معرفت، حجت، انبیا، انسان‌ها، تربیت

دانلود پایان نامه
شناخت یگانه پروردگار عالم منابع گوناگونی وجود دارد که هر کدام در جایگاه خود روزنه ای از علم وآگاهی نسبت به خالق هستی را به روی انسان می گشاید این منابع شناخت همان فرستادگان الهی و عقل هستند که به حجت ظاهری و حجت باطنی معروفند. انسان به وسیله این دو می‌تواند معرفت الهی را کسب نماید و در مسیر معنویت صعود کند.
امّا گاهی نیز در طول تاریخ انسان‌هایی به چشم می‌خورند که در راستای دعوت انبیا مردم را به حق فرا می‌خوانند که در شناخت و کسب معرفت مردم مؤثّر واقع می‌شوند که در قرآن نیز نمونه‌هایی از این گونه افراد ذکر شده است.

3.1.1.1. عقل، حجت باطنی
عقل؛ همان حجت باطنی ای است که با استدلال های منطقی به وجود خدا ویگانگی او اعتراف می کندو هر گونه نقص و کاستی را از وجود خداوند متعال سلب می‌نماید. امام صادق (علیه السلام) در پاسخ این پرسش که “عقل چیست؟” گفت: عقل همان (نور و نیروی باطنی) است که خداپرستان خدا را به وسیله آن (میشناسند و) می‌پرستند و صالحان راه رسیدن به بهشت را به راهنمایی آن می‌پیمایند.
 مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْجَهْمِ قَالَ سَمِعْتُ الرِّضَا ع یَقُولُ‏ صَدِیقُ کُلِّ امْرِئٍ عَقْلُهُ‏ وَ عَدُوُّهُ جَهْلُهُ. 
امام رضا (علیه السلام) می‌فرماید : دوست هرکس عقل اوست و دشمنش جهلش است.
امّا عقل انسان به تنهایی قادر به شناخت نمی‌باشد و گاهی دچار خطا می‌شود. بنابراین قرآن می‌فرماید:
 وَ ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا فهذه الآیه ذات حکم کلی فی وجوب الالتزام بأوامر النّبی صلّى اللّه علیه و آله و سلّم 
ذات کلی حکم آیه وجوب التزام به اوامر نبیّ صلّى اللّه علیه و آله و سلّم را بیان میدارد . چرا که پیامبر از روی هوی و هوس سخن نمی گوید و می‌توان به او و سخنانش اعتماد داشت. این ویژگی همه انبیا است زیرا قلب انسان کانون الهام والقائات الهی است، اگر از زنگار پاک شده، تزکیه و تصفیه وصیقلی شود، نور الهی در آن منعکس شده ویکسری الهامات الهی را دریافت خواهد کرد ومنشأ برکات زیادی خواهد شد. وحی انبیا درجه شدید این نوع معرفت است و هدف اصلی وحی ایجاد معرفت برای نوع بشر است وشناخت ومعرفت کامل نمی گردد ،مگر از طریق حاملان وحی؛ چرا که انسان راهی به عالم الوهیت ندارد مگر از راه وحی که همه عالم در حیطه آن است و خداوند بر انسان منت نهاد وانبیا (علیه السلام) را برانگیخت تا راه سعادت و معرفتش را به بشر نشان دهند.

3.1.1.2. فرستادگان الهی، حجت ظاهری
فرستادگان الهی، حجت های طاهری هستند؛ که خداوند بزرگ ،میان معرفت خود وانسان ، واسطه هایی به نام پیامبران قرار داد که همان حجت ظاهری خوانده می شوند. فرستادگان الهی لازم است از جنس خود مردم و از همان صنفی باشد که به سوی آن‌ها فرستاده شده ،تا از جهت زبان واخلاق و عرفیات بین این گروه تفاهمی حاکم باشد. زیرا تنها بشر می‌تواند مربّی و رهبر و سرمشق انسان‌ها گردد و از درد ها و نیاز ها و مسایل مختلف و مبتلا به او آگاه باشد و این نعمت بزرگی است که خداوند متعال بر انسان منّت نهاده است.
انبیای الهی از دو طریق می توانند انسان‌ها را به معرفت خداوندی برسانند :یکی از طریق گفتار و دعوت مردم و دیگر از طریق الگو بودن برای آن‌ها.
نقش تاریخی پیامبران وآثار مثبت و سازنده ی فراوانی که از خود بر جای گذاشتند و خدمت هایی که به فرهنگ و تمدّن بشر نمودند بر کسی پوشیده نیست ، پیامبران بزرگترین مصلحان و دلسوزترین رهبران جامعه ی بشریت بوده اند که برای رساندن کاروان بشریت به قله کمال و سعادت دمی آرام ننشستند و از هیچ تلاشی فرو گذار نکردند، سختی ها را تحمل کردند، ناملایمات را به جان خریدند و آزار و اذیت های مردم را چون شربتی گوارا نوشیدند و بزرگترین تحول را در جامعه ی بشریت پدید آوردند.
اما پرستش و ارتباط با خدا نخستین و کلیدی ترین موضوع بعثت انبیا قلمداد می‌شود زیرا بیشترانسان‌ها دارای معرفت و شناخت درست از مبدأ انسان، جهان و آخرت نیستند و این پیامبران الهی بودند که معرفت کامل و صادق را در اختیار انسان‌ها قرار دادند و به پاکسازی عقاید خرافی انسان پرداختند و با انذار و تبشیر او را به منزل و مأوای اصلیش توجّه دادند.
امیر مؤمنان (ع) با اشاره بسیار لطیفی چگونگی ارتباط مخلوقات با خالق را این طور بیان میکند :
 معَ کُلِّ شَیءٍ لا بِمُقارَنَهٍ وَ غَیرُ کُلِّ شَیءٍ لا بِمُزایَلَهٍ 
((او با همه چیز است ، امّا نه این که قرین آنها باشد و غیر همه چیز است امّا نه این که از آن‌ها بیگانه و جدا باشد.))
بسیاری از مردم و حتّی بسیاری از دانشمندان و فلاسفه رابطه خداوند را با موجودات رابطه دو موجود مستقل با یکدیگر پنداشته اند که یکی مخلوق دیگری است مثل اینکه شمع عظیمی وجود داشته باشد وشمع کوچکی را با آن روشن کنیم، درحالیکه حقیقت چیز دیگری است . تفاوت خالق و مخلوق تفاوت یک موجود ضعیف و قوی نیست، بلکه تفاوت یک وجود مستقل در تمام جهات و یک وجود وابسته است و لحظه به لحظه نور وجود را از او می‌گیرد، خداوند از عالم هستی جدا نیست و در عین حال ،عین موجودات نیز نمی‌باشد و توحید واقعی منوط به درک این حقیقت است.
هر چند عقل به تنهایی قادر به تشخیص سره از ناسره هست امّا انسان با توجه به اینکه اهل نسیان است به مذکّراحتیاج دارد بنابر این نقش انبیا برای هدایت و تربیت بشر نقش تذکّری است. البته این تذکّرات همراه با اختیار انسان است زیرا هدایت اجباری حرکتی بی‌مفهوم تلقی می‌شود. بعثت انبیا خط بطلانی بر روی همه معبودان دروغین است؛ در حقیقت انبیا سفیران حقّ هستند که راه معرفت و ارتباط با خداوند متعال را نشان می دهند:
 رُسُلُ اللهِ سُبحانَهُ تَراجِمَهُ الحَقِّ وَ السُّفَراءُ بَینَ الخالِقِ وَ الخَلق 
رسولان خدای سبحان ، ترجمان حقّ و سفیران میان خالق و مخلوق هستند.
باید توجه داشته باشیم که دین و پرستش اختراع پیامبران نبود، بلکه کار بزرگ هدایت بشر به راه صحیح و مستقیم بندگی و ارتباط بین انسان با خدا بود، شهید مطهری (رض) معتقد است:
طلب خدا، خواست او و جستجوی او، در طبیعت و سرشت انسان هست ، در این صورت حالت پیامبران در دعوت مردم به پرستش خدا؛ حالت باغبانی می‌شود که گلی یا درختی را پرورش می‌دهد که در خود این درخت یا گل یک استعدادی یعنی یک طلبی برای یک شیء خاص هست ، در انسان فطرتی به معنای یک تقاضایی وجود دارد، بعثت پیغمبران پاسخگویی به تقاضایی است که این تقاضا در سرشت بشر وجود دارد. انبیا آمدند تا مصداق و فرد شایسته بندگی را معین کنند وانسان‌ها را به سوی او راهنمایی کنند.
لذا امیر مؤمنان در خطبه 91 پیامبران را حلقه ی اتصال این رابطه دانسته و می‌فرماید : پس از قبض روح آدم(ع) خدا زمین را از چیزهایی که دلیل و حجت بر ربوبیت و وسیله شناسایی بین او و بندگانش بود ،خالی نگذاشت ومیان معرفت خود و فرزندان آدم رابطه برقرار کرد، بلکه از آن‌ها پی در پی و قرن به قرن به زبان پیامبران برگزیده اش که ودایع رسالت را به همراه داشتند ،پیمان گرفت، تا این که حجت خداوند بوسیله پیامبر ما محمّد(ص) پایان یافت و جای عذری باقی نگذاشت.
قرآن کریم پیام مشترک تمام پیامبران را در مرحله اول دعوت به توحید، بندگی و پرستش، دانسته است و مهم‌ترین درگیری انبیاء را هم در همین زمینه می‌داند، خدای متعال دعوت انبیای بزرگ خود همچون: نوح، هود، صالح و شعیب را؛ دعوت مردم به بندگی و پرستش خدا شمرده است. و در عبارتی جامع درباره همه انبیاء می‌فرماید که آن حضرات بعثت خود را با دعوت مردم به بندگی(پرستش و اطاعت) خدا و اجتناب از اطاعت طاغوت ها آغاز کردند:
 وَ لقد بَعَثنا فی کُلِّ أُمَّهٍ رَسولاً أَنِ اعبُدُا اللهَ وَ اجتَنِبُوا الطّاغُوتَ… 
میان هر امّتی پیغمبری بر انگیختیم که خدا را بپرستید (عبادت کنید) و از طغیانگری کناره گیری کنید…

3.1.1.2.1. ازطریق گفتار
یکی از وظایف رسول تلاوت آیات الهی برای بندگان است: «یَتلوا عَلَیهِم آیاتِهِ» . زیرا تلاوت آیات مقدمه «یُعَلِّمَهِمُ الکِتاب» محسوب می‌شود. آنان، فرستادگانِ به سوی مردم هستند، که از طریق دعوت مردم به خداشناسی و توحید سعی در تربیت الهی انسان‌ها دارند و از راه گفتار و همصحبتی با آنها تلا ش های زیادی را در جهت معرفت شناسی مردم هر عصر نموده‌اند. قرآن کریم داستان‌های فراوانی را در مورد دعوت انسان‌ها به سوی ربّ و پروردگارشان که از سوی رسولان الهی انجام می‌گرفته، بیان فرموده است .

3.1.2. تربیت در حوزه عمل
ما تنها در حوزه ایمانی و اعتقادی نیاز به یک مربّی کاردان نداریم بلکه در حوزه عمل نیز نیازمند راهنمایی یک انسان دانا به امور هستیم .
حتی انسان خود قادر به تشخیص این نیست که چه چیز برای جسمش مفید است و چه چیز مضرّ، اینکه چه بخورد یا چه چیزی را نخورد را نمیداند؛ حتماً باید یک پزشک که علم این امور را می‌داند، او را راهنمایی کند؛ تا اینکه سلامت بماند. حال چطور می‌تواند تشخیص دهد که چه چیز برای روح او مفید است و چه چیز مضرّ ،چه چیزی می‌تواند باعث رشد و تعالی روح گردد و چه چیز باعث رکود و یا حتی نزول روحش باشد.
در حوزه عمل، ما حتماً نیازمند وجود راهنما و رهبری هستیم که چراغ راه پر فراز و نشیب بندگی را در دست دارد و همراه و همپای ما در این مسیر قدم میگذارد و دل سوزانه ما را کمک می‌نماید و حتی گاهی خود را برای هدایت ما به خطر می‌اندازد. همان گونه که تمام انبیای الهی در مسیر هدایت و تربیت دینی مردم جان خود را به خطر انداختند و صبورانه به هدایت و راهنمایی ما انسآن‌های پر مدّعا تن دادند. حتی آیات مختلفی با این مضمون در قرآن وجود دارد که خداوند به پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) می‌فرماید: به مردم بگو من اجری از شما نمی‌خواهم.
این‌ها همه بیانگر مسئولیت سنگین پیامبران و رسولان الهی برای تربیت همه جانبه ی انسآن‌هاست؛ که نه تنها جنبه ی اعتقادات و معرفت شناسی را شامل می‌شود بلکه در حوزه عمل و رشد روحی انسان‌ها نیز انبیای الهی وظایف سنگینی در قبال تربیت انسان‌ها دارند.

از طریق الگو
البته روانشناسان بر این امر اتفاق نظر دارند که وجود اسوه والگو؛ نقش منحصر به فردی در تربیت مردم جامعه دارد و از مهم ترین عوامل تربیت و تکامل انسان به شمار می رود. انسان به طور فطری کمال جو و الگو خواه است، الگو پذیری انسان تا آن جایی است که بدون اسوه راه را به کمال نمی برد، انسان در پی نمونه کامل و اسوه کمال یافته برتر است.
یکی از روش‌هایی که قرآن

  • 4