پایان نامه با موضوع پردازش اطلاعات

دانلود پایان نامه

مفاهیم کلیدی مطرح شده را می دانند نسبت به زمانی که این مفاهیم برای آنان ناآشناست بهتر یاد خواهند گرفت. به منظور آموزش نحوی کارکرد یک نظام، قبل از مشاهدهی نحوه ی کارکرد آن در یک چندرسانه ای باید قسمت های مختلف و اجزای آن نظام مشخص شو تا یادگیرندگان با مفاهیم و اسامی کلیدی آن آشنا شوند(کلارک و مایر ،2008).

اصولی برای کاهش پردازش اضافی
اصل پیوستگی و انسجام
دانشآموزان زمانی خوب یاد میگیرند که از گنجانده شدن مواد درسی نامربوط و نامرتبط جلوگیری شود.اصل انسجام یا پیوستگی میتواند در سه تعبیر یا برگردان تکمیلی بخشبندی شود : (1) زمانیکه ارائه چندرسانهای گیرا وجالب توجه است اما تصاویر وکلمات نامرتبط اضافه شدهاند به یادگیری دانشآموز لطمه وارد می شود،(2) زمانیکه ارائه چندرسانهای گیرا وجالب توجه است اما اصوات و موسیقی نامرتبط اضافه شده است به یادگیری دانشآموز لطمه وارد میشود،(3) زمانیکه کلمات وتصاویر غیرضروری از ارائه چندرسانهای حذف شوند یادگیری دانشآموز بهبود پیدا میکند.
منطق نظری : مواد درسی نامربوط یا بیربط، منابع شناختی را در حافظه فعال به چالش میکشند ومیتوانند توجه و آگاهی را از مواد درسی مهم منحرف کنند، آنها میتوانند فرآیند سازماندهی مواد درسی را مختل سازند و همچنین میتوانند باعث شوند که یادگیرنده مواد درسی را به شکل نامناسبی سازماندهی کند.
برطبق نظریه تحریک پذیری افزودن مواد جالب اما نامربوط به فراگیران انرژی می دهد طوری که آنها توجه بیشتری کرده و رویهم رفته بیشتر یاد میگیرند.در این مورد هیجان(محرک) بر شناخت تأثیر میگذارد، سطح بالاتری از لذت بوسیله جزئیات اغوا کننده القاء میشود که باعث توجه بیشتر فراگیر و رمزگردانی بیشتر او از مواد درسی میشود. برعکس رویکرد عام، نظریه تحریکپذیری بر اساس دیدگاه کهنۀ یادگیری با عنوان «اکتساب اطلاعات» بنا شده است(همانند نظریه ارائه اطلاعات در یادگیری چندرسانهای)این عقیده که یادگیری دربر گیرنده گرفتن اطلاعات از معلم ودادن آن به فراگیر است. درمقابل نظریه شناختی یادگیری چندرسانهای براساس دیدگاه یادگیری تحت عنوان «ساخت دانش» بنا شده است- این عقیده که فراگیر به طور فعال فراگیر به طور فعال بازنماییهای ذهنی از آنچه ارائه میشود و آنچه قبلاً میدانسته است را میسازد.
بهطورعام، پژوهشهای اخیر روی جزئیات اغواکننده، استناد به این دارد که افزودن زمینه جذاب که با مضمون متن بیارتباط است، موجب کاهش یا عدم یادآوری ایدههای اصلی متن میشود.بهطور خلاصه، نظریه شناختی یادگیری چندرسانهای یک اثر پیوسته را پیش بینی میکند که افزودن مواد جالب- به شکل موسیقی واصوات- به یادگیری دانش آموزان لطمه میزند.

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

مفاهیم طراحی چندرسانهای براساس این اصول واضح هستند : (1) تصاویر وکلمات فرعی را به ارائه چند رسانهای اضافه نکنید. (2) اصوات وموسیقی که لازم نیستند را به طراحی چندرسانهای اضافه نکنید. (3) محدود کردن ارائه در قالب مطالب کوتاه ونکتهای. ارائه مختصر و موجز به فراگیران این امکان را میدهد تا یک بازنمایی ذهنی پیوسته ایجاد کنند- یعنی تمرکز روی عناصر کلیدی وسازماندهی ذهنی آنها به طریقی که منجر به ادراک شود. بهطورخلاصه، نتایج ما نشان میدهد که طراحان چندرسانهای باید با وسوسه افزودن صدای زنگ وصوتهای غیرضروری به یک ارائه آموزشی مخالفت کنند. اجتناب از کلمات، تصاویر و اصوات جالب به طور واضح، راهبرد طراحی پیوسته است که این مسئله ربطی به پیام و مفهوم اصلی درس ندارد. توضیح مورد نیاز باید بعد از اینکه فراگیر ارائه ذهنی پیوستهای از سیستم بنیادی علت ومعلولی را ساخت؛ ارائه شود به عنوان مثال بعد از یک ارائه چندرسانهای مختصر که به فراگیر کمک میکند تا مراحل اصلی روند رعد وبرق را بفهمد، مواد اضافی میتواند در هر مرحله جهت بسط مطلب ارائه شود.
اصل افزونگی و مازاد
دانشآموزان از طریق انیمیشن و بیان شفاهی بهتر از انیمیشن،بیان شفاهی و متن(چاپی) یاد میگیرند.
منطق نظری : وقتی تصاویر وکلمات هر دو بصورت دیداری ارائه می شود(همانند انیمیشن ومتن چاپ شده ) ، در این صورت امکان دارد ظرفیت کانال دیداری پر شود.
منطق اضافه کردن متن بر روی صفحه نمایش در انیمیشن های مبتنی بر بیان شفاهی کوتاه، بر آنچه که میتوان آن را فرضیه ترجیحات یادگیری نامید، استوار است.افراد مختلف به شیوه های مختلف یاد می گیرند برای مثال : اگر دانش آموزی ترجیح می دهد که از کلمات گفتاری یاد بگیرد، این دانشآموز میتواند به بیان شفاهی توجه کند؛ اگر دانشآموز دیگری ترجیح میدهد که از کلمات چاپ شده یاد بگیرد، این دانشآموز میتواند به متن روی صفحه نمایش توجه کند.با بکارگیری چندین شکل ارائه آموزش دهندگان میتوانند خودشان را با هر سبک یادگیری ترجیحی دانشآموزان همسو و منطبق سازند. همانطور که میبینید فرضیه ترجیحات یادگیری مبتنی بر نظریه یادگیری اطلاعات در یادگیری چندرسانهای است
در بیشتر سطوح مقدماتی، فرضیه ترجیحات یادگیری بر نظریه ارائه اطلاعات در یادگیری چندرسانهای متکی است که یادگیری را به مثابه انتقال اطلاعات از سوی معلم به یادگیرنده درنظر میگیرد. براساس این مفهوم یادگیری زمانی رخ میدهد که اطلاعات بوسیله آموزش دهنده ارائه میشود و بوسیله دانشآموز دریافت میگردد.آنچه پیش میآید این است که؛ دریافت زمانی بهتر انجام خواهد شد که بیش از چند مسیر ارائه بکار گرفته شود، بویژه در مواردی که برخی از مسیر ها مسدود هستند.این نگرش با نظریه یادگیری چندرسانهای در تضاد است که میگوید یادگیرندگان به صورت فعال بازنماییهای ذهنی را در درون سیستمهای پردازش اطلاعات خودشان ایجاد میکنند(مایر،ترجمه موسوی،1384).
یکی از موارد مخالف با اضافه شدن متن بر روی صفحه نمایش بر فرضیه ظرفیت محدود مبتنی است.افراد برای پردازش مواد شنیداری ارائه شده دارای ظرفیت محدودی هستند.فرضیه ظرفیت محدود بر اساس نظریه شناختی یادگیری چندرسانهای میباشد. زمانیکه کلمات- همانند متن روی صفحه نمایش- بصورت دیداری ارائه می شوند این کار بار اضافی را بر کانال پردازش اطلاعات وارد میکند.این بار شناختی اضافه شده در کانال دیداری ،میزان پردازشی را که افراد میتوانند در انیمیشن بکار بگیرند که آن هم از طریق کانال دیداری وارد میشود،کاهش میدهد.
وقتی که هرسه نوع تصاویر، کلمات چاپ شده وکلمات گفتاری ارائه میشود ظرفیت سیستم میتواند به دو صورت پردازش شود : اولاً؛تصاویر وکلمات چاپ شده در کانال دیداری بر سر منابع محدود شناختی با هم رقابت میکنند به خاطر اینکه هر دوی آنها از طریق چشمها وارد سیستم پردازش اطلاعات میشوند. دوماً؛وقتی که اطلاعات کلامی به هر دو صورت دیداری وشنیداری ارائه میشود ممکن است یادگیرندگان برای بدست آوردن هر دوی آنها در یک بار تلاش و تطبیق هر دو جریان اطلاعات، وسوسه و بر انگیخته شوند.این فعالیتهای اضافی و نامرتبط نیاز به منابع شناختی دارد که نتیجتاً برای پردازش انیمیشن وپیوند ذهنی آن با بیان شفاهی،منابع شناختی کافی در دسترس نیست.فرآیند یکپارچه سازی برای یادگیری معنی دار ضروری است.در مقابل؛ مؤثرترین شیوه برای ارائه مواد کلامی، ارائه بواسطه کانال شنیداری می باشد که تنها بصورت متن گفتاری صورت می گیرد.به دلیل اینکه در این شیوه مواد کلامی با تصاویر منابع شناختی در کانال دیداری رقابتی ندارد.بر اساس این نظریه ما می توانیم نشان دهیم که اثر افزونگی یا مازاد به هنگام اضافه شدن متن بر روی صفحه نمایش در یک انیمیشن مبتنی بر بیان شفاهی کوتاه، منجر به یادگیری ضعیفتری خواهد شد، همانطور که نتایج آزمون یادداری نشان می دهد و همین طور نتایج آزمون انتقال یادگیری فهم ضعیفتری را نشان می دهد
اثر افزونگی یا مازاد این امکان را به ما میدهد که اصل دیگری به اصول طراحی چند رسانه ای اضافه سازیم.به هنگام ایجاد یک نمایش چند رسانه ای مشتمل بر انیمیشن های مبتنی بر بیان شفاهی کوتاه، متنی را بر روی صفحه نمایش اضافه نکنید درحالی که کلمات مشابه آن را هم اکنون بصورت بیان شفاهی در اختیار دارید.
اثر افزونگی یا مازاد به این معنی نیست که هرگز ازمتن گفتاری و چاپ شده به همراه هم استفاده نکنیم. اصول طراحی چندرسانهای نباید بعنوان فرامین انعطاف ناپذیر تلقی شده وبکار گرفته شوند، بلکه آنها باید در ارتباط با نظریههای مختلف در مورد چگونگی یادگیری افراد تفسیر شوند.
اصل مجاورت
(مجاورت مکانی)
دانشآموزان زمانی خوب یاد میگیرند که در صفحه یا صفحه نمایشگر، تصاویر وکلماتی که مربوط به هم هستند نزدیک به هم یا در کنار هم به نمایش درآیند تا اینکه دور از هم به نمایش درآیند.
منطق نظری : وقتی بر روی صفحه یا صفحه نمایشگر، کلمات وتصاویر مربوط به هم نزدیک یکدیگر یا در کنار هم قرار دارند؛ یادگیرندگان مجبور نیستند منابع شناختی خود را برای جستجوی دیداری صفحه یا صفحه نمایشگر،صرف کنند واحتمال زیادی هست که یادگیرندگان قادر به نگهداری هردوی آنها در حافظه فعال خود در آن واحد باشند.وقتی کلمات وتصاویر مربوط به هم دور از یکدیگر بر روی صفحه یا صفحه نمایشگر قرار دارند یادگیرندگان مجبورند منابع شناختی خود را برای جستجوی دیداری صفحه یا صفحه نمایشگر، برای پیدا کردن کلمات وتصاویر مربوط به هم، صرف کنند.بنابراین؛ احتمال کمی وجود دارد که یادگیرندگان قادر باشند هر دوی آنها در حافظه فعال خود در آن واحد ،حفظ ونگهداری کنند.
فضای موجود برای ارائه مطالب چندرسانهای-کلمات وتصاویر- بر روی صفحه کامپیوتر یا صفحه کتاب درسی، محدود است.یک صفحه کامپیوتر یا صفحه کتاب فقط گنجایش مقداری محدودی مطالب شفاهی/ نوشتاری ویا دیداری را داراست. بنابراین فضای صفحه نمایش یا کاغذ به عنوان یک منبع محدود در نظر گرفته میشود که انتظار زیادی از آن میرود.تصمیم درباره طراحی چندرسانهها از جمله طراحیهای اقتصادی است که در به چگونگی تعیین فضا بر روی صفحه کاغذ یا صفحه کامپیوتر از بین موارد چندگانه توجه دارد به عنوان مثال تحلیل من از کتابهای درسی علوم نشان داده است که در حدود نیمی از فضای کتاب های درسی برای شکل ها و نیمی دیگر به کلمات اختصاص داده میشود.
نظریه شاختی یادگیری چندرسانهای بر این عقیده استوار است که یادگیری فرآیند فعالی است که فراگیر می کوشد تا از مطالب موجود مفهوم بسازد.این تلاش مفهوم سازی هنگامی که کلمات وتصاویر مرتبط بطور ذهنی در حافظۀ فعال فراگیر یکپارچه شوند، تقویت میشوند. در وضعیت یکپارچه، کلمات وتصاویر به طریقی جدا میشوند که فراگیر را به ایجاد ارتباط ذهنی بین آنها تشویق میکنند. فراگیر نباید دنبال صفحهای بگردد تا شکلی راکه مرتبط با جمله چاپ شده است، بیابد. بنابراین آنها میتوانند منابع شناختی خود را به روند یادگیری فعال که شامل ایجاد ارتباط بین کلمات وتصاویر است اختصاص دهند. بر طبق نظریه شناختی یادگیری چندرسانهای،یادگیری معنیدار چندرسانهای بستگی به ایجاد ارتباط بین بازنمایی ذهنی از تصاویر وکلمات مرتبط دارد. بنابراین ارائه یکپارچه، درکی را که در اجرای آزمونهای انتقال و به همان اندازه در آزمونهای یادداری انعکاس مییابد،پرورش میدهد (زارعی زوارکی و عوض زاده ، 1385).
(مجاورت زمانی)

زمانیکه کلمات وتصاویر مربوط به هم، به جای اینکه بصورت پیاپی وپشت سرهم ارائه شود، بصورت همزمان ارائه میشود؛دانش آموزان بهتر یاد میگیرند.
منطق نظری : زمانیکه بخش انیمیشن و بیان شفاهی( یا گفتار گوینده) مربوط به آن در یک زمان ارائه میشوند، این احتمال زیاد هست که یادگیرنده بتواند بازنمایی های ذهنی هر دو را در حافظه فعال خود در یک زمان نگهداری کند و بنابراین احتمال بیشتری وجود دارد که یادگیرنده قادر باشد ارتباطات یا پیوندهای ذهنی میان بازنماییهای دیداری وکلامی برقرار کند. زمانیکه بین بخش انیمیشنی و بیان شفاهی مربوط به آن از لحاظ زمانی فاصله وجود دارد احتمال کمی وجود دارد که یادگیرنده قادر باشد بازنمایی های ذهنی هر دو را در حافظه فعال خود در یک زمان نگهداری کند و بنابراین احتمال کمتری هست که او قادر باشد پیوندها یا ارتباطات ذهنی بین بازنماییهای دیداری وکلامی برقرار سازد. حتی اگر زمان میان شنیدن یک جمله ودیدن بخش انیمیشنی مربوط به آن،کوتاه باشد در این صورت نیز باز این امکان هست که یادگیرنده بتواند پیوندها یا ارتباطاتی را بین تصاویر وکلمات برقرار سازد. از طرف دیگر، اگر یادگیرنده یک متن طولانی را گوش کند و انیمیشن کاملی را در زمانهای جداگانه تماشا کند، در این صورت احتمال کمی وجود دارد که یادگیرنده بتواند پیوندهایی را بین تصاویر وکلمات برقرار سازد.
دانشآموزانی که مطالب را به صورت همزمان دریافت میکنند نسبت به دانشآموزانی که مطالب را به صورت متوالی دریافت میکنند، توضیحات را بهتر میفهمند. باید این اختلاف در اجرای آزمون انتقال یادگیری به صورت همزمان که منجر به یادگیری بهتری نسبت به ارائه متوالی مطالب میشود منعکس شود. پیش بینی در مورد آزمون یادداری وضوح کمتری دارد به خاطر اینکه نتیجه دو رقابت در عمل معلوم می شود.
دانشآموزان در شرایط همزمان احتمال بیشتری جهت ایجاد مفهوم از مطالب ارائه شده دارند و بنابراین پیش بینی میشود که نسبت به دانش آموزانی که مطالب به صورت متوالی به آنها ارائه شده در آزمون یادداری بهتر عمل میکنند. اما دانشآموزان در شرایط متوالی، احتمال بیشتری جهت توجه وتمرکز بر جملهبندی ارائه کلامی مطالب دارند. بنابراین در آزمونهای یادداری کلامی بهتر عمل می کنند.روی هم رفته، من ارزش بیشتری به پردازش معنیدار قائل هستم و بنابراین پیشبینی میکنم که دانشآموزان در گروه همزمان در قسمتهای یادداری کلامی نسبت به دانشآموزان در گروه متوالی بهتر عمل خواهند کرد.
مجاورت مکانی و ومجاورت زمانی دو فرم مرتبط از مجاورت، در طراحی ارائه چندرسانهای می باشند. مجاورت مکانی یعنی قرار دادن کلمات وتصاویر مرتبط نزدیک هم بر روی صفحه میباشد درحالی که مجاورت زمانی یعنی ارائه کلمات وتصاویر مرتبط نزدیک به هم از لحاظ زمانی است. هردو آنها بر اساس یک بنیاد ومکانیسم شناختی می باشند، یعنی دانشآموزان زمانی قادرند بین کلمات وتصاویر ارتباط برقرار سازند که بتوانند از لحاظ ذهنی آنها را در یک زمان پردازش کنند.
ارائه همزمان مطالب با شیوه کار ذهن انسان بسیار مطابقت دارد. بخصوص ارائه همزمان دارای مزیتهای:
1. قابلیت های دو کانالی انسان برای فراهم ساختن بیان کلامی برای گوش ها وانیمیشن برای چشم ها
2. قابلیت محدود هر کانال به خاطر عدم نیاز که موجب می شود فراگیران تعداد زیادی مطالب را در یکی از دو کانال نگهدارند
3. نیاز به پردازش شناختی فعال بوسیله تشویق فراگیران به ایجاد ارتباط بین بازنمایی های کلامی ودیداری مرتبط
اصل تفاوت های فردی
تاثیرات طراحی آموزش چندرسانهای بریادگیرندگان دارای دانش کمتر نسبت به یادگیرندگان دارای دانش بیشتر وهمچنین بر یادگیرندگان دارای درک فضایی بالا نسبت به یادگیرندگان دارای درک فضایی پایین تاثیرگذارترو موثرتراست
منطق نظری : یادگیرندگان دارای دانش بیشتر قادرند تا از دانش قبلی خودشان برای جبران فقدان راهنمایی در ارائه چندرسانهای بهره ببرند- نظیر شکل دادن مناسب ذهنی به تصاویر از طریق کلمات- در صورتی که یادگیرندگان دارای دانش کمتربه میزان کمتری احتمال دارد که قادر باشند به هنگامی که ارائه چندرسانهای فاقد راهنمایی است خود را در یک فرآیند پردازش شناختی درگیر سازند. یادگیرندگان دارای درک فضایی بالا برای یکپارچه کردن بازنمایی های دیداری وشنیداری از ارائه های چندرسانهای تأثیرگذار، ظرفیت شناختی را در اختیار دارند؛ در مقابل، یادگیرندگان دارای درک فضایی پایین باید ظرفیت شناختی خیلی زیادی را برای نگهداری تصاویر ارائه شده در حافظه خود اختصاص دهند در حالی که این احتمال کم است که آنها برای یکپارچه سازی بازنماییهای دیداری و شنیداری ظرفیت کافی را در اختیار داشته باشند.
اصلی بر پایهی نشانه های اجتماعی
اصل شخصی سازی
اصل شخصی سازی به سه خرده اصل تقسیم میشود:
زمانی که مطالب کلامی به سبک

دیدگاهتان را بنویسید