«خداوند به هر آفریده‏اى آنچه در لوح محفوظ برایش مقرر شده است (کم، زیاد، تنگنا، گشایش، آسانى و یا سختى) و متعاقب حالات متضاد او یعنى پس از چیز دارى فقر و یا پس از فقر ثروت را عنایت فرموده است. چنان که در تحوّل و گوناگونى وضع انسان گفته‏اند: در همان حال که انسان در ملک و مکنت روز را به شب مى‏برد، صبح بر او طالع مى‏شود در صورتى که محتاج به یک پول سیاه است، و یا در عین سلامتى و نعمت دارندگى، آفات و بلاهایى (همچون بیمارى، غرق شدن در آب، سوختن و یا غصب کردن ستمگرى و یا سلطه طغیان گرى) پیش مى‏آید. و یا بهنگام وسعت رزق و روزى و نهایت خوشحالى و شادمانى، غمى فرا مى‏رسد و زندگى را تلخ و ناگوار مى‏کند».
لذا همه این حالات به سبب این است که ناسپاسان از شکرگزاران شناخته شده و آنان که خداوند به آنان مدت زمانی نعمت عطا می‌کند آیا شکرگزار بوده؟ و یا در هنگام گرفتن نعمتی و نزول بلایی آیا از دایره شکرگزاران و صابران و کسانی که به قضای الهی گردن می‌گزارند خارج می‌شوند؟ یا همواره این نقصان و فراوانی نعمت را آزمایش الهی دانسته و در برابر آن صبر و شکر خود را از دست نمی‌دهند.
امام علی (علیه السلام) در حدیثی دیگر به سپاس و شکرگزاری الهی هنگام بلا و سختی‌ها توصیه نموده و می‌فرمایند:
«اذا رَأیتَ رَبّکَ یُوالى عَلیکَ البَلاء فَاشکُره».
«هنگامى که دیدى پروردگارت بلا را پى در پى بر تو مى‏فرستد او را سپاس گوى».
از دیدگاه امیر المؤمنین (علیه السلام) بلا برای‌ مؤمن‌ هدیه‌ شیرین‌ و باارزشی‌ است‌ که‌ او را به جایگاه ارزشمند قرب‌ الهی‌ نزدیک‌تر می‌سازد و با این‌ نگرش‌ به‌ بلا دیگر جایی‌ برای‌ گلایه‌ و شکایت‌نمی‌ماند. و شایسته است برای مؤمن هنگام قرار گرفتن در سختی‌ها زبان به سپاسگزاری گشوده و خداوند متعال را شاکر باشد.
امام علی (علیه السلام) در کلامی دیگر می‌فرمایند:
«لَا یَقُولَنَّ أَحَدُکُمْ اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ مِنَ الْفِتْنَهِ لِأَنَّهُ لَیْسَ أَحَدٌ إِلَّا وَ هُوَ مُشْتَمِلٌ عَلَى فِتْنَهٍ وَ لَکِنْ مَنِ اسْتَعَاذَ فَلْیَسْتَعِذْ مِنْ مُضِلَّاتِ الْفِتَنِ فَإِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ یَقُولُ وَ اعْلَمُوا أَنَّما أَمْوالُکُمْ وَ أَوْلادُکُمْ فِتْنَهٌ.
وَ مَعْنَى ذَلِکَ أَنَّهُ سُبْحَانَهُ یَخْتَبِرُهُمْ بِالْأَمْوَالِ وَ الْأَوْلَادِ لِیَتَبَیَّنَ السَّاخِطُ لِرِزْقِهِ وَ الرَّاضِی بِقِسْمِهِ‏وَ إِنْ کَانَ سُبْحَانَهُ أَعْلَمَ بِهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ لَکِنْ لِتَظْهَرَ الْأَفْعَالُ الَّتِی بِهَا یُسْتَحَقُّ الثَّوَابُ وَ الْعِقَابُ لِأَنَّ بَعْضَهُمْ یُحِبُّ الذُّکُورَ وَ یَکْرَهُ الْإِنَاثَ وَ بَعْضَهُمْ یُحِبُّ تَثْمِیرَ الْمَالِ وَ یَکْرَهُ انْثِلَامَ الْحَال‏».
«کسى از شما نگوید خدایا از فتنه به تو پناه مى‏برم چه هیچ کس نیست جز که در فتنه‏اى است، لیکن آن که پناه خواهد از فتنه‏هاى گمراه کننده پناهد که خداى سبحان فرماید: “بدانید که مال و فرزندان شما فتنه است”،
و معنى آن این است که خدا آنان را به مال‌ها و فرزندان مى‏آزماید تا ناخشنود از روزى وى، و خشنود از آن را آشکار نماید، و هر چند خدا داناتر از آنهاست بدانها، لیکن براى آنکه کارهایى که مستحق ثواب است از آنچه مستحق عقاب است پدید آید، چه بعضى پسران را دوست دارند و دختران را ناپسند مى‏شمارند، و بعضى افزایش مال را پسندند و از کاهش آن ناخرسندند».
در این عبارات امیر المؤمنین (علیه السلام) یکی از علت‌های آزمایش انسان‌ها به وسیله دارایی و فرزندان را، رضایت و عدم رضایت مردم از تقدیر الهی برای بهره مندی از رزق و روزی و همچنین خشنودی و ناخشنودی آنان نسبت به فرزندان و جنسیت فرزند می‌دانند.
بی‌صبری و شکوه‌‌ از ناملایمات‌ ‌مشکلی‌ را در بلایا حل‌ و هیچ‌ دردی‌ را دوا نمی‌کند، بلکه خود درد مضاعفی‌ است‌ که‌ موجب‌ کدورت‌ و ظلمت‌ دل‌ می‌شود، زیرا شکایت‌ از حوادث‌ تلخ‌ و مشکلات زندگی در حقیقت‌ به شکایت از خدا برمی گردد و گلایه‌ مندی از مشیت الهی خارج‌ شدن‌ از حریم‌ ادب‌ و مقام‌ بندگی است.
امام علی (علیه السلام) در کلامی دیگر به رابطه بین نزول بلاها و صبر پرداخته و رسیدن به مقام صابران و دستیابی به فضیلت صبر را در سایۀ تحمل سختی‌ها دانسته و می‌فرمایند:
«فِى البَلاءِ تحاز فَضِیلَهَ الصَّبر».
«در بلا و گرفتارى است که انسان فضیلت‏ صبر و شکیبایى را به دست آورد».
مؤمنانی که‌ از حصار تنگ‌ ظاهر بینی‌ خود را رها کرده باشند‌ و عمیق‌ فکر می‌کنند و در هر بلا و مصیبتی که بر آنان وارد می‌شود آیات‌ الهی‌ را مشاهده‌ و الطاف‌ پنهان‌ و آشکار خداوند را درک می‌کنند و آثار حکمت‌ حضرتش را درک‌ می‌کنند، به‌ یقیـن‌ می‌دانند که‌ همه حوادث‌ به‌ ظاهر تلخ‌ و سخت‌، باطنی‌ شیرین‌ و مفید دارند و برای‌ رشد و کمال‌آن‌ها لازم‌ و ضـروری‌ هستند، لذا در هنگامه‌ سختی‌ها لب‌ به‌ اعتراض باز نمی‌کنند و با صبـر و تحمل‌خود امـواج‌ بلا را پشت‌سر می‌گذارند، و در مرتبه‌ بالاتر با رضا و خشنودی به مقدرات‌ الهی‌ بر امواج‌ حوادث‌ ناگوار سوار گشته‌ و از طوفان‌های بلایا به سلامت عبور خواهند کرد.
«اگر انسان بتواند امتیاز صبر را به دست بیاورد، قطعی است که تلخی‏ها و مصایب روزگار نمی‏تواند او را از پای درآورد. جامعه‏ای که افرادش از اینگونه انسان‌ها تشکیل بیابد، قطعی است که آن جامعه در راه وصول به آرمان‏های اعلای تمدن انسانی و فرهنگی، موفق و پیروز خواهد شد. این جامعه، تا بتواند، هرگونه ناگواری‏ها و بلاها را تحمل می‏کند، ولی هویت و استقلال خود را از دست نمی‏دهد. طبیعی است که نتیجه‏ چنین اصالت و مقاومت در زندگی و حفظ هویت و استقلال، تمدنی شایسته‏ تکیه است که زمینه را برای حیات معقول آماده می‏کند».
امام علی (علیه السلام) همچنین ناشکری را باعث قطع شدن نعمت‌ها دانسته و می‌فرمایند:
«إِذَا وَصَلَتْ إِلَیْکُمْ أَطْرَافُ النِّعَمِ فَلَا تُنَفِّرُوا أَقْصَاهَا بِقِلَّهِ الشُّکْر».
«چون طلیعه نعمت‌ها به شما رسید، با ناسپاسى دنباله آن را مبرید».
و در عبارتی دیگر می‌فرمایند:
«وَ رُبَّ مُنْعَمٍ عَلَیْهِ مُسْتَدْرَجٌ بِالنُّعْمَى وَ رُبَّ مُبْتَلًى مَصْنُوعٌ لَهُ بِالْبَلْوَى فَزِدْ أَیُّهَا الْمُسْتَمِعُ فِی شُکْرِکَ وَ قَصِّرْ مِنْ عَجَلَتِکَ وَ قِفْ عِنْدَ مُنْتَهَى رِزْقِکَ».
«بسا نعمت خوار که به نعمت فریب خورد و سرانجام گرفتار گردد، و بسا مبتلا که خدایش بیازماید تا بدو نعمتى عطا فرماید. پس اى سود خواهنده سپاس افزون کن و شتاب کمتر، و بیش از آنچه تو را روزى است انتظار مبر».
در انتهای این بحث باید به این نکته یاداوری کرد که هرچند توصیه و سفارش‌های زیادی برای صبر بر بلایا و گرفتاری‌ها برای مؤمنین وارد شده است اما نکته‌ دیگری‌ هم ‌تذکر داده‌ شده‌ و آن‌ ضرورت‌ تلاش‌ برای‌ حل‌ مشکلات‌ و درمان‌ بیماری‌ها وخارج‌ شدن‌ از گرفتاریها است‌.
در واقع‌ تلاش‌ و کوشش‌ برای‌ حل‌ مشکلات‌ هیچ‌ منافاتی‌ با صبر و تحمل‌ و رضا به‌ تقدیرات‌ الهی‌ ندارد و بلکه‌ جزء وظایف‌ و مسئولیت‌های‌ مؤمنین‌ است‌ که‌ با حفظ‌ روحیه‌ صبر و رضا در جهت‌ حل‌ گرفتاری‌ها تمام‌ تلاش‌ و سعی خود را به‌ کار گیرند و از هیچ‌ کوششی‌ دریغ‌ ننمایند.
3.2.3. استحقاق کیفر و ثواب
یکی دیگر از علت‌های ابتلا و آزمایشات الهی در مورد انسانها، برپایی نظام ثواب و عقاب است. چرا که خداوند متعال از روی عدالت نسبت به بندگانی که عمل نیکو داشته‌اند و در برابر مصائب و بلاهایی که دچار شده‌اند، صبر کرده و از دایره ایمان خارج نشده و به وظایف خود در برابر خداوند عمل نموده‌اند، ثواب اخروی و پاداش عمل آنان را عنایت خواهد نمود. لذا لازم است اجرای این نظام معقول و منطقی با آزمایش همراه باشد تا کسانی که سربلند از امتحان الهی خارج شوند به ثواب اعمالشان رسیده و مردودین آزمون‌های الهی نیز مستحق کیفر و عقوبت اعمال خود شوند. همچون معلمی که در طول سال تحصیلی شاگردان خود را با تکالیف و امتحانات مختلف می‌آزماید و در پایان سال حتی بر خود شاگردانش نیز مشخص می‌گردد که هر یک مستحق گرفتن چه امتیازی هستند.
«پرواضح است که این قسم از بلاها و معضلات که به سبب آزمایش و امتحان است نه تنها به عدالت خداوند خدشه‏ای وارد نمی‏سازد بلکه عین عدالت و دادگری است» و در نظام تکوینی، تنها با آزمایش و ابتلاست که وعده و وعید الهی تحقق پذیرفته و بشارت و انذار رسولان معنا پیدا کرده و کیفیت ثواب و عقاب انسان‌ها مشخص می‌گردد.
امام علی (علیه السلام) در این مورد می‌فرمایند:
«وَ لَوْ أَرَادَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ لِأَنْبِیَائِهِ حَیْثُ بَعَثَهُمْ أَنْ یَفْتَحَ لَهُمْ کُنُوزَ الذُّهْبَانِ وَ مَعَادِنَ الْعِقْیَانِ وَ مَغَارِسَ الْجِنَانِ وَ أَنْ یَحْشُرَ مَعَهُمْ طُیُورَ السَّمَاءِ وَ وُحُوشَ الْأَرْضِ لَفَعَلَ وَ لَوْ فَعَلَ لَسَقَطَ الْبَلَاءُ وَ بَطَلَ الْجَزَاءُ وَ اضْمَحَلَّتِ الْأَنْبَاءُوَ لَمَا وَجَبَ لِلْقَابِلِینَ أَجُورُ الْمُبْتَلَیْنَ وَ لَا اسْتَحَقَّ الْمُؤْمِنُونَ ثَوَابَ الْمُحْسِنِینَ وَ لَا لَزِمَتِ الْأَسْمَاءُ مَعَانِیَهَا».
«و اگر خداى سبحان اراده مى‏فرمود آن هنگام که پیامبران خود را مبعوث نمود، تا براى آنان گنجهاى زر را بگشاید، و کانهاى طلاى ناب را آشکار نماید، و باغستانها، و درختستانها، و ددگان زمین، و پرندگان آسمان را بر آن جمله بیفزاید، چنین مى‏کرد و اگر کرده بود نه پاداش مانده بود، و نه امتحان، و نه اخبارـ آسمان و آمدن پیامبرانـ و نه پذیرندگان دعوت مزد آزمودگان را سزاوار بودند، و نه مؤمنان از پاداش نیکوکاران برخوردار، و نه اسمها معنیهاى خود را نمودار».
در این عبارات امیر المؤمنین (علیه السلام) یکی از دلایلی که خداوند متعال‌، پیامبران الهی را بدون امکانات ظاهری مادی فرستاده است را نظام ابتلا و آزمایش خداوند دانسته و یکی از علت‌های ابتلا به این آزمایش را استحقاق پاداش برای نیکوکاران بر می‌شمرند.
«یعنى اگر اولیاى خدا و پیامبران الهى در آسایش و رفاه بسر مى‏بردند، براى کسانى که دستورهاى آنان را بپذیرند، پاداش آزمایش شدگان نبود، و نیز خود پیغمبران از اجر و مزد صبر بر گرفتارى و آزار و تکذیب مخالفان نصیبى نمى‏بردند زیرا در این صورت نه آزمایشى وجود داشت و نه مخالفى پیدا مى‏شد.
و نیز در این صورت، گروندگان به پیامبران، شایسته ثواب نیکوکاران و اهل احسان نمى‏شدند، زیرا محسنین کسانى هستند که با شیطان مبارزه کنند و صفات رذیله را از خود دور سازند و نفس خویش را به فضایل بیارایند و براى خدا ایمان آورند اما ایشان که یا از روى تمایلات نفسانى به امور مادى و یا از ترس و هیبت دنیوى به پیامبران گرویده‏اند نه ایمانشان همراه با اخلاص است و نه جزء اهل احسان و نیکوکاران مى‏باشند».
امام علی (علیه السلام) در عباراتی دیگر می‌فرمایند:
«أَلَا إِنَّ اللَّهَ قَدْ کَشَفَ الْخَلْقَ کَشْفَهً لَا أَنَّهُ جَهِلَ مَا أَخْفَوْهُ مِنْ مَصُونِ أَسْرَارِهِمْ وَ مَکْنُونِ ضَمَائِرِهِمْ وَ لَکِنْ لِیَبْلُوَهُمْ أَیُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلًافَیَکُونُ الثَّوَابُ جَزَاءً وَ الْعِقَابُ بَوَاءً».
«خواست تا درون بندگان آشکار کند، ـ و آنچه در دل دارند پدیدار کند ـ نه آنکه بر اسرار پوشیده آنان دانا نبود و بر آنچه در سینه‏هاى خود نهفته‏اند بینا نبود، بلکه خواست آنان را بیازماید تا کدام یک از عهده تکلیف، نیکوتر برآید تا پاداش، برابر کار نیک بود، و کیفر، مکافات کار بد. »
این بدان معناست که انسان‌ها را نمی‌توان به نیات و اهداف خوب یا بدی که در ذهن دارند پاداش یا کیفر داد لذا لازمست که نیات آنان به بروز و ظهور برسد که شایستگی برای پاداش و نیز عقوبت الهی ایجاد گردد چرا که هیچ عقل سلیمی نیز نمی‌پذیرد که مردم را به دلیل نیت سوء مورد مجازات قرار داده و یا به خاطر داشتن نیت خوب به کسی پاداش دهند. امیر المؤمنین (علیه السلام) در حدیثی گهربار نیز به این موضوع اشاره نموده‌اند و اجر بلاها را متناسب با بزرگی آن دانسته و می‌فرمایند:
«اِنّ عَظیمَ الاَْجْرِ مُقارِنٌ عَظیمَ الْبَلاءِ».
«پاداش بزرگ با بلای بزرگ همراه است».
و یا در جایی دیگر فرموده‌اند:
«تَنْزِلُ الْمَثُوبَهُ عَلی قَدْرِ الْمُصِیبَهِ».
«ثواب به اندازه مصیبت [به مصیبت زده] داده می شود».
بنابر آنچه که از عبارات فوق مشخص می‌گردد، امام علی (علیه السلام) یکی از دلایل نزول بلاها را استحقاق کیفر و ثواب دانسته و نیز حتی مقدار این پاداش را نیز به اندازه مقدار بلا مربوط نموده‌اند. چنان‌که در حدیثی دیگر در تکمیل این بحث می‌فرمایند:
«اِنَّ عَظیمَ الَاجرِ مقارن عَظیم البَلاءِ، فَاذا اَحَبَّ اللَّهُ سُبحانَهُ قَوما اِبتَلاهُم».
«به راستى که اجر بزرگ مقارن و همراه با بلاى بزرگ است، که چون خداى سبحان مردمى را دوست بدارد به بلا دچارشان کند».
3.2.4. شناخت نیکوکاران
یکی دیگر از علل بلایا را می‌توان جدا کردن نیکوکاران از بدکاران دانست. بدین معنا که در امتحانات و آزمون‌های الهی، بلایا هدف و مقصود نیستند و خداوند متعال به وسیله آنها می‌خواهد خوب و بد و نیکوکار و بدکار را از هم جدا کند و در نهایت کسانی که مستحق ثواب الهی هستند، آشکار می‌گردند. چنان‌که خداوند متعال در قرآن کریم نیز می‌فرمایند:
﴿وَ هُوَ الَّذی خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فی‏ سِتَّهِ أَیَّامٍ وَ کانَ عَرْشُهُ عَلَى الْماءِ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً وَ لَئِنْ قُلْتَ إِنَّکُمْ مَبْعُوثُونَ مِنْ بَعْدِ الْمَوْتِ لَیَقُولَنَّ الَّذینَ کَفَرُوا إِنْ هذا إِلاَّ سِحْرٌ مُبینٌ﴾
«و اوست کسى که آسمان‌ها و زمین را در شش هنگام آفرید و عرش او بر آب بود، تا شما را بیازماید که کدام‏یک نیکوکارترید. و اگر بگویى: «شما پس از مرگ برانگیخته خواهید شد» قطعاً کسانى که کافر شده‏اند خواهند گفت: «این [ادّعا] جز سحرى آشکار نیست»».
امام علی (علیه السلام) نیز در خصوص شناخت نیکوکاران به وسیله بلایای الهی می‌فرمایند:
«أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ قَدْ جَعَلَ الدُّنْیَا لِمَا بَعْدَهَا وَ ابْتَلَى فِیهَا أَهْلَهَا لِیَعْلَمَ أَیُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا».
«اما بعد، خداوند سبحان دنیا را براى آخرت قرار داده، و مردم دنیا را در آن به آزمایش نهاده تا معلوم دارد کدام یک نیکوکارتر است».
با دقت در این عبارات قرآنی و نیز کلام امیر المؤمنین (علیه السلام) مشخص می‌گردد که شناخت انجام بهترین عمل دلیل برخی بلایای الهی است.
جمله” أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا” مى‏فهماند که مقصود اصلى مشخص کردن کسى است که بهتر از دیگران عمل مى‏کند چه اینکه آن دیگران اصلا عمل خوب نداشته باشند، و یا داشته باشند ولى به پایه آنان نرسند. پس، کسى که عملش از عمل تمامى افراد بهتر است، چه اینکه تمامى افراد نیکوکار باشند ولى به پایه آن شخص نرسند، و یا اصلا نیکوکار نباشند بلکه بدکار باشند، مشخص کردن آن کس غرض و مقصود از خلقت است،
3.2.5. بازگشت به سوی خدا و توجه به استدراج
از دیگر علل بلایایی که از طرف خداوند متعال بر انسان‌ها فرود می‌آید، توبه و بازگشت به سوی اوست. خداوند بلاها را جهت تلنگر و تذکر به بندگان خود نازل کرده تا زمینه توبه و بازگشت آنها را به سوی خود فراهم آورد و آنها را از غرق شدن در گناهان و ابتلا به سنت استدراج مصون دارد. چنان‌که حضرت علی (علیه السلام) در این باره می‌فرمایند:
«إِنَّ اللَّهَ یَبْتَلِی عِبَادَهُ عِنْدَ الْأَعْمَالِ السَّیِّئَهِ بِنَقْصِ الثَّمَرَاتِ وَ حَبْسِ الْبَرَکَاتِ وَ إِغْلَاقِ خَزَائِنِ الْخَیْرَاتِ لِیَتُوبَ تَائِبٌ وَ یُقْلِعَ مُقْلِعٌ وَ یَتَذَکَّرَ مُتَذَکِّرٌ وَ یَزْدَجِرَ مُزْدَجِرٌ وَ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ الِاسْتِغْفَارَ سَبَباً لِدُرُورِ الرِّزْقِ وَ رَحْمَهِ الْخَلْقِ
فَقَالَ سُبْحَانَهُ ﴿ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ إِنَّهُ کانَ غَفَّاراً یُرْسِلِ السَّماءَ عَلَیْکُمْ مِدْراراً وَ یُمْدِدْکُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِینَ﴾ فَرَحِمَ اللَّهُ امْرَأً اسْتَقْبَلَ تَوْبَتَهُ وَ اسْتَقَالَ خَطِیئَتَهُ وَ بَادَرَ مَنِیَّتَهُ».
«خدا، بندگان خود را به کیفر کارهاى زشت آنان، مبتلا سازد به کاهش میوه درختان، و به ناباریدن باران، و بستن گنجینه‏هاى خیر به روى ایشان، تا توبه خواه توبه کند، و معصیت کار دل از معصیت بکند، و پند گیرنده پند بپذیرد، و بازدارنده، راه نافرمانى را بر بندگان بگیرد.
و خدا آمرزش خواستن را وسیلت پیوسته داشتن روزى بر روزى خواران قرار داده است، و موجب رحمت برآفریدگان، و فرموده است: «اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ إِنَّهُ کانَ. غَفَّاراً یُرْسِلِ السَّماءَ عَلَیْکُمْ، مِدْراراً وَ یُمْدِدْکُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِینَ ». پس خدا بیامرزد کسى را که پیشباز توبه رود، و از گناهانش بخشش طلبد، پیش از آنکه مرگش برسد».
با دقت در آیه‌ای که حضرت نیز بدان اشاره فرمودند، مشخص می‌گردد که خداوند متعال به سبب توبه و استغفار به بندگان خود وعده باران رحمت و فراوانی مال و فرزند را می‌دهد.
پس معلوم مى‏شود استغفار از گناهان اثر فورى در رفع مصائب و گرفتاریها و گشوده شدن درب نعمت‌هاى آسمانى و زمینى دارد، مى‏فهماند بین صلاح جامعه انسانى و فساد آن، و بین اوضاع عمومى جهان ارتباطى برقرار است، و اگر جوامع بشرى خود را اصلاح کنند، به زندگى پاکیزه و گوارایى مى‏رسند، و اگر به عکس عمل کنند عکس آن را خواهند داشت.
به بیان امام علی (علیه السلام) خداوند سبحان در مقابل رفتار ناشایست بندگان، ثمرات آنان را کاهش داده و برکات خود را از آنان باز می‌دارد تا آنها را متوجه توبه و استغفار نماید.
«امام (علیه السلام) بیان مى‏کند که منظور غایى از این آزمون‌ها و گرفتاریها از میان بردن حجابهاى گناه از صفحه دلها به وسیله توبه و دورى جستن از گناه و به یاد خدا بودن و به دست آوردن آمادگى و قابلیّت براى قبول رحمت اوست و بالاخره براى این است که دوستان نیکو کردار خود را به آنچه در سراى آخرت براى آنها آماده ساخته واصل گرداند و دشمنان بدکردار خود را به هلاکت ابدى برساند، پس از آن یادآورى مى‏کند که خداوند استغفار و طلب آمرزش را مایه افزایش روزى و توجّه رحمت خود قرار داده است، و چون استغفار عبارت از طلب آمرزش از گناه و درخواست چشم پوشى از رسوایى کیفر آن است، و این زمانى صورت مى‏گیرد که گناه از صفحه دل بکلّى زدوده شود لذا استغفار کننده مخلص، با طلب آمرزش، در حقیقت زنگار گناه را از لوح دل خود مى‏زداید، و بدین گونه قابلیّت خود را براى افاضه رحمت پروردگار که در دنیا برکات خود را بر او نازل، و در آخرت درجه او را بالا مى‏برد کامل مى‏گرداند».
به بیانی دیگر هرکسی که می‌خواهد در این دنیا مراتب معنوی را طی کرده و پاک و خالص به دیدار پروردگارش نایل شود، نمی‌تواند از مشکلات و سختی‌ها دور بوده و یا از رویارویی با بلایا ناراحت باشد. در این مورد مولوی نیز تمثیل بسیار زیبایی دارد که می‌گوید: بلاهایی که بر سر انسان می‌آید مثل چوبی است که بر روی فرش پر خاک می‌زنند اما در حقیقت خاک را می‌زنند نه فرش را‌، بلاها نیز بر ناپاکیها فرود می‌آید نه بر انسان.
بر نمد چوبی که آن را مرد زد بر نمد آن را نزد بر گرد زد
آن یکی می‏زد یتیمی را به قهر قند بود آن، لیک، بنمودی چو زهر
گفت چندان آن یتیمک را زدی چون نترسیدی ز قهر ایزدی؟
گفت او را کی زدم ای جان دوست؟ من بر آن دیوی زدم کو اندروست‏
امام علی (علیه السلام) همچنین در حدیثی گهربار در این خصوص می‌فرمایند:
«اِذا رَأیتَ اللَّه سُبحانَه یتابع عَلیکَ البَلاء فَقد أََیقَظَکَ.
هنگامى که دیدى خداى سبحان پى در پى‏ بلا مى‏فرستد، بدانکه تو را بیدار مى‏کند (که دچار غفلت و بى‏خبرى نشوى)».
امیر المؤمنین (علیه السلام) همچنین در کلامی دیگر نسبت به غفلت در قبال زیادی نعمت تذکر داده و می‌فرمایند:
«اِذا رَأَیْتَ اللّهَ سُبْحانَهُ یُتابِعُ عَلَیْکَ النِّعَمَ مَعَ الْمَعاصی فَهُوَ اسْتِدْراجٌ لَکَ.
هـر گـاه دیـدی خـداوند با وجود گناهان، پیوسته به تو نعمت می دهد، به هوش باش که آنها برای تو نوعی غافلگیری و مرگ ناگهانی است».
از این رو یکی از دلایل نزول بلاها را می‌توان یادآوری توبه و بازگشت به سوی خداوند متعال دانست.
3.2.6. ادای حق الهی
رعایت حقوق الهی در برخورداری از نعمت‌ها، یکی از دلایلی است که باعث نزول برخی بلاها به سبب از دست رفتن و کاهش نعمت‌هاست. هر چقدر بندگان نسبت به انجام تعهدات خود در قبال برخی امکانات مادی که خداوند در اختیارش قرار داده متعهدتر باشد، خداوند سبحان نیز با افزایش نعمت، آن کمبودها را جبران می‌کند. پرداخت حق خدا در هر نعمتی همچون خمس و زکات و … خطر از دست دادن و یا کاهش نعمت‌ها و احنمال گرفتاری صاحب نعمت را کمتر می‌کند. خداوند متعال در این خصوص می‌فرمایند:
﴿ما یَفْعَلُ اللَّهُ بِعَذابِکُمْ إِنْ شَکَرْتُمْ وَ آمَنْتُمْ وَ کانَ اللَّهُ شاکِراً عَلیماً﴾
اگر سپاس بدارید و ایمان آورید، خدا مى‏خواهد با عذاب شما چه کند؟ و خدا همواره سپاس‏پذیر [حق‏شناسِ‏] داناست.
خداوند متعال در این آیات به بندگان راه رفع گرفتاری‌ها را نشان داده و آنها را نسبت به ادای حق الهی که در نهایت به نفع خودشان است، راهنمایی نموده است.
و این آیه شریفه کنایه است از اینکه خداى تعالى احتیاجى به عذاب کردن آنان ندارد، اگر خود آنان با شکر نکردن از نعمت‌هاى خدا و یا ایمان نیاوردن، خویشتن را مستوجب نسازند، براى اینکه بارى تعالى از شکنجه کردن بندگان سودى نمى‏برد تا انجام آن را بر ترک آن ترجیح دهد و از وجود گنهکاران متضرر نمى‏شود تا با عذاب کردن آنان، آن ضرر را از خود دفع کند، پس معناى جمله مورد بحث این است که اگر شما شکر نعمت خدا را با اداى حق واجب او به جاى آورده و به او ایمان بیاورید هیچ موجبى نیست که شما را عذاب کند بلکه خداى عز و جل شکرگزار شکرگزاران خویش و دارندگان ایمان به خویش است، او علیم است، اینگونه افراد را که مورد شکرگزارى اویند با سایر موارد اشتباه نمى‏کند.
امام علی (علیه السلام) نیز با برخورداری از همین بینش و اعتقاد قرآنی در این خصوص می‌فرمایند:
«إِنَّ لِلَّهِ تَعَالَى فِی کُلِّ نِعْمَهٍ حَقّاً فَمَنْ أَدَّاهُ زَادَهُ مِنْهَا وَ مَنْ قَصَّرَ فِیهِ خَاطَرَ بِزَوَالِ نِعْمَتِهِ»
«خدا را در هر نعمتى حقى است، هر که آن حق از عهده برون کند خدا نعمت را بر او افزون کند و آن که در آن کوتاهى روا دارد خود را در خطر از دست شدن نعمت گزارد».
3.2.7. بروز قابلیت‌ها
تا کنون دلایل مختلفی برای علت بلایا و ابتلای انسان بررسی شد، ولی می‌توان گفت که یکی از مهمترین و اصلی ترین دلایل فرود بلایا بر آدمی، بروز قابلیت‌ها می‌باشد که در برخی موارد خود دلیل برخی عوامل دیگر نیزمی تواند باشد. و حتی در بسیاری از متون دینی و ادبی نیز، همین دلیل را از مهمترین آزمایشات الهی دانسته‌اند.
از آنجائیکه خداوند متعال انسان را برترین آفریده خود دانسته و او را به عنوان جانشین خود در زمین معرفی نموده و در خلقت او استعداد و توانمندی‌های زیادی نیز قرارداده است، لذا دستیابی و بروز این توانایی‌ها و قابلیت‌ها منوط به گذراندن امتحانات الهی است. انسانی که داعیه جانشینی خداوند را دارد باید با گذر از سختی‌ها و قبولی در آزمایشات الهی کم کم خود را شایسته دستیابی به آن قابلیت‌ها نموده و استعدادهای درونی خود را به منصه ظهور برساند. یقیناً کسی که دشواری سختی‌ها و بلایای الهی را برنتابد، راه به مراتب عالی انسانیت نخواهد داشت. انسان نازپرورده و کم تحمل‌، قطعا از رسیدن به این مدارج محروم خواهد بود.
امام علی (علیه السلام) نیز در پاسخ به برخی منتقدان که وضعیت تغذیه و خوراک حضرت را دلیل بر ضعف ایشان می‌دانستند ضمن بیان تمثیلی می‌فرمایند:
«وَ کَأَنِّی بِقَائِلِکُمْ یَقُولُ إِذَا کَانَ هَذَا قُوتَ ابْنِ أَبِی طَالِبٍ فَقَدْ قَعَدَ بِهِ الضَّعْفُ عَنْ قِتَالِ الْأَقْرَانِ وَ مُنَازَلَهِ الشُّجْعَانِ أَلَا وَ إِنَّ الشَّجَرَهَ الْبَرِّیَّهَ أَصْلَبُ عُوداً وَ الرَّوَائِعَ الْخَضِرَهَ أَرَقُّ جُلُوداً وَ النَّبَاتَاتُ الْبَدَوِیَّهُ أَقْوَى وُقُوداً وَ أَبْطَأُ خُمُوداً».
«و چنان بینم که گوینده شما بگوید: اگر پسر ابو طالب را خوراک این است، ناتوانى او را از کشتن همآوردان بنشاند، و از جنگ با دلاور مردان بازماند. بدانید درختى را که در بیابان خشک روید شاخه سخت‏تر بود، و سبزه‏هاى خوشنما را پوست نازکتر، و رستنیهاى صحرایى را آتش افروخته‏تر، و خاموشى آن دیرتر».
در این عبارات امیر المؤمنین (علیه السلام) شرایط خود را به درختی تشبیه می‌کنند که نیازی به نگهداری باغبان نداشته و در بیابانها بدون هیچ امکاناتی رشد کرده و صلابت می‌یابد. اما کسانی که در نعمت وراحتی زندگی می‌کنند، مانند گیاهانی هستند که همیشه نیاز به مراقبت و تیمارداری باغبان داشته و در برابر کوچکترین حوادث طبیعی از پای در می‌آیند.
«احساس ضعف و ناتوانی که در خیلی از افراد مشاهده می‏شود، ناشی از راحت‏طلبی و رفاه‏زدگی است که در طول زندگی بر آنان سایه افکنده است. ولی کسانی که با سختی‌ها بزرگ شده‏اند و به همراه رشد و نمو جسمانی، به ترقی و تکامل روحی نیز دست یافته‏اند هرگز در قبال مسئولیت‌های سنگین که هر فرد در برابر جامعه و خدا دارد بی‏تفاوت نبوده و با کمال قدرت به وظایف خویش جامه‏ عمل می‏پوشانند».
امام علی (علیه السلام) همچنین در حدیث گهرباری می‌فرمایند:
«عِنْدَ تَعاقُبِ الشَّدائِدِ تَظْهَرُ فَضائِلُ الاِْنْسانِ».
«ارزش آدمی به هنگام مواجهه با مشکلات آشکار می شود».
با توجه به اینکه رشد و پیشرفت آدمی در گرو موفقیت در آزمون‌های الهی است، لذا مشکلات و سختی‌های زندگی را باید پیک رحمت الهی دانست که خداوند سبحان به وسیله آن انسان را تعالی می‌دهد. هر چند که به ظاهر ایجاد مشقت و سختی از طرف کسی که مدعی دوستی است امری غیر منطقی به نظر می‌رسد، ولی با نگاه به دلایل این مصائب و بلایا می‌توان آنها را لطفی از جانب خداوند دانست که در لباس قهر بر انسان ظاهر می‌گردد. همان طور که پدر و مادری که خواهان رشد و پیشرفت فرزندشان هستند و از روی آگاهی و خیرخواهی در مواقع خاصی وی را برای رسیدن به نتایج برتر از برخی امکانات محروم کرده و محدودیتهایی برای او ایجاد می‌کنند. مولانا نیز همین مضمون را در ابیات زیبایی به نظم کشیده و می‌گوید:
ای جفای تو زراحت خوب تر و انتقام تو زجان محبوبتر
نار تو اینست نورت چون بود؟ ماتم این تا خود که سورت چون بود؟
از حلاوتها که دارد جور تو و زلطافت کس نیابد غور تو
عاشقم بر لطف و بر قهرش به جد ای عجب من عاشق این هر دو ضد
«بسیاری از کمالات است که جز در مواجهه با سختی‌ها و شداید‌، جز در نتیجه تصادم‌ها و اصطکاک‌های سخت‌، جز در میدان مبارزه و پنجه نرم کردن‏ با حوادث‌، جز در روبرو شدن با بلایا و مصائب حاصل نمی‏شود. نه این است که اثر شداید و سختی‌ها تنها ظاهر شدن و نمایان شدن گوهر واقعی است‌، به این معنی که هر کس یک گوهر واقعی دارد که رویش پوشیده‏ است‌، مانند یک معدنی است در زیر خاک‌، و اثر شداید فقط این است که‏ آنچه در زیر خاک است نمایان می‏شود‌، اثر دیگر ندارد. نه‌، این طور نیست‌، بالاتر است. شداید و سختی‌ها و ابتلائات اثر تکمیل کردن و تبدیل‏ کردن و عوض کردن دارد‌، کیمیاست‌، فلزی را به فلز دیگر تبدیل می‏کند‌،
سازنده است‌، از موجودی موجود دیگر می‏سازد‌، از ضعیف قوی و از پست‏ عالی و از خام پخته به وجود می‏آورد‌، خاصیت تصفیه و تخلیص دارد‌، کدورت‌ها و زنگارها را می‏زداید‌، خاصیت تهییج و تحریک دارد‌، هوشیاری و حساسیت به وجود می‏آورد‌، ضعف و سستی را از بین می‏برد. پس این گونه امور را نباید قهر و خشم شمرد‌، لطف است در شکل قهر‌، خیر است در صورت شر‌، نعمت است در مظهر نقمت».
امام علی (علیه السلام) همچنین در بیان گهربار دیگری‌، سختی‌های روزگار را باعث شناخت گوهر حقیقی مردم دانسته و می‌فرمایند:
«فی تَصاریفِ الاَْحْوالِ تُعْرَفُ جَواهِرُ الرِّجالِ».
«در گردش روزگار و احوال، حقیقت مردم شناخته می‌شود».
از این رو یکی از مهمترین شیوه‌های تربیتی انسان را همین شیوه ابتلا دانسته‌اند که به وسیله آن انسان می‌تواند در صورت صلاحیت و کوشش، کمال مطلوب را کسب نماید.
«نمونه‌هاى تربیت الهى در پرتو آزمون‌هاى گوناگون به مراتب والاى کمال دست یافتند، چنان‌که خداى متعال حضرت ابراهیم خلیل (علیه السلام) را پس از ابتلاها و امتحان‌هاى فراوان به مقام پیشوایى مردمان منصوب کرد. آن حضرت شایستگى خود را در همه امتحان‌ها نشان داد؛ فرمان قربانى کردن فرزند، قرار دادن زن و فرزند در سرزمینى خشک و بى گیاه، مهاجرت از سرزمین بت پرستان‌، شکستن بتها، رفتن در دل آتش‌، و … پس از اینکه از همه این امتحان‌ها سربلند بیرون آمد، لیاقت پیشوایى جهانیان را یافت».
در خاتمه با توجه به فرمایشات امیر المؤمنین (علیه السلام) می‌توان گفت که ایشان روش ابتلا را یکی از مهمترین شیوه‌ها برای شکوفایی استعدادهای بالقوه بشری و ظهور گوهر حقیقی وجود آدمی می‌دانند که بدون آن، جایگاه، ارزش و مرتبه وجودی انسان‌ها مشخص نمی‌گردد.
3.3. علت بروز فتنه‌های سیاسی و اجتماعی
3.3.1. هواپرستی
همان‌گونه که در مبحث انواع فتنه نیز گذشت، فتنه‌های سیاسی و اجتماعی به دلیل برخی منافع مادی عده‌ای سودجو ایجاد می‌گردد که این افراد با فضاسازی و غبار آلود کردن حقائق، شرایط را برای بهره برداری منافع خود مساعد می‌کنند. لذا یکی از مهمترین دلایل ایجاد فتنه در هر اجتماعی هواپرستی همین افراد سودجو است. خداوند متعال در قرآن کریم در ضمن آیات بسیاری در خصوص عدم پیروی از هوای نفس بسیار تأکید نموده‌اند. چنان که در یکی از این آیات می‌فرمایند:
﴿أَ رَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ أَ فَأَنْتَ تَکُونُ عَلَیْهِ وَکِیلًا﴾
«آیا آن کس که هواىِ [نفس‏] خود را معبود خویش گرفته است دیدى؟ آیا [مى‏توانى‏] ضامنِ او باشى؟»
در این آیه خداوند متعال از پیروی از هوای نفس شدیدا نهی نموده و حتی آن را با تعبیر “معبود گرفتن هوای نفس” بیان نموده‌اند و اطاعت از هوای نفس را به منزله عبادت آن خوانده‌اند. امام علی (علیه السلام) نیز یکی از علت‌های بروز فتنه‌ها را پیروی از هوای نفس دانسته و می‌فرمایند:
«إِنَّمَا بَدْءُ وُقُوعِ الْفِتَنِ أَهْوَاءٌ تُتَّبَعُ».
«همانا آغاز پدید آمدن فتنه‏ها، پیروى خواهشهاى نفسانى است».
3.3.2. بدعت
یکی دیگر از عوامل ایجاد فتنه‌ها از منظر امام علی (علیه السلام) بدعت‌هاست. “بدعت‌ از لحاظ اصطلاحی‌ یعنی‌ امر تازه‌ای‌ که‌ اصلی‌ در کتاب‌ و سنت‌ ندارد که باعث ایجاد تفرقه‌های اجتماعی و سیاسی در جامعه اسلامی شده و به فتنه‌های بزرگ تبدیل می‌شوند. حضرت در این باره می‌فرمایند:
«إِنَّمَا بَدْءُ وُقُوعِ الْفِتَنِ أَهْوَاءٌ تُتَّبَعُ وَ أَحْکَامٌ تُبْتَدَعُ یُخَالَفُ فِیهَا کِتَابُ اللَّهِ وَ یَتَوَلَّى عَلَیْهَا رِجَالٌ رِجَالًا عَلَى غَیْرِ دِینِ اللَّهِ فَلَوْ أَنَّ الْبَاطِلَ خَلَصَ مِنْ مِزَاجِ الْحَقِّ لَمْ یَخْفَ عَلَى الْمُرْتَادِینَ وَ لَوْ أَنَّ الْحَقَّ خَلَصَ مِنْ لَبْسِ الْبَاطِلِ انْقَطَعَتْ عَنْهُ أَلْسُنُ الْمُعَانِدِینَ وَ لَکِنْ یُؤْخَذُ مِنْ هَذَا ضِغْثٌ وَ مِنْ هَذَا ضِغْثٌ فَیُمْزَجَانِ فَهُنَالِکَ یَسْتَوْلِی الشَّیْطَانُ عَلَى أَوْلِیَائِهِ وَ یَنْجُو الَّذِینَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَ اللَّهِ الْحُسْنى‏».
«همانا آغاز پدید آمدن فتنه‏ها، پیروى خواهشهاى نفسانى است و نوآورى در حکم‌هاى آسمانى. نوآوری‌هایى که کتاب خدا آن را نمى‏پذیرد و گروهى از گروه دیگر یارى خواهد تا بر خلاف دین خدا، اجراى آن را به عهده گیرد.
پس اگر باطل با حقّ در نیامیزد، حقیقت جو آن را شناسد و داند، و اگر حق به باطل پوشیده نگردد، دشمنان را طعنه زدن نماند. لیکن اندکى از این و آن گیرند، تا به هم در آمیزد و شیطان فرصت یابد و حیلت برانگیزد تا بر دوستان خود چیره شود و ازـ راهشان به در برد-. امّا آن را که لطف حقّ دریافته باشد، نجات یابد و راه حقّ را به سر برد».
حضرت علی (علیه السلام) در این عبارات آغاز فتنه را پیروی از هوای نفس و بدعت در احکام الهی می‌دانند آن بدعتی که مورد قبول کتاب الهی نمی‌باشد.
«بى‏شک اگر احکام قرآن در میان مردم حاکم باشد و اصالت قوانین اسلام حفظ شود و بدعتهاى ناروا در دین خدا نگذارند و همچنین در اجراى قوانین ناب الهى هوى و هوس را حاکم نکنند فتنه‏اى پیدا نخواهد شد، چرا که این قوانین مجرى عدالت و حافظ حقوق همه مردم و بیانگر وظائف است، فتنه آن زمان شروع مى‏شود که فزون طلبى‏ها آشکار گردد و قوانین الهى در مسیر مطامع شخصى تحریف شود. حق و عدالت زیر پا بماند و افراد و گروه‌ها وظائف الهى خود را فراموش کنند و به بدعتها روى آورند».
ایشان در ادامه این عبارات به شیوه‌های ایجاد فتنه پرداخته و آن را به سبب آمیختگی قسمتی از حق با باطل می‌دانند.و همین آمیختگی سبب می‌شود تشخیص حقیقت سخت شده و در نهایت به پیروی از باطل منجر شود مگر کسانی که دارای روحیه حقیقت جویی بوده که به لطف پروردگار از این سختی‌ها به سلامت عبور می‌کنند.
فتنه گران به خوبى مى‏دانند اگر حق به طور خالص مطرح شود مردم به آن رجوع کرده وتبعیت می‌کنند و اگر باطل هم به صورت مشخص نشان داده شود هیچ کس از آن پیروی نمی‌کند، از این رو همیشه این افراد سودجو حق و باطل را به هم‏ مى‏آمیزند تا به وسیله حق مردم را بفریبند و از طریق باطل به مقصود خود نایل شوند. آنها همیشه باطل را در پوسته‏اى از حق پنهان مى‏کنند تا از این طریق مردم را اغفال کنند.
آخرین عبارت این فراز از کلام امیر المؤمنین (علیه السلام) نشان دهنده آن است که آمیختن حق و باطل به یکدیگر مانع و بهانه‌ای برای عدم شناخت باطل نیست و با تفکر و تدبر و مراجعه به آگاهان می‌توان مسیر شناخت حقیقت را به سلامت پیمود.
«در واقع آمیزش حق و باطل چراغ سبزى است براى هوى پرستان و بهانه‏اى است براى پیروان شیطان که وجدان خود را فریب دهند و در برابر دیگران استدلال کنند که ما به این دلیل و آن دلیل (اشاره به قسمتهایى از حق که با باطل آمیخته شده) این راه را برگزیده‏ایم.
آرى مستضعفین فکرى و ساده لوحان ممکن است در این میان ناآگاهانه در دام شیطان بیفتند، در حالى که آنها نیز اگر رهبر و راهنمایى براى خود انتخاب مى‏کردند گرفتار چنین سرنوشتى نمى‏شدند».

فصل چهارم:
آثار بلایا

در مباحث قبل به انواع بلایا اشاره کرده و به بررسی علل وقوع بلایا نیز از دیدگاه امیر المؤمنین (علیه السلام) و با اشاره به سخنان حضرت در نهج البلاغه پرداختیم. در این فصل نگاهی به آثار بلایا داشته و تأثیرات ابتلا و آزمایش را با توجه به فرمایشات امام علی (علیه السلام) بررسی می‌کنیم.
4.1. شناخت انسان‌ها
همان طور که در علل بلایا نیز گذشت می‌توان یکی از مهمترین آثار آزمون‌های الهی را شناخت انسان‌ها دانست. با عبور کردن از مشکلات و سختی‌های بلایاست که انسان می‌تواند شناخت کامل تری نسبت به خود و استعدادها و توانایی‌های درونی خود کسب کند. چرا که بدون قرار گرفتن در شرایط ناگوار و مواجه نبودن با مشکلات و مصائب زندگی، توانمندی‌های ذاتی انسان آشکار نمی‌گردد و به شناخت کامل و صحیحی از خود دست پیدا نمی‌کند. و در نتیجه این شناخت است که می‌تواند از گوهر وجودی خود و استعدادهای ذاتی که خداوند متعال برای جانشین خود در زمین قرار داده است، به طور کامل بهره برده و آنها را در جهت رشد و تعالی و رسیدن به کمال مطلوب به کار گیرد.
امام علی (علیه السلام) در این خصوص می‌فرمایند:
«فِی تَقَلُّبِ الْأَحْوَالِ عِلْمُ جَوَاهِرِ الرِّجَالِ».
«در دگرگونى روزگار گوهر مردان است پدیدار».
«این فرمایش حضرت بدان معناست که شناخت اخلاق انسان در گروی آزمودن و تجربه کردن و اختلاف احوال اوست. شاعر گفته است هرگز تا کسی را نیازموده ای، ستایش مکن و او را نکوهش مکن مگر به تجربه».
«دگرگونى حالات دنیا نسبت به کسى، چون بلند مرتبه شدن پس از خوارى و یا به عکس، و مثل روآوردن سختی‌ها بر او، باعث علم تجربى به حالات درونى، خوب یا بد، سرسختى یا سستى و فضیلت و رذیلت او مى‏گردد».
مولوی نیز برای تفهیم این حقیقت، نفس انسان را نیازمند سختی و شدائد دانسته و آن را به حالت حیوانی به تصویر می‌کشد که هر چه او را چوب می‏زنند فر به می‏گردد:
هست حیوانی که نامش اسغر است کو به زخم چوب، زفت و لمتر است
تا که چوبش می‌زنی به می‌شود او ز زخم چوب فربه می‌شود
نفس مومن اسغری آمد یقین کوبه زخم رنج زفت است و سمین
زین سبب بر انبیا رنج و شکست از همه خلق جهان افزون‌تر است
تا ز جان‌ها جانشان شد زفت تر که ندیدند آن بلا قومی دگر
امیر المؤمنین (علیه السلام) همچنین در کلامی دیگر می‌فرمایند:
«عِندَ الاِمتِحان یُکرَم الرَّجُل اَو یُهان».
در هنگام امتحان و آزمایش است که مرد گرامى داشته شود یا خوار گردد.
بنابر این فرمایشات حضرت، یکی از مهمترین آثار آزمون‌ها و شدائد و سختی‌هایی که بر انسان‌ها وارد می‌شود، شناخت انسان است و می‌توان به این بلایا به عنوان یک نعمتی نگاه کرد که در ظاهر و لباس نقمت برای انسان ظهور و بروز پیدا می‌کند. در عین حال باید دانست که تنها شناخت انسان موضوع این بلایا نبوده و در اصل شناختی برای انسان سودمند خواهد بود که مقدمه‌ای برای حرکت و تلاش به سوی تکامل و تعالی انسان را فراهم کند. به دیگر سخن اینکه:
«نه این است که اثر شداید و سختی‌ها تنها ظاهر شدن و نمایان شدن گوهر واقعی است، به این معنی که هرکس یک گوهر واقعی دارد که رویش پوشیده است، مانند یک معدنی است در زیر خاک و اثر شداید فقط این است که آنچه در زیر خاک است نمایان می‌شود، اثر دیگر ندارد؛ نه، این طور نیست، بالاتر است. شداید و سختی‌ها و ابتلائات اثر تکمیل کردن و تبدیل کردن و عوض کردن دارد، کیمیاست، فلزی را به فلز دیگر تبدیل می‌کند، سازنده است، از موجودی موجود دیگر می‌سازد؛ از ضعیف، قوی و از پست، عالی و از خام، پخته به وجود می‌آورد، خاصیت تصفیه و تخلیص دارد، کدورت‌ها و زنگارها را می‌زداید، خاصیت تهییج و تحریک دارد، هوشیاری و حساسیت به وجود می‌آورد، ضعف و سستی را از بین می‌برد.
پس این گونه امور را نباید قهر و خشم شمرد؛ لطف است در شکل قهر، خیر است در صورت شر، نعمت است در مظهر نقمت».
4.2. بزرگ دانستن بلایای کوچک
انسان همواره در طول زندگی خود با حوادث، مصیبت‌ها و ناکامی‌های بسیاری روبرو است که تحمل و پذیرش این سختی‌ها جز برای افرادی که به باطن این حوادث توجه داشته و آنها را در جهت رشد و تعالی خود لازم می‌دانند، میسر نمی‌باشد. از این رو یکی از آثار بلایا را می‌توان بزرگ دانستن بلایای کوچک دانست که اغلب افرادی که از حقیقت این ابتلا بی خبر هستند به آن دچار می‌شوند و به سبب عدم رضایت به آزمایش الهی به بلایا و مصیبتهای بزرگتری مبتلا می‌گردند. امام علی (علیه السلام) در این خصوص می‌فرمایند:
«مَنْ عَظَّمَ صِغَارَ الْمَصَائِبِ ابْتَلَاهُ اللَّهُ بِکِبَارِهَا».
«آن که مصیبتهاى خرد را بزرگ داند، خدا او را به مصیبتهاى بزرگ مبتلا گرداند».
«بدون تردید همین گونه است که چنان شخصى از خداوند شکایت مى‏کند و قضاى خدا را خوش نمى‏دارد و نعمتى را که در تخفیف مصیبت او داده شده است، منکر است و چیزهایى از حوادث روزگار را که بسیار سخت نیست، بسیار سخت مى‏داند و میان مردم بیش از حد لازم اظهار اندوه مى‏کند. و هر کس که چنین کند سزاوار خشم خداوند است و به نکبت بیشترى گرفتار مى‏شود. وظیفه هر کس است که چون در کارى سخت افتاد و از آن متألم شد یا چیزى از تن و مال خود را از دست داد، خداوند متعال را ستایش کند و بگوید: شاید با این کار گرفتارى و بلاى بزرگترى را از من دفع داده است و بر فرض که بخشى از مال من از میان رفته است، بخش‌هاى بیشترى باقى مانده است.
آن چنان که چون خوره بر پاى عروه بن زبیر افتاد و آن را قطع کردند و پسرش هم مرد، گفت: بار خدایا اگر عضوى از مرا گرفتى، اعضاى دیگر را رها فرمودى و اگر پسرى را گرفتى، پسرانى را باقى گذاردى. آنچه فرمودى گوارا باد، اگر چیزى گرفتى، چیزها باقى نهادى و اگر مبتلا فرمودى، عافیت بخشیدى».
نارضایتی و شکوه از ناملایمات باعث آزردگی خاطر اطرافیان و دوستان می‌شود در حالی که به مؤمنین سفارش شده است که تمام اهتمام خود را برای شاد کردن دیگران به کار بندند و سهیم کردن دیگران در غم خود دور از صفات مؤمنان است.
«از آن رو چنین است که آن شخص با بى‏تابى و خشمناک شدن از قضاى الهى آماده گرفتارى بیشتر مى‏گردد، در صورتى که اگر در برابر گرفتارى خدا را سپاس گوید، براى برطرف کردن بلا آماده خواهد شد».
4.3. اعتماد به افراد
یکی از اثرات ابتلا و آزمایش که امیر المؤمنین (علیه السلام) به آن اشاره فرموده‌اند, اعتماد به افراد است.چرا که اعتماد به دیگران و سپردن وظایف و مسئولیت‌های دشوار و پر خطر به آنها مستلزم شناخت فرد است که این شناخت و به تبع آن اعتماد به شخص در اثر ابتلا و آزمایش به دست می‌آید و بلایا و دشواریها یکی از بهترین راه‌های این شناخت و اعتماد به افراد است. حضرت علی (علیه السلام) نیز در این خصوص می‌فرمایند:
«الرُّکُونُ إِلَى الدُّنْیَا مَعَ مَا تُعَایِنُ مِنْهَا جَهْلٌ وَ التَّقْصِیرُ فِی حُسْنِ الْعَمَلِ إِذَا وَثِقْتَ بِالثَّوَابِ عَلَیْهِ غَبْنٌ وَ الطُّمَأْنِینَهُ إِلَى کُلِّ أَحَدٍ قَبْلَ الِاخْتِبَارِ لَهُ عَجْزٌ».
«نادانى بود به دنیا آرمیدن و ناپایدارى آن را دیدن و کوتاهى در کار نیک با یقین به پاداش آن زیان است، و اطمینان به هر کس پیش از آزمودن او، کار مردم ناتوان».
«اعتماد به هر کس پیش از آزمودنش، از درماندگى است. یعنى درماندگى از کاوش در مورد کسى که به او اعتماد ورزد، و اعتماد بجا داشته باشد.
امام (علیه السلام) از اعتماد به دنیا به دلیل آن که لازمه چنین اعتمادى نادانى است، و همچنین از کوتاهى در کار نیک به دلیل این که لازمه آن زیانکارى است، و همین طور از اعتماد به هر کسى، به دلیل این که لازمه آن درماندگى است، بر حذر داشته است».
امام علی (علیه السلام) همچنین در فرازی دیگر یکی از راه‌های شناخت دشمن را همین شیوه آزمایش معرفی نموده‌اند چرا که در پرتو آزمایش دیگران است که شناخت به دست می‌آید و می‌توان دشمن را شناسایی و با او به مقابله پرداخت. حضرت در این خصوص می‌فرمایند:
«اخْبُرْ تَقْلِه؛‏ بیازماى تا دشمن آن گردى».
4.4. عبرت و تجربه اندوزی
یکی از مهمترین آثار و نتایج بلایا و آزمایشات الهی، تجربه اندوزی و عبرت گرفتن است. از آنجایی که روش عبرت یکی از بهترین شیوه‌های تربیتی انسان‌ها است، حضرت علی (علیه السلام) نیز بارها در فرمایشاتشان و در نصایحشان به مردم از این شیوه تربیتی استفاده نموده‌اند.
«روش عبرت راهی است در تربیت که آدمى را به سوى بصیرت رهنمون مى شود؛ و زندگى بدون بصیرت توقف در تاریکیها و فرو افتادن در دامها و تکرار خطاهاست. انسانى که مى آموزد عبرت بگیرد، از غفلت به بصیرت، و از غرور به شعور، واز هلاکت به سلامت سیر مى کند واین گنجینهاى گرانبها در تربیت آدمىاست».
امیر المؤمنین (علیه السلام) در این خصوص می‌فرمایند:
«وَ احْذَرُوا مَا نَزَلَ بِالْأُمَمِ قَبْلَکُمْ مِنَ الْمَثُلَاتِ بِسُوءِ الْأَفْعَالِ وَ ذَمِیمِ الْأَعْمَالِ فَتَذَکَّرُوا فِی الْخَیْرِ وَ الشَّرِّ أَحْوَالَهُمْ وَ احْذَرُوا أَنْ تَکُونُوا أَمْثَالَهُمْ فَإِذَا تَفَکَّرْتُمْ فِی تَفَاوُتِ حَالَیْهِمْ فَالْزَمُوا کُلَّ أَمْرٍ لَزِمَتِ الْعِزَّهُ بِهِ شَأْنَهُمْ
وَ زَاحَتِ الْأَعْدَاءُ لَهُ عَنْهُمْ وَ مُدَّتِ الْعَافِیَهُ فِیهِ عَلَیْهِمْ وَ انْقَادَتِ النِّعْمَهُ لَهُ مَعَهُمْ وَ وَصَلَتِ الْکَرَامَهُ عَلَیْهِ حَبْلَهُمْ مِنَ الِاجْتِنَابِ لِلْفُرْقَهِ وَ اللُّزُومِ لِلْأُلْفَهِ وَ التَّحَاضِّ عَلَیْهَا وَ التَّوَاصِی بِهَا وَ اجْتَنِبُوا کُلَّ أَمْرٍ کَسَرَ فِقْرَتَهُمْ وَ أَوْهَنَ مُنَّتَهُمْ مِنْ تَضَاغُنِ الْقُلُوبِ وَ تَشَاحُنِ الصُّدُورِ وَ تَدَابُرِ النُّفُوسِ وَ تَخَاذُلِ الْأَیْدِی وَ تَدَبَّرُوا أَحْوَالَ الْمَاضِینَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ قَبْلَکُمْ کَیْفَ کَانُوا فِی حَالِ التَّمْحِیصِ وَ الْبَلَاءِ أَ لَمْ یَکُونُوا أَثْقَلَ الْخَلَائِقِ أَعْبَاءً وَ أَجْهَدَ الْعِبَادِ بَلَاءً وَ أَضْیَقَ أَهْلِ الدُّنْیَا حَالًا».
«و بپرهیزید از آنچه فرود آمد بر امّتهاى پیشین، از کیفرهایى که دیدند بر کردارهاى ناشایست و رفتارها که کردند و نبایست. پس نیک و بد احوالشان را به یاد آرید و خود را از همانند شدن به آنان بر حذر دارید.
ـ و چون به چشم خود دیدید ـ و در خوشبختى و بدبختى‏شان‌ اندیشیدید، آن را عهده‏دار شوید که عزیزشان گرداند و دشمنان را از سرشان راند، و زمان بى گزندى‏شان را به درازا کشاند، و با عافیت از نعمت بر خوردار و پیوند رشته بزرگوارى با آنان استوار. و آن از پراکندگى دورى نمودن بود و به سزاوارى روى آوردن، و یکدیگر را بدان برانگیختن و سفارش کردن، و بپرهیزید از هر کار که پشت آنان را شکست و نیروشان را گسست، چون: کینه هم در دل داشتن و تخم نفاق در سینه کاشتن و از هم بریدن، و دست از یارى یکدیگر کشیدن. و در احوال گذشتگان پیش از خود بنگرید، مردمى که با ایمان بودند چسان به سر بردند و چگونه آنان را آزمودند آیا نبودند گرانبارتر آفریدگان. و به هنگام آزمایش کوشاترین بندگان، و تنگ زندگانى‏ترین مردم جهان‏».