطراف و رسیدن اخبار و غیره در آن نوشته می¬شد؛ و نویسنده¬ی دیوان هر شب کارهای روزانه¬ی دیوان را در آن می¬نوشت. یکی از موارد روزنامچه این بود که حکام ایالات موظف بودند هر ساله قسمتی از عواید ایالت خود را به این دیوان بفرستند. از جمله این ایالات شروان بود که جمع آوری عواید مالیاتی آن در دست سرلشکر امیر سعدالله بیگ بوده است که مبلغ 30000 دینار به دیوان می¬فرستاد (مازندرانی، 1952، سند شماره 61b، ص 99) در سندی مازندرانی اشاره می¬کند والی گرجستان، عبدالمسیح نصرانی، 400000 دینار از احمد چهره به عنوان خراج دریافت کرد (همان، سند شماره 62a، ص 101) و عواید گرجستان که خواجه امیرعبدالله والی آن بود 400000 دینار و دیاربکر با 540000 بود که در دست خواجه عبید قرار داشت (همان، سند شماره 74b، ص 127).
دیوان دیگر که مجموع مالیات¬ها را ثبت می¬کرد دفتر توجیهات بود که شیرین بیانی در مورد توجیهات چنین توضیح می¬دهد: وزیر، اعتبارهای خراج های دیوان مانند مرسومات و ساختن عمارات و غیره را از منبعی معین می¬کرد و منشی دفتر از طرف وزیر آن را در این دفتر می¬نوشت (بیانی، 1345، 211). در واقع با واگذاری ایالات به حکام محلی به عنوان اقطاع بخشی از هزینه کارکنان حکومت تیموری پرداخت می¬شد. ایالات هم موظف بودند بخشی از این درآمد را به خزانه¬ی تیموری بفرستند. چنانچه فارس اقطاع خواجه جمال الدین با 500000 دینار، عراق اقطاع خواجه مرجان با 300000 دینار، خوزستان اقطاع خواجه یاقوت با 100000 دینار، دیاربکر اقطاع خواجه نجم الدین با 540000 دینار و گرجستان اقطاع امیر عبدالله با 400000 دینار که جمعا 1840000 دینار عواید به خزانه دولت پرداخت می¬کردند (همان، سند شماره 72a، ص 122-121).
دیوان دیگر، دفتر مفردات بود که آن را ارباب دیوان مفرد نیز می¬گویند. مفردات عبارت بود از دفتر محاسبات یکساله¬ی ولایات و عمالی که پول را در آنجا تحویل می¬گرفتند (بیانی، 1345، 211). در یکی از اسناد که مازندرانی اشاره می¬کند دیوان میزان مبلغی که باید مقامات حکومتی و قضات از سوی دیوان پرداخت می¬شد، مشخص کرده است، چنانچه برای مناصب مختلف قضاء، ائمه، مشایخ و غیره 875100 دینار، به قاضی شمس الدین بدخشانی 30000 دینار، به قاضی نصیرالدین تبریزی 40000 دینار و به قاضی صدرالدین شروانی 15000 دینارپرداخت می¬کرد (همان، سند شماره 77a، 132-131). شاه نعمت الله ولی به وجود اقطاع در دوره¬ی خود چنین اشاره می¬کند: هر جا شهری است اقطاع من است گه به ایران گه به شروان می¬روم (دیوان/ صفحه 575/ شماره بیت 12901)(نوین و نیارق، 1390، 3/232).
در آخر هر سال صورت اموال و دخل و خرج تمام شهرها و ولایات را بطور جداگانه جمع می¬کردند و در یک دفتر مخصوص می¬نوشتند که به آن دفتر جامع الحساب می¬گفتند (بیانی، 1345، 211). در این دفتر میزان هزینه و درآمد هر ایالت با شهرهای تابعه آن مشخص می¬شد. حاکم ارمنستان عبد المسیح نصرانی بود که عواید این ایالت 540000دینار بود. این عواید شامل شهرهای برگرز، اخلاط، ارجیش، بدلیس، ملازگرد، خنوس بود (مازندرانی، 1952، سند شماره 91a، ص 158)
مازندرانی دو ایالت شیروان و موغان را متعلق به اران می¬داند و شهرهای مهم آنرا چنین نام می¬برد: مغان، گاوباری، گنجه، بیلقان، شروان، محمودآباد، باکو که دارای چشمه نفت می¬باشد، بردا، گلستان و گشتاسفی. در زمان حکمرانان تیموری، حاکم آنجا خواجه فصیحی شیروانی و عواید دیوانی آن 8200000 دینار بود (همان، سند شماره 92a، ص 160-159) شهرهای گرجستان شامل تفلیس و آبخاز که 400000 دینار حاصل دیوانی داشته است (همان، سند شماره 92a، ص 160).
خواجه عبدالمجید تبریزی حاکم آذربایجان که عواید آن 2600000 دینار بود، این عواید شامل شهرهای آذربایجان که

مطلب مرتبط :   انقلاب، انگلیس، اسلام، انگلستان، جمهوری

  • 1
دسته بندی : علمی