نوعی نوشیدنی موسوم به سیکی را دوایی موثر برای رفع نازایی می دانستند . امروزه هنوز میان صحرانشینان یورمک ترکیه ، عقاب نشانه ی سن اقتدار کامل پدرانه ؛ ماهی ، نشانه ی سن بلوغ ؛ و گوسفند نشانه ی سن پیری است .
درتعبیر خواب و در تفأل شرقی ، خواب عقاب و یا رویت عقاب نماد شاهی قدرتمند است ، در حالی که دیدن خواب شاه ، نشانه ی نحوست و بدبختی است . در فرهنگ عامه ، این ارزش نمادین از برای عقاب حفظ شده است . در افسانه ی امیر حمزه ، شاه انوشیروان پرواز دو کلاغ را به خواب می بیند که از سمت خیبر می آیند . کلاغ جلویی تاج را غصب کرده بود . در همان لحظه سه شهباز از سمت مکه می آیند و به طرف کلاغها می روند و تاج را از آنها پس می گیرند و به انوشیروان باز می گردانند . وزیر شاه ، بوذرجمهر ، رویای انوشیروان را چنین تعبیر کرد : امیر حمزه و عَمرو چابک سوار او ، و مقبل تیر اندازش ، دشمن شاه را مغلوب می کنند . در این کتاب حالات و صفات عقاب چندین بار برای توصیف این سه شخصیت به کار رفته است و گاه آنها را صاحبقران نامیده ، یعنی صاحب زمان ، که بر کافران پیروز می شوند و به جا است که با عقاب مقایسه شوند .
عقاب ناراست : عقاب نیز مانند دیگر نمادها ، یک وجه شبانه ی شوم یا ناراست دارد ؛ این ناراستی و نحوست به دلیل افراط در ارزش او ، انحراف در قدرتش و اغراق در بلند پایگی اش ایجاد شده است .
– عقاب دو سر : عقاب دو سر در میان مکزیکیهای باستان ناشناخته نبوده و به خصوص در فهرست گیاهان و جانوران بومی مکزیک تألیف ناتال [ توماس ، طبیعیدان انگلیسی آمریکایی ] آمده است . بیر عقیده دارد که عقاب دو سر به یقین خدای رستنیها بوده است ؛ به هر صورت عقاب دو سر همیشه همراه گیاهان و صدفها تصویر می شده است .
در تمدنهای باستان آسیای میانه عقاب ذوالرأسین نماد قدرت برتر بوده است . در سنت شمنی ، اغلب عقاب دو سر را روی نوک ستون کیهان در وسط روستا ، جای می دادند . دولگان ها [ از قبایل شمن آسیای مرکزی ] ، عقاب دو سر را رب الطیر می خوانند و آن را مستقر بر نوک ستونی می دانند که هرگز منهدم نمی شود ، مشابه ستونی که در مقابل خانه ی خداوند متعال قرار می گیرد و عقیده دارند که این ستون نه هیچ گاه فرسوده می شود و نه فرو می افتد .
فریزر عقیده دارد که این نماد در اصل متعلق به حیتی ها بوده و در قرون وسطا ، توسط ترکان سلجوقی دوباره عَلم شده است و در جنگهای صلیبی ، اروپاییان آن را از ترکان سلجوقی وام گرفتند تا با این تمهید بر ارتش شاهنشاهی اطریش و روسیه توفیق یابند .
دوتایی بودن سر عقاب آنقدرها نشانه ی ثنویت یا تعدد پیکره ی شاهنشاهی نیست ، زیرا دو تایی بودن سر عقاب حتی نماد گرایی خود عقاب را تشدید نمی کند : بلکه عقاب دو سر بیشتر نماد اقتدار شاهانه ، سلطنت واقعی و نماد شاه شاهان است . به طور کلی حیواناتی که از پشت یا از جلو به هم چسبیده اند و در آثار هنری دیده می شوند ، همواره دارای ارزشی نمادین هستند . ( شوالیه – گربران ، جلد 4 ، 1385 ، 286 – 299 ) .
– قوش : در مصر قوش به خاطر قدرت و زیایی اش ، شاهزادهی پرندگان به شمار می آمد و نماد اصل آسمانی بود . قوش مظهر بسیاری از خدایان از جمله هوروس بود . او خدای فضا و هوا بود ، دو چشمش خورشید و ماه بودند ، این خدا به شکل قوش یا انسانی با سرِ قوش تصویر می شد . مصریان برای لکه های ویژه یی که زیر چشم قوش ملاحظه می شود ، مفاهیمی قائل بودند و آن را چشمی می دانستند که همه چیز را می بیند و دورادور چشم هوروس نیز ، نماد باروری جهانی تعبیر می شد . قوش یکی از متعلقات خدا رع ، مظهر خورشید طالع بود ، و گاه روی سرِ رع به جای کاکل قوش ، یک قرص خورشید قرار داشت که به دور آن یک مار کبرا پیچیده بود و نماد شعله های آتش بود .
در میان اینکاهای پرو ، قوش علامت و نمادی خورشیدی بود . به عقیده ی تاریخنگار سارمینتو که توسط مینز نقل شده ، بعد از مانکو کاپاک [ قرن 11 م ] موسس امپراطوری اینکا ، تمام اینکاها یک همزاد یا برادر روحی داشتند ، نوعی فرشته ی نگهبان ، که به شکل قوش بود و او را اینتی ، یعنی خورشید می نامیدند .
در یک اسطوره ی یونگایی ( پرو ) قهرمانان خالق روی یک کوه ، از پنج تخم ، به دنیا آمدند و قبل از اینکه ظاهر بشری به خود بگیرند ، به شکل قوش بودند . در روایتی دیگر قهرمان – زنی پس از نزدیکی قوش – شتر مرغ ، به وجود آمد .
در حکایت ایرلندی ماجراهای توان مک کایریل ، قوش یکی از مراحل مسخ پی در پی این شخصیت اولیه بود . بدین ترتیب قوش در اساطیر ایرلند ، همسان عقاب در اساطیر غالیایی است . اهمیت قوش در مجمع القوانین هایول ددا ( قرن دهم ) [ شاه غالیا ، که آداب و رسوم کامبریها را گردآوری کرد ] برای پیشبرد پرورش قوش ، همچنین شکار با قوش بود .
در قرون وسطا ، گاه قوش را در حال قطعه قطعه کردن خرگوش تصویر می کردند ؛ اگر بر طبق تفسیر ، خرگوش نماد شهوت بارگی است ، قوش در این تصاویر نماد پیروزی بر قوه ی شهویه است . به طور کلی این تصاویر نشانه ی پیروزیِ اصل مذکر ، روزانه و خورشیدی ، بر اصل مؤنث ، شبانه و قمری بودند .
از آنجا که قوش در نماد گرایی همواره خورشیدی ، اهورایی ، مذکر و روزانه است ، از این رو نمادی فرارونده و تعالی جو است و در تمام حیطه ها از قبیل جسمانی ، ذهنی و اخلاقی عمل می کند . قوش نشانه ی الوهیت و پیروزی است ، نشانه ی فتحی به دست آمده ، یا در حال حصول . هوراپولون می نویسد ، وقتی مصریان می خواستند خدایی را به خاطر بزرگی و رفعتش ، فرود آمدنش در میان زمینیان ، برتری ، مقام یا پیروزی اش ترسیم کنند ، او را به شکل قوش می کشیدند .
قوش گاهی با باشلقی بر سر عرضه می شد . در این حالت او نماد آرزوی نور بود ، که به کسی که در ظلمت به سر می برد ، نور می رساند ؛ قوش باشلق دار تصویر زندانیان ، و نشانه ی سختی یک عارف سرگشته بود ، او نماد نور زیر بادگیرها و علامت معرفت باطنی بود ، و شاید به همین خاطر بود که بسیاری از مطبعه داران عصر رنسانس ، علامت قوش باشلق دار را با شعار زیر برای مطبعه ی خود انتخاب می کردند : Post tenebras spero lucem ، [ پشت تاریکی آرزوی روشنایی است ] . ( همان منبع ، 484 – 485 ) .
شاهین : شاهین یا عقاب و نیز باز که نامش در اوستا سَئنه آمده ، از راسته شکاریان است که چون بال گشاید به سه متر می رسد . این پرنده ، تیز بانگ ، بلند آشیان ، سبکپر ، تند نگاه ، ستبر نوک و سهمگین چنگال است و بیش از صد سال زیست کند . شاهین که به نامهای : آله ( درگیلکی : آلغ ) ، دال ، باشه ( واشه ، معرّب آن : واشق ) ، چرخ ( چرغ ، معرّب آن : صقر ) ، اِشکَره ، شاهباز 0 شهباز ) و باز ( معرّب آن : باز ) نیز نامیده شده ، در توانایی ، سر آمد پرندگان و از این رو ، و نیز به دلیل شکوه و تقدس خود ، به « شاه مرغان » شهرت یافته است.
بنابر اساطیر یونانی ، شاهین یا عقاب ، سلطان پرندگان آسمان ، بی نهایت مورد علاقه زئوس بود و رومیان نیز این پرنده را نماینده قدرت خارق العاده می دانستند و روی چوبه های درفش ملّی خود پیکره او را به عنوان یک قدرت شکست ناپذیر نصب می کردند . عادت پادشاهان روم بر آن بود که هنگام حرکت ، شاهینها بر فراز سر آنان حرکت می کردند و این از علایم عظمت و بزرگی به شمار می آمد .
اولین کسی که این پرنده را بدید و شکار کرد و در شکارگاهها او را بر روی دست خود نگه می داشت ، قسطنطین بود . چنان که از روایات مصری بر می آید . پرستش شاهین در مصر قدیم رایج بوده است .
در اساطیر ایرانی نیز شاهین جایی مخصوص دارد و در افسانه های آفرینش به عنوان پیک خورشید معرفی شده ( یشت : 14 ، 19 ) و در کشتن گاو نخستین با مهر همکاری داشته است . در برخی توصیفها ، اهورامزدا به سر عقاب تشبیه شده که شاید مقصود همان سئنه ( سیمرغ ) اوستا باشد ( یشتها : 1 / 40 ) . فَرِّ کیانی و فَرِّ ایرانی در اوستای قدیم ، همواره به صورت مرغ « وارغَن » نموده شده که در واقع نوعی مرغ شکاری از جنس شاهین است .
در اساطیر کهن ، این پرنده با دیگر پرنده های بلند پرواز به طور گسترده با خدایان خورشید همراه بوده است . در اساطیر کهن ، این پرنده با دیگر پرنده های بلند پرواز به طور گسترده با خدایان خورشید همراه بوده است . همچنین عقابی که ماری در منقاردارد در اساطیر ملل ، نماد پیکار قدرتهای آسمانیبا قوای دوزخی و نیز تضاد میان روز و شب ، آسمان و زمین و به طور کلّی خیر و شرّ است . در اساطیر و فرهنگ ملل ، شاهین مظهر و نماد آتش ، باد ، تواضع ، حجب و حیا ، فناناپذیری ، طوفان ، خورشید و فرمانبرداری تصور شده و درباره آن ، باورهای کهن و دریافتهای اساطیری چندی نقل گردیده است .
در ادبیات وِدایی ، شاهین همان پرنده ای است که گیاه سُوم یا هوم را به ایندرا ( خداوند جوّ و فزاینده باران ) رساند و ظاهراً یکی از تجلیات صاعقه به شمار می رود .
بهرام یا ورثرغن ، در هفتمین تجلی خود ، به صورت شاهینی در آمد که شکار خود را از پایین با چنگالها گرفته است . در قدیم شهرها را بر صورت چیزها می ساختند ، چنان که شهر « شوش » بر صورت باز ( شاهین ) و شوشتر بر صورت اسب ساخته شد ( مجمع التواریخ و القصص : 64 ) .
در ایران قدیم شاهین ، مرغی خوش یُمن و مقدس به شمار می رفته و در افسانه های باستانی ، به عنوان مظهر آسمان نموده شده است . بنا بر روایت فردوسی ( شاهنامه : 1 / 36 ) تهمورث شاهین را رام کرد :
ز مــرغان مــرآن را که بُــد نــیـک تــاز / چــو بـــاز و چــــو شــاهــیــن گــردن فــراز
بــیــاورد و آمــوخــتــنــشــان گــرفـت / جــهانــی بــــدو مــانـــده انــدر شــگــفــت
هنگامی که کاووس به فکر تسخیر آسمانها افتاد ( شاهنامه : 2/ 152 به بعد ) چهار عقاب تخت او را به آسمان بردند :
از آن پـــس عـــقـــاب دلاور چـــهـــار / بــیــاورد و بــر تــخــت بــســت اســـتـــوار
نــشــست از برِ تخـت کــاووس شــاه / که اهریمنش برده بُد دل ز

مطلب مرتبط :   کتابخانۀ، وهابیت، ، عربستان، کتابخانه
دسته بندی : علمی