فایل پایان نامه تنظیم شناختی هیجان

دانلود پایان نامه

ارتباط هس (1999) بر این باور است که چنین فاصله‌گیری، محافظتی را فراهم می‌کند که برای رشد اعتمادبه‌نفس و توانایی کسب اهداف سازنده ضروری به نظر می‌رسد.
حس هدفمندی

درباره حس هدفمندی چندین ویژگی شناسایی‌شده در ادبیات محافظتی، مطرح می‌باشند. انتظارات سالم، جهت‌گیری هدفمند، جهت‌گیری موفق، انگیزش پیشرفت، میل به تحصیل، پشتکار، سرسختی، باور به آینده روشن وحس پیش‌بینی پذیری، از این دسته‌اند.
ورنر واسمیت (1992) در مطالعه 25 ساله خود درباره تاب آوری بر نیرومندی این ویژگی تاکید می‌کنند. به نظر می‌رسد که مؤلفه موثر در مقابله با فشارزا های گریز ناپذیر زندگی، احساس انسجام باشد، یعنی اطمینان از اینکه محیط درونی و بیرونی قابل پیش‌بینی است و اطمینان از اینکه امور به احتمال زیاد، آنطور که می‌باید پیش رفته است. این حس انسجام، هدف کلید پایان، امیدواری ومعنی‌داری در تقابل مستقیم با درماندگی آموخته‌شده‌ای است که بنارد(1997) بر وجود آن در افراد دچار مشکل روانی و اجتماعی تاکید کرده است. علاوه بر این کوباک وکول(1993) تاکید می‌کنند که حس پیش‌بینی پذیری، توانایی تأثیرگذاری و در برخی موارد تعیین آینده، یکی از ویژگی‌هایی است که نه تنها برای موفقیت فردی ضروری، بلکه برای بقا انسان در دنیایی با پیچیدگی‌های روزافزون، حیاتی است.
آنچه باید به خاطر بماند این است که تعریف تاب آوری با عوامل محافظتی در حوزه‌های پژوهشی عبارت است از مطالعه افرادی که در یک یا چند سیستم محیطی، استرس، شرایط ناگوار و خطرات عمده را تجربه کرده‌اند. بنابراین، چنانچه خطرات عمده‌ای که فرد را تهدید می‌کنند در سیستم خانواده باشند، مانند رشد کردن در خانواده‌ای با مشکل آزارگری، یا اسکیزوفرنیا، بسیاری از عواملی که به عنوان عوامل محافظتی شناسایی‌شده‌اند، باید از محیط مدرسه یا جامعه مشتق شوند. همچنین وقتی خطر عمده از محیط جامعه نشات می‌گیرد، پژوهش در خصوص عوامل تاب آوری نقش سیستم های خانواده و مدرسه را مورد بررسی قرار می‌دهد. از نظر ورنر (1989) بیشتر مطالعات صورت گرفته بر کودکان آسیب‌پذیر، عوامل خطر را در یک سیستم مورد بررسی قرار داده‌اند و تحلیل داده‌هایی که تعامل میان عوامل خطرزا و محافظتی را در سه سطح فردی، خانوادگی و اجتماعی، مورد بررسی قرار داده باشند، محدود است.
اعتماد به‌نفس
اعتماد به‌نفس از حس رد نسبت به ارزشمندی وشایستگی‌اش ناشی می‌شود. طبق نظر راتر (1997؛ به نقل از گلیگان، 2000) دو گروه از تجربیات بیش‌ترین تأثیر را بر اعتماد به‌نفس دارند. روابط عاشقانه، دوستانه و ایمن و موفقیت در انجام کارهایی که فرد به آن‌هاعلاقه‌مند است وانجام آن‌ها را مدنظر دارد. حتی یک رابطه مثبت در کودکی و بزرگسالی می‌تواند آسیب ناشی از تجربیات یا روابط منفی را کاهش دهد. همچنین موفقیت در یک کوشش می‌تواند تخفیف حس شکست در سایر حوزه‌های زندگی فرد گردد. در اینجا موفقیت به معنی رقابت نیست، بلکه دستیابی فرد به استاندارد های خود است.
احساس کفایت
عوامل ارتقا دهنده خود جهت مندی یا خودکارایی، عبارت است باور والدین به حس کنترل در کودک، پاسخ‌گویی (به خاطر اینکه والدین پاسخگو به کودک نشان می‌دهند که رفتار وی اثری دارد)،پایداری، گرمی و تمجید، حمایت و ترغیب کودک به در گیر شدن در محیط خود (گلیگان،2000).

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

احساس داشتن یک پایگاه ایمن
دلبستگی های ایمن برای کودک پایگاه ایمنی را فراهم می‌کند که موجب ترغیب بررسی اطراف می‌گردد (بالبی، 1998). در همین ارتباط ورنر واسمیت (1992، به نقل از گلیگانف 2000) بیان می‌کنند که داستان زندگی افراد تاب آور نشان می‌دهد که شایستگی و اعتماد حتی تحت شرایط دشوار نیز می‌توانند وجود داشته باشند، به شرط اینکه این کودکان در زندگی با افرادی مواجه شده باشند که پایگاه امنی برای ایجاد اعتماد، استقلال وابتکار عمل فراهم کرده باشند. اکثر افراد می‌توانند این فرصت را داشته باشند که با یک یا هر دو والد یا خواهران وبرادران و یا با سایر اعضاء خانواده رابطه ایمنی داشته باشند. این افراد باگذر زمان، زمان بیشتری را دور از این پایگاه ایمن سپری می‌کنند، اما در زمان بیماری، پریشانی و نیازمندی به این پایگاه ایمن مراجعت می‌کنند.
این سه منبع تاب آوری یعنی پایگاه ایمن، اعتماد به‌نفس و خود کارآمدی می‌توانند به وسیله تجربیات مثبت کسب‌شده و در بافت زندگی روزانه افزایش یابند.
کوون و همکاران (1996) ویژگی کودکان تاب آور را چنین برشمردند: خوی نرم، هوش بالا، پیوند قوی بین والدین وکودک، احساس کفایت والدین، والدین دارای سلامت روان، احساس شایستگی از طرف کودک، کنترل واقعی، همدلی وتوانایی مشکل‌گشایی اجتماعی.

تاب آوری
تاب آوری
پیوند والدینی
پیوند والدینی

شکل 2-1- پیوند والدینی با تاب آوری از نظر کوون و همکاران (1996)
راتر (1987) یکی از چهار فرایند محافظت‌کننده را که تقویت‌کننده تاب آوری هستند، ایجاد و حفظ اعتماد به‌نفس و کفایت خود می‌داند.
اعتماد به نفس
اعتماد به نفس
تاب آوری
تاب آوری

شکل2-2- اعتماد به نفس با تاب آوری از نظر راتر(1987)
ریچاردسون و وایت (2002) درمطالعه‌ای که به منظور ارتقاء بهداشت روان انجام دادند، اعتمادبه‌نفس، کانون کنترل درونی، و روابط بین فردی را از مؤلفه‌های اصلی تاب آوری برشمردند.

اعتماد به نفس
اعتماد به نفس

کانون کنترل درونی دردرونیدرونی درونی
کانون کنترل درونی دردرونیدرونی درونی
تاب آوری
تاب آوری

روابط بین فردی
روابط بین فردی

شکل 2-3- مؤلفه های تاب آوری از نظر ریچاردسون و وایت (2002)
گارمزی (1983) به عنوان یکی از پیشگامان مطالعات تاب آوری ویژگی‌های افراد تاب آور را این‌گونه فهرست می‌کند: دامنه‌ای از مهارت‌های اجتماعی، میزان زیاد واکنش دهی و حساسیت اجتماعی، هوش، همدلی، حس شوخ‌ طبعی، مهارت‌های مشکل‌گشایی، همچنین، تعامل مثبت باهمسالان وبزرگسالان درجات کم دفاعی و پرخاشگر بودن و درجات زیاد همکاری، مشارکت و پایداری هیجانی، یک حس مثبت از خود، احساس نیرومندی، کانون کنترل درونی (باور به اینکه تا حدی بر محیط کنترل دارند). از نظر راتر (1993) کودکان تاب آور همچنین والدینی مراقبت‌کننده دارند.
مگناس و همکاران(1999) نیز در پژوهشی احساس کودک از شایستگی خود، نگاه مثبت به خود، همدلی و کانون کنترل درونی را تفکیک ‌کننده افراد تاب آور از افراد غیر تاب آور گزارش کرده‌اند. همچنین نتایج این پژوهش نشان داد که افراد تاب آور از مهارت‌های تطابقی مثبت تری استفاده می‌کنند.
مهارت‌های تطابقی مثبت
مهارت‌های تطابقی مثبت
تاب آوری
تاب آوری

شکل 2-4- مهارت‌ های تطابقی با تاب آوری از نظر مگناس و همکاران (1995)
2-2- پیشینه تحقیق
تنظیم شناختی هیجان به عنوان مولفه ای بسیار تاثیرگذار و مهم در سلامت روان به عنوان یکی از مهم ترین مفاهیم در علوم روانشناختی نظر بسیاری از دانشمندان را به خود معطوف نموده است، لذا آمار مطالعه و پژوهش در این زمینه طی سال های اخیر سیر صعودی به خود گرفته و بحث و بررسی های مختلفی در این زمینه صورت پذیرفته است. در همین راستا در پژوهش حاضر موضوع تکانشگری یا رفتار مخاطره آمیز به عنوان نتیجه و بسامدی مهم از بروز اختلال در سلامت روان مورد بررسی قرار گرفته است. همچنین به بحث و بررسی تاب آوری به عنوان مهار کننده ای موثر در مقابل رفتار های تکانشگرانه و مخاطره آمیز پرداخته شده است. بنابر این در این بخش مستند بر تحقیقات و پژوهش های صورت گرفته گذشته به تفصیل در رابطه با تاثیر متقابل، رابطه دو به دو، همبسته ها و عوامل موثر بر مولفه های تاب آوری، تنظیم شناختی هیجان و به ویژه تکانشگری (رفتار مخاطره جویانه) پرداخته خواهد شد.
2-2-1- پیشینه پژوهشی در خصوص ارتباط متغیر های تنظیم شناختی هیجان و تکانشگری
در سال های اخیر شیوع اختلالات هیجانی و عدم کنترل هیجان درصد بالایی از افراد در جوامع مختلف را درگیر خود ساخته است، پیرو همین مسأله شیوع برخی اختلالات هیجانی از جمله افسردگی و اضطراب (به عنوان مولفه هایی موثر در رفتار مخاطره جویانه) به ترتیب در 18 و 14 درصد کل افراد گزارش شده است (سارتوریوس و همکاران، 1993).
سایر مشکلات هیجانی و عوامل موثر بر این مشکلات روی عملکرد کلی فرد موجب شده تا برخی از محققین، عوامل مرتبط با این مشکلات را مورد توجه قرار دهند؛ ازجمله نتایج بروز اختلال در کنترل هیجانات بروز بزهکاری، خشونت و رفتار پرخاشگرانه است (ایزنبرگ و همکاران، 2001). با این اوصاف فرایند های تنظیم شناختی هیجان به قدری پیچیده و گسترده است که قادر نخواهیم بود روی تمامی ابعاد و مکانیسم های آن تمرکز کنیم (گارنفسکی، کراچ و اسپینهاون ،2000)، اما می توان گفت جنبه های تنظیم شناختی هیجان، همانند دیگر ابعاد رفتاری و اجتماعی آن در واقع با هدف مدیریت هیجان ها جهت افزایش سازگاری و تطابق به کار می روند و بخشی از راهبرد های تطابقی هستند که با تجربه و درمان ناراحتی های هیجانی و جسمانی و دستیابی به سلامت مرتبطند. (لازاروس،1993).
گارنفسکی و کراچ،(2006) و شمار دیگری از محققان نشان داده اند که استفاده از راهبرد های غیر سازگارانه تنظیم شناختی هیجان (مقصر دانستن خود، نشخوار فکری و مصیبت بار تلقی کردن) در بزرگسالان دارای اختلالات روانی شایع تر است و نوع راهبرد تنظیم شناختی هیجان با علایم افسردگی که خود یکی از مهمترین عوامل موثر در بروز میل به خودکشی می باشد (منین و همکاران 2007) به عنوان یک رفتار تکانشگرانه ارتباط دارد.
لازم به ذکر است که تا کنون تحقیقات منتشر شده کمی نیز راجع به انواع نقش های فرایند شناختی هیجان مانند هیجان خشم به عنوان عاملی موثر و مرتبط با رفتار مخاطره جویانه انجام شده است. با توجه به این که ارزیابی فرد از میزان تاثیر محرک بر انگیزاننده خشم، او را تحت تاثیر قرار می دهد به لحاظ نظری نیز می توان انتظار داشت که بعضی از مهارت های تنظیم شناختی هیجان (مانند فاجعه بار خواندن، سرزنش دیگران و نشخوار فکری) با خشم و خصومت مرتبط باشند. (بک، 1999، دیفنباچر، 1996).
خود کشی نیز به عنوان یکی از رفتار های شایع تکانشگرانه مورد بررسی و تحقیق بسیاری از محققان قرار گرفته است و مشکلات هیجانی تاثیرات بسزایی در بروز آن نشان می دهند. در همین راستا حسنی و میر آقایی (1391) در تحقیقی با عنوان رابطه راهبرد های تنظیم شناختی هیجان با ایده پردازی خودکشی که با مطالعه 120 نفر از دانشجویان دانشگاه خوارزمی (60 نفر دختر، 60 نفر پسر) انجام شد به این نتیجه رسیدند که راهبرد های تنظیم شناختی هیجان شامل خود سرزنش گری، نشخوارگری، فاجعه نمایی و دیگر سرزنش گری با ایده پردازی خودکشی رابطه مثبت دارند، در حالی که راهبردهای پذیرش، تمرکز مجدد مثبت، تمرکز مجدد بر برنامه ریزی، کم اهمیت شماری و ارزیابی مجدد مثبت، به صورت منفی با ایده پردازی خودکشی همبسته بودند .نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که از بین راهبردهای سازگارانه ی تنظیم هیجان، راهبردهای کم اهمیت شماری ، پذیرش، تمرکز مجدد مثبت و ارزیابی مجدد مثبت به صورت منفی ایده پردازی خودکشی را مورد پیش بینی قرار دادند. همچنین، از بین راهبرد های ناسازگارانه تنظیم شناختی هیجان، راهبرد های خود سرزنش گری و فاجعه نمایی به صورت مثبت ایده پردازی خودکشی را پیش بینی کردند. نتایج پژوهش حاضر ارزش پیش بین کنندگی راهبرد های خود تنظیمی شناختی هیجان در ایده پردازی خودکشی را برجسته نمود.
تنظیم شناختی هیجان نقش موثری در انواع دیگر رفتار های مخاطره جویانه از جمله سو مصرف مواد نیز می تواند ایفا کند. پژوهش ها نشان می دهند افرادی که نمی توانند برانگیختگی های خود را کنترل کنند احتمالا در معرض خطر سوء مصرف مواد بیشتری قرار می گیرند. نتایجی که از تحقیقی که روی 100 نفر از مراجعه کنندگان به مراکز ترک اعتیاد صورت گرفته است (عباس ابوالقاسمی و همکاران1390) حاکی از آن می باشد، که سوء مصرف کنندگان مواد دارای واکنش پذیری بالا از راهبردهای تنظیم هیجان منفی و سوء مصرف کنندگان مواد دارای واکنش پذیری پایین از راهبرد های تنظیم هیجان مثبت بیشتری استفاده می کنند، به بیان دیگر نیز این پژوهش تاکید می کند که واکنش پذیری بالا و استفاده از راهبردهای تنظیم هیجان منفی بیشتر، از عوامل خطرزا برای سوء مصرف مواد می باشند.
گرایش به مصرف سیگار نیز از دیگر انواع رفتار مخاطره جویانه می باشد، به طوری که از مقایسه میزان تنظیم شناختی هیجان در بین افراد سیگاری و غیر سیگاری تفاوت معنادار مشاهده می گردد. برای مثال در تحقیق موحدی بیرامی و شیری (1392-1391) 160 نفر از دانشجویان پسر سیگاری و غیر سیگاری را مورد مقایسه و بررسی قرار دادند، نتایج بیانگر این بود که بین دانشجویان سیگاری وغیر سیگاری در مولفه های تنظیم شناختی هیجان تفاوت معنا داری وجود دارد. بدین گونه که دانشجویان سیگاری بیشتر از راهبرد های تنظیم شناختی منفی استفاده می کند.
در همین راستا در تحقیق دیگری که توسط کیانی قاسمی و پورعباس (1391) در تحقیق با عنوان مقایسه اثربخشی روان درمانی گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد و ذهن آگاهی بر میزان ولع مصرف و تنظیم شناختی هیجان در مصرف کنندگان شیشه با هدف مقایسه اثر بخشی این دو روش یعنی روان درمانی گروهی مبتنی بر موارد فوق الذکر و تنظیم شناختی هیجان در مصرف کنندگان شیشه که بر روی 34 مصرف کننده صورت پذیرفت، یافته های حاصل از پژوهش نشان داد که دو گروه درمانی بر شدت ولع مصرف معناداری داشتند.
نتایج حاصل از تحقیقات و پژوهش های مربوط به تاثیرات و یا ارتباط دو مولفه تنظیم شناختی هیجان و تکانشگری تا حدود زیادی دارای وجوهات شبیه به هم و در بعضی نیز یکسان می باشند، برای مثال می توان از پژوهش رضوان فرد و همکاران (1389) نام برد. این تحقیق با عنوان رابطه ویژگی های شخصیتی و تکانشگری با میزان وابستگی به نیکوتین در افراد سیگاری روی 89 دانشجوی پزشکی صورت پذیرفت که نشان می دهد عواملی چون نمرات افسردگی، تکانشگری حرکتی، مخاطره جویی، تکانشگری حس جویی، ماجراجویی، تجربه جویی، رفتارهای کنترل نشده، نوجویی، فقدان پشتکار و فقدان خود راهبری نقش موثری در پیش بینی وابستگی زیاد افراد به سیگار داشتند.
سه عامل مخاطره جویی، حس جویی و رفتارهای کنترل نشده نیز نقش مهمی در پیش بینی وابستگی کم افراد به سیگار ایفا می کردند. یکی دیگر از انواع هیجاناتی که تحقیقاتی درباره ارتباط آن با تکانشگری و رفتار مخاطره جویانه صورت گرفته است، هیجان خشم و تاثیر خود نظم دهی خشم بر رفتار یا افکار تکانشگرانه می باشد، خشم و تکانشگری می توانند آغازگر بسیاری از اختلالات و آسیب های اجتماعی باشند، که کنترل و نظم دهی آنها به ویژه در محیط خانواده، ضروری است و باید برای کنترل آنها، برنامه ریزی مناسب انجام شود.
بر همین اساس لاکه و خلعتبری (1388) تحقیقی با عنوان اثر بخشی برنامه آموزش مدیریت خشم بر کنترل و خودنظم دهی خشم و تکانشگری مادران دانش آموزان پسر بر روی 15 مادر دارای دانش آموز پسر مقطع ابتدایی دارای ویژگی خشم و تکانشگری بالاتر از میانگین جامعه انجام داده اند که بر اساس یافته این تحقیق برنامه آموزشی مدیریت خشم را می توان به عنوان یکی از راهکار های مناسب برای خود نظم دهی خشم و همچنین تکانشگری پیشنهاد کرد.
شاید بتوان گفت رابطه افسردگی به عنوان یکی از هیجانات با خودکشی که از مهم ترین نمود های رفتار مخاطره جویانه می باشد، بیشترین تعداد مقالات را چه از نظر کمی و چه کیفی در زمینه ارتباط دو مولفه هیجانات و تکانشگری به خود اختصاص داده است. در همین راستا چتری پور و کیخانی (1390) در تحقیقی تحت عنوان مقایسه افکار خودکشی و افسردگی در افراد اقدام کننده به خودکشی و سالم که بر روی 50 فرد اقدام کننده به خود کشی صورت پذیرفت به این نتیجه رسیدند که بین میزان افسردگی در افراد اقدام کننده به خودکشی و افراد سالم تفاوت مثبت و معنی داری وجود دارد. هم چنین بین افکار خودکشی و میزان افسردگی در

دیدگاهتان را بنویسید