درآمد، تولد، فقیر، روح، راولز

نهایی و اصولی آنها جه خواهد بود؟
باید دید که شخص چه نوع ایمان را اعتقاد دارد و در نتیجه تلاش وحرکت او، منبعث از نحوه‏ی ایمانش بدان سو متوجه خواهد شد. اگر به فرض، او از دیدگاه کلامی یک مسیحی پروتستانت116 خوشحال باشد، او در جریان مسیحیت به ویژه در مسیحیت پروتستانت، آن اهداف را دنبال خواهد کرد که ایمان یک پروتستان آن را تلقین می‏کند و او را بدان سو، می‏راند. این حرکت غیر قابل اجتناب است؛ زیرا ایمان است که منبع حرکت و گرایش شخصی انسان است. در همان حال، کسی که کوشش و تلاش دارد، حتماً باید دلایل عینی و ملموسی را برای تصمیم و سمت‏گیری خود ارایه دهد. کاتولیسم رومی، دقیقاً خودش را به یک سیستمی که همه عناصر گوناگون و مختلف زندگی دینی و فرهنگی انسان را متحد ساخته است، می‏نامد. منابع عمده دینی، کاتولیسم تورات و عهد قدیم است که در ذات خود مجموعه‏ای از نمود اخلاقی و مراسمی (عبادی) ادیان سرّی و مرموز یونانی، عرفان فردی، انسان گرایی کلاسیک یونانی و روش‏های علمی عصر اخیر می‏باشد. علاوه از منابع یاد شده کاتولیسم رومی بر مبنای عهد جدید (اناجیل) استوار است. تازه این منبع هم باز شامل مجموعه‏ای از نمودهای متنوع و عناصری از نمودهای اخلاقی و عرفانی می‏باشد.
یک مثال و نمونه روشن این مسئله، توضیح و تبیین پولس مقدس از روح است که در مطاوی انجیل از آن سخن می‏گوید. ایمان در عهد جدید (انجیل) عرصه یک وجودی است که به وسیله روح القدس، هدیه شده است. به عنوان روح نیروی الهی در ذهن انسان، حضور دارد و به عنوان روح القدس آن روح مظهر محبت، عدالت و حقیقت است . انتقاد عمومی نهضت پروتستان به کلیسای رومی، (کاتولیک) در انحصار فهم و خود انتقادی متون دینی و پیامبری در دست قدرت کلیسایی و رشد و سیطره عناصر مراسمی و تشریفاتی عشاء ربانی بر ابعاد اخلاقی شخصی و تهذیب نفس خلاصه می‏شود.
نکته اولی (عدم انحصار فهم متون دینی) در عنصر دومی (آداب و تشریفات کلیسایی) که در داخل کلیسا غیر ممکن به نظر می‏رسد، تغییر و تحول عمیقی ایجاد کرد. و شکست به این نکته منجر گردید که ساکرا منتالیزم رومی (تشریفات عشاء ربانی) قدرت متحد مبتنی بر آن را از بین برد. در گام‏های بعدی، نهضت پروتستانت، جایگزین نمود اخلاقی گرایش مطلق (خداوند) گردید. به این طریق پروتستانت، نه تنها بخش بزرگی از مراسم سنتی کلیسای کاتولیک را از دست داد. بلکه بالاتر از آن، حضور امر قدسی تنها در دایره آداب تشریفاتی و تجربه عرفانی را نیز از دست داد. به این ترتیب تجربه روح به عنوان وحدت همه نمودهای ایمان، چنانچه در توصیف پولس مقدس آمده است. در هر دو شاخه مسیحیت کاتولیک و پروتستانت عمدتا نابود گردید. بالأخره در عصر حاضر، آیا مسیحیت توانایی آن را دارد که پویایی تاریخ ایمان را در گذشته و حال پاسخ بگوید؟ ( خانجانی ، علی اکبر ، 1377 ، صص 54-1 ).
2-5 نظریه فقرزدایی ( (Poverty Reduction theory:
مقدمه :
اگر چه فقر زدایی همواره در جوامع گوناگون از الویت خاصی برخور دار نبوده مع هذا نگرانی راجع به مسئله فقر پیوسته مد نظر جوامع مختلف بوده است . مفاهیم و نمود های مختلفه فقر همیشه از جمله موضوعات مورد مطالعه مورخان ، فیلسوفان ، جامعه شناسان و اقتصاد دانان را تشکیل داده است . عوامل ایجاد فقر متنوع وشامل عدم کارایی در نظام اداری و اجرایی حمایت های درامدی تا بی عدالتی نظام اقتصادی ، اجتماعی می شوند . راههای فقر زدایی که تا کنون پیشنهاد شده اند شامل اصلاح نظام تأمین اجتماعی ، دخالت دولت در بازار کار و تغییرات اساسی در شکل سازمان های اقتصادی و اجتماعی است .
2-5-1 نظریه قانون طبیعی توزیع درآمد و فقر زدایی :
طرفداران قانون طبیعی توزیع درآمد معتقدند که در شرایط رقابت کامل افراد تنها مستحق بهرمندی از کوشش خود هستند و نه بیشتر و یا به عبارت دیگر “هر فرد به اندازه کوشش خود ” شعار این گروه محسوب می شود . به قول کلاسیک ها ، صاحبان عوامل تولید باید به اندازه کارایی نهایی عواملی که در اختیار دارند نصیبشان شود و نه بیشتر . پیروان نظریه قانون طبیعی توزیع درآمد به کارایی اقتصادی که در یک چنین معیار توزیع درآمدی خود به خود مستتر است استناد کرده و آن را عادلانه می دانند . اما از آنجا که شرایط رقابت کامل در عمل نمی تواند تحقق یابد لذا یک چنین قانون توزیع درآمدی نمی تواند جامعه عمل بپوشد . از این رو می باید نظریه ای مردود و غیر علمی در جهت فقر زدایی تلقی گردد. البته واضح است که با پیروی از قانون طبیعی توزیع درآمد میزان بهینه دخالت دولت در أمر فقر زدایی صفر بوده و بار تحمل فقر بر دوش خود فقر است . طبق قانون طبیعی درآمد ، فقر اساسأ علل درونزایی داشته ، لذا نقشی برای دخالت دولت تصور نمی شود و اگر انتقالی از اغنیا به فقرأ به صورت فردی یا گروهی صورت بگیرد باید به صورت داوطلبانه باشد .
2-5-2 نظریه مطلوبیت گرایی توزیع مجدد درآمد و فقر زدایی :
بیش از یک صد سال پیش در مکتب مطلوبیت گرایی که پیشگام آن جان استورات میل117 است پیشنهاد شد است که هدف هر جامعه باید بیشینه نمودن کل رفاه اجتماعی باشد . بدین معنا که اگر از نظر جبری n فرد در جامعه باشند وتابع مطلوبیت فردi ام را U i بنامیم ، آن گاه رفاه اجتماعی یعنی تابعی از مطلوبیت افراد آن جامعه و به شکل روبرو خواهد بود : W= f ( u1,u2,u3,….ui,….un )
تابع فوق به تابع ضمنی رفاه اجتماعی مطلوبیت گرایی معروف است. لازم به توضیح است که در اصل مکتب مطلوبیت گرایی فرض بر این نهاده شده بوده که تابع رفاه اجتما
عی عبارت از حاصل جمع مطلوبیت های افراد جامعه باشد . اما امروزه در اقتصاد مدرن رفاه عنوان تابع رفاه اجتماعی مطلوبیت گرایی به تابعی از نوع تابع فوق اطلاق می شود . در تابع مذکور تحت شرایط برابر افزایش مطلوبیت هر یک از افراد جامعه موجب افزایش رفاه اجتماعی می شود بدین معنا که حتی افزایش مطلوبیت تنها یک فرد در اجتماع بدون کاهش در مطلوبیت فرد دیگری منجر به افزایش رفاه اجتماعی می گردد . حال سوُال سیاستگذاری که در اینجا مطرح می شود این است که در چنین جامعه ای حدود دخالت دولت در امر فقر زدایی چکونه تعیین می گردد ؟ پاسخ به این سوُال از این طریق به دست می آید که دولت باید تا آن حد به سیاست توزیع مجدد درآمد خود ادامه دهد تا رفاه اجتماعی بیشینه شود .
مشکلات اجرایی استفاده از این مدل مکتب مطلوبیت گرایی به منظور فقر زدایی عبارتند از :
الف : در عمل تقریبأ غیر ممکن است که تمامی افراد جامعه دارای توابع مطلوبیت یکسان و در نتیجه مطلوبیت نهایی مشابه باشند .
ب : اگر چه برای بسیاری از کالا ها و خدمات ممکن است قانون بازده نزولی مطلوبیت نهایی صادق باشد اما هیچ گونه تضمینی وجود ندارد که قاعده مذکور در مورد درآمد نیز صدق کند .
2-5-3 نظریۀ بیشینه کمترین توزیع مجدد درآمد راولز و فقر زدایی :
همان گونه که مشاهده کردید نحوۀ انتخاب سیاست های توزیع مجدد درآمد به نفع فقرا بستگی به گزینش نوع تابع رفاه اجتماعی دارد. برای نمونه اگر فرض نماییم که تابع مطلوبیت گرایی رفاه اجتماعی یک تابع وزنی به شکل زیر باشد : W = k1u1+k2u2+k3u3+….kiui+….knun

آن گاه Kiوزن ( اهمیت ) اجتماعی مطلوبیت هر فرد را نشان می دهد . حال اگر فرض کنیم جامعه اهمیت خاصی برای مطلوبیت فقرای خود قابل باشد ، متعاقبأ های بالا تری برای افراد فقیر نسبت به افراد غنی در نظر خواهد گرفت . در یک حالت افراط و تفریطی اگر K برای فقرا (افراد با درآمد روی خط فقر و پایین تر از آن ) مثبت و برای اغنیا (گروه درآمد بالا تر از خط فقر ) صفر منظور گردد و هدف جامعه نیز بیشینه نمودن تابع رفاه اجتماعی باشد آن گاه مدل توزیع مجدد درآمد بیشینه کمترین یا راولز را خواهیم داشت که از دید نحو سیاستگذاری توزیع مجدد درآمد این نتیجه را دربردارد که درآمد می باید کاملاً به طور مساوی توزیع شود مگر آنکه عدم توزیع مساوی درآمد رفاه فقرا را افزایش دهد . در مدل اقتصادی دو نفره ای،اگر فرد فقیر در استخدام فرد غنی باشد و بر اساس مدل راولز دولت از طریق وضع مالیات بر فرد غنی به فرد فقیر یارانه پرداخت نماید ، فرد غنی ممکن است مجبور به کاهش یا کلا قطع تولید گشته و در نتیجه فرد فقیر شغل خود را از دست بدهد . به علاوه پرداخت انتقالی که فرد فقیر از دولت دریافت خواهد کرد کمتر از درآمد شغلی وی خواهد بود لذا مشاهده می شود که در این مدل امکان تفاوت بین درآمد افراد وجود دارد .
ایده روش بیشینه کمترین کم ترین توسط جان راولز118 استاد فلسفه دانشگاه هاروارد آمریکا در دهه 1950 ارائه گردید و بعد ها توسعه یافت از آن جهت توجه اقتصاد دانان را به خود معطوف داشته که وی مدعی است که نظریه اش از اعتبار اخلاقی برخور دار است که از دیگر نظریه ها برخور دار نیستند . راولز در واقع بحث وضعیت اولیه119 را مطرح می سازد . بدین معنا که از آنجا که افراد قبل از تولد (در وضعیت اولیه ) فاقد هر گونه اطلاعاتی در مورد موقعیت اجتماعی خود نظیر وضعیت دارایی ، توانایی یا سلامتی خویش هستند و واقعا نمی دانند که آیا پس از تولد فقیر یا غنی خواهند شد نظر آنها نسبت به نحوه توزیع عادلانه درآمد عاری از هر گونه تبعیض است. اما نظر افراد پس از تولد نسبت به نحوه توزیع درآمد جامعه تحت تأثیر موقعیت اجتماعی آنها فرم و شکل می گیرند . مثلا فردی غنی ممکن است بخواهد که موقعیت خود را همچنان حفظ نماید یا بالعکس بر این اعتقاد باشد که باید به فقرا کمک نماید . یا امکان دارد فردی فقیر طالب انتقال سهم بیشتری از ثروت جامعه به خود باشد یا بالعکس خود را مستحق وضعیت اقتصادی موجود بداند . راولز پیشنهاد نمود که به منظور پیدا نمودن عینی درجه بهینه عدم مساوات افراد جامعه باید در شرایط عاری از تأثیر منابع فردی تصمیم گیری نمایند . زیرا در واقع وضعیت ثانوی افراد120 (پس از تولد ) نسبت به وضعیت اولیه یک حالت احتمالی پیدا می کند لذا باید دید که این اشخاص منطقی هنوز تولد نیافته چه روشی را برای توزیع درآمد پیشنهاد می کنند . راولز بر این اعتقاد بود که این افراد منطقی هنوز تولد نیافته و به یک جامعه تساوی طلبانه121 رأی خواهند داد یا بهتر است گفته شود به نفع آنهاست که به چنین جامعه ای رأی بدهند . زیرا هر فرد منطقی هنوز تولد نیافته خطر گریز همواره از آن بیم خواهد داشت که مبادا پس از تولد قرعه فقر به نام وی اصابت کند و از این رو برای بیمه نمودن خود در مقابل خطر فقربعد از تولد به بیشینه نمودن رفاه فقیرترین ها رأی خواهند داد .
البته نظریه فقر زدایی “بیشینه کمترین”راولز از انتقاد مصون نمانده و سه انتقاد اساسی زیر به آن