نقد صورت و معنی در شعر ابراهیم طوقان- قسمت ۱۳

را در این شغل سپری کرد تا اینکـه دانشگاه آمریکایی بیروت بـه سفارش استاد أنیس الخوری
المقدسی ، از ابراهیم بـه عنوان مدرس در گـروه ادبیات عرب دعوت کرد . ( البعینی ، ۱۹۹۱م ،

ص۲۵۶)
البته فکر بازگشت به بیروت و فضای دلربایش به تنهایی کافی بود که ابراهیم را بار دیگر به
حرفه تعلیم وا دارد ، چون عشق او به این دیار و مردمش در درون وی نهفته بود ، وبیروت
وطن دوم او به شمارمی آمد، چرا که اولین غنچه هـای جوانی اش در آنجا شکوفا شده بودنـد :
اوّلُ عهدی بفنون الهوَی بیروت ؛ أنعِم بالهوَی الأوّل ! ( ابراهیم ط. ، ۲۰۰۵م ،
ص۴۰۴)
اولین آشنایی من با عشق بیروت بود ؛ سلام بر نخستین عشق !
و در همین ایام زیباترین قصیده های تصویری و زنده اش را سرود . ملقب بـه شاعر دانشگاه
شد و تأثیرزیادی بـردانشجویان آنجا گذاشت . شهرت اوباعث شد بیشتر روزنامه های فلسطین
و لبنان مزین به شعرهای وی شوند . ( فدوی ط. ،۲۰۰۵م، ص ۴۰)
ابراهیم درخلال اقامتش دربیروت که بیش از دو سال طول نکشید با دکتر لویس نیکل البوهیمی
آشنا شد و با وی در بسیاری ازکارهـا و تألیفاتش همکاری نمود ؛ که این همکاری چندان ادامه
نداشت ، و بیماری بار دیگر او را مجبور کرد تا بـه وطن باز گردد و در مدرسه « الرشیدیه»
در قدس مشغول بـه کار شود . کـه در همین ایام قصیده « الشاعر المعلم » را در معارضه با
قصیده احمد شوقی سرود . ( البعینی ، ۱۹۹۱م ، ص۲۵۶)
در اواخر سال ۱۹۳۲م بیماری وی اوج گرفت واورا مجبور بـه ترک تدریس نمود و بر تخت

بیمارستان نشاند تا جایی کـه پزشکان ضرورت عمل جراحی در معده اش را حیاتی دانستند و
علی رغم امیـد اندکـی کـه بـه زنده ماندنش بود ، با موفقیت بـه پایان رسیـد و او از بیمارستان
مرخص شد در حالی که این ابیات را با خود داشت : ( فدوی ط. ،۲۰۰۵م، صص ۴۳و۴۴)
إلیکَ توَجَّهتُ یا خالِقِی بشکرٍ علی نعمهِ العافیه
إذا هیَ وَلَّت فمَن قادرٌ سواکَ علی رَدِّها ثانیه
وَ ما لِلطَّبیبِ یدٌ بالشفاء وَ لکِنها یدُکَ الشافیه
تبارکتَ أنتَ مُعیدُ الحَیاه مَتی شئتَ فی الأعظُمِ البالیه ( ابراهـیم ط. ، ۲۰۰۵م ،
ص۴۲۷)
پروردگارا به شکرانه نعمت عافیت روی به درگاهت کردم .
گر سلامتی روی برگرداند غیر تو کسی بر بازگرداندن دوباره اش توانا نیست .
پزشک را هیچ دست شفا یی نیست جز آنکه شفا و بهبودی از آن توست .

والایی ، وچون اراده کنی دوباره حیات را به استخوانهای پوسیده باز می گردانی .
در سال ۱۹۳۶م پیشنهاد اداره برنامه های رادیویی فلسطین به ابراهیم داده شد که آن را به
بهترین شکل سامان بخشید . و در خلال آن با مشکلات زیادی از جمله انقلاب فلسطین ، جنگ
جهانی دوم ، و توطئه های حسودان و برخی از مسئولان کـه با افکار وی موافق نبودند مواجـه
گردید و نهایتا در سال ۱۹۴۰م مجبور به استعفا شد .
از اتفاقهای مهمی که در این ایام برای ابراهیم روی داد ، آشنایی او در سال ۱۹۳۷ م با سامیه
عبد الهادی بود که از ایشان صاحب دو فرزند ( جعفر و عریب ) شد . (طه ، ۱۹۹۲م ، ص۴۰)
وازجمله دلایل ناخشنودی سودجویان و یهودیان از ابراهیم را می توان صداقت وجسارت بیش
ازحد وی دانست که بهترین نمونه آن تحلیل او در۳۰ سپتامبر۱۹۳۶م از صحت و سقم روایت
« سموأل » می باشد .
طوقان معتقد بود که عبارت « أ وفی من السموأل » شایسته این شخصیت نیست و این داستان
مشهور درباره او کـه : امرؤالقیس پس ازاینکه به خونخواهی پدر و با کمک دو قبیلـه بکر
وتغلب به بنی اسد حمله ور شد و جماعتی از آنها را کشت، قانع نگشت و انگیزه انتقام همچنان

در او باقی مانـد لذا جهت گرد آوردن نیرو بـه قبایل دیگری روی آورد ، اما کسی حاضـر بـه
کمک وی نشد تا اینکه با مردی از قبیله بنی فزاره آشنا شد کـه او را بـا سموأل صاحب باروی
« تیماء» آشنا کرد ، و امرؤالقیس با نامـه ای از سموأل برای کسب کمک ، قصد سفر بـه نزد
قیصر رم نمود و قبل ازسفر، چند عدد از زره های پدری را به امانت نزد وی گذاشت کـه بعد
از رفتن او حارث بن ظالم آنها را از سموأل طلب کرد ، اما سموأل از دادن امانت به وی سر
باز زد که با این کارباعث شد تا حارث ، پسر او را که از شکار باز می گشت گروگان بگیرد
ووی را بر سر دو راهی انتخاب فرزند یا دادن زره قرار داد که سموأل از دادن زره ها سرباز
زد ، لذا پسرش توسط حارث به قتل رسید و از آن به بعـد وفای سموأل زبانزد عام و خاص
شد ، صحیح نیست وواقعیت ماجرا چیزی غیرازاین است که دارم بن عقال نوه سموأل روایت
کرده ونیزقصایدی که در دیوان امرؤ القیس در مدح سموأل آمده ، همه جعلی هستند ، از جمله
این قصیده که با بیت زیر آغاز می شود :
طرقتک هند بعد طول تجنب وهنا ولم تک قبل ذلک نظر
صاحب اغانی درباره این قصیده چنین می نویسد : ” و این قصیده ای طولانی است کـه به نظر
جعلی و هیچ شباهتی با کلام امرؤالقیس ندارد و وضع و جعل در آن آشکار است … وبه نظر
من این شعر از جمله ساخته های دست دارم نواده سموأل است .
و حقیقت امر این است کـه سموأل یا « صمویل » مردی تاجـر، سودجو و ثروتمند بوده و
امرؤالقیس کـه هیچ مالی جهت هدفش در دست نداشت نهایتا به او مراجعه می کند و در قبال
مال و پولی که از وی قرض می کند میراث پدری را که چند زره بوده بـه عنوان رهن نزد
سموأل گرو می گذارد و ندادن زره ها به حارث و ترجیح آنها برزندگی پسر چیزی جـز حبّ
مال نبوده است … . ( المحاسنی ، بی تا ، صص۶۰و۶۱٫۶۲ )
کـه البتـه این نظر پیامـدها و جوابهـای بسیاری داشت کـه در روزنامه هـای متفاوت چاپ شد .

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Releated

بررسی رابطه مدیریت سرمایه در گردش با ضریب واکنش سود و مدیریت سود در بین شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران- قسمت ۵

در اجراء سیاست مدیریت سرمایه در گردش، در مورد بدهى‌هاى جارى که هم‌اکنون مورد بحث است، فرض بر این گذاشته مى‌شود که نرخ بهره وام‌هاى کوتاه‌مدت از نرخ بهره وام‌هاى بلندمدت کمتر است(راهنمای رودپشتی، ۱۳۸۷).۲-۲-۹-۲-۱ استراتژى محافظه‌کارانهمدیر محافظه‌کار مى‌کوشد تا در ساختار سرمایه شرکت میزان وام‌هاى کوتاه‌مدت را به حداقل ممکن برساند. او براى تهیه […]

بررسی آگاهی، نگرش و عملکرد دانش آموزان پسر دبیرستانی شهرستان یزد نسبت به فعالیت بدنی و ورزش- قسمت ۴

معاون پژوهشیدانشگاه آزاد اسلامیواحد علوم تحقیقات هرمزگان   چکیده   هدف این پژوهش، بررسی آگاهی، نگرش و عملکرد دانش آموزان پسر دبیرستانی شهرستان یزد نسبت به فعالیت بدنی و ورزش می باشد.با توجه به جدول مورگان، تعداد ۳۷۰ نفر به روش تصادفی خوشه ای به عنوان نمونه آماری انتخاب شده است. برای سنجش عملکرد، آگاهی […]