دانلود پایان نامه

موارد موجود باشد؛ بنابراین اگر زن عقیم، هم با شرایط ملحوظ در قانون‌ مطلقه شود، باید عدّه نگه دارد.
بند دوم: حفظ حقوق خانواده
عدّه فلسفه‌ها و حکمت‌های دیگری هم دارد که برخی از آن‌ها کشف نشده است و برخی دیگر را می‌توان از آیات و روایات ائمه (ع) استخراج کرد. یکی از حکمت‌های مهم “عدّه” حفظ حقوق خانواده است؛‌ زیرا در این مدّت فرصتی برای فکر و بازگشتن به زندگی اولیه پیدا می‌شود و هیجان‌ها فروکش می‌کند. پس عدّه، وسیله‌ای برای صلح و بازگشت نیز خواهد بود.
گاهی در اثر عوامل مختلف، زمین? روحی به وضعی درمی‌آید که پدید آمدن یک اختلاف و نزاع کوچک حس انتقام را آن‌چنان شعله‌ور می‌سازد که فروغ عقل و وجدان را خاموش می‌کند و غالباً تفرقه‌های خانوادگی در همین حالات رخ می‌دهد؛ اما اندک مدّتی که از این کشمکش گذشت زن و مرد به خود آمده پشیمان می‌شوند. خصوصاً از این جهت که می‌بینند با متلاشی شدن کانون خانواده مشکلات بزرگ‌تری حادث شده و در مسیر ناراحتی‌های گوناگون قرار خواهند گرفت.
شاید به همین دلیل باشد که اسلام می‌گوید زن‌ها مدّتی عدّه نگه‌دارند و صبر کنند تا این امواج زودگذر، بگذرد و ابرهای تیره نزاع و دشمنی از آسمان زندگی آنان پراکنده شوند مخصوصاً با دستوری که اسلام درباره خارج نشدن از خانه در طول مدّت عدّه داده است حس تفکّر در او برانگیخته می‌شود و در بهبود روابط او با شوهر کاملاً موثّر است.
بند سوم: رعایت حرمت نکاح44
فلسفه عدّه نگه‌داشتن زن در وفات شوهر، حفظ احترام شوهر می‌باشد که باید خود را محزون و عزادار نشان دهد؛ بنابراین فقهای امامیه بر آن‌اند که زن در مدت عدّه وفات ملزم به حدّاد می‌باشد و آن ترک آرایش و پوشیدن لباس‌هایی است که مقصود از آن آرایش می‌باشد، این امر تابع عادات و رسوم عرف محل و زمان است.45
بند چهارم: تعبّدی بودن عدّه
برخی فقهای امامیه عدّه را حتّی در مواردی که زن از عدم وجود فرزند در رحم اطمینان دارد، واجب می‌دانند. چنانچه در تعریف عدّه آمده است: زن عدّه نگه می‌دارد تا از پاک بودن رحمش از حمل آگاهی یابد یا اساساً از باب تعبّد عدّه نگه می‌دارد.46
گفتار سوم: اقسام عدّه
قواعد مربوط به “عدّه” از احکامی است که به مناسبت انحلال نکاح وضع‌شده و به تعبیری می‌توان آن را از آثار انحلال نکاح شمرد. به این اعتبار باید به عدّه طلاق، عدّه فسخ، عدّه وفات، عدّه بذل و انقضای مدّت در نکاح منقطع تقسیم کرد.
بند اول: عدّه طلاق
در نکاح دائم درصورتی‌که به طلاق منحل شود، زن باید عدّه طلاق نگه دارد، ولی قانون‌گذار در موردی که زن و مردی، به ‌اشتباه و به‎ پندار وجود رابط? زناشویی، با هم نزدیکی کرده‌اند، زن را موظّف به نگاهداری عدّه طلاق کرده است.
مناسبت نگاهداری عدّه طلاق از آنجاست که قانون‌گذار نزدیکی به شبهه را در حکم نکاح صحیح می‌داند؛ طفل متولد از این رابطه را مشروع می‌شمارد.47
زن را مستحق مهر می‌بینید48 و رابط? آن زن و مرد را، از حیث مانعیت نکاح، در حکم نزدیکی با نکاح صحیح اعلام می‌کند.49
برای اینکه زن موظّف به نگاهداری عدّه شود، باید این دو شرط وجود داشته باشد:
1- شوهر با زن نزدیکی کرده باشد؛ حکمت اصلی عدّه جلوگیری از اختلاط نسل است50 و به همین جهت، هرگاه زنی پیش از نزدیکی طلاق داده شود، عدّه ندارد و می‌تواند بی‌درنگ شوهر کند.51
2- زن یائسه نباشد؛ زنی یائسه است که به سنی رسیده باشد که عادت نبیند و مأیوس از حاملگی شود. قانون مدنی در مورد سن یأس حکمی ندارد. در فقه نیز اختلاف است؛ بعضی پنجاه سالگی و بعضی دیگر شصت سالگی را تعیین کرده‌اند و گروهی نیز به استناد اخباری که در این باب رسیده است، برای زنان قریش شصت سالگی و برای سایرین پنجاه سالگی قرار داده‌اند.52 یکی از حقوقدانان در این خصوص می‌فرماید: “تبعیض اخیر در حقوق کنونی امکان ندارد و به نظر می‌رسد که نتوان به‌طور قاطع سنی را برای یأس معین کرد؛ ولی با توجّه به سن غالب زنان باید آن را حدود پنجاه سالگی شمرد”.53
به‌موجب ماده 1151 ق.م زن باید از تاریخ وقوع طلاق سه بار دوران پاکیزگی بعد از عادت را به پایان برساند، عدّه زنی که با اقتضای سن عادت نمی‌بیند سه ماه است. مدّت عدّه از تاریخ طلاق شروع می‌شود و علم و جهل زن به آن اثری ندارد.
در مورد عدّه زن حامله ماده 1153 ق.م مقرر می‌دارد: “عدّه طلاق و فسخ نکاح و بذل مدّت و انقضای آن در مورد زن حامله تا وضع حمل است”. مفاد قانون نشان می‌دهد که آنچه در مورد زن حامل مورد توجّه و حمایت قرارگرفته حفظ سلامت حمل است نه پیشگیری از اختلاط نسل.
وضع حمل در صورتی پایان عدّه محسوب می‌شود که این دو شرط با هم جمع باشد: اولاً، حمل باید مشروع باشد؛ آنچه در عدّه زن حامله گفته شد، مربوط به زنی است که از طریق مشروع حامله شده باشد (از طریق ازدواج و یا وطی به شبهه) و چنانچه از طریق زنا حامله باشد احکام فوق مطلقاً بر وی بار نخواهد بود؛ بنابراین هرگاه زنی پس از حامله شدن از زنا، شوهرش او را طلاق دهد، یا آنکه پس از طلاق در حین گذراندن عدّه از زنا حامله شود، عد? وی همانند زنان غیر باردار به سه طهر (در ذات الاقراء) و یا سه ماه (در ذات الشهور) خواهد بود و با انقضاء مدّت مزبور می‌تواند شوهر کند هرچند وضع حمل نکرده باشد. فقها در توجیه این موضوع گفته‌اند این حکم به خاطر آن است که نطفه منعقد شده از زنا احترام ندارد.54
ثانیاً، وضع حمل به‌طور کامل انجام پذیرد؛ پس اگر زن دوقلو حامله باشد، با زایمان یکی از آن دو عدّه پایان نمی‌یابد. هم‎چنین تا مدّتی که زایمان عمل جراحی مربوط به سقط جنین و اخراج آن از رحم ادامه دارد، عدّه نیز پایان نیافته است؛ بنابراین هرگاه طلاق رجعی باشد و زن یا شوهر در این مرحله بمیرد، دیگری که زنده مانده است از او ارث می‌برد.55
درصورتی‌که در ایام عدّه طلاق، شوهر فوت کند باید در دو مورد زیر قائل به تفکیک شد:
1- درصورتی‌که طلاق بائن باشد؛ چون رابط? حقوقی بین زن و شوهر به‌طور کامل قطع شده است، فوت شوهر هیچ اثری در زمان عدّه ندارد و زن باید عد? طلاق را ادامه دهد و پس از آن برای شوهر کردن آزاد است.
2- درصورتی‌که طلاق رجعی است، با اینکه نمی‌توان آن‌ها را در زمان عدّه زن و شوهر دانست، زن از بسیاری از جهات در حکم زوجه است. در واقع، رابط? موجود این احترام را دارد که زن به خاطر رعایت آن مدّتی برای شوهر کردن درنگ کند، پس اگر زن حامله نباشد با فوت شوهر عدّه طلاق را ادامه نمی‌دهد و از آن پس عدّه وفات نگاه می‌دارد. ولی در موردی که حامله است باید طولانی‌ترین مدّت بین چهار ماه و ده روز و وضع حمل در عدّه باشد.56
بند دوم: عدّه وفات
خداوند در قرآن کریم می‌فرمایند: “وَ الَّذینَ یُتَوَفَّوْنَ مِنْکُمْ وَ یَذَرُونَ أَزْواجاً یَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ أَرْبَعَه أَشْهُرٍ وَ عَشْراً فَإِذا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلا جُناحَ عَلَیْکُمْ فیما فَعَلْنَ فی أَنْفُسِهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبیرٌ”.57
(و کسانی از شما که بمیرند و همسرانی به جا گذارند، زنان چهار ماه و ده روز به انتظار بمانند…).58
به‌موجب ماده 1154 ق.م: “عدّه وفات چه در دائم و چه در منقطع درهرحال چهار ماه و ده روز است …”. مدّت عدّه وفات از شرع گرفته شده است و فقهای امامیه نیز در این مورد اتفاق‌نظر دارند. هدف اصلی از رعایت عدّه وفات احترام به نکاحی است که در اثر فوت شوهر منحل شده، به همین جهت در مواردی هم که بیم اختلاط نسل نمی‌رود و عدّه طلاق نیز ضرورت ندارد، نگاهداری عدّه وفات مقرّر شده است؛ چنانکه در نکاح یائسه و هم‎چنین نکاحی که پیش از نزدیکی منحل شده است، رعایت عدّه وفات ضروری است (ماده 1155 ق.م).
درصورتی‌که زن حامله باشد و شوهر فوت نماید جهت حمایت از طفل دورترین این دو مدّت (چهار ماه و ده روز و وضع حمل) به‌عنوان عدّه زن قرار داده شده است و گفته می‌شود زن باید ابعدالاجلین را برای عدّه رعایت کند.59 چنانکه در پایان ماده 1154 ق.م و پس از اعلام مدّت عدّه وفات آمده است: “… مگر اینکه زن حامل باشد که در این صورت، عدّه وفات تا موقع وضع حمل است، مشروط بر اینکه فاصله بین فوت شوهر و وضع حمل از چهار ماه و ده روز بیشتر باشد و الا مدّت همان چهار ماه و ده روز خواهد بود”.
زمان شروع عدّه وفات تاریخ فوت است، در مورد تاریخ شروع عدّه نسبت به زن غایب مفقودالاثر، قانون هیچ حکمی ندارد پاره‌ای از نویسندگان حقوق مدنی اظهارنظر کرده‌اند که دربار? غایب، عدّه وفات از تاریخ صدور حکم موت فرضی شروع می‌شود.60
بند سوم: عدّه فسخ نکاح
در فسخ نکاح نیز یکی از مبانی مهم عدّه جلوگیری از اختلاط نسل و گاه حمایت از جنین است و از این حیث با عدّه طلاق شباهت تام دارد؛ به همین دلیل قانون‏گذار هنگام تعیین مدّت عدّه، فسخ و طلاق را با هم موضوع حکم قرار داده است؛ در ماده 1151 ق.م آمده است که: “عدّه طلاق و عدّه فسخ نکاح سه طهر است؛ مگر اینکه زن با اقتضای سن عادت زنانگی نبیند که در این صورت عدّه او سه ماه است” و در مورد زن حامل ماده 1153 ق.م مقرّر می‌دارد: “عدّه طلاق و فسخ نکاح… در مورد زن حامله تا وضع حمل است”.
تنها تفاوت بین فسخ و طلاق این است که طلاق ویژ? نکاح دائم است ولی فسخ در نکاح منقطع نیز امکان‌پذیر است و مدّت آن دو طهر است، مگر اینکه زن به اقتضای سن عادت زنانگی نبیند که در این‎صورت 45 روز است.61
با اینکه مدّت عدّه طلاق و فسخ در نکاح دائم یکسان است احکام این دو عدّه و موقعیت حقوقی زن در آن‌ها تفاوت کلی دارد: 1- طلاق به دو قسم رجعی و بائن است؛ در طلاق رجعی شوهر می‌تواند از آن رجوع کند و بدون اینکه نیاز به نکاح جدیدی باشد، زندگی زناشویی را از سرگیرد. این تقسیم در فسخ وجود ندارد، نکاح به‌طور قطعی منحل می‌شود و رجوع از فسخ امکان ندارد. 2- زن تا زمانی که در عدّه طلاق رجعی است حکم زوجه را دارد؛ از شوهر نفقه می‌گیرد، احکام توارث بین او و شوهر باقی است و داشتن رابط? نامشروع با چنین زنی حرمت ابدی ایجاد می‌کند، ولی زنی که در عد? فسخ نکاح به سر می‌برد با شوهر پیشین بیگانه است.62
بند چهارم: عدّه بذل و انقضای مدّت
به‌موجب ماده 1159 ق.م: “عدّه… بذل مدّت و انقضای آن در مورد نکاح منقطع در غیر حامل دو طهر است، مگر اینکه زن با اقتضای سن عادت زنانگی نبیند که در این صورت 45 روز است”؛ بنابراین با وجود اینکه بیم اختلاط نسل در نکاح دائم و منقطع یکسان است، قانون‌گذار مدّت عدّه را در نکاح منقطع کمتر معین کرده است. در مورد بذل و انقضای مدّت، مانند فسخ و طلاق، عد? زن حامل تا زمان وضع حمل است و از این حیث بین نکاح دائم و منقطع تفاوتی وجود ندارد؛63 زیرا حفظ سلامت و حمایت از جنین در هر دو مشترک است.
هرگاه بعد از نزدیکی زن و مرد، بطلان نکاح منقطع معلوم شود، زن باید به مدت سه طهر یا سه ماه عدّه طلاق نگاه دارد؛ زیرا با بطلان نکاح، نزدیکی بین زن و مرد تابع احکام “وطی به شبهه” است.
درصورتی‌که زن در عدّه بذل یا انقضای مدّت باشد و شوهر سابق او بمیرد، این حادثه هیچ تغییری در وضع او نمی‌دهد. زن باید عدّه بذل را ادامه داده و پس از پایان آن برای شوهر کردن آزاد است؛ زیرا بعد از بذل و انقضای مدّت شوهر نسبت به زن بیگانه است. درصورتی‌که فوت شوهر مقارن با پایان مدّت نکاح باشد، بعضی فقیهان احتمال داده‌اند که زن باید عدّه وفات نگاه دارد. ولی چون در زمان فوت، مرد شوهر زن نبوده است، نگاهداری عدّه انقضای مدّت منطقی‌تر به نظر می‌رسد.64
بخش دوم: سکونت در منزل مشترک
در زبان فارسی، سکونت،65 مفهومی دوگانه را به ذهن متبادر می‌سازد؛ اقامت و آرامش؛ به عبارتی دست‌کم در زبان فارسی ساکن شدن علاوه بر مفهوم فیزیکی بازایستادن از حرکت، معنی آرامش پیدا کردن را نیز می‌رساند. اصطلاح “آرام و قرار” حاکی از قرابت مفهومی دو جنب? سکونت است.66
یکی از حقوق و تکالیف مشترک زن و مرد، زندگی در کنار هم و در زیر یک سقف است این حق مرد است هنگام ورود به خانه، حضور همسر را احساس کند و حق زن این است که در


دیدگاهتان را بنویسید