رابطه ی هوش معنوی با رهبری موثق مدیران و کارکنان فدراسیون ورزش های جانبازان و معلولین جمهوری اسلامی ایران- قسمت ۹

نشان دهنده این است که این افراد بطور هدفمندانه ای تمام اطلاعات مرتبط را قبل از اتخاذ تصمیم بررسی می کنند. همانند کسانی که در پی کسب دیدگاه هایی هستند که موقعیت آنها را عمیقاَ به چالش می کشاند.

 

 

  •  
    •  
      1. جنبه های درونی اخلاق[۱۰]

 

اشاره به درونی سازی و هماهنگی در خودتنظیمی دارد. داشتن نظم در خود تنظیمی با بکارگیری استانداردهای معنوی درونی و ارزش های گروهی، سازمانی و هنجارهای اجتماعی، و اعمال نتایج آن در تصمیمات و رفتارها که هماهنگ با این ارزشهای درونی شده باشد(نیدر و اسکریشیم، ۲۰۱۱: ۱۱۴۷).
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
۱-۹ خلاصه فصل
در این فصل پس از بیان مسئله و ارائه موضوع مورد بررسی و توضیح اهیمت آن، سوالات و فرضیه و اهداف تحقیق مطرح شد و پس از ارائه مدل مفهومی تحقیق، روش شناسی تحقیق از جمله نوع تحقیق، روش های گردآوری اطلاعات، روش نمونه گیری، قلمروهای تحقیق، روش تجزیه و تحلیل داده ها معرفی شدند. در پایان نیز به منظور آشنایی خواننده با مفاهیم و اصطلاحات این تحقیق، به شرح واژه ها و اصطلاحات تحقیق پرداخته شد.

فصل دوم: ادبیات و پیشینه تحقیق
۱-۲ مقدمه
در سالهای اخیر جایگاه معنویت در سازمانها مورد توجه روزافزون مدیران، کارکنان، مشتریان و جامعه قرار گرفته است. اما در ادبیات مربوط به معنویت بعنوان یک پدیده ی فرهنگی که می تواند بر رفتار سازمانی تأثیر بگذارد، کمتر مورد توجه قرار گرفته است. از ادبیات مربوط به معنویت چنین بر می ­آید که افراد با معنویت بالاتر، زندگی کاری سالم­تر، شادتر و پربارتری دارند و از کارایی بالاتری برخوردارند(علی پناهی، ۱۳۸۷: ۲). علاوه بر این پژوهش ها نشان داده اند که بین معنویت و هدف زندگی، رضایت از زندگی و سلامت همبستگی وجود دارد(جورج و همکاران، ۲۰۰۰). هوشمعنوینیزکهبعدازسال۲۰۰۰بهطورجدیمطرح شدهاست،ازجنبههایکاربردیمفهوممعنویتاستومی توانآنرااستفادهازتواناییهاومنابع معنویجهتاتخاذتصمیماتمعنادار،تعمقدرموضوعاتوجودیواستفادهازایندانشبرایحل مسألهدرزندگیدانست( فرهنگی و همکاران، ۱۳۸۸: ۳۱).
از سوی دیگر با توجه به آنکه معنویت و هوش معنوی در ایجاد ارزشها و دیدگاه های افراد نقش عمده ای ایفا می کند، بررسی این مفهوم در ادبیات کسب و کار بسیار ضروری و حیاتی خواهد بود، چرا که افراد با چیزی بیش از جسم و فکر خود وارد محیط کار می شوند، آنها روح منحصر بفرد خود را هم به محیط کار می آورند و از این طریق بر اثربخشی و کارایی سازمان تاثیر عمده ای می گذارند. شاید به همین دلیل است که اخیراً در واکنش به چالش های اخلاقی و عدم وجود معنویت در دنیای کسب و کار، تئوری رهبری و تحقیقات در پی بیان ادبیات ” رهبری موثق” برآمده اند(الجرا، ۲۰۱۲: ۱۱۸).
اگر چه در گذشته بحرانهای مالی بعنوان بزرگترین بحرانها محسوب می گردید اما شرایط آشفته و پرتلاطم جوامع امروزی، شمار روز افزون رسوایی های اخلاقی با ابعاد جهانی و مشکلات اجتماعی و فرهنگی، بعنوان بحرانی مهم و جدی در سالهای اخیر، اهمیت و ضرورت رویکردهای مثبت در حوزه های دانشگاهی و کسب و کار را دو چندان کرده است. بگونه ای که با وجود پیروی از تئوری سازی های موجود اگرچه می توان در تحقق اهداف و مقاصد سازمان گام های موثری برداشت تا خلاء بین رسیدن به وضعیت مطلوب و آرمانی با وضعیت موجود همچنان باقی خواهد ماند و تنها زمانی می توان این خلاء را مرتفع ساخت که متناسب با نیاز و چالش های زمان رفتار نمود. یکی از راهکارهایی که محققان به منظور رویارویی با چنین چالشهایی ارائه داده اند بازبینی جدی و عملی حوزه های رفتاری مثبت از جمله اعتماد به نفس، امید، خودشناسی و معناداری خود می باشد. اما باید در نظر داشت بکارگیری رویکردهای مثبت در سازمان و جامعه، به رهبرانی با مهارتهای جدید نیاز دارد که بتوانند بر استرس و عدم قطعیت وضع موجود غلبه نماید و در عین حال تمرکز بر آینده ای مثبت را حفظ کنند. در حقیقت شرایط کنونی محققان حوزه رهبری را بر آن ساخته است که به تجزیه و تحلیل سطوح سازمانی، گروه و فرد بپردازند و راهکارهایی را جهت توسعه رهبران برای اتخاذ رفتارهایی فراتر از تاکیدات مرسوم و سنتی پیشنهاد دهند. در همین راستا گروهی از محققان برای رویارویی با مشکلات پیش رو و بخصوص متوقف ساختن غیراخلاقی و نا به سامان، به ارائه یک الگوی رفتاری رهبری پرداخته اند و بیان کرده اند سازمانها و جوامع نیازمند رهبرانی هستند که براساس ارزشهای راستین خود عمل نمایند و با تشویق پیروانشان برای توسعه ارتباط با یکدیگر، حس احترام را در آنها ایجاد کنند. همچنین دارای هدف، یکپارچگی و شخصیت موثق باشند. این الگوی رفتاری رهبری موثق با توجه به معیارها و جنبه های اخلاقی مثبت و تأکید بر رفتارهای اخلاقی موجب بهبود تصمیم گیری می شود. رفتارهای منحصر به فرد مثل خودآگاهی، پردازش متعادل اطلاعات، شفافیت در روابط و اخلاق درونی شده، ویژگی یک رهبر موثق است.
رهبران موثق با نشان دادن معیارهای اخلاقی، امانت داری و یکپارچگی، باعث می شوند پیروان، هویت خود را با آنها بازیابند و خود را بعنوان افرادی امین و دارای استانداردهای اخلاقی و یکپارچگی بالا بدانند. بدین ترتیب رهبران موثق هویت اجتماعی پیروانشان را با ایجاد یک حس عمیق از ارزشهای اخلاقی همراه با نمایش سطوح بالایی از صداقت و انسجام، افزایش دهند. همچنین رهبران موثق، سطح بالایی از اعتماد، امید، احساسات مثبت و خوش بینی را در بین پیروان توسعه می دهند که این امر به نوبه خود موجب بهبود عملکرد پیروان و بروز پیامدهای مثبت مرتبط با کار می گردد، این شواهد علت اصلی انتخاب رهبری موثق بعنوان یک متغیر کلیدی برای ایجاد و بهبود پیامدهای مثبتی همچون افزایش معنویت در محیط کار و هوش معنوی افراد در این مطالعه می باشد( کاهه، ۱۳۹۱؛ ۹-۱۰).
هرچند که محقیقن درباره مباحث مرتبط به رهبری مطالعاتی را انجام داده اند ولی بررسی های کمی درباره مطالعه تجربی رهبری موثق صورت گرفته است. شواهد تجربی موجود عمدتاً بر فرایند رهبری موثق تمرکز کرده اند. فرصتهای موجود برای مطالعات آتی به منظور بررسی اینکه رهبران موثق چگونه می توانند در سازمانها رشد کنند، مناسب هستند. این دیدگاه توسط ریچارد و آولیو[۱۱] در سال ۲۰۰۵ با یافته های حاصل از آنالیز فکری ۲۰۰ رهبر در طول ۱۰۰ سال گذشته تایید شد. از نتایج آنها اینگونه بر می آید که نیاز است تا محقیقن به انجام مطالعات مشترک با کیفیت عالی بپردازند. لذا در این فصل به بررسی ادبیات هوش معنوی و رهبری موثق پرداخته و به تحقیقات صورت گرفته در این زمینه اشاره می کنیم.
۲-۲ بخش اول: ادبیات تحقیق
۱-۲-۲ هوش و انواع آن
نتیجه تصویری برای موضوع هوش
هوش رفتار حل مسألۀ سازگارانه­ای است که در راستای تسهیل اهداف کاربردی و رشد سازگارانه جهت­گیری شده است. رفتار سازگارانه، شباهت اهداف متعددی را که باعث تعارض درونی می­شوند، کاهش می­دهد. این مفهوم هوش، مبتنی بر گزاره­ای است که فرایند حرکت به سوی اهداف، انجام راهبردهایی را برای غلبه بر موانع و حل مسأله ضروری می­سازد(غباری بناب و همکاران، ۱۳۸۶). آنچه از بررسی تعریف صاحب نظرانی همچون گاردنر، هیلگارد، کسلر و … از هوش بر می آید آن است که همگی ” هوش” را قابلیت بهره گیری از نرم افزارهای وجودی تعریف می کنند. هوش گاهی اوقات به عنوان توانایی اداره کردن پیچیدگی شناختی تعریف می شود، برای مثال در فرهنگ لغت وبستر، هوش شامل توانایی فهمیدن، بکار بردن دانش ماهرانه، نتیجه را مورد استفاده قرار دادن و محیط شخص را زیر نفوذ خود درآوردن تعریف می شود(عبداله زاده و همکاران، ۱۳۸۸: ۳۳).
در جدول زیر خلاصه ای از برداشت های ارائه شده از هوش مطرح گردیده است:
جدول (۱-۲) انواع برداشت های ارائه شده از هوش

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت tinoz.ir مراجعه کنید.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

رفتن به نوارابزار

بیرون رفتن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Releated

بررسی رابطه مدیریت سرمایه در گردش با ضریب واکنش سود و مدیریت سود در بین شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران- قسمت ۵

در اجراء سیاست مدیریت سرمایه در گردش، در مورد بدهى‌هاى جارى که هم‌اکنون مورد بحث است، فرض بر این گذاشته مى‌شود که نرخ بهره وام‌هاى کوتاه‌مدت از نرخ بهره وام‌هاى بلندمدت کمتر است(راهنمای رودپشتی، ۱۳۸۷).۲-۲-۹-۲-۱ استراتژى محافظه‌کارانهمدیر محافظه‌کار مى‌کوشد تا در ساختار سرمایه شرکت میزان وام‌هاى کوتاه‌مدت را به حداقل ممکن برساند. او براى تهیه […]

بررسی آگاهی، نگرش و عملکرد دانش آموزان پسر دبیرستانی شهرستان یزد نسبت به فعالیت بدنی و ورزش- قسمت ۴

معاون پژوهشیدانشگاه آزاد اسلامیواحد علوم تحقیقات هرمزگان   چکیده   هدف این پژوهش، بررسی آگاهی، نگرش و عملکرد دانش آموزان پسر دبیرستانی شهرستان یزد نسبت به فعالیت بدنی و ورزش می باشد.با توجه به جدول مورگان، تعداد ۳۷۰ نفر به روش تصادفی خوشه ای به عنوان نمونه آماری انتخاب شده است. برای سنجش عملکرد، آگاهی […]