نقدو بررسی روانکاوانه(فروید،لکان) بر روی آثارهنریک ایبسن با نگاهی ویژه بر(هداگابلر، بانوی دریایی، مرغابی وحشی، خانه عروسک و ایولف کوچولو)- قسمت ۲۳

سنا: (در حالیکه اشک می ریزد، جلوی ویلچر روی زمین می نشیند و دست های مادرش را می گیرد) منم برای تو، این کارو کردم گلرخ. منم یه مادر بودم. شاید ندونی، مادرِمن، همین کسی که الان روبروش نشستم آرزو داشت دکتر بشه، اما موقعیتش رو پیدا نکرد، برای همین شروع کرد به تجویز دارو برای دوستاش. میدونی چند نفر روانه ی بیمارستان شدن؟ ترسیدم. می ترسیدم به تو داروی اشتباه بده، ترسیدم سلامتت به خطر بیفته.
(گلرخ به سمت صندلی کنار اتاق رفته می نشیند.)
نهضت: (با صدایی آرام و گرفته) اون داروها اشتباه نبودن… من کتاب های پدرمو خونده بودم. اگه اشتباه بودن که حداقل یکی از اون آدما میمرد اما همه خوب شدن.
(سنا بلند می شود) مادر میدونی چند بار اینارو گفتی؟ اگه یکی از اونا شکایت می کرد چی؟
گلرخ: مامان بذارمادر بزرگم حرفشو بزنه.
نهضت: اونا خوب شدن.
سنا: (با استرس شروع به راه رفتن می کند.) من ازت مراقبت کردم نهضت. اومدم اونجا کار کردم و مدیراون مؤسسه شدم تا کنارت باشم و مراقبت. (مکث)(می ایستد)(با صدایی ضعیف) ازم رنجیدی؟
نهضت: نه، هیچ مادری از بچه اش نمی رنجه. حالا بذار بگم چرا من گذاشتم گلم بفهمه من اونجام. یک دلیلش این بود که می دیدم چقدرگلرخ دلش میخواد خانواده ش جمعیت بیشتری داشته باشه. دلیل دوم..
سنا: (رو به گلرخ) راسته؟
گلرخ: (سرش را پایین می اندازد.) بله.
سنا: پس چرا به من چیزی نگفتی؟
گلرخ: چون تو یه نفر بودی و میدونستم داری برای زندگیمون تلاش می کنی. تو که نمی تونستی چند نفر بشی.
سنا: (رو به مادرش) از کجا اینو فهمیدی؟
نهضت: هر وقت با دوستاش میومد که به خانه ی سالمندان سر بزنه میشناختمشو خودمو پنهون می کردم، اما خودم میدیدمش.
سنا: تو به محل کار من میرفتی گلرخ؟
گلرخ: نه فقط اونجا. من با چند تا از دوستام دو، سه ساله که میریم به بچه ها و سالمندا سر می زنیم.
نهضت: بچه ی خوبی تربیت کردی. آفرین. اون چند بار به پیرزن پیرمردا گفت، خوش به حال اونایی که شما رو دارن، خیلی دوست داشتم خانواده ی منم بزرگ بود.
گلرخ: اما داشتم و نمی دونستم.
نهضت: دلیل دوم مهمتربود. سنا تو هم برو بشین.
سنا: چی شده مامان؟
نهضت: هیچی، زودتر بشین.
(سنا ویلچر را به کنار صندلی ها می آورد و خودش نیز روی صندلی کنار گلرخ می نشیند.)
نهضت: امیر برگشته.
سنا: (با صدایی لرزان) کی؟
نهضت: امیر، شوهرت.
گلرخ: پدر؟
(گلرخ بلند شده، نهضت را بغل می کند)(با خنده و گریه) خدایا شکرت. مامان بزرگ مرسی. چقدر خوش خبری.
سنا: (به سمت مادرش می رود) گلرخ برو اون وَر. مامان راست میگی؟ مامان کجاست؟ امیرم کجاست؟
نهضت: اون تا چند دقیقه دیگه میاد.
سنا: (رنگ پریده و هراسان) کجا دیدیش؟ اومد اونجا؟ چرا نیومد خونه ش؟ این همه سال کجا بود؟
نهضت: بشین، یه خورده آروم باش.
سنا: (سریع می نشیند) بگو. نشستم.
نهضت: نیومد اینجا، چون نمی دونست بعد از این همه سال چه اتفاقهایی افتاده. بهش گفتم همیشه منتظرش بودی.
سنا: تلفنا.
نهضت: من بودم.
سنا: تو؟
نهضت: میخواستم بهت بگم که اومده.
سنا: اونا که از چند ماه پیش شروع شد. یعنی از اون موقع اومده بود؟ چرا نگفتی؟ اصلاً، گیج شدم، چرا خودشو نشون نداد؟
نهضت: همون موقعی بود که تو داشتی برای اجرای قولت تمرین می کردی.
سنا: امیراومده بود؟
نهضت: آره، ولی خواست که تا روز اجرات صبر کنه. از منم خواهش کرد چیزی بهت نگم.
سنا: چرا؟
نهضت: چون خواست تو پیشرفت کنی. چون میدونست برای اومدن اون هم که شده تلاش می کنی.
سنا: اگه برای این تأخیرش نبخشمش چی؟
گلرخ: چرا مامان؟
نهضت: نبخشیش.
سنا: آره، اون میدونه هجده سال انتظار یعنی چی؟ میدونه اگه یک روز از این انتظار کم بشه چقدربه عمر من اضافه می کنه. میدونه اگه کنارم بود سالیان سال پیش می تونستم تو اون چیزی که می خواستم بهترین بشم؟
نهضت: ولی اون فقط چند ماه از این هجده سال تو دستش بود. بقیه ی این زمان رو اونطور که به من گفت زندان سیاسی بوده.
سنا: نمی بخشمش.
نهضت: میتونی؟
سنا: آره.
نهضت: یه کم فکر کن ببین چرا این کارو کرد. برای اون چند سال هر چقدر میخوای ازش بپرس. همه ی سوالاتو ازش بپرس ولی سرزنشش نکن.
سنا: می پرسم، چرا به من نگفت؟

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Releated

بررسی رابطه بین شایستگی ‌های عاطفی اجتماعی مدیران و رفتار شهروندی سازمانی کارکنان آموزش و پرورش استان فارس- قسمت ۲۶

در این فصل، ابتدا نتایج و یافتههای پژوهش به طور مختصر بیان میشود و سپس به بحث و تفسیر در باب چرایی نتایج به دست آمده، پرداخته میشود. نتایج هرکدام از سؤالات به ترتیب مطرح و توضیح داده میشود.۵-۱- بحث و نتیجهگیریارزیابی میزان شایستگی عاطفی- اجتماعی مدیران ادارات آموزش و پرورش استان فارس نشان داد […]

بررسی وضعیت اجتماعی و اقتصادی زنان سرپرست خانوار- قسمت ۵

– اولویت استخدام فرزندان زنان سرپرست خانوار– انتقال حقوق زنان سرپرست خانوار به بازماندگان پس از فوت– ساماندهی بیمه‌های مختلف نظیر تأمین آتیه، بیمه عمر و غیره جهت تضمین زندگی آینده و تسهیل استفاده زنان سرپرست خانوار از بیمه‌های فوقحمایت‌های اقتصادی– توجه به نرخ تورم در مستمری و کمک‌های اقتصادی به خانواده‌های زن سرپرست– پیش‌بینی […]