صناعات، ادبی((، مشبه، کــه، مشبه:

گنبد دوّار بماند
داشتم دلــقی وصدعیب مــرامی پـوشید خــرقه رهن مـی ومطرب دوزنّاربماند
برجمال تــوچنان صورت چین حیران شد کـه حدیثش همه جـا دردرودیواربماند
بتمـاشــا گــه زلــفش دل حــافظ روزی شدکــه بـاز آیدوجاوید گرفتار بمــاند

صناعات لفظی که دراین غزل بکاررفته اند:
« جناس، تصدیر، واج آرایی، حصر، حسن تعلیل، طباق».
در بیت اول ) صنعت ادبی((جناس)) به کار رفته است.
جناس اشتقاق: در واژه های( محرم، حرم).
در بیت دوم ) صناعات ادبی((تصدیر )) به کار رفته است.
تصدیر: در واژه (پرده) که در آغاز(حشو) ودر پایان (حشو) بیت آمده.
در بیت چهارم ) صناعات ادبی(( واج آرایی و حصر)) به کار رفته است.

واج آرایی: تکرار صامت s
حصر موصوف: فقط قصه ی ما در سر بازار مانده است. مقصور:قصه ها مقصورعلیه:در سر بازار ماندن
در بیت ششم ) صناعات ادبی ((تضاد و حصر)) به کار رفته است.
تضاد: در واژه های(ازل، ابد) / حصر موصوف: مقصور: دل من مقصور علیه: جاودان ماندن و عاشق بودن ادات:جز
در بیت هفتم ) صناعات ادبی(( تصدیر، حسن تعلیل)) به کار رفته است.
تصدیر: واژه های(بیمار) که در آغاز و پایان (حشو) بیت آمده است
در بیت هشتم ) صناعات ادبی( حس آمیزی)) به کار رفته است.
حس آمیز: از صدای(شنیدنی) سخن عشق ندیدم خوشتر
در بیت دهم ) صناعات ادبی((حسن تعلیل)) به کار رفته است.
در بیت یازدهم ) صناعات ادبی((طباق)) به کار رفته است.
طباق: نوعی تضاد در دو فعل((باز آید، بماند)).

صناعات معنوی که دراین غزل بکاررفته اند:
«تشبیه،مجازواستعاره»
در بیت دوم ) صناعات ادبی((تشبیه)) به کار رفته است.
تشبیه بلیغ: پرده ی پندار مشبه: پندار مشبه به: پرده وجه شبه: محذوف (حجاب)
در بیت چهارم ) صناعت ادبی(( مجاز )) به کار رفته است.
واج آرایی: تکرار صامت s) )در بیت / کجاز به علاقه جز و کل: بازار( جز) که مراد جهان کل می باشد.
در بیت پنجم ) صناعات ادبی((تشبیه و استعاره)) به کار رفته است
تشبیه بلیغ: می لعل مشبه: می مشبه به: لعل وجه شبه: سرخی
استعاره مصرحه:مستعار: گهر بار مستعارله: اشک جامع: ارزش و گران قدری
در بیت هفتم ) صناعات ادبی(( تشبیه)) به کار رفته است.
تشبیه مرسل: مشبه: نرگس مشبه به: چشم ادات: چون وجه شبه: بیماری و خماری
در بیت هشتم ) صناعات ادبی( استعاره)) به کار رفته است.
استعاره: مصرحه: مستعار: گنبد دوار مستعارله: آسمان
در بیت دهم ) صناعات ادبی(( مجاز)) به کار رفته است.
مجاز به علاقه حال و محل:چین(محل) آورده شده و منظور زیبارویان چینی(حال) می باشد.
در بیت یازدهم ) صناعات ادبی((و تشبیه)) به کار رفته است.
تشبیه بلیغ: تماشاگر زلف مشبه: زلف مشبه به: تماشاگر وجه شبه: شادابی و طراوت
غزل 179
رسید مــژده کــه ایّام غم نخواهد مـــاند چنــان نمـاندچنین نیزهم نخواهدماند
مــن ارچــه درنظر یــارخــاکسار شــدم رقیـب نیز چنین محتــرم نخواهدماند
چـو پــرده دار بشمشیر میــزنــد همه را کسی مقیم حـریم حــرم نخواهد ماند
چه جای شکروشکایت زنقش نیک وبدست چو بر صحیفۀ هستی رقم نخواهد ماند
سرود مجلس جمشید گفته انــد ایـن بود کــه جام باده بیاورکــه جم نخواهداند
غنیمتــی شمر،ای شمـع وصــل پــروانه کـه این معامله تاصبحدم نخواهد ماند
تــوانگر ادل درویش خــود بـــدست آور کــه مخزن زروگنج درم نخواهد مـاند
بــدیــن رواق زبــرجــد نــوشته اند بزر کــه جز نکوئی اهل کرم نخواهد مـاند
زمهـربـانی جــانــان طمع مبــرحــافظ کــه نقش جورونشان ستم نخواهدماند

صناعات لفظی که دراین غزل بکاررفته اند:
« جناس و ایجاز،طباق، مراعات نظیر، تلمیح، لف و نشر، اطناب».
در بیت اول ) صناعات ادبی((جناس و ایجاز)) به کار رفته است.
جناس: در واژه های(چنان، چنین) / ایجاز قصر: مصرع دوم چنان (شادی) نماند چنین(روزگار غم) هم نمی ماند.
در بیت سوم ) صناعات ادبی((مراعات نظیر و جناس)) به کا ررفته است.
مراعات نظیر: در واژه های(پرده دار، حریم، حرم ملازمت).
جناس اشتقاق: در واژه های(حریم، حرم).
در بیت چهارم ) صناعات ادبی((طباق، مراعات نظیر، تلمیح، لف و نشرمرتب )) به کا ررفته است.
طباق ایجاب: در واژه های(نیک، بد) / مراعات نظیر: در واژه های(صحیفه ورقم).
تلمیح: اشاره به آیه ی88 سوره قصص(کلی شی هالک الاوجهه*)همه چیز نابود شونده است مگر وجه الهی
در بیت پنجم ) صناعات ادبی((جناس، مراعات نظیر و اطناب)) به کار رفته است.
جناس زائد: واژه های((جام، جم)) / مراعات نظیر: واژه های(جام، جم،جمشید)
اطناب: در مصرع دوم توشیع
در بیت ششم )صناعات ادبی((مراعات نظیر )) به کار رفته است
مراعات نظیر:واژه های(شمع و پروانه)ملازمت.

صناعات معنوی که دراین غزل بکاررفته اند:
« تشبیه، استعاره».
در بیت چهارم ) صناعات ادبی(( تشبیه)) به کار رفته است
تشبیه بلیغ: صحیفه ی هستی مشبه: هستی مشبه به: صحیفه وجه شبه: نقش پذیری
در بیت ششم )صناعات ادبی
استعاره)) به کار رفته است
استعاره مکنیه: مستعارله:شمع مستعارمنه: انسان(عاشق) جامع: دلداگی و سوختن
غزل180
ای پـسـتۀ تـو خـند زده بـر حـدیـث قـند مـشـتـاقـم از بـرای خـدا یـک شکر بـخند
طوبی ز قامت تــــو نـیـارد کــه دم زنــد ز این قصه بگذرم که سخن می شود بــلند
خــواهـی که بر نخیزدت از دیده رود خون دل در وفــای صـحـبـت رود کــسان مبند
گر جـلـوه مـی نمایی و گر طعنه می زنـی ما نیستیم مـعـتـقـد شـیـخ خــود پسـند
ز آشفتگی حـال مـن آگـــاه کـــی شـود آن را کــه دل نــگــشت گرفتار این کمند
بازار شوق گرم شـد که سر و قد کـجاست تـا جـان خـــود بر آتش رویش کنم سپند
جایی که یار ما بـه شکر خـنـده دم زنــد ای پـستـه کیستی تو خدا را به خود مخند
حافظ چون تـرک غمزۀ تـرکان نمی کنی دانــی کــجاست جای تو خوارزم یا خجند

صناعات لفظی که دراین غزل بکاررفته اند:
« مراعات نظیر، اغراق، جناس، التفات، ایجاز».
در بیت اول ) صناعات ادبی((مراعات نظیر))بکاررفته است.
مراعات نظیر: تناسب در (قند و شکر) از نوع جنسیت می باشد /
در بیت دوم ) صناعات ادبی(( اغراق )) به کار رفته است:
در بیت سوم ) صنعت ادبی((جناس) به کار رفته است:
جناس تام : در واژه های رود در مصرع اول و رود در مصرع دوم( به معنی فرزند) می باشد.
در بیت چهارم )صنعت ادبی ((التفات)) از خطاب (می نمایی) به غیب(شیخ) مراعات شده است.
در بیت هفتم ) صناعات ادبی(( اطناب)) به کار رفته است:
حشو ملیح: در مصرع دوم جمله معترضه خدا را به
در بیت هشتم )صنعت ادبی((جناس و ایجاز)) در بیت به کار رفته است:
جناس ناقص: در تَرک، تُرک[آن] می باشد.

صناعات معنوی که دراین غزل بکاررفته اند:
«استعاره،تشبیه».
استعاره)) به کار رفته اغست.
استعاره مصرحه مجرده:مستعار: پسته مستعارله: دهان
محبوب جامع: سرخی و زیبایی
در بیت دوم ) صناعات ادبی((
تشبیه)) به کار رفته است. و از دیدگاه علم بیان تشبیه
تشبیه مضمر و تفضیل:به طور پوشیده اقامت یار را به درخت طوبی تشبیه کرده و بر آن برتری داده است.
در بیت ششم )صنعت ادبی((تشبیه)) به کار رفته است.
تشبیه بلیغ(اضافه تشبیهی): آتش روی مشبه: روی، چهره مشبه به:آتش وجه شبه: سرخی / سروقد مشبه: قد
مشبه به: سرو مشبه به: بلندی قد / تشبیه بلیغ: جان برآتش دوش پسند کنم مشبه: جان مشبه به: پسند
وجه شبه محذوف: جان فدایی و بلا گردانی
در بیت هفتم ) صناعات ادبی(( تشبیه،)) به کار رفته است:
تشبیه مضمر: به طور پوشیده دهان یار به پستۀ خندان تشبیه شده است /
خود مخند.
غزل181
بعد از این دست مـن و دامن آن ســرو بلند کــه بــه بالای چمان ازبـن و بیخم برکند
حاجت مطرب و می نیست تــو بـرقع بگشا کـه به رقص آوردم آتـش رویت چون سپند
هـیـچ رویــی نــشــود آیـنـۀ حجلۀ بـخت مـگر آن روی کــه مالند در آن سّم سمند
گفتم: اسرار غمت هر چه بود گو مــی باش صبراز این بیش ندارم چه کنم تاکی و چند
مکش آن آهوی مشکین مرا، ای صــیـــاد شرم از آن چشم سیه دارو مبندش به کمند
من خاکی که از این در نتوانم بــــرخاست از کجا بوسه زنم بــرلـب آن قـصـر بــلند
باز مستان دل از آن گیسوی مشکین حافظ زآن کــه دیــوانه هـمان به که بود اندربند

صناعات لفظی که در این غزل بکار رفته اند:
«حصر،مراعات نظیر، واج آرایی، ایهام،حسن تعلیل».
در بیت سوم ) صنعت ادبی((حصر)) به کار رفته است:
حصر صفت: مقصور: روی مالیده به سم سمند مقصور علیه: هیچ رویی آیینه تخت نمی شود ادات: مگر
در بیت پنجم )صناعات ادبی((مراعات نظیر، واج آرایی)) به کار رفته است.
مراعات نظیر: در واژه های آهو، کمند، صیاد تناسب می باشد(ملازمت) واج آرایی: تکرار صامت(ش) در بیت
در بیت ششم ) صناعات ادبی(( ایهام) به کار رفته است.
ایهام: خاکی الف: خاکسار و درمانده ب)آمیخته به گرد و غبار
در بیت هفتم ) صنعت ادبی((حسن تعلیل)) به کار رفته است.

صناعات معنوی که دراین غزل بکاررفته اند:
«ایجاز،استعاره»
در بیت اول ) صناعات ادبی((استعاره و ایجاز)) به کار رفته است. استعاره از دیدگاه علم معنایی ایجاز به کار رفته است:
استعاره مصرحه مجرده: مستعار: سرو مستعارله: یار قد بلند جامع: بلندی قامت / ایجاز: در مصرع اول
در بیت دوم ) صنعت ادبی((تشبیه)) به کار رفته است.
تشبیه بلیغ: آتش روی مشبه:روی، چهره مشبه به:آتش جامع: سرخی
تشبیه: مشبه:من،عاشق مشبه به: سپند ادات: چو وجه شبه: بیقراری، به رقص آوردن
در بیت چهارم )در مصرع دوم بیت ایجاز صورت گرفته است: ایجاز حذف
در بیت پنجم )صناعات ادبی((استعاره)) به کار رفته است.
استعاره مصرحه مرشحه: