مدیریت : تعریف فنّاوری:

  • فنّاوری اطلاعات:

اطّلاعات یکی از منابع کلی مزیّت یا مضرّت رقابتی می­باشه. هدف سیستم  فنّاوری اطلاعات اینه که از راه بهبود کیفیت تصمیمات مدیریت، کارکرد سازمان رو بهتر کنه(فرد.آر دیوید،۱۳۷۹،ص۳۳۰).

فنّاوری اطلاعات واسه شکستن مشکلات ارتباطی بین کارکردهای شرکت­ها، به خاطر توانا کردن کارگران خط و توانایی اجرای مهندسی دوباره روند مورد استفاده قرار گرفته( Attaran, Mohsen, 2004,p588). به کار گیری فنّاوری اطّلاعات به عنوان یکی از اقدامات اساسی سازمانای پیشرو، بخشی مهم از تحقیقات فنّاوری اطّلاعات در طول بیشتر از بیست سال بود­ه س و پیش بینی می شه شرکتهایی که فنّاوری اطّلاعات رو به کار می­گیرند، مزیّت رقابتی مناسبی رو به دست بیارن(Steven, Michael C,2007,p172). امروزه توسعۀ رو به رشد و سریع فنّاوری اطّلاعات تعامل تأمین کنندگان، کارکنان، مشتریان و شرکا رو بسیار آسون کردن کرده. به کمک این فنّاوری همکاریهای چندوظیفه ای در توسعۀ محصول، بازاریابی، پخش و خدمات مشتریان میّسر گردیده(زنجیر چی،الفت،۱۳۸۹،ص۲۰).

مشکلات

  • بودجه بندی:

بودجه بندی اهداف اصلی زیر رو دنبال می کنه:

۱. آزمایش دوره ای سیاست­های مدیریت

۲.  ایجاد مبنائی واسه بررسی نتیجه های صنعت

۳.  کنترل هزینه­ها در بخشای جور واجور

۴.  ایجاد برنامه­ای واسه پیشرفت سیستماتیک

۵. اتخّاذ مبنائی واسه هزینه کردن سرمایه

۶. ایجاد مبنائی واسه کنترل کارکرد بخش­های جور واجور مربوط به سازمان تجاری از راه بازبینی بازدهی و صرفه اقتصادی اونا .

اقتصاد

  • امتیازات بودجه بندی

مسئولیّت کارکرد بخش­ها اثبات می­شه. پس کنترل لازم راروی تغییر و تحوّل مسئولیّت اعمال می­ کنه. موقعیّت اقتصادی سازمان مربوطه مشخص و روشن می­شه. کنترل کارکرد و بازدهی صنعت انجام می­شه. با کنترل تموم سطوح سازمان، مدیریت بهبود می­یابد. پس بازدهی هم بهبود می­یابد. موقع دریافت وام از بانک­ها نشون دادن بودجه اهمیّت زیادی داره طوریکه ما می­توانیم از موقعیّت مالی سازمان مربوطه خبردار شیم، به سیاست گذاری­های دوره های آینده کمک می­رساند و در تعیین کردن قیمت محصول خوبه.

اقتصادی

  • خدمات:

اجناس به دو صورت فیزیکی و غیر فیزیکی مجموعه ­ای از احتیاجات و خواسته­ های مصرف کنندگان پایانی رو برآورده می­سازه. اجناس فیزیکی نتیجه طراحی و تولید کارخانجات هستن و همون چیزیه که در بازار کالا مورد معامله قرار می­گیرد. اجناس غیر فیزیکی خدماتی می­باشن که ماهیّت نامشهود دارن و ویژگی جدا کننده اونا از اجناس فیزیکی، نبود قابلیّت نگهداری در انبار و پخش این محصولاته. هم اینکه فاصله بین تولید خدمات تا مصرف اونا بیشترً کوتاه­تر از فاصله وقتی تولید اجناس فیزیکی تا مصرف اونا می­باشه و آخرسر اجناس فیزیکی نیاز به مواد اولیّه، سیستم پردازش و پخش دارن در حالیکه اجناس غیرفیزیکی یا خدمات براساس قوه تفکّر و علم استوار هستن(سعیدی،۱۳۸۰،ص۵).

بیشتر مردم واسه تعریف محصول یا کالا مشکل چندانی ندارن، و اما واسه تعریف خدمت دچار مشکل هستن .اینجا تعاریفی چند از خدمت ارائه می شه:

 

  1. خدمت یعنی عمل یا اجرایی که به وسیله یه طرف واسه طرف دیگه انجام می­شه. گر­چه روند این کار ممکنه با یه کالای فیزیکی در رابطه باشه، اما اجرای خدمت حتماً نامحسوسه و معمولاً مالکیّت هیچ کدوم از عوامل تولید رو به دنبال نداره.
  2. خدمت به زبون ساده یعنی تموم کنشا و عکس العمل­هایی که مشتریان فکر می­ کنن اونا رو خریده­ان(لاولاک،۱۳۸۲،ص۸۶).
  3. خدمت یعنی خلق ارزش ، ارزش توازنیه بین منافع و هزینه ها ، سه روش افزایش ارزش عبارتند از : بهتر کردن ارزش، بیشتر کردن ارزش و متفاوت کردن ارزش (اعرابی،۱۳۸۰،۱۳۱).
  • تصویر سازمانی:

معنی تصویر سازمانی در میدون­های پژوهشی و هم فعالیّت­های اجرایی حوزۀ روابط عمومی، موضوعی اساسی و ریشه ای به حساب می­آید. بنا به گفتۀ فلاناگان[۱] (۱۹۶۷)، از متصدّیان اجرایی تبلیغات، شرکت  AT&T از سال ۱۹۰۸ درگیر خلق تصاویر واسه خود بوده؛ اما با این حال، درک و تعریف معنی تصویر سازمانی، سالیان بسیار واسه صاحب نظران ارتباطات سازمانی و هم رشته­های کار و کاسبی ای مربوط به اون یعنی تبلیغات، بازاریابی، مدیریت و روابط عمومی، موضوعی مبهم به حساب می اومد(Lee,2004,p4).

با مطالعۀ ادبیات تصویر سازمانی، می­توانیم به حولوحوش و ابعاد بسیاری دربارۀ اون برسیم. اول اینکه، تصویر، بحث­ای فردی و شخصیه. بنا به گفتۀ کاتلر و فاکس[۲] (۱۹۸۸)،”تصویر، ادراکی شخصی از هر موضوع یا شیءه که می ­تونه میان یه فرد با فرد دیگه خیلی فرق داشته باشه”. باید توجه داشت که تصویر سازمانی، دقیقاً درخشش هر سازمان نیس، بلکه این دریافت کنندۀ تصویره که اون رو از پیش خود شکل می­دهد و مدیریت می­ کنه. از اونجا که هر سازمانی به جوامع مختلفی خدمات می­دهد و هر یک ار این جوامع و گروه­ها روابط مختلفی با سازمان دارن، بیشترً هر گروهی تصویر متفاوتی از اون سازمان داره. پس، هر سازمان فقطً تصویر معیّنی نداره، بلکه این جوامع مربوط به اون سازمان هستن که هر کدوم پیش خود تصویری از اون دارن(Oh,2001,p8).

دوّم اینکه، هر تصویر، از تجربه مستقیم یا غیر مستقیم افراد، از راه ایجاد رابطه با بقیه یا از راه رسانه­های جمعی خاصی می­شه. برنستین[۳] (۱۹۸۴)، تصویر سازمانی رو نتیجه بر هم عمل همه تجربه­ها، احساس­ها و برداشتایی که جامعه از هر سازمان داره، توصیف کرده.

سوّم اینکه، تصویر هر سازمان می ­تونه تا حدودی با هویّت اون سازمان همپوشانی داشته­باشه. تصویر واقعا، نماینده و نشون دهنده چگونگی تجربه شدن هویّت هر سازمانه. اما به معنایی، تصویر سازمانی مشابه هویّت سازمانیه؛ اونجا که برگ[۴] (۱۹۸۵) بدین گونه به اون اشاره میکنه:«تصویر سازمانی یعنی درکی مشترک از اینکه وجود هر سازمان بطور کلّی چیه؛ در چه بخش­ای فعالیّت می­ کنه و کارکرد اون چیجوری باید باشه». با این حال، تصویر بیشتر نتیجه و خروجی درک­های احتیاط­آمیز و آزمایشی مخاطبان سازمانه و «در مقایسه با هویّت، کمتر جنبه ریشه ای و ثابت داره»(Oh,2001,p9).

در آخر، تصویر شامل فرایندی شناختیه. به گفته باسکین و ارونوف[۵] (۱۹۸۸)، تصویر سازمانی یعنی «روند تولید و خلق تصویر سازمانی و دریافت و به کار گیری اون از طرف مخاطبان». داولینگ[۶] (۱۹۸۶) هم شکل­ گیری تصویر رو فرایندی می­دونه که سازمان شروع می­ کنه و جامعه اون رو دریافت می­ کنه.

تصویر سازمانی روشن و پر قدرت می ­تونه باعث افزایش اعتماد مصرف­ کنندگان به سازمان شه و زمینه رو واسه خرید اجناس اون مهیّا سازه. پس، تصویر هر سازمان دلیلی با اهمیّت واسه بهبود و ارتقای کارکرد اون سازمان و هم حضوری پایدار در صحنه رقابت حساب می­شه(Oh,2001,p9).

  • مؤ لفّهای تصویر سازمانی:

اوناریوس[۷] (۱۹۹۳) یکی از تک و توک افرادیه که تصویر سازمانی رو براساس مؤلفّه­ها و اجزای نهفته در اون تعریف کرده. طبق تعریف ایشون، تصویر سازمانی از سه مؤلفّه تشکیل شده:

  • اندازه شناخته شده بودن
  • معروفیت
  • سابقه و گذشته خاص (Lee,2004,p6)

 

لی بلانگ و ان گین[۸] (۱۹۹۶) هم با مطالعه متون بخش تصویر سازمانی، مجموعه ­ای از ۵ عامل رو مشخص کرده­ان که قابلیّت و توان بالقوّه­ای واسه متأثّر ساختن درک­ها و برداشت­های مشتریان از تصویر سازمانی شرکت­های خدماتی دارن.این عوامل عبارتند از:

  1. هویّت سازمانی
  2. معروفیت
  3. چگونگی خدمات دهی
  4. مجیط فیزیکی
  5. کارکنان در تماس(و روبرو)با مشتریان(LeeBlanc&Nguyen,1996,p46).

[۱]. Flanagan

  1. kotler & Fox

[۳]. Bernstein

[۴]. Berg

[۵]. Baskin & Aronoff

[۶]. Dowling

[۷]. Avenarius

  1. ۵۱٫ LeBlanc & Nguyen