شکر، نعمت، حمد، آیات، پروردگار

یُسَبَّحُ بِحَمدهِ ولکِن لا تَفقَهُونَ تَسبیحَهُم . . .)
قرآن کریم می‌فرماید:
«ای آل داود، شکر این همه نعمت را به‌جای آورید.»
از این آیه دریافته می‏شود که شکر، بیشتر از مقوله‏ی “عمل‌” است و باید آن را در لابه‌لای اعمال انسان دریافت و شاید به همین علّت‌، قرآن کریم تعداد شکرگزاران واقعی را اندک شمرده است‌ و در آیه 73 سوره نمل نیز می‌فرماید:
(وَ لَـَکِن‌َّ أَکْثَرَهُم‌ْ لاَ یَشْکُرُون‌َ)
از طرف دیگر، با توجّه به این نکته که نعمت‌های خداوند که سر تا پای وجود انسان را احاطه کرده‌، آنقدر زیاد است که قابل شماره نیست‌، روشن است که چرا شکر به مفهوم واقعی‌اش در برابر تمام نعمت‌ها به گونه‌ای که همه را بدون استثنا در طریق بندگی خدا (که نعمت‌ها برای آن آفریده شده است) به کار گیرد کم‌تر یافت می‌شود.
به تعبیر دیگر و به گفته بعضی از مفسران بزرگ‌، “شکر مطلق‌” آن است که انسان همواره به یاد خدا باشد، بدون هیچ گونه فراموشی و در راه او گام بردارد، بدون هیچ‌گونه معصیت‌ و خالی از هرگونه سرپیچیاطاعت فرمان او کند و مسلم است که این اوصاف در کمتر کسی جمع می‌شود. در حدیثی از امام صادق (علیه السلام)‌ شکر به معنای پرهیز از گناهان تعبیر شده است؛
«شکر نعمت‌، پرهیز از گناه است‌.»
شکرگزاری بدرگاه الهی از مهمترین برخوردهای انسان در برابر آیات الهی است. گرچه نعمت ها و فضل پروردگار بسیار زیاد می‏باشد و قابل احصاء نیست، امّا همین معرفت و شناخت که بشر بداند از شکر الهی عاجز است مقدمه‏ای بر رویش این برخورد در وجود او خواهد بود.
همچنین علامه طباطبائی در توضیح آیه ( . . . سیجزی اللّه الشاکرین) می‏فرماید:
«و حقیقت شکر اظهار نعمت است. چنانکه حقیقت کفری که مقابل آن است، اخفا نعمت می‏باشد و اظهار نعمت عبارت از استعمال آن در محلی است. پس شکر خدا به این است که انسان نعمت را در محل خودش بکار برده و در موقع استفاده از آن نیز متذکّر خدا بوده باشد.»
شکر حالتی نفسانی است که در نتیجه معرفتی خاص حاصل می‏‏شود و رفتاری خاص را موجب می‏‏گردد. معرفتی که پدیدآورنده‏ی این حالت نفسانی است، شناخت نعمت و نعمت دهنده و شناخت این حقیقت است که این نعمت از سوی آن منعم عنایت شده است. شکر خداوند به این معناست که درک شود که هر نعمتی که به انسان می‏‏رسد، از سوی خداست و هر چیز دیگری که واسطه رسیدن نعمت‏ها است، نیز به اراده خداوند واسطه رسیدن نعمت شده است. حالت روحی خاصی که در اثر این معرفت حاصل می‏‏شود شکر نامیده می‏‏شود. قرآن کریم تشکر از خدا را قرین با ذکر پروردگار می‏داند.
یاد کردن و شکر الهی تنها یک ذکر زبانی صرف نیست بلکه منظور از ذکر در آیۀ 152 بقره، پاک ساختن روح و جان از رذایل و آماده شدن آن برای پذیرش رحمت پروردگار است و منظور از شکر استفاده کردن هر نعمتی به جای خود و در همان راهی است که برای آن آفریده شده است. به عبارتی دیگر می‏توان بیان داشت که شکر در برابر آیات آن است که انسان همیشه و در همه حال بدون فراموشی به یاد خدا باشد و بدون انجام گناه به دستورات الهی گردن نهد.
توفیقی که انسان به هنگام شکر و عبادت به درگاه حق به دست می‏آورد، نعمتی است ارزنده که خداوند او را بدان مفتخر نموده و لازم است به پاس این شکرگزاری به شکری دیگر بپردازد. چنانچه امام سجاد (علیه السلام) در مناجات شاکرین می‏فرماید:
«چگونه می‏توانم حق شکر تو را به جای آورم در حالی که همین شکر من نیاز به شکر جدیدی دارد و هر زمانی که می‏گویم الحمدللّه. بر من فرض است که بخاطر همین توفیق شکرگزاری بگویم: الحمدللّه».
نعمت‏های الهی افزون بر شکر و حمد انسان‏هاست و یادآوری این مطلب که بشر از سپاسگزاری الطاف بی‏حدّ الهی عاجز است نزول نعمت از جانب پروردگار را بیشتر نموده و زمینۀ این امر را تحقق می‏بخشد.
شکر به هنگام برخورداری از نعمت ها و یادآوری عظمت و ارزش آنها اعّم از مادی و معنوی، موجبات تقرّب به درگاه الهی و قرار گرفتن در بستر پرستش حق است که نهایت هدف جهان خلقت می‏باشد.
انجام اعمال صالح و بروز رفتار صحیح و پسندیده از جلوه‏های شکرگزاری و بیانگر تواضع، معرفت و شناخت بندگان با ایمان است و مسلماً باید خداوند را به عمل شکر گفت، امّا بزرگان و پیشوایان دین حمد و سپاس از طریق زبان را نیز نوعی شکرگزاری دانسته‏اند.
انسان شاکر در فیض هستی و سرچشمۀ رحمت و نعمت الهی تفکر می‏کند و از رهگذر این اندیشه به باوری می‏رسد که رشتۀ هستی، او را به طور عملی و عینی به بارگاه پروردگار ربط می‏دهد، چنین تفکّر و باوری موجب می‏شود که انسان حتّی لحظه‏ای از عمر خود را تباه نسازد و اوقات گرانبهای خویش را به عبث نگذراند و از تلاش در جهت تزکیّه و سبقت در تحصیل خیرات و کمالات دست بر ندارد و برای نیل به مکارم و فضایل اهتمام ورزد.
شکرگزاری از نعمت‏های خداوند، عادت و حالتی در نفس انسان پدید می‏‏آورد که همواره می‏‏تواند نعمت‏هایی را که در اختیار او قرار می‏‏گیرد، بشناسد و با شناخت نعمت‏ها، مجاری رسیدن آنها به خود را شناسایی کند. این ویژگی موجب می‏‏شود فرد مؤمن، سپاسگزاری از انسان‏هایی که مجاری رسیدن خیری به او بوده‏اند، را فراموش نکند.
شکرگزاری از خداوند توفیقی است که به لطف خداوند نصیب انسان می‏‏شود و خود شکر دیگری را می‏‏طلبد. اگر انسان شاکر به این نعمت مضاعف آگاه باشد، محبّت خدا در دلش افزون می‏‏شود و شکر دیگری می‏‏گوید و ذکر خدا در دل او زنده می‏‏ماند.

گستره‏ی حمد الهی در قرآن کریم
1- خداوند، فراسوی مرزهای زمان و مکان
2- حمد خداوند در هر بامداد و شامگاه
3- حمد خداوند در دنیا و آخرت
4- حمد خداوند در نظام تکوین
5- حمدِ منکران معاد در هنگام رستاخیز
نکتۀ آخر آنکه چهارده بار در قرآن، تسبیح با حمد و قبل از آن آمده است مثل (سَبِّح بِحَمدِ ربِّکَ) در جواب اینکه چرا خدای متعال تسبیح و تنزیه خود را مقدم بر حمد بیان کرده است. علامه طباطبائی (ره) در این زمینه می‏نویسد:
«مخلوق خدا به هر وضعی او را بستاید، به همان مقدار به او و صفاتش إِحاطه یافته است و او را محدود¬ به حدود آن صفات دانسته و به آن تقدیر، اندازه گیری کرده، و حال آنکه خدای تعالی محدود به هیچ حدّی نیست نه خودش و نه صفات و اسمائش و نه جمال و کمال افعالش چرا که «لا یُحیطُونَ بِعِلمهِ» پس اگر بخواهیم او را ستایش صحیح و بی اشکال کرده باشیم باید قبل از حمد خود، او را منزّه از تحدید و تقدیر خود کنیم.»

3.1.2.4. ذکر آیات الهی
یکی دیگر از انواع برخوردهای مثبت که از انسانها در برابر آیات نشان داده شده است، ذکر آیات الهی و خداوند است. قرآن کریم، ذکر را غایت نماز دانسته است و فرموده است که شرط آنکه خداوند، بندگانش را یاد کند، این است که آنان او را یاد کنند . همچنین، ذکر را از صفات خردمندان برشمرده و مایه آرامش دل‌ها و رویگردانی از آن را موجب سختی و تنگی معیشت دانسته است . در وصف بندگان نیک خدا فرموده است:
«آنان مردانی‏‌اند که داد و ستد و خرید و فروش از یاد خدا بازشان نمی‏‌دارد.»
قرآن فرمان می‏‌دهد که مسلمانان همواره به یاد خدا و نعمت‌های الهی باشند و در مصیبت‌ها و گرفتاری‏‌ها، دل خویش را به یاد پروردگار نیرو بخشند و یکی از ویژگی‏‌های منافقان را غفلت از یاد خدا دانسته و اگر آنها او را یاد کنند، از روی خودنمایی است.
قرآن از پیامبران الهی خواسته است تا خدا را یاد کنند و نعمت‌هایش را به فراموشی نسپارند و این را مایۀ قرب آنان به پروردگار دانسته است. همچنین اقوامی همانند بنی‏‌اسرائیل را به دلیل فراموش کردن خدا، به سختی نکوهیده است.
منظور از ذکر خدا تنها یادآوری به زبان نیست، که زبان ترجمان قلب است، هدف این است با تمام قلب و جان به ذات پاک خدا و آیات الهی توجّه شود، همان توجّهی که انسان را از گناه باز می‌دارد و به اطاعت فرمان او دعوت می‌کند، به همین دلیل از پیشوایان اسلام نقل شده است که منظور از ذکر، یاد آوری عملی است ذکر را همچنین وسیلۀ ارتباط با خدا دانسته‌اند و نشانۀ آن، نسیان غیر است.
(یا ایّها الّذین آمَنوا اذکُرو اللهَ ذِکْراً کثیراً ) (فَاذْکُرُونِی أَذْکُرْکُمْ وَاشْکُرُواْ لِی وَلاَ تَکْفُرُونِ)
از آیات قرآنی و سخنان اولیای گرامی ‏اسلام، استفاده می‏شود که ذکر عبارت است از یاد خدا در همه احوال و پیشامدها و توجّه به حضور در محضر الهی و او را حاضر و ناظر بر اعمال و رفتار خویش دانستن و این که هیچ امری بر او پوشیده نمی‌ماند. به عبارت دیگر، ذکر حالت روحی خاصی است که انسان در آن حال، دانسته خویش را مورد توجّه قرار می‌دهد و گاهی به یادآوری چیزی با زبان و گاهی به حضور چیزی در قلب گفته می‌شود.
ذکر خدای سبحان از بهترین و پاکیزه‌ترین اعمال نزد خدا، برترین لذّت نزد دوستداران خدا، خوی و خصلت خوب مؤمنان و صالحان و نشان همنشینی با محبوب واقعی بوده و مایه شرافت و رستگاری انسان می‌باشد و در آیات قرآنی و روایات اسلامی‏ مورد سفارش واقع شده است؛
مقصود حقیقی از ذکر خدا، رسیدن به درجه‌ای از ایمان و اعتقاد است، که انسان بر اثر آن، پیوسته خود را زیر نظر خدا دانسته، و در نهان و آشکار، او را شاهد و ناظر اعمالش بداند و از زشتی‌ها دوری گزیده و وظایف خود را برابر او انجام دهد. به عبارت دیگر، حقیقت ذکر، توجّه قلبی به خداوند متعال است که در اعمال انسان پرتو افکند.
امام صادق (علیه السلام) فرمودند:
«هر چیزی را حدّی است که به آن منتهی می‌شود، مگر ذکر که حدّی ندارد که به آن پایان یابد.»
در روایتی امام صادق (علیه السلام) از جمله سخت‌ترین تکالیف خداوند بر بندگانش را به یاد خدا بودن در هرجا شمرده،«ذِکْرُ اللهِ عَلی کُلِّ مَوطِنٍ» می‌فرماید: منظور از ذکر خدا، گفتنِ «سُبْحانَ اللهِ وَ الْحَمْدُلِلّهِ وَ لا اِلهَ اِلا اللهُ وَ اللهُ اَکْبَر» نیست ـ گرچه این‌ها هم ذکر است ـ بلکه مقصود آن است که اگر انسان با حرام خدا روبه رو شد، یاد خدا او را، از آن باز دارد.
از این احادیث، بخوبی روشن می‏شود منظور از ذکر، تنها ذکر زبانی نیست، گرچه ذکر زبانی هم ذکر بوده در مکتب اسلام دارای اهمّیّت است، لکن مقصود حقیقی از ذکر خدا، رسیدن به درجه‌ای از ایمان و اعتقاد است، که انسان بر اثر آن، پیوسته خود را زیر نظر خدا دانسته، و در نهان و آشکار، او را شاهد و ناظر اعمالش بداند و از زشتی‌ها دوری گزیده و وظایف خود را برابر او انجام دهد. به عبارت دیگر، حقیقت ذکر، توجّه قلبی به خداوند متعال است که در اعمال انسان پرتو افکند.
از راه‌های پرورش ایمان، ذکر است. ذکرهای زبانی‏، وجود و حضور خداوند را به انسان تلقین می‏‌کند و ضمیر او را دگرگون می‏‌سازد و سرانجام به ذکر

  • 5