2.6.2.2. یاد خدا
به یاد داشتن یک چیز به معنای نگه داشتن آن در ذهن و حس کردن آن است. به یاد خدا بودن به این معناست که وجدان و قلبِ انسان مالامال از یاد خدا و در پی آن باشد و در عواطف و افکار خود همواره در برابر خداوند احساس فروتنی و خاکساری کند. نتیجه این حضور عاطفی خداوند در ذهن مؤمن، ذکر زبانی و ستایش و حمد الهی است.
فطرت مؤمن به گونه ای ست که ذهن و قلبش اشتیاق فراوانی به یاد خدا و ارتباط مستمری با او دارد، خواسته ها و دغدغه های ذهنی او متوجه خداوند است، زیرا هدف زندگی و محور اندیشه‌ها، عواطف وگرایش های نفسی او خدامند متعال است؛ از این رو اگر نعمت تازه ای به او رسد، خدا را یاد می‌کند، اگر به مصیبت یا گرفتاری مبتلا شود، خدا را یاد می‌کندو می گوید:
إنّا لِلّهِ وَ إنّا إلَیهِ راجِعوُن 
ما از خداییم و به سوی او باز می گردیم.
هرگاه به شگفتی‌های آفرینش و ملکوت آسمان‌ها و زمین می‌نگرد خدا را یاد می‌کند و… و به همین ترتیب همه احساسات و افکارش او را به یاد خدا فرا می‌خواند و این نتیجه زندگی عاطفی و ذهنی با آفریدگار بزرگ هستی است امّا ایمانی که صرفاً لقلقه زبان و درکی ساده و سطحی باشد و عقل و قلب و ذهن انسان را فرا نگیرد، ایمان حقیقی نیست و حداکثر می‌توان گفت گامی به سوی ایمان و یا زمینه‌ای برای تحقیق آن است.
برای این که یاد خدا همواره در قلب و ذهن انسان زنده باشد، باید دامنه اموری که از نظر عاطفی انسان را به یاد خداوند می‌اندازد گسترش یابد. انسان‌های عادی تنها در شرایط سخت و استثنایی به یاد خدا می‌افتند، امّا انسان مؤمن در برخورد با بسیاری از حوادث، پدیده‌ها، موجودات وکارها به یاد خدا می‌افتد، زیرا او رابطه پنهانی یا آشکار بین این امور و خداوند را درک می‌کند. این جاست که تفاوت مؤمن مشتاق خداوند با صوفی تندروی که به اعمال غلوآمیز می‌پردازد، روشن می‌شود، زیرا مؤمن درک عقلی خود را حفظ می‌کند و بین خدا وآن چه او را به یاد خداوند متعال می اندازد، فرق می‌گذارد و این دو را با هم یکی نمی‌داند، در حالی صوفی تندرو این درک عقلی خود را نادیده می‌گیرد و در توهمات خود قایل به محدت آفریده و آفریننده می‌شود .
نفس انسان عملاً نمی‌تواند با خداوند پیوسته پیوند عاطفی برقرار نماید؛ از این رو قرآن کریم توصیه می‌کند انسان خداوند را بسیار یاد کند و زمینه را برای پیوند دایمی و پیوسته فراهم سازد. قرآن کریم شکل های گوناگونی انسان را به یاد خدا تشویق می‌کند:

2.6.2.2.1. یاد مداوم
 واذکُر رَّبَّکَ کَثیراً  روزدگارت را بسیار یاد کن.
باید این عادت را برای خود ایجاد کنیم که در همه احوال خدا را یاد کنیم، همین باعث کثرت یادآوری می‌شود و به تدریج برایمان ملکه خواهد شد. اگر شاکله وجودی انسان فقط یاد الهی باشد و فقط خدا در قلب او جا داشته باشد دیگر هیچ چیزی نمی‌تواند جای گزین خدا در قلب مؤمن شود .
 یاأَیُّها الَّذینَ ءامَنوُا اذکُرُوااللهَ ذِکراً کثیراً 
ای کسانی که ایمان آورده اید، خدا را بسیار یاد کنید.
انسانی که دائم به یاد خداوند باشد چگونه می‌تواند در محضر الهی گناه کند؟
مفسر بزرگ، علامه طباطبایی رحمه الله، بازگشت همه گناهان را به شرک می داند. پس ، کثرتِ یاد آوری خود مانعی است برای گناه کردن.

2.6.2.2.2. یاد خدا در هنگام گناه
 وَالَّذینَ إذا فَعَلوا فاحِشَهً أوظَلَموا أنفُسَهُم ذَکَرُوا اللهَ فَاستغفَرُوا لِذُنُبِهِم وَمَن یَغفِرُوا الذُّنوبَ إلّا اللهُ 
وآنان که چون کار زشتی کنند یا بر خود ستم روا دارند، خدا را به یاد می‌آورند و برای گناهانشان آمرزش می خواهند و چه کسی جز خدا گناهان را می‌آمرزد؟
گفتیم که یاد خداوند متعال مانعی است برای گناه کردن انسان و اگر انسان گناهکار خدا را در نظر داشته باشد، شرمگین خواهد شد و توبه می‌کند و باز هر لحظه ای که خدا را فراموش کرد ممکن است گناهی را مرتکب شود و خسران زده می‌شود. پس یاد همیشگی خداوند را باید در درونمان جاودانه کنیم تا به لطف الهی سعادتمند شویم.

2.6.2.2.3. یاد خدا در هنگام عبادت
استاد مطهری می‌فرمایند:
روح عبادت تذکّر است، یعنی یاد خدا بودن و خارج شدن از غفلت، نسبت به خداوند متعالی. عبادت که برای تذکّر است، دراسلام به عنوان فریضه و نافله زیاد یاد شده است.
علامه طباطبایی در تفسیر آیه شریفه «و قضی ربّک ان لا تَعبدوا الّا ایّاه » چنین آورده است:
امر به خالص کردن عبادت برای خداوند بزرگ ترین امر دینی است و اخلاص در عبادت، واجب‌ترین واجبات؛ چنان که گناه کسی که مشرک به خدای سبحان است از بزرگ ترین گناهان شمرده می‌شود. خدای تعالی فرموده: «انَّ اللهَ لا یغفر ان یشرک به و یغفر ما دون ذلک لمن یشاء» چنانچه همه گناهان به شرک باز می‌گردد؛ زیرا اگر انسان از غیر خدا یعنی شیاطین جن و انس و خواهش نفس و نادانی اطاعت نمی‌کرد، دست به نافرمانی پروردگار در اوامر و نواهی او نمی‌زد. و اطاعت، پرستش است؛ زیرا خداوند فرموده: «الم اعهد الیکم یا بنی آدم ان لا تعبدوا الشیطان»؛ ای فرزند آدم، مگر با شما عهد نکردم که شیطان را نپرستید؟ و نیز فرمود: «افرایت من اتخذ الهه هواه» ؛ پس آیا دیدی کسی را که هوس خویش را معبود خود قرار داده است؛ حتی کافری هم که خالق را انکار کرده مشرک است؛ زیرا زمام تدبیر جهان را به گرده ماده یا طبیعت یا دهر یا غیر آن افکنده، در حالی که با فطرت ساده خویش، به وجود خدای تعالی اعتراف دارد.
پاسخ به دعوت انبیا (علیه السلام) پای بندی به توحید است و پای بندی انسان به توحید دارای درجات و مراتبی است که در توحید عبادی به حد کمال می‌رسد؛ زیرا توحید عبادی مستلزم عقیده به وحدانیت خداوند (توحید اعتقادی) است، اما توحید اعتقادی لزوماً همراه عبادت موحدانه نیست. به نظر شهید مطهری رحمه الله، اسلام هرگونه هواپرستی، جاه پرستی، مقام پرستی و شخص پرستی را شرک می‌شمارد زیرا در همه این‌ها، نوعی اطاعت خاضعانه و کرنش در برابر غیرخدا به چشم می‌خورد و چنان که در پرستش حقیقی، انسان خود و سرمایه های وجودی خود را به پای معبود فدا می‌کند، در هوا پرستی، جاه پرستی و مانند آن نیز وجود انسان و سرمایه‌های او قربانی خواهش های نفس یا مقام یا ثروت می‌شود. چرا که اطاعت همان پرستش است، پس اطاعت از خواهش های غریزی پرستش خواهش ها و در نتیجه، شرک محسوب می‌شود؛ از آن جهت که فرمانی غیر از فرمان خداوند اطاعت شده است و از این رو، حتی در آنچه شرعاً مباح شمرده می‌شود، اگر کاری صرفا بنا به خواهش نفس و غریزه انجام شود، اطاعت غیرخداست .

2.6.2.2.4. یاد خدا در هنگام سختی
انسان‌هادر شرایط مختلفی عبودیت خود را نشان می‌دهند و این خود سنگ محکی است از جانب پروردگارمان برای این که حجت را برای بندگانش تمام کند و به انسان‌ها ثابت شود که تا چه اندازه بر عهدی که با خداوند بسته‌اند متعهد هستند؛ که ما به آن” امتحان الهی” می‌گوییم .
 اَلَّذینَ إِذا أَصابَتهُم مُصیبَهٌ قالُوا إنّا لِلّهِ وَ إِنّا إِلَیهِ راجِعونَ
کسانی که چون مصیبتی به آنان رسد، می‌گویند ما از آنِ خدا هستیم و به سوی او باز می‌گردیم.
این دستور الهی است که اگر مصیبتی برانسان نازل شد باید به خداوند پناه برد و تنها پایدار ی در یاد الهی می‌تواند انسان را آرام کند.
 یا أیُّها الَّذینَ ءآمَنُوا إذا لَقیتُم فِئَهً فَاثبُتُوا وَاذکُروا اللهَ کَثیراً لَعَلَّکُم تُفلِحُونَ 
ای کسانی که ایمان آورده اید، چون با گروهی برخورد می کنید پایداری ورزید و خدا را بسیار یاد کنید ، باشد که رستگار شوید.

2.6.2.2.5. یاد خداهنگام به خود آمدن
اگر قلب انسان سخت شود هیچ موجودی نمی‌تواند آن را در برابر پروردگار خاضع و خاشع نماید زیرا طبق قرآن کریم برخی انسان‌ها قلب هایشان مانند سنگ است بلکه از سنگ هم سخت ترند، زیرا برخی سنگ ها از ترس الهی هبوط کرده و برخی شکاف می خورند تا جویی از درون آن جاری شود ؛ولی درون این انسان‌ها در برابر پروردگارشان هیچ تغییری نمی‌کند .
 وَ الَّذینَ إِذا ذُکِرُوا بِایاتِ رَبِّهِم لَم یَخِرُّوا عَلَیها صُمّاً وَعُمیاناً 
و کسانی‌اند که چون به آیات پروردگارشان تذکّر داده شوند ،در برابر آن چون کران و کوران نباشند.

2.6.2.2.6. یاد خدا در همه احوال
این‌ها آیات نمونه‌ای از آیات الهی هستند که به یادآوری خداوند متعال در همه احوال سفارش کرده‌اند. چرا که انسانی سعادتمند می‌شود که به ریسمان الهی چنگ زند و طبق قرآن کریم همه انسان‌ها خسران زده‌اند به جز کسانی که ایمان دارند و عمل صالح انجام می‌دهند که این دو کار مستلزم یک پشتوانه‌ای است که از درون شخص نشأت می‌گیرد و آن چیزی نیست جز توحید خالص. کسی که تربیت توحیدی شده و آن را در درونش نیز نهادینه کرده باشد حتما سعادتمند خواهد شد.
 وَاذکُر رَبَّکَ فِی نَفسِکَ تَضَرُّعاً وَخیفَهً وَدونَ الجَهرِ مِنَ القَولِ بِالغُدُوِّ وَالأَصالِ وَلا تَکُن مِنَ الغافِلینَ 
ودر دل خویش پروردگارت را با تضرع و ترس، بی صدای بلند، در ابتدا و انتهای روز یاد کن و از غافلان مباش.
 فَإِذا أَفَضتُم مِّن عَرَفاتٍ فَاذکُرُوا اللهَ عِندَ المَشعَرِالحَرامِ 
چون از عرفات کوچ نمودید، خدا را در مشعر الحرام یاد کنید.
 وَسَبِّح بِالعَشِیِّ وَالإبکار 
و شبانگاه و بامدادان [او را] تسبیح گوی.
دسته‌ای از این آیات مستقیماً بر ذکر درونی و قلبی تأکید می‌کنند و دسته‌ای دیگر به ذکر لفظی سفارش می‌نمایند که ذکر درونی را نیز به دنبال دارد. در هر حال منظور قرآن تکرار الفاظ نیست، بلکه منظور این است که در مراحل مختلف زندگی ذهن انسان پیوسته متوجه خداوند باشد.

2.6.2.2.7. آثار یاد خدا
گفتیم یاد خدا به این معناست که انسان وجود خداوند را همواره در زندگی خود احساس کند. یاد خداوند متعال آثار مهمی در شخصیت انسان مؤمن دارد که عبارت است از:
1. اینکه انسان احساس کند خداوند مراقب کارها و رفتارهای اوست .این احساس انگیزه ای بسیار قوی برای پایبندی به حدود الهی و احکام شرعی در انسان به وجود آسمان‌ها. امام صادق (علیه السلام) فرمود:
 مِنْ أَشَدِّ مَا فَرَضَ‏ اللَّهُ عَلَى خَلْقِهِ ذِکْرُ اللَّهِ کَثِیراً ثُمَّ قَالَ لَا أَعْنِی سُبْحَانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَکْبَرُ وَ إِنْ کَانَ مِنْهُ وَ لَکِنْ ذِکْرَ اللَّهِ عِنْدَ مَا أَحَلَّ وَ حَرَّمَ فَإِنْ کَانَ طَاعَهً عَمِلَ بِهَا وَ إِنْ کَانَ مَعْصِیَهً تَرَکَهَا. 
از مهم‌ترین اموری که خداوند بر آفریدگانش واجب گردانید ه، بسیار یاد کردن

  • 1