5ـ2ـ3ـ2ـ معرفی ولایت در حج
پیوند کعبه و حج با امامت، به مرحله تأسیس و بنیان اولیه آن منحصر نیست، بلکه پیوندی مستمر بین آن‌ها برقرار است؛ پیوندی که ایجاب می‌کند تا «امامت و رهبری جامعه» پس از رحلت رسول خدا در سرزمین وحی و موسم حج، ابلاغ و تثبیت شود. رسول خدا در سال دهم هجری مأموریت یافت تا برای اولین بار پس از تأسیس حکومت اسلامی عازم سفر حج شود و اعمال و مناسک حج را در عمل به مردم آموزش دهد و ندا دهد که: «خذو عنی مناسککم» و در همین مأموریت باید که پیام الهی را مبنی بر امامت و رهبری حضرت علی به‌عنوان جانشین خود به مردم ابلاغ نماید؛ پیامی که بدون آن رسالتش را انجام نداده است. امام باقر در این باره می‌فرماید:
«حَجَّ رَسُولُ اللَّهِ مِنَ الْمَدِینَهِ وَ قَدْ بَلَّغَ‏ جَمِیعَ‏ الشَّرَائِعِ‏ قَوْمَهُ‏ غَیْرَ الْحَجِّ وَ الْوَلَایَهِ فَأَتَاهُ جَبْرَئِیلُ فَقَالَ لَهُ: یَا مُحَمَّدُ إِنَّ اللَّهَ جَلَّ اسْمُهُ یُقْرِؤُکَ السَّلَامَ وَ یَقُولُ لَکَ إِنِّی لَمْ أَقْبِضْ نَبِیّاً مِنْ أَنْبِیَائِی وَ لَا رَسُولًا مِنْ رُسُلِی إِلَّا بَعْدَ إِکْمَالِ دِینِی وَ تَأْکِیدِ حُجَّتِی وَ قَدْ بَقِیَ عَلَیْکَ مِنْ ذَاکَ فَرِیضَتَانِ مِمَّا تَحْتَاجُ أَنْ تُبَلِّغَهُمَا قَوْمَکَ فَرِیضَهُ الْحَجِّ وَ فَرِیضَهُ الْوَلَایَهِ وَ الْخِلَافَهِ مِنْ بَعْدِک‏».
«رسول خدا از مدینه عازم سفر حج شد. در حالی که همه احکام و شرایع دین، به‌جز حج و ولایت را ابلاغ نکرده بود. جبرئیل نزد او آمده گفت: ای محمد، خداوند بلند مرتبه سلامت می‌رساند و می‌گوید: من هیچ پیامبری از پیامبرانم و رسولی از فرستادگانم را قبض روح نکردم مگر بعد از کامل کردن دینم و تأکید بر حجتم، در حالی که از دین تو دو فریضه بر تو باقی مانده که لازم است بر قومت ابلاغ نمایی: فریضه حج و ولایت و خلافت پس از تو.»
آیا همین‌که پیامبر و فرستاده خداوند مأموریت می‌یابد تا دو امر مهم «مناسک حج» و «امامت و ولایت» جامعه را در یک سفر به مردم ابلاغ کند، حکایت از پیوند این دو حقیقت ندارد.
6ـ2ـ3ـ2ـ حضور امام زمان (عجل الله فرجه) در حج
نه تنها بنیان کعبه و حج در تداوم حیات آن، در پیوند عمیق با امامت و رهبری است، بلکه سرنوشت ابدی آن نیز با ولایت و رهبری گره خورده است.
با توجه به روایات مأثور از اهل‌بیت، حضور امام عصر (عج) منجی عالم بشریت در موسم حج و نظارت بر رفتار و عملکرد مسلمانان و بالاخره ظهور آن حضرت در سرزمین وحی و در کنار خانه خدا، پشت به مقام و برآوردن صلای توحید و فراخوانی عمومی، بیعت با یاران در مسجد الحرام و در میان رکن و مقام، حکایت از ارتباط تنگاتنگ حج و امامت دارد.
7ـ2ـ3ـ2ـ تمامیت حج در پرتو زیارت ولایت
درباره اِتمام حج و عمره که در آیه 196 سوره بقره ﴿ وَ أَتِمُّواْ الحَجَّ وَ الْعُمْرَهَ لله﴾ بدان امر شده، گذشته از بحث‌های فقهی که درباره دلالت این آیه بر تحصیل اجزا و شرایط حج و پرهیز از موانع آن مطرح شده، در برخی روایات مصداق دیگری برای اتمام حج ذکرشده است و آن اینکه حج‌گزار پس از انجام مناسک به زیارت امام مشرف شود.
زیارت، حضور محب در پیشگاه محبوب است و ابراز ارادت و محبت زائر نسبت به پیشوایان دین، اظهار فروتنی در برابر دین و اعلام ایمان و دین‌داری است؛ زیرا اولاً دین جز محبت نیست و ثانیاً حبّ محبوب خدا حبّ خداست و زیارت جلوه‌ای از این محبت است.
البته مراد از زیارتی که در حج بدان فراخوانده شده، فقط زیارت قبور نیست ـاگرچه این نیز یکی از حقوق ولایت است؛ زیرا زندگی و مرگ معصوم یکسان است و مرگ او همانند حیاتش از آنِ‌ خداست، از این‌رو زیارت قبور آنان گذشته از ثواب، برکات فراوانی دارد که در فصل سوم به آن‌ها پرداخته خواهد شدـ بلکه مراد از زیارت، دیدار با رهبر اسلامی و آگاه کردن او از مراتب ولایت و عرضه نصرت بر اوست، چنانکه هدف از حضور در کنار قبر او سلام و درود فرستادن بر او و دعا و تضرع به درگاه خدای سبحان است. در این باره امام باقر فرمود:
«تَمَامُ‏ الْحَجِ‏ لِقَاءُ الْإِمَام‏».
«مصداق بارز اتمام حج، تشرّف به حضور امام است».
بنابراین، حجی که در آن لقای امام نباشد ناتمام است و قطع این رابطه همان‌گونه که در روایات آمده، جفایی است نابخشودنی. پیامبر خدا فرمود:
«مَنْ أَتى‏ مَکَّهَ حَاجّاً، وَ لَمْ‏ یَزُرْنِی‏ إِلَى‏ الْمَدِینَهِ، جَفَوْتُهُ یَوْمَ الْقِیَامَه…»؛
«آن‌کس که به‌قصد حج به مکه بیاید و مرا در مدینه زیارت نکند، در روز قیامت بر او جفا می‌کنم (کنایه از اینکه او را مورد شفاعت قرار نمی‌دهم)».
و زیارت ائمه نیز به‌عنوان اوصیای رسول الله در حکم زیارت پیامبر اکرم است. امام صادق در پاسخ مردی که از او سؤال کرد:
مَا لِمَنْ زَارَ أَحَداً مِنْکُمْ قَالَ: «کَمَنْ‏ زَارَ رَسُولَ اللَّهِ».
کسی که به زیارت شما بیاید چه ثوابی خواهد داشت؟ فرمود: «همانند کسی که پیغمبر خدا را زیارت کرده باشد».
با توجه به احادیث بیان شده باید گفت زیارت پیامبر و امامان بعد از فراغت از مناسک حج نماد تولی به اهل‌بیت است و بدون آن حج کامل نخواهد شد.
نتیجه‌گیری
مجموعه‌ی اصول و فروع دین از یک قاعده‌ای به نام «تولی و تبری» پیروی می‌کنند. حج هم به‌عنوان یکی از فروع دین از این قاعده استثنا نبوده و پیوند بسیار عمیق با «تولی و تبری» دارد و همان‌گونه که بیان شد، جای‌جای سرزمین وحی و حرم امن الهی و معارف و مناسک حج، تجلی‌گاه «تولی و تبری» است.

فصل سوم: کارکردهای ارتباطی تولی و تبری در حج

مقدمه
در فصل گذشته عرصه‌‌های ظهور تولی و تبری در حج مورد بررسی قرار گرفت. در این فصل به بیان کارکردهای ارتباطی تولی و تبری در حج در چهار نوع ارتباط انسان (با خدا، با انسان، با خود و با طبیعت) می‌پردازیم:
1ـ3ـ کارکردهای تولی و تبری در حج در ارتباط انسان با خدا
یکی از ارتباطات انسان در حج که از اهمیت فوق‌العاده‌ای هم برخوردار است ارتباط با خداست و سایر ارتباطات انسان متفرع این قسم از ارتباط هستند کما اینکه این مطلب در جای‌جای آیات پیرامون مناسک مختلف حج با عنوان «ذکر خدا» و سایر واژه‌ها مورد تأکید قرار گرفته است که به چند نمونه اشاره می‌شود:
الف) خداوند در آیه 198 سوره بقره می‌فرماید:
﴿لَیْسَ عَلَیْکُمْ جُنَاحٌ أَن تَبْتَغُواْ فَضْلًا مِّن رَّبِّکُمْ فَإِذَا أَفَضْتُم مِّنْ عَرَفَاتٍ فَاذْکُرُواْ اللَّهَ عِندَ الْمَشْعَرِ الْحَرَامِ وَ اذْکُرُوهُ کَمَا هَدَئکُمْ وَ إِن کُنتُم مِّن قَبْلِهِ لَمِنَ الضَّالِّین﴾.
«گناهی بر شما نیست که از فضلِ پروردگارتان (و از منافع اقتصادی در ایّام حج) طلب کنید (که یکی از منافع حج، پی‌ریزی یک اقتصادِ صحیح است)؛ و هنگامی‌که از «عرفات» کوچ کردید، خدا را نزد «مشعرالحرام» یاد کنید! او را یاد کنید همان‌طور که شما را هدایت نمود و قطعاً شما پیش از این، از گمراهان بودید».
ب) در آیه 200 سوره بقره می‌فرماید:
﴿فَإِذَا قَضَیْتُم مَّنَاسِکَکُمْ فَاذْکُرُواْ اللَّهَ کَذِکْرِکُمْ ءَابَاءَکُمْ أَوْ أَشَدَّ ذِکْرًا﴾.
«و هنگامی‌که مناسکِ (حج) خود را انجام دادید، خدا را یاد کنید، همانند یادآورى از پدرانتان (آن‌گونه که رسم آن زمان بود) بلکه از آن‌هم بیشتر».
ج) در آیه 36 سوره حج می‌فرماید:
﴿وَ الْبُدْنَ جَعَلْنَاهَا لَکمُ مِّن شَعَئِرِ اللَّهِ لَکُمْ فِیهَا خَیْرٌ فَاذْکُرُواْ اسْمَ اللَّهِ عَلَیْهَا صَوَاف﴾.
«و شترهاى چاق و فربه را (در مراسم حج) براى شما از شعائر الهى قرار دادیم در آن‌ها براى شما خیر و برکت است نام خدا را (هنگام قربانى کردن) در حالى که به‌صف ایستاده‏اند بر آن‌ها ببرید».
علاوه بر آیات قرآن، در روایات اهل‌بیت نیز از جمله ویژگی‌های حج «ارتباط انسان با خدا» بیان شده است. امام رضا اولین خصوصیت حج را «ارتباط انسان با خدا» ذکر می‌کند و می‌فرماید: «آنچه موجب وجوب حج گشته سفر معنوی به‌سوی خداوند عزوجل است».
امام علی نیز با اشاره به ارتباط دو سویه حج‌گزاران با خداوند و خداوند با حجاج می‌فرماید:
«کسانی که حج یا عمره به‌جا می‌آورند واردین بر خدا هستند و حق است بر خداوند متعال که واردین خود را اکرام کند و با مغفرت و آمرزش آن‌ها اظهار محبت نمایند».
ارتباط با خدا در حج، یک ارتباط صرفاً یک سویه از طرف حاجی نیست، بلکه این ارتباط دو طرفه بوده و با ارسال پیام‌هایی از طرفین، یعنی خداوند و بندگان همراه است. این ارتباط با دعوت خداوند از بندگان شروع می‌شود (حج:27)، سپس بندگان الهی این پیام را دریافت کرده و پاسخ می‌دهند. عرصه‌های ظهور تولی و تبری در حج در ارتباط «انسان با خدا» دارای کارکردهای بی‌شماری است که در این قسمت به برخی از آن‌ها اشاره می‌شود.
1ـ1ـ3ـ کارکردهای ارتباطی احرام
همان‌گونه که قبلاً بیان شد یکی از عرصه‌های ظهور تولی و تبری در حج احرام است. چه اینکه طبق فرمایش امام سجاد، حاجی با بیرون آوردن لباس‌های معمولی، لباس نافرمانی را در آورده و با پوشیدن لباس احرام لباس طاعت را به تن می‌کند و با ذکر تلبیه به دعوت الهی پاسخ می‌دهد که این عمل در حقیقت نماد تولی به خداست. احرام به‌عنوان نماد تولی و تبری در حج دارای کارکردهای بی‌شماری است که برخی از آن‌ها عبارت‌اند از:
1ـ1ـ1ـ3ـ آمرزش گناه
یکی از واجبات احرام، تلبیه است. ذکر تلبیه در حج توسط حاجی؛ به معنای پذیرش ولایت الهی و طرد شرک و بت پرستی است و دارای کارکردهای فراوانی در حج است. از جمله کارکرد تلبیه این‌که باعث از بین رفتن گناه می‌شود و آثار آن را از بین می‌برد، چراکه تلبیه با معصیت سازگار نیست، لبیک غروب گناه است، آنگاه‌که خورشید حق بتابد معاصی غروب می‌کنند. رسول خدا فرمود:
«مَا مِنْ حَاجٍّ یَضْحَى مُلَبِّیاً حَتَّى تَزُولَ الشَّمْسُ إِلَّا غَابَتْ ذُنُوبُهُ مَعَهَا …».
«هیچ حج‌گزاری نیست که روز را به لبیک گفتن به سر آورد، مگر آنکه همراه غروب خورشید، گناهانش پنهان مى‏شود».
حج‌گزاری که با انجام گناه از ارتباط با خدای خود محروم شده بود، با انجام تلبیه مورد آمرزش خدا قرار می‌گیرد و ارتباط انسان با خدا مجدداً آغاز می‌شود.
2ـ1ـ1ـ3ـ یادآوری قیامت
فلسفه پوشیدن دو قطعه پارچه سفید، یادآور سفر انسان به‌سوی جایگاه ابدی با پارچه‌ای سفید (کفن) است. رستاخیزی که همه انسان‌ها، خوب و بد، متقی و مجرم، با لباس سفید به‌سوی خدا محشور می‌شوند.
پوشیدن لباس احرام یادآور کفن است. لباس احرام انسان را متوجه مرگ، قبر و جهان دیگر می‌کند؛ لباس احرام انسان را برای سفر ابدی مهیا می‌سازد. هنگامی‌که انسان

  • 1