3 – 3 – 5 منابع قدیمی :
3 – 3 – 5 – 1 انجیل :
عیسی ، پس از شام آخر ضمن بیان وصایا و پیشگویی هایش رو به حواریون چنین می فرماید :
* پطرس در جواب وی گفت هر گاه همه درباره تو لغزش خوردند من هرگز نخورم . عیسی بوی گفت هر آینه به تو میگویم که در همین شب قبل از بانگ زدن خروس سه مرتبه مرا انکار خواهی کرد . ( انجیل متی ، باب26 ، آیات32 تا 35 ) .
همچنین این مسئله در انجیل مِرقُس تکرار شده است :
* پطرس بوی گفت هر گاه همه لغزش خورند من هرگز نخورم . عیسی ویرا گفت هر آینه به تو میگویم که امروز در همین شب قبل از آنکه خروس دو مرتبه بانگ زند تو سه مرتبه مرا انکار خواهی نمود . ( انجیل مرقس ، باب 14 ، آیه 30 و 31 ) .
زمانی که حضرت عیسی را دستگیر کرده و به خانه رئیس کَهَنه برده بودند ، پطرس به رئیس کَهَنه چنین می گوید :
* پطرس گفت ای مرد نمی دانم چه می گویی . در همان ساعت که این را می گفت خروس بانگ زد . آنگاه خداوند رو گردانیده به پطرس نظر افکند پس پطرس آن کلامی را که خداوند بوی گفته بود به خاطر آورد که قبل از بانگ زدن خروس سه مرتبه مرا انکار خواهی کرد . پس پطرس بیرون رفته زار زار بگریست . ( انجیل لوقا ، باب 22 ، آیات 60 تا3 ) . ( کتاب مقدس ، عهد جدید ( انجیل ) ، 46 – 47 – 136 – 137 ) .
3 – 3 – 5 – 2 قرآن :
در اینجا یکی از آن چهار پرنده خروس است ، که مظهر شهوت بوده و به عنوان مانعی برای رسیدن سالک به کمال می بایست کشته شود .
” و چون گفت ابراهیم بار پروردگارا به من بنما که چگونه مردگان را زنده خواهی کرد ، خداوند فرمود باور نداری گفت آری باور دارم لیکن خواهم تا به مشاهده آن دلم آرام گیرد ، خداوند فرمود چهار مرغ بگیر و گوشت آنها به هم در آمیز نزد خود ، آنگاه هر قسمتی بر سر کوهی بگذار سپس آن مرغان را بخوان تا سوی تو شتابان پرواز کنند و آنگاه بدان که همانا خداوند بر همه چیز توانا و به حقایق امور عالم داناست .” ( قرآن کریم ، سوره بقره ، آیه 260 ) . ( مشکینی ، 1387 ، 48 ) .
3 – 3 – 6 ضرب المثلهاو کنایه ها :
– خروسی را که شغال صبح می برد بگذار سر شب بمیرد .
– پای خروست را ببند مرغ همسایه را حیز نخوان .
– مثل خروس است که در عزا و عروسی هر دو سر می برند : کنایه از آدم بد بخت است .
– اگر خروس بداند ، شب تا سحر می خواند .
– نیاید ز تاج خروس ، افسری .
– شاهی نیاید ز چتر غرابی و تاج خروسی .
– سی روج را کردیم سه روجه ، آنهم گردن خروجه . ( سی روز روزه رمضان را به سه روز بدل کردیم و آنرا هم ، چون خروس برای سحور ما را بیدار نکرد روزه نگرفتیم ) . ( دهخدا ، جلد 1 – 2 – 4 ، 2537 ) .
– خروس در غیرت و حمیّت نیز ضرب المثل است ، چنانکه گویند : انسان باید … ، زن داری و غیرت را از خروس یاد بگیرد که تا دانه به مرغها ندهد ، خود دانه نمی خورد و تا همه را درون لانه نکند ، خود به لانه نمی رود . ( مُکری ، 1361 ، 111 ) .
در ضرب المثلهای کُردی آمده :
– کله شیر با و برای کسی نیه ( Kalawir bavao beray kasy nia ).
– خروس پدر و برادر کسی نیست . ( خروس وقتی می خواند از کسی رو در بایستی نمی کند ) . ( درویشیان ، 1366 ، 232 ) .
– خروس مرزی : در گرمسیر ، ایالات غربی کرماشان ، خروس را « قی قی رَجو » گویند و چون بیشتر در آبهای شلتوک کاری و زمین های زق دار ( زمین مردابی ، زمینهایی که گل چسبیده دارند ) . می نشیند ، این پرنده را کَلَه شیر مرزَه یعنی خروس مرزی نیز گویند .
نام های زیقاوله ، زیقوله و قی قی رجو مأخوذ از تقلید صوت این پرنده است و غالباً کودکان پُر جیغ و داد را به زیقوله تشبیه می کنند و اساساً جیغ را در کُردی زیق گویند . وجه تسمیه قی قی رجو بدین پرنده ، از آن جهت است که گویند این مرغ از آغاز شب تا نزدیکی های صبح فریاد می کشد : قی قی رجو – قی قی رجو . ( مُکری ، 1361 ، 79 ) .
– جنگ خروس : لازم به ذکر است که از قدیم الایام ، جنگ دو خروس یکی از سرگرمی ها بوده و گروه کثیری برای دیدن مبارزه حاضر می شدند . برای جنگ خروس ، همواره از نژاد خاص و خروسهای جوان استفاده می شود . پس از آنکه میدان جنگ آماده شد ، دو خروس به وسط میدان برده شده و آنها را آزاد می گذارند که به یکدیگر حمله کنند . دو خروس با قساوت و خشم هر چه تمام تر به هم می پرند و آنقدر با چنگال و منقار خود به هم زخم می زنند ، تا جنگ با مرگ [ یا مغلوب شدن ] یکی و نعره کشیدن دیگری که حاکی از فتح است ، خاتمه می یابد .
جنگ دو خروس همواره به صورت موضوع خاص در آثار نقاشان مورد توجه واقع شده است . در موزه سلطنتی مادرید ، موزه برلین و در موزه بابلی123 ، چند اثر در این خصوص موجود است .
– بانگ خروس : [ خروسخوان ] ، صدای خروس :
که بانک خروس آمد از ماکیان ( سعدی ) .
آمد بــانگ خــروس مؤذن مــیــخــوارگان / صبح نخستین نمود روی بنظارگــان ( منوچهری ) .
کنایه از ساعات آخر شب و نزدیک صبح است ، که در این هنگام خروس برای آخرین بار می خواند .
بــه شبگیــر هنــگــام بــانــگ خـــروس / ز در گــاه بـر خــاست آوای کــوس ( فردوسی ) .
شــب تــیـره هنــگــام بـــانــگ خــروس / از آن دشــت بـر خاست آوای کوس ( فردوسی ) .
ســپــیــده دمــان گــاه بانـــگ خـــروس / بــبستند بـر کـوهه پــیــل کــوس ( فردوسی ) .
– چشم خروس : کنایه از نهایت آراستگی و زیبایی .
بــشــبــگــیــر بــر خــاست آوای کــوس / هــوا شد بــکردار چــشم خــروس ( فردوسی ) .
یــکی پــهن گــشــتــی بــســان عــروس / بیــاراستــه همچو چشـم خــروس ( فردوسی ) .
بــفرمــود تــا طــوس بــر بــســت کــوس / بــیاراسته لشکر چو چشــم خروس ( فردوسی ) .
و در جایی دیگر چشم خروس کنایه از سرخی و قرمزی است .
مــی خــورم ســرخــتر از چــشــم خــروس / در شــب تیره تر از پــر غــراب ( ادیب صابر ) .
در قـــدح کـــن ز حــلــق بــط خـــونــــی / همچو روی تذرو و چشم خـروس ( ابن یمین ) .
لــب از لبی چــو چــشم خــروس ابلــهی بــود / بــرداشتن ، بگفته بیهوده خـروس ( سعدی ) .
– خروش خروس : فریاد و بانگ خروس .
چـــو از روز شــد کــوه چــون ســنــــد روس / بــابر انــدر آمد خروش خـروس ( فردوسی ) .
یــــک خــروش خــــروس صــبــح کـــــرم / زیــن خراس خــراب نـشنیـــدم ( خاقانی ) .
کنایه از ساعات آخر شب و نزدیک صبح است .
بــدانــگــه کــه خــیـــزد خــروش خـــروس / ز در گـاه بر خاست آوای کـوس ( فردوسی ) .
چــنیــن گــفــت موبــد که یــک روز طــوس / بــدانگه که خیزد خروش خروس ( فردوسی ) .
– خروس بی محل : خروسی که در ساعات و مواقع غیر معمول می خواند . کنایه از شخص وقت نشناس .
گر آفتاب در آید ، خروس بی محل است . ( صادق ملا رجب )
– خروس سحری : خروسی که به وقت سحر می خواند .
هـــنــگــام سپــیـــده دم خــروس ســحــری / دانــی کــه چـــرا کند همی نوحــه گــری
بــیــنــی کــه نمودنــد در آئـیــنـــه صــبـــح / کــز عمر شبی گذشت و تو بــی خــبــری .
– شب به خروس گداشتن : به کاری که متعلق بدیگریست دخالت نکردن .
– میخ طویله پای خروس : کنایه از قامتی است سخت کوتاه .
– خروس جنگی : کنایه از آدمهای پرخاشگر و عصبانی که با هر کس به نزاع بر می خیزند .
خروسهایی که برای جنگ با خروس دیگر تربیت می شوند .
– مثل خروس جنگی : کنایه از افرادی مثل خروس ، آماده شده برای جنگ که به جزئی ناملایمی به مبارزه بر می خیزند .
– مثل کون خروس : کنایه

مطلب مرتبط :   شروان، شروانشاه، حیدر، یعقوب، جنید
دسته بندی : علمی