دانلود پایان نامه

اساس تئوری یادگیری،خشونت و پرخاشگری رفتاری آموختنی است و در عرصه فعالیت های ورزشی،ورزشکاران مشهور و محبوب با الگو قرار گرفتن توسط دیگران به ویژه نوجوانان و جوانان می توانند در جلوگیری از رفتارهای خشن و پرخاشجویانه یا تقویت آنها نقش مؤثر و حایز اهمیتی داشته باشند.یک طرفدار فوتبال پس از مشاهده تحسین و تشویق بازیکن تیم مورد علاقه اش از جانب سایر هم تیمی هایش به خاطر انجام اَعمال خطا روی بازیکن تیم حریف و یا انجام خطاهای فریبکارانه،انگیزه و تمایل لازم برای انجام رفتار مشابه را بدست می آورد و ترغیب می شود تا همان رفتارها را در قبال طرفداران تیم حریف انجام دهد.تری و جکسون با الهام از این تئوری اشاره می کنند که نیروهای جامعه پذیری از طریق سه منبع به تقویت و مشروعیت رفتارهای خشونت آمیز و پرخاشجویانه بین تماشاگران فعالیت های ورزشی و ورزشکاران کمک می کنند:1)گروه مرجع فعلی شامل ورزشکاران،مربیان،اعضای خانواده و دوستان،2)ساختار فعالیت ورزشی و نحوه اِعمال مقررات توسط مقامات و دست اندرکاران فعالیت های ورزشی و 3)طرز تلقی ها و نگرشهای طرفداران،رسانه ها،دستگاه قضایی و جامعه.تقویت ممکن است به صورت پاداش هایی مانند جایزه،احترام دوستان و خانواده،و تحسین و تمجید تجلییابد،یا اینکه به شکل هراس از تحقیر از جانب دوستان یا رقبا با تقویت منفی مواجه شود.به اعتقاد برخی پژوهشگران،تئوری یادگیری اجتماعی مناسب ترین و منحصر به فرد ترین تبیین را در مورد افزایش مستمر پرخاشگری و خشونت در ورزش های آماتوری و حرفه ای ارائه می کند(کاکس،1990،به نقل از رحمتی،143:1381)
جلوه های خشونت و پرخاشگری در ورزش در چارچوب تئوری مذکور هم بین تماشاگران و هم بین ورزشکاران قابل تبیین است.در این تئوری،افزون بر در نظر گرفتن عوامل اجتماعی گوناگون مانند ساختار و ماهیت نوع ورزش از نظر میزان برخورد فیزیکی،به عوامل وضعیتی که رویداد ورزشی در بستر آن انجام می پذیرد،نهادهای مؤثر در جامعه پذیری بویژه رسانه های همگانی،خانواده،آموزش و پرورش و ساختار ارزشها و هنجارهای حاکم بر جامعه و محیط های ورزشی در ایجاد و شکل گیری خشونت و پرخاشگری توجه می شود(همان :143)
لئونارد با استناد به چارچوب نظری تئوری یادگیری اجتماعی معتقد است رسانه ها در برخورد با پدیده خشونت رویه ای دارای تناقض دارند.از یک طرف رسانه هایی مانند تلویزیون و مطبوعات با برجسته ساختن رفتار چهره های خشن ورزشی و نمایش گسترده خشونت،سرمشق های گوناگونی برای کودکان و نوجوانان فراهم می آورند که از چنین افرادی و رفتارهایشان تقلید می کنند.همچنین تفسیر های رسانه ای با توصیف هایی همراه است که به کنش های خشونت آمیز هیجان بیشتری می بخشند( لئونارد،1988 :166)

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

گروهی دیگر از پژوهشگران نیز با تحقیقی دربازه رفتار پرخاشجویانه و خشونت آمیز و تأکید بر نقش عوامل اجتماعی و و فرایند یادگیری بر این باورند که عوامل اجتماعی سبب گسترش و حتی افزایش حجم و فراوانی ستیزه جویی می گردد.این عده عواملی مانند تقلید،یادگیری و انواع خرده فرهنگ ها را در پرخاشگری مؤثر می دانند.به نظر این صاحب نظران نقش روند تربیتی افراد در یادگیری اجتماعی ورابطه اش با پرخاشگری قابل توجه است.به گونه ای که بسیاری از رفتارهای ستیزه جویانه و پرخاشجویانه متأثر از الگوهای فرهنگی آموخته شده و بسیاری از این نوع رفتارها ناشی از مشاهده رفتار خشونت بار در سینما و تلویزیون است(محسنی تبریزی،1379 :11)
در یک تقسیم بندی کلی ،تبیین های جامعه شناختی در مورد خشونت و پرخاشگری در ورزش فوتبال را می توان در چهار چشم انداز نظری قرار داد.اول-چشم اندازی که با رویکردی مبتنی بر دیدگاه ستیز به بررسی پدیده مذکور می پردازد و نظریه پردازان آن مبنای تئوریکی خود را از مارکسیست ساختارگرا الهام گرفته اند.دوم-چشم اندازی که از منظری رفتار گرایانه و جامعه‌شناختانه به تبیین خشونت طرفداران فوتبال پرداخته است.سوم- چشم انداز انسان شناختانه و چهارم- چشم انداز ملهم از دیدگاه نوربرت الیاس. در مکتب های جامعه شناسی، سازمان ها، ساختارها و نهادهای اجتماعی و فرهنگی به مثابه واقعیت های اجتماعی علت رفتار آدمی به حساب آمده اند و کژ رفتاری ها را معلول ساختارهای اجتماعی و فرهنگی دانسته اند.

چشم انداز مارکسیستی

این چشم انداز با تلقی پدیده خشونت و اوباشگری به عنوان نمونه ای از یک وحشت اخلاقی که اساساً به بحران هژمونی سرمایه داری مربوط می شود بر اهمیت این پدیده از منظر سیاسی تأکید دارد.به عبارتی دیگر اوباشگری و خشونت ابزازی است برای ترساندن مدرم است تا مواضع محافظه کارانه اتخاذ کنند.به این ترتیب فرادی که از طریق خشونت و اوباشگری ترسشان برانگیخته نی شئد راضی به افزایش نظم برای حفظ سلامت خویش می شوند و اقدامات و عملکرد شدید و تحمیلی دولت ها را تأیید می کنند.تیلور،کلارک و هال نظریه پردازان مارکسیستی هستند که جزء نخستین کسانی اند که وارد این مطالعات شدند.
یان تیلور: اوباشگری در ورزش فوتبال را پدیده ای جدید می داند که جوانان بیکار قشر تحتانی طبقه ی کارگر بدان مبادرت می ورزند. به اعتقاد وی اوباشگری و رفتارهای خشن هواداران فوتبال نشات گرفته از عامل بورژوازی شدن، جهانی شدن و تجاری شدن ورزش فوتبال در عصر جدید است. زیرا با تجاری شدن ورزش فوتبال ،هواداران سنتی آن که از طبقه ی کارگر بودند و از قدرت اعمال نفوذ در آن نیز برخوردارند احساس می کنند دیگر تعلقی به فوتبال ندارند. در نتیجه اوباشگری در فوتبال و خشونت های معطوف به ویرانگری نوعی واکنش برای احیای دموکراسی مشارکتی و نفوذی گذشته ی آنان است(تیلور، 1987).یان تیلورکه با الهام از سنت مارکسیستی به مطالعه تاریخ فوتبال در انگلستان پرداخته، بر این باور است که ورزش فوتبال ورزش طبقه کارگر بوده است و طرفداران آن از طریق دموکراسی مشارکت یا احساس تعلق خود به باشگاه را متبلور می‏کردند. به تدریج مدیران باشگاه‏ها این احساس تعلق عمیق (ولی در نهایت بی‏فایده) را نادیده انگاشتند و روی به سمت مشتریان و حامیان پردرآمدتر آوردند. پس از سازماندهی فوتبال حرفه ای بعد از جنگ دوم جهانی، نقش باشگاههای محلی در ابعاد اجتماعی کاهش یافت و فعالیت این باشگاهها بیشتر به سوی فعالیتهای تجاری و جذب تماشاگر سوق پیدا کرد. نشانه های این تغییر را میتوان در شهری کردن، تماشاگر پسندکردن(مثل نمایشهای قبل از برگزاری مسابقات و ایجاد تسهیلات و امکانات رفاهی بیشتر)، حرفه‌ای کردن(پرداخت دستمزدهای بالا) و بین المللی کردن (برگزاری رقابتهای بین المللی با تیمهای سایر کشورها) ورزش فوتبال متجلی دانست. در واقع، تیمهای فوتبال دیگر به طرفداران سنتی تعلق نداشتند، بازیکنان دستمزدهای بالا میگرفتند، مالکان باشگاهها را افراد ثروتمند تشکیل میدادند، و محدوده‏ی عملکرد تیم‏ها از حالت محلی به بین المللی درآمد. در چنین حالتی، طرفداران باشگاهها که عمدتاً جوانان لایه های پایینی طبقه کارگر بودند احساس کردند دیگر جزو باشگاه نیستند و کنترل موثری بر سرنوشت تیمهایشان ندارنداین فرایند تجاری ‏شدند که تیلورازآن با عنوان”بورژوایی شدن“فوتبال نام می‏برد،طرفداران طبقه کارگر را ازورزش موردعلاقه‏شان بیگانه کرد و در واکنش به این فرایند آنان نیز اقدام به اخلال در روند برگزاری مسابقه‏های فوتبال نمودند. به تعبیر تیلور و همفکرانش، اوباشیگری در فوتبال انگلستان در واقع واکنشی منفی و مقاومت آمیز در برابر تجاری‏شدن و کالایی شدن فوتبال است(همان).
کلارک1991،هوبر1991،ویلکینسن1995و گلداستون1998: وندالیسم در فوتبال را همچون سایر انحرافات اجتماعی ناشی از ناسازگاری های حاکم بر روابط فرد و جامعه،تضعیف و فروپاشی آتوریته اخلاقی در تنظیم روابط بین افراد،تزلزل نهادهای جامعه در انتقال ارزشهای اجتماعی،سلطه شرایط آنومیک بر جامعه و عکس العمل خشن برخی اافراد به تحصیلات و شرایط ناخوشایند،نامطلوب و غیرعادلانه بیرونی می دانند. ( محسنی تبریزی،1383: 25).
استوارت هال: استوارت هال در مقاله “رمزگذاری و رمزگشایی گفتمان تلویزیون” به این امر معتقد می باشد که ما نباید این انتظار را داشته باشیم که معنایی که تولید کنندگان یک برنامه یا پیام از آن دارند دربین مخاطبان نیز همان معنا تداعی شود، بلکه هر شنوند یا بیننده خبر جدای از تولید کننده رمز گشایی می کند. از نظر هال یک متن یا برنامه تلویزیونی به رغم داشتن معنای مرجح یا خوانش مسلط همواره منبعی بالقوه از معناهای مختلف است و فقط مخاطبان می توانند طی گفت و گویی که بین متن و موقعیت اجتماعی آنها صورت می گیرد این معناها را فعال سازد. بنابر این بر اساس مدل هال، پیام تلویزیونی نشانه ای پیچیده است که گرچه یک معنای مسلط را با خود به همراه دارد، اما همیشه این انتظار می رود که به شیوه های دیگری معنا شود. هرچند از نظر هال یک پیام تلویزیونی همیشه یک معنای مسلط با خود به همراه دارد، ولی هیچ گاه این پیام محدود و بسته به آن معنانیست.” از نظر هال رسانه ها تولید کنندگان پیام ها و انتقال دهنده ((نشانه ها).). هستند” (محمدی،1386: 10).
دست اندرکاران تلویزیونی از این رسانه جمعی به عنوان رسانه ای که تمام رویدادهای جهانی را می توان از طریق آن به نظاره نشست ، در استفاده از این تکنیکها و شگردها برای جذب مخاطب نهایت تلاش خود را به خرج می دهند. در میان رویدادهایی که تلویزیون فعالیت زیادی در پخش و انعکاس آن دارد، رویدادهای ورزشی بالاخص ورزش “فوتبال” از اهمیت خاصی برخوردار است. نشان دادن بازیکنان در نماهای درشت، پخش عکس العملهای آنها به کرات، پخش تصاویر مربیان و همچنین حرکات و عکس العملهای تماشاگران بعد از به ثمر رسیدن گل و پخش حرکات آهسته صحنه های حساس(پخش مجدد). بازی از مهمترین نکات وتکنیکهای پخش تلویزیونی می باشد( پیکارد،1378: 11).
میلز:وندالیسم در فوتبال و سایراشکال کژرفتاری را معلول دگرگونی ساختی در جامعه می داند.به زغم او کشاکش میان اخلاق،رسوم ،ارزشها و منافع گروه های اجتماعی زمینه را برای پیدایی انواع صور بزهکاری،کژرفتاری و یا آسیب اجتماعی فراهم می کند( همان). میلز دو دستگی افراد بر سر منافع را منجر به پیدایش آسیب اجتماعی می داند و می گوید:آنهایی که نظام اخلاقی به نفع آنهاست سعی می کنند از تغییر جلوگیری کنند و آنهایی که به ضرر آنهاست خواهان فروپاشی هستند.نتیجتاٌ بین دو گروه اجتماعی متعارض و متضاد برخورد و ستیز درمی گیرد و زمینه مساعدی برای پیدایش آسیب های اجتماعی خاصی فراهم می شود.

مطلب مرتبط :   منبع پایان نامه با موضوع روابط زناشویی

چشم انداز رفتارگرایانه
از اواخر دهه 1970،گروهی از پژوهشگران به منظور بنا نهادن تئوری مناسبی بر اساس رفتار واقعیاوباشگران فوتبال ،مطالعات خود را آغاز کردند.از جمله این افراد پیتر مارش است که در تحقیقات خود تقریباً به طور کامل به رفتار طرفداران تیم های فوتبال هنگام برگزاری مسابقات توجه کرده اند.
پیترمارش : ورزش یک شاخص مهم در ارائه ی هویت فرهنگی است. پیترمارش عقیده دارد برای بسیاری از مردم نمودار شدن ورزش تجاری به عنوان ابزاری برای ایجاد معانی اجتماعی و هویت جدید تلقی می شود. تا پیش از بوجود آمدن شهرهای مدرن و از بین رفتن شکل های سنتی زندگی افراد هویت خود را از طریق عواملی چون خانواده، خویشان و قبیله کسب می کردند. اما با ورود جوامع به دوران مدرن و زوال شکل های سنتی اجتماع منابع جدیدی از هویت پذیری ظاهر شدند که شامل شکل های جدیدی از زندگی فرقه ای، مذهبی، گروه های فکری و گروه های ورزشی می شود(عنبری،24:1381).
از نظر مارش اوباشگری در بستر فوتبال به شکل امروزین پدیده ای است که در همه جوامع بشری وجود داشته است و همانند آن را تحت عنوان آیین سازی پرخاشگری در حیوانات نیز می توان ملاحضه کرد.به نظر آنان انگیزش و مهار پرخاشگری در انسان تا حد زیادییک فرایند فرهنگی به نظر می آید.اگر چه پرخاشگری ممکن است شالوده زیست شناختی داشته باشد ،اما شرایط ،انگیزش ،اهداف و نحوه جلوگیری از آن اجتماعی است(ویلیامز و دیگران،1379 :70). به تعبیر مارش و همکارانش دخالت های بیرونی نیروهای پلیس،دستگاه های قضایی،آموزگاران مدارس، وسیاستمداران که به منظور جلوگیری از عملکرد طبیعی عوامل ذاتی محدود کننده خشونت با برچسب هایی نظیر حیوان و وحشی مبادرت به هتک حرمت طرفداران فوتبال می کنند،در تشدید جدی بودن واکنش های خشونت آمیز دسته های طرفدار فوبال نقش دارند.به نظر مارش حتک حرمت انسانی طرفدارن فوتبال سبب به مخاطره افتادن نظم می گردد.(همان)
چشم انداز انسان شناسی
گری آرمسترانگ و رزماری هاریس چشم انداز جامعه شناختی در مطالعات مربوط به اوباشگری فوتبال هستند.این دو پژوهشگر مرزبندی آشکاری بین خشونت آشکار و نمادین قایل می شوند.اولی کنشی است که منظور از انجام آن ایراد آسیب فیزیکی به شخص است،اما خشونت نمادین شامل تهدید به وارد ساختن آسیب فیزیکی است.به اعتقاد این پژوهشگران اوباشگران هر چند دارای پتانسیل خشونت هستند،اما تنها یک نوع خشونت که سطح پایینی دارد و بین سایر گروه های محروم جامعه نیز وجود دارد،از آنان بروز می کند(محسنی تبریزی،1383 :201)
نوربرت الیاس:شناخت ورزش را کلید شناخت جامعه می داند. به نظر وی موضوع جامعه شناسی بررسی شبکه ی روابط متقابل، وابستگی متقابل، پیکربندی و فرایندی است که انسان ها را در وابستگی متقابل قرار می دهد. پدیده ای که به بهترین وجه این نظام های وابستگی متقابل، زنجیره ی کنش ها، فرایندهای همکاری و تعارض را نشان می دهد بازییا به عبارتی صحیح تر ورزش است. به نظر الیاس بازی ورزشی مدلی را عرضه می کند که جامعه شناس به کمک آن می تواند به ساختار اجتماعی فکر کند(دوفرانس، 1385: 149 ).الیاس معتقد است هر فدر جوامع متمدن تر می شوند قیود بیشتری بر رفتارهای افراد اعمال می کنند.وی معتقد است در دوران قدیم پدیده شرم و دستپاچگی و انزجار به معنای کنونی وجود نداشت چرا که در قدیم زن ها خیلی راحت در میان مردم به بچه های خود شیر می دادند یا در رودخانه شنا می کردند یا حتی در قرون وسطی فاصله بین خانه و حمام را برهنه طی می کردند.در زمان حاضر بعضی از این رفتارهامانند مانند شیر دادن را می توان در میان روستاییان مشاهده کرد. اما با این حال اگر افراد چنین رفتارهایی را در زمان حاضر انجام دهند دچار شرم و دستپاچگی خواهند شد.بنابراین از نظر الیاس جوامع هر چه متمدن تر می شوند قیود بیشتری بر رفتارهای افراد اعمال می کنند.مهمترین نکته که در بحث الیاس به خشونت فوتبال ربط پیدا می کند این است که این قیود بر تن و بدن هم اعمال می شود و در واقع بشر در عصر جدید یاد می گیرد که جسم خود را تربیت کند و تحت انضباط خاصی دربیاورد.انضباط تن به معنای اعمال خشونت بر تن خود و عدم اعمال خشونت بر دیگری است.در قدیم افراد خیلی راحت می توانستند در صورت عصبانیت با هم دعوا کننداما بشر در عصر جدید یاد می گیرد که خود را کنترل و دست به خشونت نزند و در واقع بدن را تحت انضباط خاصی دربیاورد.از نظر الیاس پدیده دستپاچگی در عصر جدید در میان مردم بسیار بیشتر از عصر جدید دیده می شود.از نظر الیاس هر هر قدر بشر متمدن تر می شود از خشونت ظاهری بیشتر فاصله مب گیرد.الیاس دولت در شکل حاضر را تا حد بسیار زیادی دولت کنترل کننده میداند،دولتی که می خواهد خسم و روح را تحت کنترل حود درآورد و نظام مند کند.الیاس تحت تأثیر اندیشه های فروید و مارکس است.وی ستایشگر تمدن و فرهنگ جدید نیست.این تمدن و فرهنگ اگرچه برای بشر چیزهایی را به همراه دارد اما خود انگیختگی و شادابی را از بشر گرفته و او را تحت قیود و انظباط درآورده است.الیاس و همکار او دانینگ در مورد تحلیل ورزش نیز از همین نظریه استفاده می کنند.ورزش در واقع به نوعی جبران آن خشونت های فیزیکی است که در قدیم مجاز شمرده می شد و هم اکنون مجاز شمرده نمی شود.لذا ورزش به شکل روش مند و فعلی اش از اوایل قرن نوزدهم شروع شد،چرا که در همین زمان است که زندگی درونی و بیرونی آنقدر کنترل شد و به نظم درآمده که

مطلب مرتبط :   پایان نامه روانشناسی : آسیب شناسی روانی


دیدگاهتان را بنویسید