سفره خانه ها و چایخانه های سنتی، دفاتر شعر جوان، خانه های فرش (مراکز ویژه، 1375: 1).

2-4- سبک زندگی
مفهوم سبک زندگی از مفاهیمی است که در سال های اخیر بسیار مورد توجه قرار گرفته است و تعاریف متعدد دارد. لغت نامه کمبریج سبک زندگی را شیوه و روش انجام چیزی در نظر گرفته که برای فرد یا گروهی از مردم، در مکان یا دوره ای خاص سرمشق تلقی شود. لغت نامه وبستر نیز سبک زندگی را اجرا یا انجام اموری که تمایز دهنده فرد یا گروه خاصی است، تعریف کرده است. سبک زندگی همچنین به مدت زمانی که یک فرد برای انجام فعالیت های روزمره زندگی خود صرف می کند، اشاره دارد. در این تعریف فعالیت های روزانه، مؤلفه های سبک زندگی محسوب می شوند که از جهت گیری های ارزشی سرچشمه می گیرند. به عنوان مثال افرادی که تمایلات مادی گرایانه دارند بیشتر وقت خود را در مراکز خرید و مغازه ها می گذرانند. بنابراین سبک زندگی آنها مادی گرایانه است (بنی فاطمه و همکاران، 1391: 37-36). سبک زندگی را می توان به مجموعه ای کم و بیش جامع از عملکردها تعبیر کرد که فرد آنها را به کار می گیرد؛ چون نه فقط نیازهای او را تأمین می کنند، بلکه روایت خاصی را هم که وی برای هویت شخصی خود برگزیده است در برابر دیگران متجسم می سازند (شصتی و فلامکی، 1393: 126).
سبک زندگی در تمامی کنش ها و رفتارهای فرد و در تعاملات و ارتباطات وی با دیگران، طبیعت و به طور کلی محیط اجتماعی اطراف که معمولاً قابل مشاهده، توصیف و اندازه گیری است، قابل مشاهده است. از این منظر سبک زندگی جنبه های عینی، مشهود و ملموس فرهنگ و نظام ارزشی در یک جامعه است. سبک زندگی را می توان در اوقات فراغت، تفریح، رفتارهای جنسیتی، علائق حرفه ای و شغلی، پوشش، علایق هنری، ادبیات، ورزش، زبان و غیره مورد بررسی قرار داد. به طوری که یکی از مهمترین شاخص ها برای سنجش تجربی آن در اوقات فراغت و تفریحات است، زیرا این مقوله، جایی است که افراد با آرامش خاطر و بنابر سلیقه شخصی و آزادانه و یا داوطلبانه خود آن را بر می گزیند و بدین لحاظ به شیوه کاملاً داوطلبانه و آسان تری می توانند علایق، ذهنیات و تمایلات خود را در آن به کار گرفته و دنبال نمایند (سیدی و بیرقی، 1391: 37-36). سبک زندگی به عنوان یکی از اصطلاحات علوم اجتماعی، پیوند مستقیم و وثیقی با مجموعه ای از مفاهیم دارد؛ مفاهیمی مانند: عینیت و محتوا، رفتار و معنا (نگرش، ارزش و هنجار)، اخلاق و ایدئولوژی، سنت و نوگرایی، شخصیت و هویت (فردی و جمعی)، وراثت و محیط، فردیت و عمومیت، خلاقیت و بازتولید، تولید و مصرف، طبقه و قشر بندی اجتماعی، زیبا شناسی (سلیقه) و نیاز، منزلت و مشروعیت و بدون شناخت این روابط، درک درستی از سبک زندگی و نظریه های مربوط به آن به دست نخواهد آمد (آقاجانی بیگی، 1391: 32-31).
شیوه زندگی به صورت عملکردهای روزمره در می آیند، عملکردهایی که در نوع پوشش، خوراک، طرز کار، و محیط مطلوب برای ملاقات با دیگران تجسم می یابند هریک از تصمیم گیری هایی که یک شخص در زندگی روزمره می کند (چه بپوشم، چه بخورم، در کار چگونه کار کنم، پس از پایان کار با چه کسی ملاقات کنم) در تعیین و تنظیم امور روزمره مشارکت دارند. هر شیوه زندگی مستلزم مجموعه ای از عادات و جهت گیری ها است. بنابراین برخوردار از نوعی وحدت است که علاوه بر اهمیت خاص خود از نظر تداوم امنیت وجودی پیوند بین گزینش های فردی موجود در یک الگوی کم و بیش منظم را نیز تأمین می کند. شخصی که خود را متعهد به شیوه زندگی معینی می داند، انتخاب های دیگر را لزوماً خارج از موازین و معیارهای خویش می بیند (ارجمند سیاهپوش و حیدری زرگوش، 1391: 96).

مطلب مرتبط :   طبقه بندی انواع نیازسنجی

2-5- کیفیت زندگی
2-5-1- دیدگاه های مربوط به کیفیت زندگی شهری
محیط شهری در روند توسعه و تکمیل مفاهیم کیفیت محیط در نواحی سکونتی رویکردهای مختلفی ارائه شده است. از جمله می توان به دیدگاه سیاست گذاران، دیدگاه مخاطب محور، دیدگاه کارشناس محور، دیدگاه روان شناختی-ادراکی، دیدگاه نیمه تجربی اشاره کرد.
2-5-1-1- دیدگاه سیاست گذاران
دیدگاه سیاست گذاران بر درک و تعریف کیفیت محیط شهری بر پایه دو رویکرد کارشناس محور و مخاطب محور قرار دارد.
2-5-1-2- دیدگاه مخاطب محور
این رویکرد بر پایه سطوح متفاوت ادراک محیطی مخاطبین قرار دارد. از مخاطبین در خصوص عواملی که بر روابط متقابل شان اثر می گذارد، سوال می شود و متغیرهای کیفیت محیط استخراج می گردد. به عبارت دیگر در این رویکرد معیار کیفیت بر پایه درک مخاطبین عام از چگونگی فهم شان و انتظارشان از حوزه تعامل اجتماعی متقابل مبتنی است. در اینجا هدف گروه خاصی نمی باشد بلکه درک کلیت جامعه مهم است (Van poll, 1997: 14).
2-5-1-3- دیدگاه کارشناس محور
در این دیدگاه نظرات کارشناسان مبنای تمامی بررسی ها و تصمیمات مربوطه قرار می گیرد این دیدگاه از ابعاد مختلفی مورد نقد قرار می گیرد. معمولاً سه دلیل عمده جهت ناکارآمدی این روش مورد اشاره قرار می گیرد.
1- هیچکدام از این مطالعات منجر به شناسایی لیست جامعی از عوامل تأثیرگذار در کیفیت محیط سکونتی نشده است.
2- عدم اتفاق نظر متخصصان در تعداد، ماهیت ابعاد اساسی کیفیت محیط، گروه بندی این ابعاد و غیره با یکدیگر، به طوری که حتی یک کارشناس در زمان های متفاوت نظرات مختلفی را عنوان کرده است.
3- ثابت شده است که در کل کارشناسان و مردم بر روی عوامل تعیین کننده کیفیت محیط توافق لازم را ندارند. این عامل به عنوان مهمترین عامل مطرح شده است (Crap & et al, 1976: 243). این در حالی است که نتایج به دست آمده حاکی از آن است که مؤلفه های سنجش کیفیت بر اساس رویکرد کارشناس محور با سنجش های حاصله از منظر غیرکارشناسان (ساکنان) شباهت کمی باهم دارند (Van poll, 1997: XV).
لنس و مارانس در سال 1969 دریافتند که ارزیابی های برنامه ریزان بر روی ویژگی های واحد همسایگی پاسخگوی ارزیابی های ساکنان از واحد همسایگی نبوده و نتیجه گرفتند که برنامه ریزان و مشتریان در مفاهیم یکسان از کیفیت محیط سهیم نبوده اند. همچنین در سال 1972 با مطالعه خانوارهای نواحی کم درآمد تلاش کردند تا متغیرهای تعیین کننده رضایتمندی را مشخص کنند. این محققان 20 متغیر تأثیرگذار در رضایتمندی ساکنین از واحد همسایگی را فهرست کردند. نتایج بررسی نشان داد که تنها 11 ویژگی اول توسط بیشتر از نیمی از مخاطبان ساکن به عنوان عوامل بسیار مهم تلقی شده اند (Crap & et al, 1976: 244). از طرفی میزان تفاوت بین ادراکات ساکنان و کارشناسان از کیفیت محیط مهم تلقی می گردد، زیرا ممکن تأثیر گذارد (Eyles, 1990: 144). بررسی مطالعات انجام شده در ماهیت کیفیت محیط در نواحی مسکونی بیانگر این بوده است که بسیاری از مطالعات در این قسمت به سمت تحلیل مفهوم همه جانبه کیفیت محیط شهری هدایت نشده، بلکه بیشتر به سمت فهم یک جنبه انتخابی از آن هدایت شده است. در بیشتر مطالعات از نظرات کارشناسان استفاده شده است، در حالی که بررسی های اخیر نشان داده که نظرات کارشناسان با نظرات ساکنان مطابقت نداشته است (Crap & et al, 1976: 246).
نتایج حاصل از ارزیابی اهداف عملیاتی سیاست های اتخاذ شده، نشان می دهد که کیفیت محیط های محلی تنها توسط عوامل فیزیکی تعیین نمی شوند بلکه در کار ویژگی های فیزیکی، ویژگی های روان شناسی اجتماعی و ویژگی های محیط ساخته شده نیز از ویژگی های مهمی می باشند که در بررسی کیفیت محیط باید بررسی شوند. کیفیت محیط های مسکونی شهری یک مفهوم سلسله مراتبی ویژگی چندگانه است؛ بدین معنی که کیفیت محیط توسط چندین ویژگی اساسی توصیف می شوند (Van poll, 1997: 151).
2-5-1-4- دیدگاه روان شناختی- ادارکی
از نقطه نظر این دیدگاه ارتباط بین شخص-محیط توسط هر دو دسته از ویژگی های شخص و محیط متأثر می شود. در این دیدگاه نحوه ارزیابی شخص از کیفیت محیط سکونتی اش بر اساس ارتباط بین شخص و محیط توصیف می شود. بدین ترتیب که در ارتباط بین شخص و محیط توسط ویژگی های شخصی (همچون سن، وضعیت اجتماعی-اقتصادی، روش های مختلف سازگاری، خصیصه های روان شخصیتی و…) خصیصه های محیط همچون ارزش های موجود در محیط یا ظرفیت ارزشی آن، قابلیت سنجش پذیری و ویژگی های خاص محیط و همچنین در کنار دو عامل منجر به ارزش پذیری شخص از محیط پیرامونی اش می شود (Van poll, 1997: 15).
2-5-1-5- دیدگاه های نیمه تجربی
در مغایرت با رویکرد مبتنی بر قضاوت کارشناسان، رویکرد دیگری که به دنبال فهم مفاهیم و مؤلفه های کیفیت محیط و رضایت مندی بدون ارجاع به سیستم های از قبل متصور شده می باشد، قرار می گیرد. این رویکرد بر ادراکات ساکنان از کیفیت سکونتی و فرآیندهای تجربی در جهت جمع آوری آیتم ها یا دسته بندی آن ها به سمت ابعاد کلی تر و معیارها، متمرکز می شود اما هر دو کار را با هم انجام نمی دهد. بنابراین می توان آن ها را به عنوان مدلی نیمه تجربی دانست (Crap & et al, 1976: 244). از جمله مطالعات کراپ در سال 1966 که تلاش کرد تا کیفیت های محیطی را از ساکنان بدون ارجاع به یک سیستم از پیش طراحی استخراج کند؛ کراپ از مخاطبان مسن پرسید که در محیط سکونتی جدیدشان چه چیزی را دوست دارند و فکر می کنند که چه چیزهایی باید در امکانات و تجهیزات آینده برای مردم مسن اجتناب ناپذیر باشد؟ همچنین مطالعات زینر در سال 1970 رضایت مندی اهالی و واحد همسایگی را در محلات طراحی شده و طراحی نشده مطالعه کرد. در واقع می توان گفت زینر به دنبال معیارهای سازنده رضایت مندی از ساکنین بوده که بر این اساس طرح سؤالاتی همچون وقتی که شما به دنبال یک مکان برای زندگی کردن می گردید، چه چیزهایی به صورت خاص شما را به آمدن به این مکان جذب می کند؟ این هدف را دنبال کرده است. بنابراین می توان گفت، ضعف اصلی مطالعات این چنینی در این بود که اگرچه معیارها توسط ساکنان عنوان می شد، اما پاسخ ها با توجه به نظرات کارشناسان طبقه بندی می شد. بنابراین در نتیجه گیری ها نظرات کارشناسان وارد شده که ممکن است بازتاب نظارت ساکنان نباشد. همچنین عمده این مطالعات نه به صورت عام بلکه بر روی اقشار و یا محیط خاص متمرکز می شدند که نتیجه قابل تعمیم به عموم نبود (همان، 245).
2-5-2- رویکردهای نظری کیفیت زندگی
هر عبارتی که برای تعریف کیفیت زندگی شهری به کار رود، کیفیت زندگی یک فرد به حقایق عینی و خارجی زندگی اش و دریافت ها و ادراکات درونی و ذهنی او از این عوامل از خودش وابسته است. این اولین مقوله دو قسمتی تصدیق شده به وسیله اکثر پژوهشگران است. بنابراین، تحقیق در مورد کیفیت زندگی شهری می کوشد تا اثر مرکب این عوامل عینی و ذهنی را بر رفاه و سعادت شهروندا

مطلب مرتبط :   موالی، مولای، دیوان، جنگ، کتابت

دسته بندی : علمی