سیاست، موازنه، رئالیسم، جنگ، امنیت

پژوهشگر پدید بیاید زیرا هنوز اسناد طبقه بندی شده و محرمانه منتشر نشده و مواضع افراد و احزاب که گاها آمیخته با علایق و تمایلات شخصی است نیز نمیتواند سندی راهبردی برای پژوهش شما قرار گیرد مگر آنکه تصمیم گیران وقت بر روی یک موضوع اشتراک نظر داشته باشند. همچنین بخشی از پژوهش بر مبنای اطلاعات میدانی بنا شده است و حاضر به مصاحبه نشدن بعضی از افراد که در طرح و پیگیری موضوع دخیل بوده اند یکی از موانعی است که در برابر پژوهشگر قرار داشت. آمیختگی نگاه های سیاسی برخی از محققین که اکثر آنها را پژوهشگران خارجی تشکیل میدهند نیز باعث شده تمیز دادن نظرات از یکدیگر قدری دچار مشکل شود و اگر قدری عینک بی طرفی از چشمان محقق کنار برود پژوهش به سمت اضمحلال کشیده میشود.
1-12.سازماندهی پژوهش:
برای فهم بهتر و همچنین درک عمیق تر مباحث و به منظور جلوگیری از پراندگی مطالب گردآوری شده، پژوهش حاضر در پنج فصل سازماندهی شده است. در این فصل یعنی فصل اول، کلیات مربوط به پژوهش آورده شده است. در فصل دوم چارچوب نظری پژوهش به صورت مفصل مورد بررسی قرار گرفته است. از آنجایی که پیشینه تاریخی یک مسئله نقش بسیار تعیین کننده ای در ارزیابی دقیق و صحیح از آن دارد، در فصل سوم پژوهش روابط ایران و عراق از دیرباز تا سال 1359 هجری شمسی یعنی قبل از شروع رسمی جنگ عراق و ایران مورد بررسی قرار گرفته است. فصل چهارم پژوهش به بررسی سوال اصلی و متغییر مستقل تحقیق اختصاص یافته است. در فصل پنجم که فصل پایانی پژوهش میباشد به شرح اولین عملیات برون مرزی ایران در جنگ با عراق پس از فتح خرمشهر پرداخته ایم و همچنین علل ناکامی ایران در این عملیات و نظرات مخالفین ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر در ایران را مورد بررسی و ارزیابی قرار داده ایم.

فصل دوم: چارچوب نظری پژوهش

2-1.نظریه رئالیسم62
اصولا روابط بین الملل63 زمانی شکل میگیرد که هیچ قدرت عالیه ای مسئولیت نظم سیستمی را برعهده نگیرد و فضای هرج و مرج گونه در محیط وجود داشته باشد. در ساختار نظام بین الملل کنونی، دولت ها سعی دارند گوی سبقت را از یکدیگر بربایند و بتوانند در راس این نظام قرار بگیرند. به همین نحو هر کدام از دولت ها به فکر منافع ملی کشور خویش اند و تمایل به این دارند که صلح را از طریق کسب قدرت دنبال کنند. امروزه ساختار نظام بین الملل بر خلاف نظام دو قطبی64 که در گذشته وجود داشت، دارای پیچیدگی های خاصی است. در این ساختار ” رقابت ” به یکی از شاخه های اصلی این نظام تبدیل شده است. این رقابت در عرصه های سیاسی، نظامی، اقتصادی، فرهنگی و … اجتناب ناپذیر است.(مشیرزاده،1393: 72) دولت ها میبایست بر اساس مولفه های قدرت، جایگاهی قدرتمند برای خود در این نظام کسب کنند و با توجه به تشدید نظام رقابتی فردگرا و کمرنگ شدن نقش سازمان های بین المللی در این ساختار، لزوم حفظ امنیت خویش بر اساس پتانسیل های موجود و با توجه به مولفه های بازدارندگی در کشور بیش از پیش احساس میشود. واقع گرایی که از آن به عنوان مکتب اندیشه سیاست یاد میشود، عملا مهمترین و پایدارترین نظریه مسلط در علم روابط بین الملل است. واقع گرایان بر این عقیده اند که با بکارگیری اصول اخلاق بین المللی نمیتوان تلاش برای کسب قدرت و امنیت را از میان برداشت. آنها همچنین بر جنبه های مصیبت بار و سرشار از کشمکش مناسبات میان کشور ها تاکید میکنند و بر این عقیده استوارند که پیگیری سیاست خارجی در قالب منافع ملی که حدود و دامنه آن را قدرت تعیین میکند باید مورد توجه قرار گیرد.(قادری کنگاوری،1388: 35) دو نکته بسیار کلیدی در نظریه واقع گرایی وجود دارد که باید مورد توجه قرار گیرد. اولین موضوع ویژگی آنارشی65 نظام بین المللی است که اکثر واقع گرایان اعم از کلاسیک، ساختار گرا66 و نوکلاسیک67 بر خلاف اختلاف نظرهای موجود بر این موضوع اشتراک نظر دارند. آنها معقتند که در نظام بین الملل آنارشی گریزی از جنگ نیست و در جهانی که در آن هیچ ساز و کار دولتی یا حاکم مشترک با دسترسی انحصاری به قدرت وجود ندارند و هیچ سیسستم بین المللی ای جهت تنظیم رفتار دولت ها تلاش نمیکند، آن زمان است که در این محیط همگان برای بقا و حفظ خود به دنبال کسب قدرت باشند. نتیجتا میتوان گفت با توجه به محیط آنارشی نظام بین المللی دغدغه و نگرانی اصلی دولت ها کسب امنیت برای حفظ منافع خویش است. در همین راستا آنها اقدام به تقویت وضعیت تدافعی خود، ایجاد اتحاد ها و یا حتی رفتن به سوی جنگ میکنند تا بتوانند امنیت خود را حفظ کنند. دومین نکته در نظریه واقع گرایی تاکید بر موازنه قوا68 است.(قوام،1388: 357) برای شناسایی این مفهوم از عناوین دیگری مثل موازنه قدرت، توزیع قدرت، تعادل قوا بین دو یا چند نیروهی متخاصم و تفوق نیرو نیز استفاده میکنند. در بطن نظریه موازنه قوا این فرض نهفته است که همه روابط بین الملل ناشی از منافع ملی است که این امر به وسیله قدرت کسب میشود. فرضیه اصلی تئوری موازنه قدرت بر این اصل استوار است که موازنه رفتار از هژمونی69 سیستمیک70 جلوگیری به عمل می آورد.(غلام حسینی؛خواجه،1393: 110) از منظر واقع گرایان موازنه قدرت به دنبال آن است تا بتواند از تسلط یافتن کشور یا ائتلافی از کشور ها بر بقیه جلوگیری کند. از آنجایی که نمیتوان از طریق سازمان های بین المللی و حقوق بین الملل صلح و امنیت را برقرار کرد، بنابراین باید از تمهیداتی همچون موازنه قدرت و بازدارنگی بهره جست. واقع گرایان عموما دیدگاهی محافظه کارانه دارند و توجه زیادی به مسائل تاریخی و جبر دارند. رویکرد رئالیستی معمولا در چهارچوب مدل بازی بیلیارد تبیین میشود و بر همین اساس از آنجا که بارزترین و مهمترین اشکال روابط بین الملل ارتباط رسمی میان دولت هاست، میتوان آن را تشبیه به تماس میان توپ های بیلیارد کرد.
ارتش رژیم عراق در بعد از ظهر روز سی و یکم شهریور ماه سال 1359 تهاجم سراسری و گسترده خود را به مرزهای زمینی ایران آغاز کرد. پس از یک هفته شورای امنیت سازمان ملل متحد71 اقدام به تصویب قطعنامه 47972 کرد که در آن پایان جنگ لازم و ضروری به شمار میرفت اما خبری از متجاوز شناخته شدن عراق و حتی بازگشت به مرزهای شناخته شده بین المللی نشد و ایران نیز به دلیل یک طرفه شناخته شدن این قطعنامه آن را نپذیرفت و اعلام کرد تا مادامی که نیروهای عراقی در خاک سرزمینی ایران هستند حاضر به مذاکره نیست. با این فرض و صحبت های پیشین ایران اقدام به آزادسازی مناطق اشغالی و همچنین ایجاد کسب قدرت برای مذاکرات صلح کرد. در این فصل ابتدا به بازشناسی مفهوم واقع گرایی و موازنه قدرت میپردازیم و سپس با توجه به اقدام ایران پس از فتح خرمشهر نتیجه مذکور از فصل چارچوب نظری را به دست خواهیم آورد.
2-2.مفهوم رئالیسم
رئالیسم واژه ای فرانسوی است که که از ریشه رئال73 به معنای واقعی گرفته شده است و در زبان فارسی به معنای واقع گرایی از آن یاد میکنیم. حقیقت گرایی و واقعیت گرایی نیز دیگر عناوینی است که میتوان در ترجمه کلمه رئالیسم به کار برد. اما مفهوم واژه رئالیسم یعنی اصالت واقعیت خارجی. (سید حسینی،1375: 155)
بی شک باید به این واقعیت اذعان کرد که واقع گرایی عملا مهم ترین و پایدارترین نظریه روابط بین الملل در طول تار
یخ بوده است. جاذبه تقریبا بی بدیل این نظریه به دلیل نزدیکی آن با عملکرد سیاست مداران در عرصه بین الملل و همچنین نزدیکی آن با فهم متعارف از سیاست بین الملل است.
2-3.سیر تاریخی نظریه رئالیسم
در نظریه رئالسیم، دیدگاه های مختلفی وجود دارد که به اشکال مختلفی تقسیم شده اند. در حقیقت واقع گرایی یک نظریه یکپارچه نیست و خود در طول تاریخ به شکل های گوناگون درآمده است. ” از جمله مایکل دویل74 بر آن است که میتوان سه سنت واقع گرایی را تشخیص داد که در پیوند با سه اندیشمند کلاسیک است: بنیادگرایی75 متاثر از ماکیاولی که بر اهمیت بلند پروازی های فردی تاکید دارد، ساختارگرایی متاثر از هابز76 که نظام بین الملل را مهم میداند، و تکوین گرایی77 متاثر از برداشت های روسو78 که بر اهمیت عوامل سطح مانند سرشت و قدرت روابط میان جامعه و دولت تاکید دارد.” اما ما دو نوع تقسیم بندی را میتوانیم انجام دهیم تا اینکه بتوانیم سیر تاریخی و همچنین اشکال مختلف رئالیستی را معرفی کنیم.(مشیرزاده،1393: 74)
2-3-1.از حیث تاریخی :
1. رئالیسم کلاسیک79 تا قرن بیستم میلادی.
2. رئالیسم مدرن80 از سال 1939 تا 1979 میلادی.
3. نئورئالیسم81 از سال 1979 میلادی به بعد.
4. رئالیسم نو کلاسیک82
2-3-2.از حیث اشکال مختلف:
1. رئالیسم ساختاری اولیه83
2. رئالیسم تاریخی84
3. رئالیسم تاریخی معاصر85
2-4.انواع رئالیسم
از نخستین کسی که میتوانیم به عنوان اولین متفکر اندیشه واقع گرایی نام ببریم توسیدید86 نویسنده کتاب مشهور جنگ های پلوپونزی87 است. او از اولین کسانی است که اندیشه های واقع گرایانه را در زمینه سیاست جهانی عرضه کرده است. توسیدید از جمله افرادی است که نماینده بدبینی اخلاقی در سیاست که از اصول واقع گرایی است محسوب میشود. او در قالب جنگ های میان آتن و اسپارت توجهی هم به اصل موازنه قدرت داشته است که از این حیث با واقع گرایان اشتراک نظر دارد. از کاتلیا88 اندیشمند شرقی نیز که به قدرت سهم ویژه ای در چارچوب نظری خود داده است میتوان به عنوان یک واقع گرای سیاسی نام برد.(پیشین،1393: 76) اما بعضا اعتقادی وجود دارد که ماکیاول را به عنوان نخستین واقع گرای سیاسی در جهان میشناسند. نظریه ماکیاول که بر اساس تحلیل روابط میان دولت ها در نظام ایتالیای قرن شانزدهم شکل گرفته بر این اساس است که اولا یک سلسله علت و معلولی که با تلاش فکری میتوان آن را تحلیل و درک کرد اما با تصورات و اوهام نمیتوان آن را هدایت نمود. ثانیا نظریه عمل را به وجود نمی آورد بلکه نظریه عمل را میسازد و ثالثا این سیاست تابع اخلاق نیست و این اخلاق است که تابع سیاست است. از توماس هابز، هگل89 و هاینریش فون ترایچکه90 نیز میتوان به عنوان اندیشمندان رئالیسم در عصر کلاسیک یعنی تا قبل از قرن بیستم نام برد. توماس هابز از جمله افرادی است که با عینک بدبینی به ذات بشر نگریسته است و به رفتار انسان ها باور ندارد. او همانند اندیشمند ایتالیایی ماکیاول اخلاق را از سیاست جدا میکند و معقتد است که روابط بین الملل در یک وضعیتی طبیعی وجود دارد که قانون جنگل در آن حاکم است.
هگل نیز جز اندیشمندانی است که در دسته واقع گرایان طبقه بندی میشود زیرا او اعتقاد دارد که مهم ترین وظیفه دولت حفظ خود است که این جز یکی از اصول