چشماندازهای ملی و جهانی اسلام که دارای بار ارزشی عام هستند و بر مبنای اصول اخلاقی و بشردوستانه استوار است، ثابت و لایتغیر است؛ بهگونهای که حتی اصل خودیاری و بقا، مجوز هنجارشکنی در ناحقی و بیعدالتی نیست. امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) ایدهی بقای حکومت اسلامی را نه در هنجارشکنیها و تجاوز و تهاجمهای اصل خودیاری، که در حقمحوری و عدالتگستریهای اصل وحدتگرایی ارائه میدهند، اصلی که ماهیت آنارشیک نظام بینالملل را به سمت نظم و امنیت سوق میدهد. امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) میفرمایند:
پس آنگاه که در زندگی گذشتگان مطالعه و اندیشه میکنید، عهدهدار چیزی باشید که عامل عزت آنان بود، و دشمنان را از سر راهشان برداشت، و سلامت و عافیت زندگی آنان را فراهم کرد، و نعمتهای فراوان را در اختیارشان گذاشت، و کرامت و شخصیت به آنان بخشید، که از تفرقه و جدایی اجتناب کردند، و بر وحدت و همدلی همت گماشتند، و یکدیگر را به وحدت واداشته، به آن سفارش کردند. و از کارهایی که پشت آنها را شکست، و قدرت آنها را در هم کوبید، چون کینهتوزی با یکدیگر، پر کردن دلها از بخل و حسد، به یکدیگر پشت کردن و از هم بریدن، و دست از یاری هم کشیدن بپرهیزید. … پس اندیشه کنید که چگونه بودند آنگاه که وحدت اجتماعی داشتند، خواستههای آنان یکی، قلبهای آنان یکسان، و دستهای آنان مددکار یکدیگر، شمشیرها یاری کننده، نگاهها به یکسو دوخته، و ارادهها واحد و همسو بود! آیا در آنحال مالک و سرپرست سراسر زمین نبودند و رهبر و پیشوای همهی دنیا نشدند؟ پس به پایان کار آنها نیز بنگرید! در آنهنگام که به تفرقه و پراکندگی روی آوردند، و مهربانی و دوستی آنان از بین رفت، و سخنها و دلهایشان گوناگون شد، از هم جدا شدند، به حزبها و گروهها پیوستند، خداوند لباس کرامت خود را از تنشان بیرون آورد، و نعمتهای فراوان شیرین را از آنها گرفت، و داستان آنها در میان شما عبرتانگیز باقی ماند. از حالات زندگی فرزندان اسماعیل پیامبر، و فرزندان اسحاق پیامبر، و فرزندان اسراییل عبرت گیرید. راستی چقدر حالات ملتها با هم یکسان، و در صفات و رفتارشان با یکدیگر همانند است(نهجالبلاغه، خطبه192،ص281).
عدالتگستری و وحدتگرایی بهعنوان پایههای اقتدار و قدرت حکومت اسلامی، لازم و ملزوم یکدیگرند. عدالت گسترده نمیشود جز در وحدت، و وحدت دوام نیابد جز در عدالت. بر این اساس بنیاد و اصول اهداف حکومتی اسلام در سطح ملی و جهانی، بر بنای قدرت نرم استوار شده است، بهگونهای که یکی از اهداف مهم رسالت پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) انسجام وحدت عقیدتی در بین مذاهب گوناگون است. امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) میفرمایند:
خدا پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) را پس از یک دوران طولانی که دیگر پیامبران(علیهمالسلام) نبودند، فرستاد. زمانیکه میان طرفداران مذاهب گوناگون نزاع درگرفته و راه اختلاف میپیمودند. پس او را در پی پیامبران فرستاد و وحی را با فرستادن پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) ختم فرمود(نهجالبلاغه،خطبه133،ص177).
وحدت بهعنوان یکی از دو عامل منشور اقتدار و قدرت در اسلام از طریق ادارهی عدالت اجتماعی امکانپذیر میباشد. بهطور کلی دو طریقه در اجرای عدالت اجتماعی در نظام اسلامی وجود دارد: معنوی و اجتماعی. سازمانها و نهادها و مؤسسات معنوی اسلام، مسئولیت آموزش و پرورش و اصلاح معنوی و اخلاقی افراد جامعه را عهدهدار هستند و این خود عملکرد و کارکرد نهادهای اجتماعی نظام را تسهیل میکند. نهادهای اجتماعی بهعنوان قوای مجریه، مقننه، و قضاییه، مفهوم عدالت اجتماعی را بر مبنای اسلامی پیاده میکنند(مولانا،1380،ص199).

مطلب مرتبط :   میانجیگری، عدالت، ترمیمی، بزهکار، اختلافات

2. هزینه فایده در ارزشهای سیاسی
در زمان حیات پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) جامعهی نوبنیاد اسلامی هر لحظه از ناحیهی روم، ایران و منافقان تهدید میشد. بعد از رحلت پیامبر(صلیاللهعلیهوآله)، امت اسلامی بر سر مسألهی خلافت و رهبری دچار اختلاف شدید شدند. اسلام در چنین وضعی هر لحظه از ناحیهی دشمنان خارجی و داخلی تهدید میشد. امام علی(علیهالسلام) که خود را در این مسأله صاحب حق میدانست برای حفظ مصالح جامعهی اسلامی از حق مسلم خود دست برداشت و در برابر وضعیت پدید آمده سکوت اختیار کرد(دانش،1384،صص92-90).
هنگامیکه پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) رحلت فرمود و امام علی(علیهالسلام) به غسل و دفن آن حضرت مشغول بود، با ابوبکر به خلافت بیعت شد. در این هنگام زبیر و ابوسفیان و گروهی از مهاجران، با عباس و امام علی(علیهالسلام) برای تبادل نظر و گفتوگو، خلوت کردند. آنان سخنانی گفتند که لازمهی آن تهییج و قیام مردم بود. امام علی(علیهالسلام) فرمود:
صبر اصل بردباری است، و پرهیزگاری دین است، و محمد(صلیاللهعلیهوآله) حجت است، و راه، راست و مستقیم است(ابن ابیالحدید،1375،ج1،صص101-100 و1378،ج1،صص219-218). ای مردم! امواج فتنهها را با کشتیهای نجات، در هم بشکنید، و از راه اختلاف و پراکندگی بپرهیزید، و تاجهای فخر و برتریجویی را بر زمین نهید. رستگار شد آنکس که با یاران به پاخاست، یا کنارهگیری نمود و مردم را آسوده گذاشت. اینگونه زمامداری، چون آبی بد مزه و لقمهای گلوگیر است، و آنکس که میوه را کال و نارس بچیند، مانند کشاورزی است که در زمین شخص دیگری بکارد. در شرایطی قرار دارم که اگر سخن بگویم، میگویند بر حکومت حریص است، و اگر خاموش باشم، میگویند: از مرگ ترسید!! هرگز! من و ترس از مرگ؟! پس از آن همه جنگها و حوادث ناگوار؟! سوگند به خدا! انس و علاقهی فرزند ابیطالب به مرگ در راه خدا، از علاقهی طفل به پستان مادر بیشتر است! اینکه سکوت برگزیدم از علوم و حوادث پنهانی آگاهی دارم که اگر باز گویم مضطرب میگردید، چون لرزیدن ریسمان در چاههای عمیق(نهجالبلاغه،خطبه5،ص33).
حزم و دوراندیشی امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) در حفاظت از بقای امت اسلامی، موجب شد تا ایشان از امتیازات کوتاهمدت سیاسی به نفع منافع ثابت کشور هزینهفایده کنند و با پذیرفتن انزوای سیاسی، مانع از ایجاد هرگونه شکاف و تفرقهی داخلی شوند. امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) جهت بقای حکومت اسلامی، راهبرد بلند مدت وحدتگرایی را ضمیمهی اهداف ملی و جهانی اسلام در تئوری اشاعهی عدالت اجتماعی میکنند، یعنی قاعدهی بقا بهعنوان تنها مجوز هنجارشکنی نظام بینالملل، در اسلام نمادی از صلح و امنیت است. اگر امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) از صلح و امنیت ملی و جهانی سخن میگوید، تحت هر شرایطی رفتارهای سیاسی را بر محوریت اصول اخلاقی تطبیق میدهد. مورگنتا میگوید:
حمایت مردمی، پیششرط نظارت رییس جمهور بر سیاست خارجی است. بهوجود آوردن افکار عمومی که حامی او میباشد، حتی به بهای فدا کردن برخی عناصر سیاست خارجی، وظیفهای است که یک رییس جمهور تنها به بهای پذیرش خطر از دست دادن سمتاش، و همراه با آن، از بین رفتن امکان تعقیب هر نوع سیاست خارجی، از انجام آن سر باز میزند. … حکومتی که با این معضل در انتخاب میان یک سیاست خارجی خوب و سیاست خارجی بدی که افکار عمومی خواهان آن است، مواجه میشود، باید از دو اشتباه دوری کند. این حکومت باید در مقابل وسوسهی آنچه سیاست خارجی خوب تلقی مینماید، در قربانگاه افکار عمومی مقاومت کند، از رهبری صرف نظر نماید و امتیازات کوتاه مدت سیاسی را با حفظ منافع ثابت کشور مبادله کند(مورگنتا،1389،صص261-260).
راهبرد بلند مدت سیاستهای داخلی و خارجی اسلام بر مبنای اشاعهی عدالت اجتماعی، و در راستای تعقیب سیاست صلح و امنیت ملی و جهانی قرار دارد. این راهبرد جز در بقای حکومت اسلامی قابل حصول نیست، و بقای حکومت اسلامی جز در وحدت امت اسلامی دوام نیابد. دوراندیشی امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) جهت نیل به اهداف جهانی سازی اسلام، سیاست مدارا با رقبای سیاسی داخلی را شکل داد. ایشان از امتیازات کوتاه مدت سیاسی به نفع منافع ثابت کشور هزینهفایده کردند و علاوه بر کنارهگیری از سمت رسمی خویش، از تشکیل قطببندیهای مخالف، ممانعت بهعمل آوردند. نای میگوید:
همهی کشورها در سیاست خارجی، منافع ملی خود را تعقیب میکنند، اما در تعقیب منافع ملی، باید مشخص کنیم که منافع ملی را چهقدر وسیع یا محدود تعریف میکنیم. گذشته از اینها، قدرت نرم، بسیج دیگران به همکاری بدون استفاده از تهدید یا تطمیع است. از آنجایی که این بیشتر به جذابیت وابسته است تا اعمال زور یا پرداخت رشوه، بخشی از قدرت نرم به این بستگی دارد که چگونه اهدافمان را چارچوببندی میکنیم. سیاستهایی که بر پایهی تعاریف گسترده و دوراندیشانه از منافع ملی باشد برای دیگران جذابتر است نسبت به سیاستهایی که محدودتر و فاقد دوراندیشی هستند. به همین نحو، سیاستهایی که ارزشهای مهمی را ارائه میکنند، در صورتیکه این ارزشها مشترک هم باشند احتمال جذابیتشان بیشتر است(نای،1389،ص125).
وسعت دامنهی سیاستهای داخلی و خارجی اسلام، ارتقای سطح کیفی و کمی صلح و امنیت جهانی را شامل میشود که قابلیت به اشتراکگذاری در سطح عام را دارد. پیامد سرمایهگذاریهای سیاسی در راستای نیل به اهداف صلح و امنیت ملی و جهانی، نه در تجاوز و تهاجم قدرت سیاسی به اصول آزادی صلح و امنیت اجتماعی، که در حذف امتیازات کوتاهمدت قدرت سیاسی به نفع انسجام قدرت اجتماعی است.

مطلب مرتبط :   سیاست، جنایی، بومی، -، حقوقی

3. ارزشهای سیاسی در تعلیق راهبرد عدالت اجتماعی
به دلایل مختلف عقلی، نقلی، و سیاسیاجتماعی، امام علی(علیهالسلام) بعد از رسول گرامی اسلام(صلیاللهعلیهوآله) بهعنوان حاکم و رهبر جامعه باید قدرت را بهدست میگرفت، ولی برای مدت طولانی و چند دورهی حکومت، از حق خود چشم پوشید و از اهرمهایی که میتوانست استفاده کند، استفاده نکرد. حضرت علی(علیهالسلام) یکی از مهمترین دلایل این امر را پیشگیری از بروز خشونت و خونریزی در جامعه ذکر میکند(علیخانی،1380،ص52).
چون مهاجران بر بیعت با ابوبکر اجتماعی کردند، ابوسفیان آمد و میگفت: به خدا سوگند خروش و هیاهویی میبینم که چیزی جز خون آنرا خاموش نمیکند، ای فرزندان عبد مناف، به چه مناسبت ابوبکر عهدهدار فرمانروایی بر شما باشد، شأن خلافت نیست که در کوچکترین خاندان قریش باشد. سپس به امام علی(علیهالسلام) گفت: «دست بگشای تا با تو بیعت کنم و به خدا سوگند اگر بخواهی مدینه را برای جنگ با ابوبکر، انباشته از سواران و پیادگان میکنم». امام علی(علیهالسلام) از اینکار به شدت روی برگرداند و تقاضای ابوسفیان را رد کرد(ابن ابیالحدید،1375،ج1،صص 104-103 و1378،ج1،ص221).
ابوسفیان در کنار خانهای که امام علی(علیهالسلام) در آن حضور داشتند، ایستاد و این ابیات را سرود: «ای بنیهاشم، مردم را در حق خود به طمع میندازید. حکومت فقط باید