خروس، خورشید، بانگ، خدایان، آپولون

دانسته و گوید اوست که خروس را به بانگ زدن وا می دارد ” . است و در فر گرد هیجدهم و ندیداد چنین آمده است :
” … وقتیکه سه قسمت از شب می گذرد ، آذر مقدس از بیم خاموش شدن ، سروش را به یاری خود می خواند تا انسان را بر آن دارد که بدو مدد رساند . آنگاه سروش ، خروس را بیدار نموده و به بانگ زدن وادار می کند . این مرغ در سپیده دم آواز بلند نموده و می گوید : ای انسان بر خیز ، نماز اشا به جای آر و به دیوها نفرین فرست و گرنه دیو دراز دستِ بوشاسب به شما غالب آمده ، دوباره جهان خاکی را که در سپیده دم بیدار گشته به خواب انداخته و گوید ای انسان ، خوش بخواب که هنوز وقت بر خواستن تو نرسیده . تو را با آن سه چیز بهتر از همه یعنی ، پندار نیک ، گفتار نیک و کردار نیک ، کاری نباشد . تو را جز پندار زشت و گفتار زشت و کردار زشت کاری مباد ” . ( مُکری ، 1361 ، 12 / پور داوود ، 521 ) .
بطور کلی در اوستا آواز خروس ، دشمنان ، دیوان و تاریکی را می راند و مردم را از تنبلی و کاهلی دور کرده و به کار و کوشش فرا می خواند .
بررسی درباره اساطیر میترایی ما را متوجه این نکته می کند که « کوت » همان سروش است . کشف محرابه
« سانتاپریکا » در رم شاهدی بر این مدعاست . در این محرابه دو طاق نما وجود دارد ، که در یکی از آنها « کوت » و خروسش به رنگ لیمویی مشاهده می شود و دیگری « کوتوپات » را با رنگ آبی کدر ( مرده ) که مختص اوست با حالتی حزین ، گرفته و غمزده نشان می دهد . نقش خروس که با « کوت » یکجا و به یک رنگ آمده ، هر نوع شکی را از بین می برد که ، « کوت » همان سروش است . خروس پیک سروش بوده و پرنده ای مقدس می باشد که در یونان باستان به نام « پرنده ایران » شهرت داشته ، همکار سروش و دشمن اهریمن و دیوان است . « هی پولیت » ، روایت کرده که پیروان آئین میترا به هنگام سحر ، آنگاه که خروس بانگ می زند ، غسل تعمید داده می شدند . ( رضی ، 1374 ، 280 ) .
در وندیداد ، فقره 29 در مورد گوشت مرغ چنین آمده است :
” کسیکه به اندازه تن آن مرغ « پروردش »113 یعنی خروس ، گوشت صدقه بدهد از او ، من که اهورامزدا هستم ، حرف دوم نمی پرسم و یک راست به بهشت می رود ” . ( زهری ، 1345 ، 2 – 3 ) .
– این پرنده خانگی نر ، در غرب و شرق از لحاظ نمادین وضع متغیری داشت . در هنر عیسوی خروس یکی از ابزارهای عزاداری مسیحی است و علامت پتر حواری و در نتیجه نماد توبه بود . خروس ، به خورشید طالع تهنیت می گوید و بنابراین برای مهر و آپولو و دیگر خورشید – خدایان مقدس بود . آن را با چندین خدای یونانی – رومی و به ویژه آتنه / مینروا 114 و هرمس / مرکوری115 شریک می دانستند و در نقاشیهای دوره رنسانس ، آن را طوری نشان می دادند که گردونه مرکوری را می کشد . در یونان باستان یک هدیه عاشقانه سنتی به شمار می رفت . خروس ، تجسم مراقبت و شهوت و پرخوری ( هفت گناه بزرگ ) است . خروس مبارز دلیری است و نشان کارتی کیا 116 ، خدای شش کله جنگ نزد هندوان و همچنین نشان اسکاندا 117 ، پسر شیوا است . در تقویم چینی یکی از دوازده شاخه زمینی است و عنصر مرد یا یانگ را نشان می دهد .
خروش خروس ، ارواح شب را می رماند و اگر خروس سفیدی را کنار تابوتی بگذارند ، ارواح خبیثه را دور می کند . تصویر خروس بر دیوار یک خانه چینی ، آن را از آتش سوزی حفظ می کند . شانه خروس ( به چینی کوآن 118 ) به معنای علامت رسمیت است و بدین ترتیب هدیه ای دارای یک تاج خروس بدین معناست که
( امید است به زودی به یک مقام عمومی نایل شوید ) . خروس برای آماتراسو119 ، خورشید – الهه در آیین شینتویی مقدس است و بنابراین آن را نزدیک پرستشگاه بزرگ او در ایزه120 ، قرار می دهند . تصویر خروس بر روی طبل جنگی که در نت سوکه ژاپنی موضوعی مردم پسند است ، مظهر صلح به شمار می رود و این از افسانه ای چینی گرفته شده است که مربوط به طبلی بوده که مدتها مورد استفاده قرار نمی گرفته است . برای خروس در قرص خورشید ، ( سه زانویی چرخان ) . ( هال ، 1387 ، 47 ) .
– خروس نشانه ی غرور است ، و این نشانه را در رفتار و منش این حیوان به خوبی می توان دید ، همچنین خروس علامت کشور فرانسه است ، اما لازم به تذکر است که این علامت بر کشور فرانسه متأخر بوده و هیچ گونه ارزش نمادینی ندارد ، و مبتنی بر معنای ثانوی واژه ی گالوس121 است ، این کلمه هم به معنای خروس و هم به معنای غالیایی است . خروس در کنار خدا مرکور ، روی چند تصویر غالیایی – رومی نقش شده است .
همچنین تصویر آن را روی سکه های غالیایی می توان دید . رومیان از جناس گالوس به معنی خروس و گالوس به معنی غالیایی استفاده کرده و غالیایی ها را هجو کرده اند ، لکن به هر تقدیر ارزش نمادین این مفهوم به تقریب ناچیز است ، با این وجود شخصیت خروس و فرانسویان از نظر نمادین چندان بی ارتباط نیست .
خروس در سراسر جهان نمادی خورشیدی است ، زیرا بانگ خروس طلوع خورشید را بشارت می دهد . با توجه با این مفهوم خروس در هند صفت / سکنده است ، که تجسم نیروی خورشیدی است . در ژاپن نقش خروس بسیار اهمیت دارد ، زیرا آواز خروس در ارتباط با خدایان است و باعث خروج آماتراسو از تهِ غاری می شود که در آن مخفی شده ، پس در ارتباط با طلوع خورشید و تجلی نور است . از این رو است که در صحنِ معابد بزرگ شینتویی ، خروسهای عظیمی آزادانه می چرخند ؛ و خروسهای مقدس در معبد ایسه نگاهداری می شوند . هم آوایی اثبات نشده یی باعث شده که گاه تُری معابد شینتو را همسان قفس خروسان به شمار آوردند .
صفت شهامت که ژاپنی ها به خروس نسبت می دهند ، در دیگر کشورهای خاور دور نیز مشاهده می شود ، آنها خروس را حیوانی ممتاز و سودمند به شمار می آوردند : از سویی واژه ی خروس ، کی ، هم آوا با واژه یی به معنی طالع سعد است ، و از سوی دیگر حال و هوای کلی و رفتار و منش خروس ، موجب شده است که خروس را نماد پنج فضیلت بدانند : فضیلت عرفی ، که به خاطر تاجش به او وجهه ی یک عالیجناب را می بخشد ؛ فضیلت نظامی به خاطر سیخک پایش ؛ فضیلت شهامت به خاطر رفتارش در جنگ ( به خصوص در مناطقی که جنگ خروسها از اهمیت ویژه یی بر خوردار است ) ؛ فضیلت احسان ، زیرا خروس غذای خود را با مرغان تقسیم می کند ؛ فضیلت اعتماد به نفس ، زیرا با اطمینان بر آمدنِ روز را بشارت می دهد .
از آنجا که خروس پیدایش خورشید را اعلام می کند ، پس در دفع اثرات مشئوم شب هم موثر است ، و اگر تصویر خروس بر سر در خانه یی ترسیم شود ، اثرات شوم را از آن خانه دور می راند . در ویتنام هنوز پای خروس جوشانده در آب علامت عالم صغیر است ، و در تفأل به کار می رود .
در آیین بودایی تبت ، خروس گاهی نمادی استثناً بدیُمن است : خروس در مرکز چرخه ی هستی ، در ارتباط با خوک و مار تصویر می شود و به عنوان یکی از سه سمّ ملحوظ می شود ، و مفهوم آن هوس ، بستگی ، حرص و تشنگی است . در اروپا ، خروس گاهی به عنوان نماد خشم و انفجار ناشی از میلی خارج از اندازه و خلاف عادت تفسیر می شود .
بنا بر سنت یونانی ، خدای خروس کرتی ها ، وِلخانوس ، با زئوس تخلیط می شود . لتو از زئوس حامله بود ، و هنگام زایمان آرتمیس و آپولون ، در کنار بستر زایمانش خروسی نشسته بود . همچنین خروس وقف زئوس ، لتو ، آپولون و آرتمیس است ، یعنی وقف خدایان خورشیدی و خدای بانوان قمری . در ابیات طلایی فیثاغورث بر این مبنا اندرزی به چشم می خورد : خروسان را اطعام کنید و آنان را سر مبرید ، زیرا آنان وقف خورشید و ماه هستند .
خروس هر چند نماد نور در حال تولد است ، اما در عین حال متعلق به آپولون است ، که آپولون قهرمان روز تولد یافته است .
به رغم اندرز فیثاغورث ، خروس برای آسکلپیوس ، خدای پزشکی و پسر آپولون ، طبق آیین قربانی شد . سقراط قبل از مرگ به کریتون گوشزد می کند که خروسی برای آسکلپیوس قربانی کند ، بدون شک در اینجا او نقش راهنمای ارواح را که منسوب به خروس است ، در نظر داشته است : خروس در عالم دیگر بانگ خواهد زد و روح مرده را راهنمایی خواهد کرد ؛ روح چشمان خود را به نوری جدید باز خواهد کرد ، که این عمل با تولد دوباره برابر است . بنابر این پسر آپولون ، دقیقاً همان خدایی است که از طریق طب ، زندگی دوباره را روی زمین برقرار می کند ، که پیش نشانه یی است از تولد دوباره در عالم معنا . به همین دلیل است که علامت آتیس خدای خورشید و مرگ و زندگی دوباره در میان خدایان شرقی ، خروس است . نقش راهنمای ارواح از برای خروس ، این حیوان را منسوب به هرمس نیز می کند ، که پیک خدایان است ، و از سه طبقه ی کیهان ، از طبقات دوزخ به آسمان گذر می کند . آسکلپیوس خدای شفابخش است ، اما قبل از اینکه به مقام خدای پزشکی برسد ، خروسها بودند که بیماران را شفا می دادند .
در آیینهای خاکسپاری ژرمنهای باستان ، خروس ، سگ و اسب ، از زمره ی حیوانات راهنمای ارواح بودند ، و برای اموات ، نذر و قربانی می شدند .
در میان برخی اقوام آلتایی ، در مراسم تزکیه و خروج ارواح پس از وفات ، مرگ به صورت خروسی مجسم می شود که به پایه ی تخت متوفا بسته شده است ، وشمن روح او را خارج می کند .
در سنت اروپای شمالی ، هنوز هم خروس را نماد مراقبت و بیدار باشی رزم آورانه می دانند . خروس ، بر بلندترین شاخه ی زبان گنجشک ایگدراسیل افق را پاس می دهد ، تا وقتی دیوها ، دشمن همیشگی خدایان سر رسیدند ، خدایان را خبر کند تا آماده ی حمله به آنها شوند . و می دانیم که زبان گنجشک ، درخت کیهانی ، اصل زندگی است . خروس همانگونه که بر ناوک کلیسا ها می نشیند ، بر نوک این درخت نشسته و پاس می دهد ، و بدین ترتیب خروس را می توان حامی و نگهدارنده ی زندگی دانست .
با همین نگرش است که سرخپوستان پوئبلو ترکیب خروس – خورشید را بر ساخته اند : پدر بزرگ می گفت که مرغان آفریدگان خدای خورشید هستند ، و می گفت بانگ خروس در سحرگاهان قدر بسیار دارد ، خورشید خروسها را به خاطر ما آفریده است ، تا بیدارمان کند ، خورشید خروسها را با زنگوله یی خبر می کند تا چهار بار قبل از بر آمدن روز بخوانند ( زندگینامه ی رییس هوپی دُن سی تلایوا ) . نمونه یی که ذکر شد ، از سوی دیگر بر کاربرد نماد پنج تأکید می کند : خروس چهار بار بانگ می زند ، سپس روز بر می آید ، یعنی در دفعه ی پنجم که نماد مرکزیت و ظهور است .
در آفریقا بنا بر افسانه یی فوبله یی ، خروس با رازها مرتبط است ؛ طرز رفتار ، اعمال و مسخ خروس بستگی به مقدرات گوناگونی دارد که در ارتباط با این رازها قرار گرفته اند : خروسی در قفس به معنی رازی است که در خفا نگهداری شده ؛ خروسی در حیاط ( مسخ شده به شکل قوچ ) به معنی رازی است که بر

برچسب‌ها: