-گزینش آثار
به جز دو باب آغازین مأخذ، یعنی باب‌های «تمهید بزرجمهر بختکان» و «برزویه‌ی طبیب»، گل محمدی 14 باب دیگر را به همان شیوه‌ی کلیله‌ودمنه بازنویسی کرده است.
باب‌های اول ودوم کلیله‌ودمنه، از زبان بزرجمهر و برزویه‌ی طبیب، مباحث آموزنده و حکمی را که حالت پندواندرز دارد، بیان می‌کند و با اینکه تعدادی حکایت فرعی را در خود گنجانده است، اما خود این دو باب در زمره‌ی حکایت و داستان قرار نمی‌گرد و علت بی‌توجهی نویسنده در بازنویسی این دو باب نیز همین مطلب است. در حالی که سایر باب‌های مأخذ، خود داستانی زیبا، جذاب و دل‌نشین است.
در این میان نویسنده حکایات فرعی هر باب را نیز نقل می‌کند، اما تعدادی از این داستان‌ها به صلاح‌دید او حذف شده است:
الف: حذف داستان‌هایی که از نظر اخلاقی، انتقال آن به نوجوان شایسته نیست.

جدول زیر نمایانگر این حکایات حذف شده و شماره‌ی باب مربوط به آن است:

جدول 3-4: فراوانی گزینش آثار باز نوشته کلیله ودمنه
حکایت فرعی
باب‌های کلیله‌ودمنه
بوزنه‌ای که درودگری پیش‌گرفت
باب شیرو گاو
زن بازرگان و نقاش و غلام او
باب بازجست کار دمنه
مرزبان و زن او و بازدار
باب بازجست کار دمنه
بازارگان دشمن‌روی و زن او
باب بوف و زاغ
درودگر و زن او و دوستگان زن
باب بوف و زاغ

ب: گاه بازنویس به منظور جلوگیری از طولانی شدن داستان، به حذف قسمتی از سخن شخصیت‌ها می‌پردازد. با این حذف، حکایاتی نیز که شخصیت‌ها به نقل آن پرداخته‌اند، حذف می‌شود.

جدول 3-5: حذفیات نویسنده
حکایت فرعی
باب‌های کلیله‌ودمنه
سه ماهی که در آب‌گیری بودند
باب شیر و گاو
بطی که در آب روشنی ستاره می‌دید
باب شیر و گاو
طیطوی و وکیل دریا
باب شیر و گاو
بوزنگان و کرم شب‌تاب
باب شیر و گاو
دو شریک، یکی زرنگ و دیگری ساده لوح
باب شیر و گاو
که در غوکی جوار ماری می‌زیست
باب شیر و گاو
بازرگانی که صد من آهن داشت
باب شیر و گاو
زاهد و بچه موشی که دختر شد
باب بوف و زاغ

از آن‌جا که باب پنج کلیله‌ودمنه یک باب مفصل و گسترده است، بنابراین بیشتر حذفیات نویسنده نیز مربوط به همین باب است.
همان‌طور که نقل شد، حکایات فرعی حذف شده مربوط به باب‌های 5، 6 و 8 است و سایر باب‌ها همراه با حکایات اندک خود، بازنویسی شده است.
– مطابقت یا عدم مطابقت متن با گروه‌ سنی ذکر شده در کتاب
گل‌محمدی به طور مستقیم به گروه سنی موردنظر به طور مثال «ب»، «ج» و «د» اشاره نمی‌کند، اما عنوان فرعی روی جلد (داستان‌های کهن برای نوجوانان)، نشان می‌دهد که مخاطب او نوجوانان هستند.
اثر از آن‌جا که مخاطب را با سبک و سیاق مأخذ آشنا می‌کند، برای او سودمند است، اما همان‌طور که در مباحث پیش عنوان شد، این‌گونه شیوه‌ی روایت و هم‌چنین زبان به کار گرفته شده توسط نویسنده، برای او جذابیتی ندارد.
هر چند تصاویر از قدرت جذب و زیبایی بی‌بهره است، اما به هر حال برای گروه نوجوان که همانندکودک پایبند تصویر نبوده و بیشتر به متن توجه دارد، مفید و یاری‌گر است.

ارزیابی نهایی
سبک نگارش آثار گلمحمدی از نظر شیوهی داستاننویسی یادآور سبک متن کهن است. او بعد از بیان سخنان رای و برهمن، باب اصلی و حکایات فرعی آن را نقل میکند؛ اما استفاده از صنایع لفظی و معنوی و یاری جستن از آیه، حدیث و اشعار فارسی و عربی به طریق استشهاد و به سبک نویسندهی کلیله و دمنه در آن مشاهده نمیشود. زبان بازنویس از قدرت جذب و تأثیرگذاری بیبهره است.

3-10- اسماعیل هنرمندنیا

اسماعیل هنرمندنیا (1336) از جمله بازنویسان خوب و توانا در زمینهی کودک و نوجوان است که علاوه بر کتابهای ادبی، بسیاری از داستانهای دینی را نیز برای این گروههای سنی بازنوشته است.
«مجموعه داستانهای کلیله ودمنه» عنوان کلی 15 بازنوشتهی او از این کتاب ارزنده است که تعدادی از آن مورد بررسی این پژوهش قرار گرفته است، یعنی داستانهای «آرزوی کبوتر چاهی»، «لاکپشت پرنده»، «الاغ نادان»، «جغد و کلاغ»، «کلیله و دمنه» و «میمون و لاکپشت».
در گزینش آثار، تلاش شده است که علاوه بر حکایات فرعی، بابهای اصلی کلیله و دمنه نیز در راستای این پژوهش قرار گیرد. داستانها از بابهای مختلف مأخذ انتخاب شده و سعی بر آن بوده است که اگر نویسنده در پردازش آثار، روشهای مختلفی(بازنویسی ساده، بازنویسی خلاق و بازآفرینی) را دنبال کرده است، از هر یک، نمونههایی نقل شود.

3-10-1- نقد و بررسی داستان «آرزوی کبوتر چاهی»
هنرمندنیا، اسماعیل (1387). آرزوی کبوتر چاهی. قزوین: سایهگستر.
گروه سنی ذکر شده در کتاب: ب، ج.
مأخذ کتاب: کلیله و دمنه
نویسنده در صفحه عنوان، کتاب مأخذ را ذکر کرده است.
مشخصات ظاهری:12 ص. مصور (رنگی).

3-10-1- 1- خلاصهی داستان
دو کبوتر به نام هورا و نونا با عقاید مختلف در بیابانی زندگی می‌کنند. هورا کبوتری است که آرزوی سفر به دشتهای سرسبز را در ذهن میپروراند و سرانجام نیز روزی بدون توجه به نصایح دوست خیرخواهش، نونا، راه سرزمین ناشناخته را در پیش می‌گیرد. اما حوادثی که در این سفر برای او پیش میآید، از جمله حملهی عقاب، سرما، تشنگی، گرسنگی و سرانجام افتادن به دام صیاد و حتی غرور هم‌جنس خود که او را از خطر دام صیاد نمی آگاهاند، درون او را متحول میکند. او بعد از این‌که با نوک، دام را پاره می‌کند، به بیابان محل زندگیاش باز می‌گردد؛ بیابانی که اکنون در نظر هورا، صفا، صمیمیت و شکوهش به مراتب بیشتر از دشت‌های سبز وخرم است.

3-10-1-2- تطبیق متن بازنویسی شده با متن اصلی
الف. بخشی از متن بازنویسی شده
«هنوز مسافتی را طی نکرده بود که از بالا چشمش به کبوتری افتاد که مشغول خوردن دانههای گندم بود. با خود گفت: بهتر است این‌جا بنشینم و کمی دانه بخورم تا از گرسنگی نجات پیدا کنم، اما وقتی نزدیک آن کبوتر نشست و مشغول خوردن دانه‌های گندم شد، ناگهان متوجه گشت در دام گرفتار شده است و پاهایش را نمیتواند تکان بدهد.» (هنرمندنیا، 1387الف: 11)
ب. بخشی از متن اصلی
«قومی کبوتران برسیدند، و سر ایشان کبوتری بود که او را مطوّقه گفتندی، در طاعت و مطاوعت او روزگار گذاشتندی. چندانکه دانه بدیدند غافلوار فرود آمدند و جمله در دام افتادند و صیاد شادمان گشت و گرازان به تگ ایستاد، تا ایشان را در ضبط آرد و کبوتران اضطرابی می‌کردند و هر یک خود را میکوشیدند.» (منشی، 1386: 185- 159)

3-10-1-3- روش خلق اثر
این داستان با تأثیر پذیرفتن از قسمت آغازین باب «دوستی کبوتر و زاغ و موش و باخه و آهو» شکل گرفته است که بازآفرین با عنوان «آرزوی کبوتر چاهی» از آن یاد کرده است.
اثری که هنرمندنیا آفریده است، به هیچ‌وجه با حکایت مأخذ مطابقت ندارد. هر نویسنده به دنبال محتوا و پیامی جداگانه است.
در حکایت مأخذ دستهای کبوتر به دام میافتند و سرانجام با اتحاد و هم‌یاری نجات پیدا می‌کنند، اما در این‌جا سخن از کبوتری به نام هورا است که به دنبال آرزوی خام خود، حوادث داستان را رقم میزند و یکبار نیز به دام میافتد و بعد از رهایی، قدر زندگی در بیابان را میداند.
تنها وجه اشتراک این دو داستان، در به دام افتادن کبوتران است. هنرمندنیا با توجه به همین مورد و به یاری ذهن خلاق خود، داستانی متفاوت با پیام و محتوائی متفاوت آفریده است و در واقع این داستان ساختهی ذهن او است نه نویسنده‌ی کلیله و دمنه.
بازنویس کوشیده است تا در لابهلای داستان پیامی مفید و آموزنده به کودکان انتقال دهد، حتی اگر از زبان هورا باشد. برای نمونه:
– قانع بودن به حق خود و شکرگزار نعمت‌های خداوند بودن:
«به حق خود قانع باش و به خاطر آن‌چه که داری خداوند را شکر بگو. خیلیها هستند که این زندگی تو را ندارند و آن وقت….» (هنرمندنیا، 1387الف: 4)
– آیندهنگری و تلاش و تحرک:
«…. آدم باید به فکر آیندهی خود باشد و مانند آب در یک جا نماند، برود و دنیا را بگردد وچیزهای تازه یاد بگیرد.» (همان: 4)
– عاقبت بد مشورت نکردن با دیگران:
«تقصیر خودم است که بدون مشورت با پدر و مادرم و دیگران به این‌جا آمدم.» (همان: 12)
تصاویر زیبای کتاب، سهم بسزایی در جلب توجه کودک بر عهده دارد. هر آنچه که هنرمندنیا در متن بیان می‌کند، تصاویر، آن را با جزئیات بیشتری نمایش میدهد؛ خانههای کاهگلی، چاههای قنات اطراف آن، زمین و درختان خشک، آفتاب سوزان و وجود چند جانور کویری، یعنی مار، عقرب و سوسمار به بهترین نحو، بیابان محل زندگی نونا و هورا را به تصویر می‌کشد. تا جایی که مخاطب کودک با دیدن این مناظر، با عقاید هورا همراه شده و در ابتدا از او جانب‌داری میکند.
اثر حاضر یک بازآفرینی از متن مأخذ است و از همه لحاظ با این گروه سنی متناسب است.

3-10-1-4-عناصر داستان
– پیرنگ
روابط علی و معلولی، رویدادهای داستان را به هم پیوند زده است:
هورا زندگی در بیابان را دوست ندارد و میخواهد به سرزمینی دیگر سفر کند زیرا معتقد است که آدم نباید مانند آب در یک جا بماند و باید دنیا را بگردد و چیزهای تازه یاد بگیرد. اما نونا با عقاید او مخالف است چونکه به اعتقاد او، هرکس باید به حق خود قانع باشد. هورا از همان آغاز سفر به علت حملهی عقاب، دچار ترس و دلهره می‌شود. ترس از عقاب، تاریکی، باران و سرما عاملی است که هورا تا صبح از شکاف درخت بیرون نیاید. هورا به دام صیادان میافتد زیرا دیدن کبوتری که مشغول دانه خوردن است، او را نیز برآن میدارد تا خود را از گرسنگی نجات دهد. کبوتر به قصد رهایی یافتن از تنهایی، هورا را از وجود دام نمیآگاهاند. هورا شروع به بریدن بندهای پایش میکند زیرا اگر کوتاهی کند، ممکن است همیشه در قفس بماند. هورا در پایان داستان، زندگی در بیابان را به زندگی در دشت‌های خرم ترجیح میدهد چونکه حوادثی که در دشت سرسبز برایش اتفاق می‌افتد، درونش را دگرگون کرده است.

عناصر داستان نیز به داستان انسجامی خاص بخشیده است:
داستان با توصیف زندگی کبوتران از جمله نونا و هورا در بیابان شروع میشود. گره‌افکنی زمانی شکل میگیرد که هورا به نونا میگوید از زندگی در بیابان خسته شده است و میخواهد به دشت‌های سرسبز سفر کند. در ادامه سخنان نونا که سعی دارد هورا را از سفر باز دارد و خطرات را به او گوش‌زد میکند، کشمکش درونی را شکل میدهد. داستان ادامه پیدا می‌کند و هورا به سوی دشت حرکت میکند. خطراتی که او را تهدید می کند از جمله حملهی عقاب، سرما، تشنگی و گرسنگی خواننده را در حالتی از تعلیق قرار میدهد و او را به خواندن ادامهی داستان مشتاق میکند.
بحران زمانی است که هورا از بالا کبوتری را میبیند