bookmark_borderچشمۀ، گنجشک، ترجمه، تاجدار، خروس

فی أمانِ تحلمُ بالذَّلــهِ و الهَـوَانِ ترجمه ـ آن مرغان در خانۀ امن خود، خواب خواری و زبونی خود را میدیدند. 10- حتّی إذا تَهلَّلَ الصَّبـاحُ و اقتَبَسَتْ ... ادامه

bookmark_borderترجمه، [گنجشک]، قـالت:، صیّاد، سلام

الهِــرَّهِ ترجمه ـ و هیچ چیز توجه مرا به خود جلب نکرد؛ غیر از میومیوی ماده گربهای. 6ـ فقُمتُ ألقی السَّمعَ فی السُّــتُورِ ... ادامه

bookmark_borderترجمه، گنجشک، صیّاد، ترجمه، که

11ـ قالت: فما یَکونُ هذا الصُّوفُ؟ قال: لباسُ الزّاهـدِ الموصوفُترجمه ـ گفت: این پشم چیست؟ گفت: لباس معروف زاهدان است.12ـ سَلِـی إذا جَهِلْتِ عارفیهِ فابْنُ ... ادامه

bookmark_borderبادامجان، ندیم، پادشاه، [پادشاه]، ترجمه

قصّههای پروین، انسانها، جانوران، پرندگان و حتی مواد و اشیاء جامد و بیجان ـ محتسب و مست، سوزن و دوک، قطره و شبنم، لاله و نرگس، گل و خار، سگ و گربه، گنجشک و کبوتر، پیرهن و سوزن، تابه و... ادامه

bookmark_borderترجمه، فرهنگ، رضاشاه، اصفهانی، نمایشنامه

می‌شود که بجای امثال فرانسوی گذاشته شده است…”(براون،1361،ج 4،صص327و328). میرزا حبیب اصفهانی در ترجمه این اثر، از ترجمه دقیق دوری جسته و سعی کرده به ترجمه فرهنگی متناسب با احوال آن... ادامه

bookmark_borderترجمه، مترجم، مبدا، فرهنگ، نشانه‌شناسی

حالیکه پس از ورود اصطلاح فرهنگ و پاگرفتن شاخه‌های مطالعات فرهنگی و نشانه‌شناسی فرهنگی این نگاه تا حدودی دستخوش تغییر شد. حتی برخی انگاره‌های سال‌های اخیر که همچنان به سوی مبدا... ادامه

bookmark_borderترجمه، فرهنگ، متون، نشانه‌شناسی، می‌شود

پیش رفته و کوشیده که آن را نیز از آن خود کند. ساختار همان اندازه که در فرهنگ غرب چشم اندازی مثبت داشته، به همان اندازه نیز فروکاسته و خنثی شده است. زیرا همه معتقد به مرکزی برای این... ادامه