گفتمان، سلطنت، اسلام، سلطنتی، شاه

اشاره شد تاریخچه این گفتمان به ایران باستان بر می گردد. گفته می شود سلطنت در ایران سابقه 2500 ساله دارد. با پذیرش اسلام از سوی ایرانیان و فتح ایران به دست سپاه اسلام، کشور ایران ذیل حاکمیت اسلام قرار گرفت. بنابراین گفتمان اسلامی بر کشور حاکم شد و مفاهیم ،گزاره‌ها ، نظام معنایی ، حوزه اندیشه و گفتار خود را نشرو ترویج داد. گفتمان سلطنت طلبی توانایی چالش با گفتمان اسلامی را نداشت، لذا به شدت تضعیف شد اما از بین نرفت.
با انحراف خلافت اسلامی و احیای خلق و خوی پادشاهی از سوی خلفای بنی امیه و بنی عباس،‌همچنین رو به ضعف رفتن خلافت ،‌بار دیگر اندیشه‌های سلطنت طلبی در بخش‌هایی از کشور‌های اسلامی سر بر آوردند و تلفیقی از گفتمان اسلامی و سلطنت طلبی رواج یافت. پس از به دست گیری قدرت از سوی سلسله‌های مختلف، سرانجام صفویان در قرن دهم هجری با گفتمانی ترکیبی که در عین حال اسلام شیعی در آن بسیار پررنگ بود، روی کار آمدند.
نُه پادشاه صفوی(1135-907 هـ . ق) همچنان بر شاه محوری و حاکمیت موروثی یک خاندان تأکید داشتند تا این که به دست افغان‌ها ، عمر آن پایان یافت. در جنگ قدرت بین قبایل یعنی افشار، قاجار و زند، قاجاریان پیروز شدند. در این میان ، زندیان تلاش کردند تا گفتمان جدیدی را در حوزه سیاست وارد کنند. آنان به جای نظام سلطنت از نظام وکالت سخن گفتند و کریم خان زند خود را نه پادشاه بلکه وکیل الرعایا نامید. البته زندیان نتوانستند مفاهیم و گزاره‌های خود را تبیین کنند تا آلترناتیوی در برابر گفتمان سلطنت‌طلبی باشد. چون تئوریسین نداشتند، خود دچار اختلاف بودند و لذا نتوانستند پیروان زیادی را جذب کنند و در نهایت دوام چندانی نیافتند. سرانجام قاجار‌ها با همان نظام معنایی سلطنتی قدرت را به چنگ آوردند.
با تأسیس سلطنت قاجار (1210 ق / 1174 ش) حامیان آن به نوکری دربار فخر فروختند و در استمرار حاکمیت خود، ظلم و فساد را تا بدانجا گستردند که کاسه صبر عالمان دینی و مردم مسلمان لبریز شد و نهضت عدالت خواهی و مشروطه‌طلبی در عصر مظفر الدین شاه به وقوع پیوست. با شروع نهضت مشروطه ، گفتمان سلطنتی به دو شعبه تقسیم شد. اول: گفتمان سلطنت مطلقه که بر همان مفاهیم و گزاره‌های قبلی تأکید داشت. دوم: گفتمان سلطنت مشروطه که کوشید تا قدرت شاه را مشروط و محدود کند و لذا مفاهیم جدیدی نظیر پارلمان را وارد حوزه ادبیات سیاسی کشور کرد.
اختلافات فکری عصر مشروطه و درگیری‌های عملیِ صاحبان قدرت، مانع از نهادینه شدن گفتمان مشروطه خواهی شد. مشروطه مشروعه شیخ شهید فضل اله نوری، نیز ره به جایی نبرد، در نهایت با ضعف و زوال قاجار، رضاخان حاکمیت را به دست گرفت. رضاخان در تب و تاب کسب قدرت تلاش کرد گفتمان جمهوری خواهی را نردبان قدرت سازد اما علما با توجه به تجربه ضد دینی جمهوری لائیک آتاتورک به او میدان ندادند. گفتمان مسلط در این زمانه به ظاهر مشروطه اما به واقع همچنان سلطنت‌طلبی مطلقه است. رضاخان در سال 1304 ش. با حمایت انگلیس و بر پایۀ اندیشه وگفتار سلطنت طلبی، شاه شد و به تدریج پایه‌‌های سلطنت خود را محکم کرد. او ابتدا از مفاهیم و گزاره‌های دینی و رفتار مذهبی درکنار مفاهیم و گزاره‌ها و رفتار سلطنتی بهره می‌گرفت. کم کم با تثبیت پایه‌های قدرت، به چالش با گفتمان اسلامی برآمد. روشنفکران لائیک و غرب‌گرای آن زمانه نیز در این زمینه یار و همراه او شدند.
پیروان سلطنت با طرح نظام فکری و گفتار سکولار با حمایت انگلیس و کار گردانی روشنفکران غرب زده، گفتمان اسلامی را به مبارزه طلبیدند و در مقابلِ مفاهیم، گزاره‌ها و احکام اسلامی؛ مفاهیم و گزاره‌های سکولار را ترویج کردند. کوشش برای زدودن لغات عربی از زبان فارسی، ترویج مفاهیم سکولار در جامعه، جدایی دین از سیاست، عرفی کردن جامعه و تقدس زدایی، تلاش برای جایگزینی حقوق غربی به جای فقه اسلامی، کشف حجاب و جلوگیری از مراسم عزاداری برای ائمه(ع)، تغییر محتوای متون درسی، برگزاری کنگره‌های باستان‌شناسی و مانند آن، همه در راستای ترویج گفتمان سلطنتی با گرایش سکولار و تبدیل آن به پارادایم حاکم بر جامعه ایران بود.
سلطنت طلبان عصر رضا شاه در پناه دولت مستبد و خود مختار او سرکوب شدید روحانیت را در دستور کار قرار دادند. آنان نابودی گفتمان اسلامی در سرزمین ایران را هدف گرفته بودند و راه آن رادر سرکوبی نهاد روحانیت و حوزه‌های علمیه می‌دیدند تا مفاهیم، احکام و نظام معنایی برخاسته از اسلام در جامعه ترویج نشود. مراجع و روحانیت عصر رضا شاه دوران بسیار سختی را برای حفظ اسلام پشت سر گذاشتند. امام خمینی (ره) در اشاره به آن روزگار سخت می‌گوید:
“روحانیت را با تمام قوا کوبیدند به گونه‌ای که این حوزه علمیه که آن وقت البته هزار و چند صد تا محصل داشت، رسید به یک چهارصد نفر، آن چهارصد نفری که تو سری خورده، چهارصد نفری که نتوانند یک کلمه صحبت کنند. تمام منابر را در سر تا سر ایران (تعطیل کردند)، تمام خطبا را در سر تا سر ایران، زبانشان را بستند. ” (امام ،صحیفه نور، 11: 127)
رضا شاه، سلطنت طلبان و سکولارها به رغم هم پیالگی و برخورداری از حمایت غرب نتوانستند گفتمان اسلامی را از فرهنگ جامعه ایران بزدایند. با روی کار آمدن محمدرضا پهلوی همین جریان ادامه یافت. این بار آمریکاییان نیز به کمک آمدند و پنهان و آشکار به مبارزه با اسلام پرداختند.
اوضاع بویژه پس از کودتای 28 مرداد 1332 بسیار سخت شد. برای حاکمیت این گفتمان از آثار برجای مانده عصر هخامنشیان و ساسانیان و احیای آداب و رسوم و لباس‌های آنان نیز کمک گرفتند تا این که با ظهور امام خمینی(ره) گفتمان جدیدی از اسلام تحت عنوان گفتمان اسلام ناب محمدی(ص) ظهور کرد. این نظام اندیشه و گفتار، مبانی فکری و عملی نظام سلطنتی را به چالش و مبارزه فراخواند و با شکست و کنار زدن گفتمان سلطنتی و سکولار؛ مفاهیم، احکام و گزاره‌های اسلام ناب محمدی(ص) را در جامعه رواج داد. سرانجام گفتمان اسلام ناب با انقلابی برخاسته از عمق ایمان مردم ایران رژیم سلطنتی پهلوی را در هم شکست.
با پیروزی انقلاب اسلامی گفتمان سلطنتی منزوی شد و پیروان آن در پناه قدرت‌های بیگانه در آمریکا و اروپا در دو شاخه سلطنت طلبان استبدادی و سلطنت طلبان مشروطه خواه فعالیت‌های کم رمقی دارند. گزاره‌های غالب این گفتمان به قرار زیر است:
1ـ سلطنت موهبتی الهی است ( متمم قانون اساسی مشروطه، اصل35)
2ـ شاه سایه خداست.
3ـ شاه مرکز، قلب و قطب همه امور در کشور است.
4ـ شاه موجودی مقدس است.
5ـ حکومت به منزله ملک شخصی و حق انحصاری شاه است.
6ـ ایران باستان مقدس است.
7ـ حکومت موروثی است.
8ـ ‌رعیت نوکران شاه محسوب می‌شوند.
9ـ رعیت (مردم) را حق دخالت در امور مملکت نیست، صلاح مملکت خویش خسروان دانند.
10ـ دین از سیاست جداست.
گفتمان سلطنت‌طلبی علاوه بر نهاد سلطنت و سازمان‌ها و مؤسسات وابسته به آن از سوی برخی احزاب دولت ساخته نیز ترویج می‌شد. از جمله این احزاب فرمایشی و تصنعی که ظهور و سقوطی داشتند عبارت بودنداز: حزب وطن، حزب اراده ملی، حزب دمکرات ایران، حزب مردم، حزب ملیون، کانون مترقی، حزب ایران نوین و سرانجام حزب رستاخیز ملت ایران.
2 ـ 4ـ گفتمان اسلام ناب محمدی(ص)
در مقابله باگفتمان سلطنت طلبی مهم‌ترین گفتمانی که بپا خاست، گفتمان اسلام ناب محمدی (ص) به رهبری امام خمینی(ره) بود، بزرگترین نظام معنایی که پس از ورود اسلام به ایران به منزله روح ایران محسوب می‌شد. گفتمان اسلامی وسیع‌ترین گستره و عمیق‌ترین تأثیررا بر جامعه ایران داشته و در طول دوران سلطنت همواره رقیب گفتمان سلطنتی بوده است. مفاهیم، معانی، گزاره‌ها و مفصل بندی گفتمان اسلامی، اساسی‌ترین تأثیر را در فهم و تحلیل ما ایرانیان داشته است. اللّه، توحید، نبوت، معاد، عدل، امامت، ولایت، ولایت فقیه، مرجعیت، مهدویت و مانند آن از مفاهیم اصلی این گفتمان به حساب می‌آیند.
سرچشمه بسیاری از قیام‌ها و نهضت‌های ضد استبدادی و استعماری در تاریخ ایران گفتمان اسلامی است. مفاهیمی چون شهادت، کربلا، عاشورا، و امام حسین(ع) در تضاد با واژه‌های نظام یزیدی در اعصار مختلف آثار الهام بخش داشته است. منشأ گفتمان اسلامی وحی الهی است که بر قلب پیامبر خدا محمد بن عبدالله(ص) نازل شد. «حاکمیت الله و اجتناب از حکومت طاغوت» مفهوم مرکزی این گفتمان است. با رحلت رسول خدا(ص)، گفتمان اسلام ناب در الگوی امامت شیعی تداوم یافت اما در عمل جز اندک زمانی، مانع از تحقق آن شدند.
گفتمان خلافت نیز دیری نپایید که رنگ مفاهیم، گزاره‌ها و احکام سلطنت گرفت. از آن پس آنچه بنام خلافت اموی و عباسی تداوم یافت، روز به روز بیشتر به نظام سلطنت نزدیک می‌شد. احیای گفتمان سلطنت‌طلبی در خلافت اموی و عباسی، احیای نظام سلطنت را نتیجه داد. با تحول دوران، نوبت به صفویان رسید. آنان نیز به رغم رسمی کردن مذهب شیعه، گفتمان مسلط خود را نظام معنایی سلطنتی قرار دادند. این روند به استثنای دوره فترت پس از سقوط صفویه، در عصر قاجار و سپس پهلوی تداوم یافت. رضاشاه پس از سوار شدن بر قدرت، مبارزه بی‌رحمانه خود را با مفاهیم دینی آغاز کرد، روحانیت شیعه را که در حوزه اندیشه، گفتار و رفتار نظام گفتمانی اسلام را ترویج می‌کرد، به شدت سرکوب کرد. محمد رضا نیز در عصر خود با همکاری روشنفکران غرب زده، کژ راهه پدر را سریع‌تر پیمود.
بعد از کودتای 28 مرداد 1332، استبداد راه فهم و اندیشه را سد کرد و انرژی حاصل از آن با سد‌شکنی امام خمینی سیل بنیان برافکن گفتمان اسلام انقلابی بود که مفاصل گفتمان سلطنتی و سکولار را خرد کرد. صورت بندی جدیدی از تحلیل واقعیات اجتماعی با وحدت دین و سیاست شکل گرفت. ساختار نظام معنایی جدیدی پی‌افکند و مردم در پرتو نظریه‌ها، آراء و راهبردهای زبانی بنیانگذاری نهضت، پیروزی انقلاب اسلامی را در عصر فرا مدرن با شکست نظام اندیشه و عمل شاهنشاهی در بهمن 1357 جشن گرفتند. گزاره‌های غالب گفتمان اسلام ناب محمدی(ص) به قرار زیر است:
1ـ سیاست این است که جامعه را هدایت کند. اسلام تمامش سیاست است. دین از سیاست جدا نیست.
(امام ،صحیفه نور : 218ـ217)
2ـ حق حاکمیت، ولایت و امامت تنها از آن اللّه و کسانی است که او اجازه دهد.
3ـ انسان دارای کرامت و شرافت است.
4ـ خداوند پیامبران را برای هدایت انسان‌ها و رستگاری در دنیا و آخرت فرستاده است.
5ـ همه انسان‌ها در مقابل اندیشه ، گفتار و عمل خود مسئول بوده و در قیامت باید پاسخگوی اعمال خود باشد.
6ـ پس از رحلت پیامبر خدا(ص) امام