صناعات، ادبی((، کــه، مراعات، نظیر:

خسرو
در بیت پنجم ) صناعت ادبی «مراعات نظیر »)) به کار رفته است.
در بیت سوم )صنعت ادبی(( مراعات نظیر)) به کار رفته است:
مراعات نظیر: در واژه های نافه، ختن، آهوی مشکین تناسب از نوع ملازمت می باشد.
در بیت چهارم ) صنعت ادبی(( ایهام )) به کار رفته است:
ایهام: در واژۀ آبی الف) آبرو معنی مورد نظر ب) اشک.
در بیت پنجم ) صناعت ادبی «مراعات نظیر » به کار رفته است:
مراعات نظیر: در مرغ، کمان، کبوتر، شاهین تناسب می باشد ( ملازمت)
در بیت ششم ) صناعات ادبی(( طباق و لف و نشر)) به کار رفته است:
طباق ایجاب: در دشمن، دوست وجود دارد / لف و نشر مرتب: آن و این در مصرع دوم به ترتیب مربوط به دشمن و دوست در مصرع اول می باشد
در بیت هفتم ) صناعات ادبی(( واج آرایی، مراعات نظیر، سیاقه الاعداد، حسن تعلیل)) به کار رفته است.
واج آرایی: تکرار صامت(س) در مصرع دوم / مراعات نظیر: در سمن، سنبل، نسرین تناسب از نوع جنسیت می باشد. /
سیاقه الاعداد: سمن و سنبل و نسرین که متوالی آمده اند .
در بیت هشتم ) صنعت ادبی((حسن تعلیل )) به کار رفته است.

صناعات معنوی که دراین غزل بکاررفته اند:
« مجاز و استعاره»
در بیت دوم ) صناعات ادبی(( مجاز و استعاره)) به کار رفته است.
مجاز به علاقه و مظروف: قدح( ظرف) آورده اما مراد می (مظروف) می باشد. استعاره مصرحه مجرده: مستعار: نگار
مستعارله: معشوق جامع: زیبایی، ظرافت
در بیت پنجم ) صناعت ادبی « تشبیه»به کاررفته است.
تشبیه بلیغ: مرغ دل مشبه: دل
مشبه به :مرغ وجه شبه محذوف:: گرفتاری.
در بیت هفتم ) صناعت ادبی(( استعاره)) به کار رفته است.
استعاره کنایی تشخیص: ابر بهار گریه اش آمد مستعارله: ابر
مستعارمنه: انسان قرینه: گریه کردن جامع: ریزش اشک
غزل177
نــه هــر که چهره برافروخت دلبـری داند نــه هــر کـه آیینه سازد سکندری داند
نه هر که طرف کلـه کج نهاد و تند نشست کــلاه داری و آیــــیــن ســروری داند
تـو بندگی چون گدایان به شرط مزد مکن کــه دوست خـود روش بنده پروری داند
غــلام هـمت آن رنـــد عــافـیــت سوزم کـه در گدا صفتی کـیمیا گــری دانــد
وفـا و عـهـد نـــکو بــاشد ار بـیـامــوزی و اگـر نـه هر که تو بینی ستمـگری داند
بــبــاخــتـم دل دیـوانــه و نـدانـسـتـم کـــه آدمـی بــچـه ای شیـوۀ پری داند
هــزاران نـکتۀ بـــاریکتر ز مــو اینجاست نــه هـرکــه ســـر بتراشد قلندری داند
مـدار نـقـطـۀ بـیـنـش ز خـال تست مرا کـــه قـــدر گـوهر یکدانه جوهری داند
به قد و چهره آن کس که شاه خـوبان شد جهـان بــگــیرد اگـــر دادگستری داند
ز شعر دلکـش حــافـظ کسی بـــود آگـاه کــه لطف طبع و سخن گفتن دری داند

صناعات لفظی که دراین غزل بکاررفته اند:
« ارسال المثل،طباق، مراعات نظیر».
در بیت اول ) صنعت ادبی((ارسال المثل )) به کار رفته است.
در بیت ششم ) صنعت ادبی(( طباق)) در واژه های آدمی، پری به کار رفته است.
در بیت هفتم ) صناعات ادبی(( مراعات نظیر و ارسال المثل)) به کار رفته است.
مراعات نظیر: بین واژه های مو، سر، بتراشید تناسب می باشد ( ملازمت) / ارسال المثل: مصرع دوم که به عنوان
ضرب المثل به کار رفته است.

غزل 178
هــرکــه شدمحرم دل درحـرم یار بمـاند وآنـکه ایـن کارندانست درانـکار بماند
اگر از پرده برون شد دل مـن عیب مـکن شکرایزدکـه نــه درپــردۀ پنداربماند
صوفیان واستــدند ازگــرومی همـه رخت دلق مـابود کــه درخــانۀ خمّاربمـاند
محتسب شیخ شد وفسق خـود ازیاد ببرد قصّه مــاست کـه در هر سربازار بماند
هرمی لعل کـزآن دست بــلورین ستدیم آب حسرت شـدودرچشم گهرباربماند
جــزدل مــن کزازل تا بــابد عاشق رفت جـاودان کس نشنیدیم که درکاربماند
گشت بیمارکـه چون چشم توگرددنرگس شیوۀ تـونشدش حاصل وبیمـار بمـاند
ازصــدای سخــن عشق ندیدم خـــوشتر یادگاری کــه دریــن گنبد دوّار بماند
داشتم دلــقی وصدعیب مــرامی پـوشید خــرقه رهن مـی ومطرب دوزنّاربماند
برجمال تــوچنان صورت چین حیران شد کـه حدیثش همه جـا دردرودیواربماند
بتمـاشــا گــه زلــفش دل حــافظ روزی شدکــه بـاز آیدوجاوید گرفتار بمــاند

صناعات لفظی که دراین غزل بکاررفته اند:
« جناس، تصدیر، واج آرایی، حصر، حسن تعلیل، طباق».
در بیت اول ) صنعت ادبی((جناس)) به کار رفته است.
جناس اشتقاق: در واژه های( محرم، حرم).
در بیت دوم ) صناعات ادبی((تصدیر )) به کار رفته است.
تصدیر: در واژه (پرده) که در آغاز(حشو) ودر پایان (حشو) بیت آمده.
در بیت چهارم ) صناعات ادبی(( واج آرایی و حصر)) به کار رفته است.

واج آرایی: تکرار صامت s
حصر موصوف: فقط قصه ی ما در سر بازار مانده است. مقصور:قصه ها مقصورعلیه:در سر بازار ماندن
در بیت ششم ) صناعات ادبی ((تضاد و حصر)) به کار رفته است.
تضاد: در واژه های(ازل، ابد) / حصر موصوف: مقصور: دل من مقصور علیه: جاودان ماندن و عاشق بودن ادات:جز
در بیت هفتم ) صناعات ادبی(( تصدیر، حسن تعلیل)) به کار رفته است.
تصدیر: واژه های(بیمار) که در آغاز و پایان (حشو) بیت آمده است
در بیت هشتم ) صناعات ادبی( حس آمیزی)) به کار رفته است.
حس آمیز: از صدای(شنیدنی) سخن عشق ندیدم خوشتر
در بیت دهم ) صناعات ادبی((حسن تعلیل)) به کار رفته است.
در بیت یازدهم ) صناعات ادبی((طباق)) به کار رفته است.
طباق: نوعی تضاد در دو فعل((باز آید، بماند)).

صناعات معنوی که دراین غزل بکاررفته اند:
«تشبیه،مجازواستعاره»
در بیت دوم ) صناعات ادبی((تشبیه)) به کار رفته است.
تشبیه بلیغ: پرده ی پندار مشبه: پندار مشبه به: پرده وجه شبه: محذوف (حجاب)
در بیت چهارم ) صناعت ادبی(( مجاز )) به کار رفته است.
واج آرایی: تکرار صامت s) )در بیت / کجاز به علاقه جز و کل: بازار( جز) که مراد جهان کل می باشد.
در بیت پنجم ) صناعات ادبی((تشبیه و استعاره)) به کار رفته است
تشبیه بلیغ: می لعل مشبه: می مشبه به: لعل وجه شبه: سرخی
استعاره مصرحه:مستعار: گهر بار مستعارله: اشک جامع: ارزش و گران قدری
در بیت هفتم ) صناعات ادبی(( تشبیه)) به کار رفته است.
تشبیه مرسل: مشبه: نرگس مشبه به: چشم ادات: چون وجه شبه: بیماری و خماری
در بیت هشتم ) صناعات ادبی( استعاره)) به کار رفته است.
استعاره: مصرحه: مستعار: گنبد دوار مستعارله: آسمان
در بیت دهم ) صناعات ادبی(( مجاز)) به کار رفته است.
مجاز به علاقه حال و محل:چین(محل) آورده شده و منظور زیبارویان چینی(حال) می باشد.
در بیت یازدهم ) صناعات ادبی((و تشبیه)) به کار رفته است.
تشبیه بلیغ: تماشاگر زلف مشبه: زلف مشبه به: تماشاگر وجه شبه: شادابی و طراوت
غزل 179
رسید مــژده کــه ایّام غم نخواهد مـــاند چنــان نمـاندچنین نیزهم نخواهدماند
مــن ارچــه درنظر یــارخــاکسار شــدم رقیـب نیز چنین محتــرم نخواهدماند
چـو پــرده دار بشمشیر میــزنــد همه را کسی مقیم حـریم حــرم نخواهد ماند
چه جای شکروشکایت زنقش نیک وبدست چو بر صحیفۀ هستی رقم نخواهد ماند
سرود مجلس جمشید گفته انــد ایـن بود کــه جام باده بیاورکــه جم نخواهداند
غنیمتــی شمر،ای شمـع وصــل پــروانه کـه این معامله تاصبحدم نخواهد ماند
تــوانگر ادل درویش خــود بـــدست آور کــه مخزن زروگنج درم نخواهد مـاند
بــدیــن رواق زبــرجــد نــوشته اند بزر کــه جز نکوئی اهل کرم نخواهد مـاند
زمهـربـانی جــانــان طمع مبــرحــافظ کــه نقش جورونشان ستم نخواهدماند

صناعات لفظی که دراین غزل بکاررفته اند:
« جناس و ایجاز،طباق، مراعات نظیر، تلمیح، لف و نشر، اطناب».
در بیت اول ) صناعات ادبی((جناس و ایجاز)) به کار رفته است.
جناس: در واژه های(چنان، چنین) / ایجاز قصر: مصرع دوم چنان (شادی) نماند چنین(روزگار غم) هم نمی ماند.
در بیت سوم ) صناعات ادبی((مراعات نظیر و جناس)) به کا ررفته است.
مراعات نظیر: در واژه های(پرده دار، حریم، حرم ملازمت).
جناس اشتقاق: در واژه های(حریم، حرم).
در بیت چهارم ) صناعات ادبی((طباق، مراعات نظیر، تلمیح، لف و نشرمرتب )) به کا ررفته است.
طباق ایجاب: در واژه های(نیک، بد) / مراعات نظیر: در واژه های(صحیفه ورقم).
تلمیح: اشاره به آیه ی88 سوره قصص(کلی شی هالک الاوجهه*)همه چیز نابود شونده است مگر وجه الهی
در بیت پنجم ) صناعات ادبی((جناس، مراعات نظیر و اطناب)) به کار رفته است.
جناس زائد: واژه های((جام، جم)) / مراعات نظیر: واژه های(جام، جم،جمشید)
اطناب: در مصرع دوم توشیع
در بیت ششم )صناعات ادبی((مراعات نظیر )) به کار رفته است
مراعات نظیر:واژه های(شمع و پروانه)ملازمت.

صناعات معنوی که دراین غزل بکاررفته اند:
« تشبیه، استعاره».
در بیت چهارم ) صناعات ادبی(( تشبیه)) به کار رفته است
تشبیه بلیغ: صحیفه ی هستی مشبه: هستی مشبه به: صحیفه وجه شبه: نقش پذیری
در بیت ششم )صناعات ادبی
استعاره)) به کار رفته است
استعاره مکنیه: مستعارله:شمع مستعارمنه: انسان(عاشق) جامع: دلداگی و سوختن
غزل180
ای پـسـتۀ تـو خـند زده بـر حـدیـث قـند مـشـتـاقـم از بـرای خـدا یـک شکر بـخند
طوبی ز قامت تــــو نـیـارد کــه دم زنــد ز این قصه بگذرم که سخن می شود بــلند
خــواهـی که بر نخیزدت از دیده رود خون دل در وفــای صـحـبـت رود کــسان مبند
گر جـلـوه مـی نمایی و گر طعنه می زنـی ما نیستیم مـعـتـقـد شـیـخ خــود پسـند
ز آشفتگی حـال مـن آگـــاه کـــی شـود