شاه، مذاکرات، انگلستان، بریتانیا، کدمن

ز بی‌نتیجه ماندن مذاکرات در کنفرانس خبری که برگزار شد، سرجان کدمن ضمن تعرض به شاه به او می‌گوید هیچ شرکت نفتی بر پایه درخواست‌های ایرانیان نمی‌تواند از حوزه‌های نفت بهره برداری کند. شاه در پاسخ، رفتن زود هنگام نمایندگان را به شوخی گرفت و مطابق پیشنهاد سرجان کدمن، شخصا در جلسه مذاکرات شرکت کرد.کدمن، شخصا، برای ادامه مذاکرات به دیدار شاه می‌رود ورضاشاه نیز با نهایت مهربانی وی را پذیرفت و مثل اینکه هیچ اطلاعی از جریان مذاکرات ندارد. “درباره پیشرفت مذاکرات استفسار کرد. من به او گفتم که پیشنهادهای نمایندگان دولت به اندازه‌ای سنگین است که شرکت نمی‌تواند آنها را بپذیرد و لذا مذاکرات قطع شده است. شاه بی‌نهایت اظهار تعجب کرده و گفت که خود او بین طرفین واسطه شده و توافقی ایجاد خواهد شد و دستور داد عصر همان روز، جلسه‌ای با حضور او تشکیل شود تا کار فیصله یابد”31. بنا بر گزارش اسناد موجود، شاه پس از اطلاع از اوضاع مذاکرات مستبدانه، به وزرای خود دستور خاتمه مذاکرات را دادند، در صورتی که با ادامه مذاکرات توسط وزرا، وقت زیادی لازم بود تا مذاکرات به نتیجه برسد(شیخ الاسلامی،1366 :73).
از بزرگ‌ترین معایب هئیت نمایندگی دولت ایران که سرجان کدمن در طول مذاکرات در تهران به آن پی برد، عدم قدرت تصمیم‌گیری وزرای کابینه بود، به طوری که وزرا احساس می‌کردند که اگر مستقلا کار کنند و در جریان کار مرتکب اشتباهی گردند، به حقیقت سر خود را به باد داده‌اند.کدمن در شرح عدم استقلال رأی تقی‌زاده در مقام یک صاحب منصب حکومتی، می‌نویسد”آشکار می‌شد دید تقی‌زاده هیچ مایل نیست اقدامی مستقل، بدون کسب اجازه قبلی از خود شاه انجام دهد”کدمن در طول مذاکرات با نمایندگان ایران به این نتیجه می‌رسد که موفقیت مذاکرات در گرو آن است که مذاکرات زیر نظر مستقیم رضاشاه انجام شودهمین‌طور در گزارش یکی از اسناد موجود وزارت امور خارجه آمده است”امروز شاه فرمانروای مطلق ایران می‌باشد و حتی مأمورین عالی مقام دولتی هم نمی‌توانند در مسائلی که می‌دانند مخالف عقیده اعلی‌حضرت است، اتخاذ تصمیمی بنمایند. مذاکرات نفت با خشونت بی‌اندازه و استبداد رأی نمایندگان ایران بی‌نتیجه ادامه داشت تا اینکه سرجان کدمن به شاه متوسل شد و اگر دخالت مستقیم شخص اعلی‌حضرت نبود، بدون شک مذاکرات بدون نتیجه پایان می‌یافت”32پیش از توافق نهایی شاه و کدمن و امتناع شاه از پذیرش شرط کدمن مبنی بر تمدید مدت امتیاز، کدمن در حالی از حضور شاه مرخص شد که شاه را تهدید به ارجاع دوباره موضوع به جامعه ملل می‌کرد. کدمن این نقطه ضعف رضاشاه، یعنی ترس او از بازگشت به جامعه ملل را دریافته بود و با استفاده از این نقطه ضعف توانست خواسته‌هایش را بر شاه ایران تحمیل نماید. وی در نامه‌ای از تهران به سرجان سایمون درباره ترس شاه از مراجعه مجدد موضوع به سازمان ملل می‌نویسد”دعای قلبی من این است که موقع برگشت به لندن، قرارداد جدید نفت را با خود همراه بیاورم، زیرا احساس می‌کنم رضا شاه از احاله مجدد موضوع به سازمان ملل هراسان است و این ترس ملوکانه را باید ناشی از ضرب و شتم دانست که حکومت بریتانیا و وزیر خارجه ارجمندش، ماه گذشته در ژنو به هیئت نمایندگی ایران نشان دادید و آنها را متوجه ساختید که دریچه هر امیدی از این رهگذر (جامعه ملل) به رویشان بسته است”(زرگر، 1372: 320).
علاوه بر این تهدید به قطع روابط، زیر سؤال بردن تداوم سلطنت خاندان پهلوی(شیخ الاسلامی، 1367 : 54) یا استفاده از کیسه‌های طلا برای تشویق شاه به این کار می‌توانسته مؤثر باشد33همچنین گفته می‌شد شاه ایران پی به این نکته برده که اقدام ایران تأثیر شدیدی در قضاوت بین‌المللی نسبت ایران خواهد داشت، به علاوه قیمت سهام کمپانی کاهش یافته و با توجه به اهمیت این مسله شاه تصمیم به مذاکرات جدید نموده است34 بعد از آن جلسه تاریخی بین شاه و نمایندگان شرکت نفت در باب تمدید قرارداد، شاه پیشنهاد ایران را به سبد زباله انداخت و در مقابل وزرای گیج شده‌اش از لزوم تعامل و نگرش گسترده در پیشبرد مذاکرات سخن گفت و تمام موارد ضروری شرکت را پذیرفت. بدین ترتیب گفتگوهای کدمن با شاه در18 اردیبهشت 1312به امضای قرارداد 1933 انجامید که در 7 خرداد 1312شمسی به اتفاق آرا به تصویب نمایندگان مجلس شورای ملی رسید.
قرارداد در 27 ماده تنظیم شد. مهم‌ترین مواد امتیاز قرارداد نفتی1933 برداشتن حق غیر انحصاری حمل و نقل نفت و تصفیه آن، کاهش حوزه عملیاتی کمپانی تا سال 1938 به یکصد هزار میل زمین به انتخاب کمپانی، در اختیار قراردادن مجانی زمین‌های مورد نیاز کمپانی از طرف دولت و در صورت داشتن مالک خصوصی خرید منصفانه آن از مالک، توسعه خط راه آهن، تلفن، تلگراف و بی‌سیم مورد نیاز کمپانی، عدم پرداخت حقوق گمرگی و مالیات، برخورداری از حق بررسی عملیات فنی در هر زمان به دولت ایران، حضور نماینده ایران با برخورداری از حق رأی در تمام جلسه‌های کمپانی، قراردادن یک دفتر فروش سهام در تهران، عدم تبدیل عواید فروش کمپانی به پول، مشخص بودن قیمت فروش نفت کمپانی به دولت ایران و روشن کردن چگونگی حل اختلاف میان دولت ایران و کمپانی بود. همانطور که از مفاد قرارداد های جدید نفتی ایران و انگلیس مشخص است، انگلستان بخش های وسیعی از عملیات اکتشاف و تاسیس نفت را از دست داد، از سویی دیگر، با بالارفتن قیمت نفت و نیز حق السهم جدید
ایران از درآمد های نفتی، رضاشاه که در ابتدای سلطنتش کاملا مسائل اقتصادی و نفتی بریتانیا را پوشش می داد، به مخالفی جدی برای استعمار انگلستان مبدل شد. شاید بتوان یکی از دلایل عمده ای که متفقین و در راس آنان انگلستان را در برکناری و تبعید رضاشاه در شهریور 1320 تحریک نمود، علاوه بر گرایشات نازیستی رضاشاه، کوتاه نمودن ید استعماری انگلستان را از منابع نفتی- اقتصادی ایران قلمداد کرد. لذا در روند بررسی رویدادهای نفتی ایران در عصر پهلوی اول، اصول جامعیت و استقرا (از اصول روش تاریخی) را می توان کاملا در تبیین هرچه علمی تر مباحث بحران سازی بریتانیا به شمار آورد چرا که با بررسی جز به جز و دقیق رویدادها در مسئله نفت، شناخت شناسی هرچه بهتر بحران نفتی مذکور با وضوح بهتر و بیشتری صورت می گیرد.
بند3- حکومت رضاشاه دستاویز انگلستان در برابر هجمه کمونیسم:
یکی دیگر از ابزارهایی که بریتانیا همواره جهت مداخله در ایران و بحران سازی سیاسی متمسک آن می شد، مقابله با تهاجم کمونیسم در ایران بود. واقعیت این است که بریتانیا هیچ گاه از دیر باز حضور یک قدرت را در نواحی شمالی ایران بر نمی تافت. درواقع سابقه رقابت بریتانیا و روسیه(روس های تزاری، شوروی کمونیستی و حتی زمان کنونی فدراسیون روسیه) قدمتی طولانی دارد. رقابت انگلستان و روسیه در ایران که همواره از گذشته های دور وجود داشته است، با توسعه روسیه در آسیای مرکزی به نقطه اوج خود رسید اهداف روسیه تزاری نظیر دستیابی به آب های آزاد خلیج فارس، دست اندازی به قلب امپراتوری بریتانیا یعنی هندوستان موجب برانگیخته شدن مبارزه شدید بریتانیا می شد، لذا دخالت های مستقیم و غیر مستقیم در ایران به بهانه های مختلف جهت مقابله با روسیه تزاری و بعدها شوروی کمونیستی به نوعی گریزناپذیر جلوه داده می شد(بهرام نوازنی،1388: 1) که می توان با استفاده از جامعه شناسی تاریخی در بعد خارجی ، اقدامات انگلستان در این خصوص را توجیه نمود.
از نظر جغرافیایی، ایران در جنوب شوروی و در سر راه انگلیسی به خلیج فارس و اقیانوس هند قرار دارد. ایران سر راه هندوستان، بزرگترین و زرخیزترین مستعمره بریتانیا قرار داشت. سرازیر شدن نیروهای سرخ به سوی جنوب غرب یا شرق فاجعهای جبرانناپذیر بود. منافع انگلستان ایجاب میکرد در ایران هسته یک قدرت مرکزی نیرومند تکوین یابد تا مانع تحریکات و دسیسه های بلشویسم برسر راه مستعمرات انگلستان شود(معتضد،1377: 151-153). تا پیش از سال 1917 کلیه اقداماتی که از سوی یکی از این دو ابر قدرت استعماری در ایران صورت می گرفت باید هماهنگی و رضایت تقریبی طرف مقابل را به همراه می داشت. به عنوان مثال اگر روس ها نیروی قزاق را تحت نفوذ خود داشتند انگلیسی ها هم نیروی پلیس جنوب را ایجاد کردند. در مقابل اعطای امتیاز بانک شاهنشاهی، بانک استقراضی روس تاسیس شد و یا از همه مهم تر کشور ایران در جهت منافع آنها در مناطق نفوذ این دو قدرت استعماری تقسیم شده بود. اما پس از انقلاب کمونیستی 1917 و ادعاهای اولیه سران دولت جدید مبنی بر مبارزه با امپریالیسم و حمایت از خلق های زحمتکش در جهان، انگلستان در ابتدا خود را در ایران بی رقیب احساس می کرد ولی پس از گذشت مدت اندکی و شکستن قدرت های اروپایی در سرنگون کردن حکومت شورایی در روسیه به وسیله حمایت از مخالفان آن، انگلستان متوجه خطرات این همسایه شمالی ایران برای منافع خود در جنوب ایران و به طور کلی در همه سرزمین هایی که توسط آنها استثمار می شد گردید. سران دولت جدید به منظور افشاگری سیاست های دول استعمارگر جهان از جمله رژیم سابق تزاری و یا انگلستان در سرزمین های دیگر، قراردادهای محرمانه استعماری بین روسیه تزاری با سیار دول جهان مانند قرارداد 1915 را علنی و افشا کردند که این امر به همراه بیانیه های جذاب سران رژیم جدید مبنی بر حمایت ازهمه زحمتکشان و مظلومان جهان سبب استقبال مردم ستمدیده جهان به خصوص مردم ایران از ایدئولوژی کمونیسم شده بود به خصوص که هنوز ماهیت رژیم جدید و تضادهایی که بعدها این رژیم جدید با مذهب پیدا کرده برای مردم ایران آشکار نشده بود.
در واقع، شوروی که از همان ابتدای انقلاب خواهان صدور بلشویسم به شرق (مانند ایران) بود، در آغاز کار جهت جلب توجه ایرانیان به کمونیسم اعلام نمودند که دولت جدید روسیه در راستای اصل عدم مداخله در امور داخلی دیگر کشورها، آماده مذاکره با دولت ایران است35 مردم ایران که از ظلم و تعدی دول استعماری به حقوق خود خسته شده بودند دولت شوروی را حامی ملل مظلوم جهان می پنداشتند به نحوی که مامور سیاسی موقت دولت شوروی در تهران می نویسد تهران براثر تظاهرات و مسرت عمومی واقعا تکان خورده است. آنها حتی در کوچه و خیابان مرا با کف زدن استقبال می کنند(گروه جامی، 1357 :47 ). از سویی دیگر، بریتانیا که به شدت احساس خطر نموده بود، نتوانست اوضاع جاری را تحمل نماید، خصوصا این که همزمان با گرایشات بیشتر کشورهای منطقه به آموزه های کمونیستی، شورش های ضدانگلیسی نیز در مناطق شمالی ایران نظیر تاشکند، خراسان و سیستان صورت گرفت و شرایط بریتانیا را درایران بحرانی تر نمود( Fatemi, 1953: 41-74) .
بند4- جنگ جهانی دوم، از پایان ماموریت های

برچسب‌ها:,