1. ارگ
ارگ به عنوان هسته مرکزی سازمان اداری- سیاسی شهرهای ایران از سیر تاریخی و ویژگی منحصر به فرد معماری جالب توجهی در گستره تاریخی و فرهنگی این مرز و بوم برخوردار است، که هم نام و هم پیشینه تاریخی و روند رو به تکامل معماری آن در پیوند با تحولات سیاسی- اجتماعی و متاثر از رویدادهای تاریخی است.
پژوهش پیرامون ارگ‌های ایران نیازمند بررسی از جنبه‌های مختلف و از دیدگاه دانش‌های گوناگون توسط متخصصان مختلف است. چنان که بررسی ‌نام‌واژه ارگ مقوله‌ای است که بایستی از دیدگاه زبانشناسی تاریخی مورد مطالعه قرار گیرد، ساختار ارگ در پهنه شهرها بایستی از دیدگاه شهرشناسی تاریخی و بنای آن در بررسی‌ها و کاوش‌های متخصصان معماری می‌گنجد؛ اما آنچه در پیوند این مقوله مورد تأمل است سیر تاریخی و سیر تداوم هنری ارگ به عنوان پیکره‌ای عظیم از شهرهای روزگاران گذشته است که در چند سده اخیر با اختراع ابزارهای قلعه‌کوب کارایی خود را از دست دادند و چنان شد که در دهه‌های اخیر عملاً به عمارت‌هایی در کناره شهرهای جدید (مانند ارگ بم) یا نمایشگاه و موزه‌ای در درون شهرهای بزرگ (مانند ارگ کریم‌خان زند در شیراز) تبدیل شدند.

پیشینه نام
ارگ به معنی دژ حکومتی و به صورت کهندژ (قهندز) و کندز نیز در منابع دوره اسلامی ضبط شده است.221 ارگ مجموعه‌ای از دیوارها و باروهای ستبر و استوار و مقر حکمرانان، پادشاهان و نظامیان در مرکز اداری و سیاسی شهر و یا در کنار آن،222 بیش و کم تاریخچه‌ای به قدمت شهرنشینی و مدنیت در ایران دارد و حتی در مواردی مقدم بر ساخت دیگر بخش‌های شهر بوده است. از این رو بنای آن به زمانی باز می‌گردد که کوچ‌روها در نخستین مراحل استقرار به ویژه در مکان‌های بی‌دفاع به دلایل گوناگون و مطابق شرایط مختلف اقلیمی این سرزمین انواع مختلفی از حصارهای گرد سکونت‌گاه را با برج و باروهای ستبر برآوردند.
از این رو، تاریخ دقیقی برای ارگ‌سازی در ایران نمی‌توان برشمرد. اما در منابع مکتوب تاریخی و در میراث ادبی روایی واژه‌های ارگ و ارگبذ بسیار به کار رفته‌اند و محققان در بررسی‌های زبان‌شناسی تاریخی بر اساس نام‌واژه‌های برگرفته از زبان‌های عیلامی، فارسی باستان و فارسی میانه، به ریشه‌شناسی این نام پرداخته، برخی نیز پدیدار شدن آن را به فارسی میانه نسبت داده‌اند223، اما برخی دیگر آن را برگرفته از واژه اَرَکَدری224- نام کوهی که گئومات مغ از آن قیام کرد- یاد شده در سنگ‌نبشته بیستون می‌دانند225 و آن را با واژه ارک که هنوز هم به گونه صورتی از واژه ارگ وجود دارد مطابقت می‌دهند. برخی نیز معتقدند که در زبان مادی وجود داشته و در متن‌های اوستایی و پارسی باستان مستقلاً نیامده است226.
کاوش‌های باستان‌شناسی نشان‌دهنده آن است که پیش از دوره هخامنشیان دژهای ستبر و مستحکم در گوشه و کنار ایران وجود داشته است. اما این که پیشینه اصطلاح ارگ دقیقاً به چه زمانی باز می‌گردد، درست دانسته نیست. مسلم آن است که واژه اکروپلیس227 یونانی در معنای ارگ‌شهر بدون ارتباط با واژه ارک و ارگ نیست، چنان که برخی واژه “آرکس”228 را با ارک در پیوند دانسته و ایران‌شناسان اروپایی در مشتقات این واژه تأمل‌ها و بررسی‌های فراوان کرده‌اند.
برخلاف چنین نظریاتی، برخی از پژوهشگران واژه‌های هراگ، هَرگ، و هَرک را با ارگ هم معنی دانسته و واژه هرگ در پهلوی ساسانی (فارسی میانه) به معنی مالیات که خراج و خرج از مشتقات معرّب آن است را ریشه این واژگان برشمرده‌اند و در این معنی ارگبذ را رئیس گردآورندگان مالیات (هرگ، هرگبذ) دانسته‌اند. اما باید توجه داشت چنان که در منابع پس از اسلام آمده است ارگبذ و ارجبذ به همان معنی رئیس و نگهبان قلعه حکومتی به کار رفته است که در پرتو آن بایستی معانی دژ و کهندژ را نیز در نظر گرفت که درست با معانی مورد نظر ارک، ارگ، و ارکدری229 همسان هستند. دژ نیز صورتی از واژه دید در فارسی باستان است.230 کریستنسن واژه ارتبیدس231 دوره ساسانی که مقامی در میان هفت خاندان سلطنتی و تحریفی از نام ارگبیدس232 (ارگبذ، هرگبذ) است، به معنی فرمانده قلعه و لقب خاص تاج‌گذار در خانواده سلطنتی ساسانیان می‌داند.233 اما تفضلی عنوان سپاهی “دزبد” را به معنی “فرماندار قلعه” و مقام ارگبذ را بسی بالاتر از آن می‌داند.234 این عنوان در دور? پارتیان نیز به کار می‌رفت. “دزپت” فرماند? دژ بود و دژ مهردادکرت در نزدیکی نسا گورستان خانوادگی پارتیان و دارای فرماندهی با این235 صورتی از واژه دژ در متون فارسی میانه به کار رفته است و آن دژنبشت236 به معنی محل نگهداری اسناد مکتوب بوده است237.
در دوران اسلامی، واژ‌های ارگ، ارک، دژ و کهندژ بیش‌تر به صورت کهندژ، کهندز، کندز، قهندز و قلعه به کار رفته‌اند که البته باید توجه داشت قلعه گستره‌ای فراتر از ارگ و کهندژ را در بر می‌گیرد. قلعه (کلا) واژه‌ای است برگرفته از کلا238 فارسی که کارکردی به تناسب متفاوت از ارگ داشته است. اما ارگ و قلعه از آن جهت که بنا شده از برج و باروهای ستبر و مستحکم بوده‌اند، هر دو به عنوان استحکامات سیاسی، نظامی و دفاعی یک شهر در برخی منابع تاریخی نام خود را به یکدیگر داده‌اند، یعقوبی در حدود سال 279 قمری از شهرها و روستاهای کرمان نام می‌برد و تنها در مقابل نام بم از واژه “قلعه” استفاده می‌کند239 و اکنون پس از ده‌ها سال از برچیده شدن مقر سیاسی- اداری شهرها از ارگ‌های حکومتی، هنوز برخی میدان‌ها و فضاهای عمومی به نام ارگ خوانده می‌شوند که نشان‌دهنده پیوند آنها با ارگ حکومتی یا قلعه شهر است، مانند میدان ارگ کرمان، مسجد ارگ (ارک) تهران و… اما تفاوت قلعه با ارگ در این است که ارگ وابسته به شهر است، در حالی که بیش‌تر قلعه‌ها از شهر مستقل بوده‌اند مانند قلعه بمپور، الموت و شاهدز اصفهان240. اصطلاح ارگ در گستر? جغرافیای تاریخی- فرهنگی ایران‌زمین تا آن جا که زبان فارسی رواج و ماندگاری یافته است ملاحظه می‌شود. هنوز می‌توان بقایای “ارگ بخارا” را با همین نام جستجو کرد، و در پیوند با آن، کهندژ و قلعه (کلا) در بسیاری از شهرهای تاریخی ایران که اکنون در خط کشی‌های سیاسی مرزهای کنونی نمی‌گنجند، همچنان یکپارچگی و وحدت گوشه‌ای از تکوین معماری ایران را به نمایش می‌گذارند.241

مطلب مرتبط :   ، ابن‌سینا، آن‌ها، مادّه، علّت

مکان‌یابی و ساختار ارگ در قلمرو جغرافیایی ایران
نخستین نشانه‌ها از ارگ به صورت گونه‌ای از معابد محصور در دژهای ستبر، مربوط به ویرانه‌های بازمانده از تپه‌تمدن‌های باستانی است که در سیلک کاشان، تپه نوشیجان ملایر، هگمتانه همدان، گیان نهاوند و آثار تازه‌کشف‌شده در کُنارصندل جیرفت و … نمایان شده است.242 علاوه بر این، نشانه‌هایی از ارگ یا معابد مطبق (طبقه‌بندی‌شده) روی ظروف سفالین و نشانه‌ها و علائم مذهبی و نمادین، سنگ‌های صیقل‌داده‌شده، کتیبه‌ها و نگاره‌ها نقش بسته که می‌توانند تصویری از نخستین ارگ‌ها را مجسم کنند. دست کم در هزاره‌های پنجم تا سوم پیش از میلاد نخستین نمونه‌ها از چنین آثاری بنا نهاده شد. همزمان با استقرار دائم نخستین جوامع، شهرها به سوی بنای باروهای دفاعی پیش رفتند و به تدریج بناهای عالی در میان شهر مانند کاخ و معبد درون دژهای ستبر و روستاها بیرون از آنها به صورت بی‌دفاع قرار گرفتند.243 این ساخت‌وسازها در واقع نخستین تجربه از بناهایی بود که بعدها به تفکیک بناهای حکومتی -‌ ارگ- و مذهبی مانند معابد زیگورات انجامید. در این باره، آنچه از بناهای زیگورات‌مانند بر جای مانده نمایان‌کنند? نشان‌یابی نخستین نمونه‌های ارگ‌سازی در ایران اما با اهداف مذهبی و سیاسی- توأمان- است.244
از بررسی مجموع ارگ‌های ایران برمی‌آید که بیش‌تر بر مکان‌های مرتفع، تپه‌های منفرد در دشت‌ها و ستیغ بلندی‌ها اما پیوسته با شهرها بنا شده‌اند. در حالی که ارگ‌های بسیاری وجود دارند که در پهنه شهرها و در دشت سر برآورده‌اند. مانند ارگ‌های بخارا، تهران و شیراز. بستر مرتفع برخی ارگ‌ها نیز از خاک دست‌ریز یا تخریب‌ها و ساخت‌و‌سازهای پیاپی به وجود آمده است. معمولاً ارگ‌ها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که مجموعه ساختمان‌های اداری- سیاسی و گاه مذهبی245 شهر را در بر گیرند. اگرچه ارگ‌های بنا شده در دشت، بارو و دژی در میان باروها و دژهای ستبر و مستحکم شهر بودند.246 اما بیش‌تر ارگ‌ها که بر تپه‌های منفرد درون دشت بنا شده‌اند ارگ در ارگ بوده و هر ارگ بر باروهای بیرونی آن مشرف بوده که مهمترین نمونه آن را می‌توان در باروهای ارگ‌های بم، بمپور، نارین‌قلعه میبد، ارگ بُست و بیش‌تر شهرهای کویر جستجو کرد. پیداست وجود برخی تپه‌ها و ستیغ‌هایی که موقعیت طبیعی خاصی در میانه کوه و دشت دارند، بنا به دلایلی می‌توانست بستر ایجاد ارگ‌های عظیم قرار گیرد:
1. در پیوند با موقعیت‌های اقلیمی و طبیعی دسترسی به آب‌های سطحی (رود و جویبار) و یا سفره‌های زیرزمینی (قنات) در انتخاب موقعیت ارگ بسیار مهم بود. این گمان را باید پذیرفت که از همین آغاز امر، بسیاری از ارگ‌ها بر مناطقی زلزله‌خیز و بر کنار? گسل‌ها ایجاد می‌شدند که نمونه‌های متعدد آن را می‌توان در ارگ‌های بم، بمپور، نیشابور و تپه سیلک کاشان دانست. دلیل آن هم واضح است؛ چرا که از طریق همین گسل‌ها دسترسی به سفره‌های زیرزمینی آب که می‌توانست به وسیله گسل به بالاترین حد ممکن در کویرهای خشک و بایر نفوذ کند، آسان‌تر بود.247
2. به سان بسیاری از سرزمین‌های دیگر به ویژه کشورهای اروپایی که در قرون وسطی از قلعه‌های مستحکم برخوردار بودند، در ایران‌زمین، ارگ تناسبی هنرمندانه از کارکرد سیاسی- اداری و اجتماعی داشت و از این رو نه بیرون از شهر بلکه درون آن و در پیوند با ساختارهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی شهر بنا نهاده می‌شد و گاه به دلایل مختلف طبیعی و سیاسی قلعه‌های نظامی با کارکردی کاملاً مشخص به عنوان مجموعه‌ای از برج و بارو‌های مستحکم در نزدیکی قلعه مسکونی بنا نهاده می‌شدند که قلعه جلال‌الدین در نزدیکی جاجرم بر سر راه استرآباد (استارآباد) از مهمترین نمونه‌های آن است. اما این گونه استحکامات پیش از آن که ارگ خوانده شوند با عنوان قلعه، کارکردی متناسب با استحکامات دفاعی- نظامی می‌یافتند248.
3. عبور راه‌های تجاری و مسیرهای ارتباطی در سرزمین پهناور ایران و قرار گرفتن آن بر سر راه‌های مهم تجاری- فرهنگی موسوم به جاده ابریشم که در ایران شاخه‌های متعدد داشت و راه فلفل (راه ادویه)249 که از جنوب شرقی، ایران را به هندوستان وصل می‌کرد، از عوامل مهمی است که بنای ارگ‌های مستحکم با تشکیلات نظامی

مطلب مرتبط :  

دسته بندی : علمی