تحقیق درباره زنجیره تامین، زنجیره ارزش، محصولات کشاورزی

متخصصان لجستیک و حمل و نقل نیز، مفهوم مدیریت مواد را یک گام به جلو بردند و عملیات توزیع و حمل و نقل را نیز در آن جای داده و نهایتاً منجر به ایجاد مفهوم لجستیک یکپارچه شدند که به عنوان مدیریت زنجیره تأمین نیز شناخته می‌‌‌شد.
تکامل مدیریت زنجیره ارزش در دهه 1990 نیز ادامه یافت و سازمانها روشهای مدیریت منابع انسانی را با در نظر گرفتن تأمین کنندگان راهبردی و عملیات لجستیک در زنجیره تأمین، بسط دادند. شکل 1-2 مراحل تکامل مدیریت زنجیره ارزش را نشان می‌‌‌دهد. در سال‌‌های اخیر نیز با گسترش فن آوری اطلاعات و توسعه تجارت الکترونیک اجزای مختلف زنجیره تأمین دستخوش تحولات زیادی شده‌اند. بسیاری از مباحث زنجیره تأمین از قبیل هماهنگی و انسجام زنجیره تأمین در طی سالهای اخیر با گسترش فناوری اطلاعات در سطوح مختلف شرکتها معنای جدیدی یافته است.

شکل 1-2: مراحل تکامل مدیریت زنجیره تأمین . منبع:[5]
2-4-2- زنجیره تأمین به عنوان مزیت رقابتی
همان طور که شرکت هایی همچون وال مارت و شرکت کامپیوتری دل به وضوح نشان داده اند؛ اگر شرکتی بتواند زنجیره تأمینی را طراحی و ایجاد کند که پاسخگوی تقاضای بازار باشد، می تواند از یک شرکت کوچک به بازیگری بزرگتر تبدیل شود. برای این منظور و در راستای برآورده کردن تقاضای بازار به شکلی سودآور، عملیات های کارآمد زنجیره تأمین نقش محوری را ایفا می کنند. در حالی که روزگاری بازارها براساس قابلیت دسترسی به محصول شکل می گرفت، اما امروزه این تقاضای متغیر مصرف کنندگان نهایی است که سبب به وجود آمدن بازارها می شود. قابلیت دسترسی برای عمده محصولات امروزه به امری مسلم و قطعی تبدیل شده است.
بنابراین بازارها علاوه برخود محصول، به سایر موارد در حوزه های خدمت دهی به مشتری، انعطاف پذیری تقاضا و توسعه محصول نیز نیاز دارند. یک شرکت باید بداند که در چه مواردی و در کجاهای زنجیره های تأمین عملکرد مطلوبی دارد. سپس باید تصمیم بگیرد برروی چه فعالیت هایی متمرکز شود تا ارزش افزوده بیشتری داشته باشد.
زنجیره های تأمینی که بیشترین ارزش را به مشتریان نهایی خود می دهند، برای محصولات و خدمتشان تقاضا وجود خواهد داشت. این زنجیره ها محلی مناسب برای کسب و کار تولیدکنندگان، شرکت های خدمات لجستیک، توزیع کنندگان و خرده فروشان است در این زنجیره ها، کارایی کل زنجیره تأمین به شدت برتوانایی رشد یک شرکت اثر می گذارد. لذا استانداردهای عملکردی در این زنجیره های تأمین در طی زمان ارتقاء می یابند. در حال حاضر، شرکت ها نمی توانند وارد زنجیره ها شوند، مگر اینکه بتوانند خود را به سطح این استاندارد برسانند. این بدان معناست که شرکت هایی که عملکرد خوبی در عملیات کلیدی خود دارند، به منظور ارائه بیشترین ارزش به مشتری نهایی، تنها به همکاری در زنجیره های تأمین منتخب خود می پردازند.
این امر همچنین بدان معناست که برای تمامی شرکت های درون یک زنجیره تأمین که یاد گرفته اند برای افزایش کارایی و کاهش هزینه ها با یکدیگر همکاری کنند، به صورت بالقوه سود بسیاری وجود دارد. شرکت هایی که یاد بگیرند در جهت رسیدن به سطوح جدیدی از کارایی و صرفه جویی در هزینه ها با یکدیگر همکاری کنند، زنجیره تأمینی خواهند داشت که از سایر زنجیره های موجود در بازار سریع تر رشد می کند. شاید به زودی به جای بررسی شرکت های رقیب در یک بازار، بتوان شاهد تحلیل بازارها از منظر زنجیره های تأمین رقیب بود. بنابراین، چنان که هم اکنون شرکت ها بر اساس سودآوری و سطح خدمت دهی به مشتری رتبه بندی می شوند، شاید بتوان کل زنجیره های تأمین را براساس عملکرد یکپارچه آنها اندازه گیری کرد [5].
4-4-2- تعریف زنجیره تامین کشاورزی و اقسام آن:
تمام فعالیتهایی که محصول را از مزرعه به سبد خرید خانوار می آورد اجزای زنجیره تامین کشاورزی را تشکیل می دهند “ از مزرعه به چنگال “این فعایتها مشتمل هستند بر:
• تولید (اختصاص زمین، زمانبندی آبیاری، تعیین منابع، انتخاب بذر….)
• برداشت (زمان بندی ومسیربرداشت، منابع، تجهیزات حمل و نقل )
• انبارش (محل وظرفیت انبار، میزان انبارش در هر دوره و …)
• توزیع (انتخاب مد حمل و نقل، مسیر و زمان بندی ارسال و…)
اصول مربوط به سلامت و کیفیت مواد غذایی حساسیت مردم و استانداردها را درنظارت بر کل زنجیره افزایش می دهد. گرایش مردم کشورهای توسعه یافته به استفاده از مواد غذایی طبیعی و تازه هم مزید بر علت حساسیت مردم به کل زنجیره تامین مواد غذایی را افزایش می دهد این موارد از یک طرف وایجاد برخی سیستمهای نیمه مکانیزه برای بخشی از زنجیره تامین کشاورزی هم از طرف دیگر بر اهمیت زنجیره تامین کشاورزی می افزاید.چرا که تنها در صورتی استفاده از تجهیزات کشاورزی سود آور است که به طور هماهنگ کل زنجیره تامین سرعت و کارایی هماهنگ و هم اندازه ای پیدا کنند در غیر این صورت کارایی و سرعت و انعطاف پذیری کل زنجیره حداکثر مساوی است با کارایی بدترین واحد آن. هم افزایی حاصل از ترکیب فعالیتهای زنجیره تامین کشاورزی و مدلسازی جامع به لزوم تقویت زنجیره ها در مقیاسی بین المللی می افزاید.
غیر از اهمیت زنجیره تامین محصولات کشاورزی ،کوتاهی عمر41 محصولات کشاورزی، نسبت به تولیدات کارخانه ای ومحدودیت زمان تدارک این محصولات از طرفی و عدم قطعیت عرضه و تقاضاوقیمت وبازار(آب و هوا ، واردات و صادرات و …. (همچنین محدودیت در استفاده از انبارهای موقت جهت تسطیح عدم قطعیت های عرضه و تقاضا از طرف دیگر بر پیچیدگی های زنجیره عرضه محصولات کشاورزی می افزاید. درگیری چندین ذی نفع در یک زنجیره بین المللی، اهمیت کیفیت و سلامت محصول، واقعیت های کنونی صنعت کشاورزی همه و همه زنجیره عرضه محصولات کشاورزی را پیچیده تر می سازد.
ازدیدگاه کشاورزی و فنی دو نوع زنجیره عرضه برای محصولات کشاورزی می توان تعریف کرد:
• زنجیره تامین محصولات تازه
• زنجیره تامین محصولات ماندگار
طراحی زنجیره تامین فعالیتی است که تصمیم سازی را با مشخص کردن جایگزین های بالقوه یاری می کندو به سمت اتخاذ بهترین تصمیم بر اساس معیارها و اهداف طراح راهنما می شود. سه مرحله عملیاتی در این جا متصور است:
طراحی تولید
کنترل موجودی
توزیع فیزیکی
فلیشمن این حوزه را به 4 قسمت تقسیم می کند.
تدارکات، تولید، توزیع، فروش]22[
این حوزه ها نقش مهمی در معماری سیستم های طراحی پیشرفته برای بسته های تجاری بازی می کنند.گرچه این وظایف به طور مستقل در نظام سنتی مدل می شده است ولی امروزه می گویند با مدل سازی هماهنگ این وظایف کارایی زنجیره تامین محصولات کشاورزی را می توان ارتقا داد.
5-2رویکرد مدیریت زنجیره ارزش
مودی میق،بحث می کند که رویکرد مدیریت زنجیره تامین به اندازه کافی گسترش و دوربینی ندارد تا نیازهای آینده مصرف کنندگان را دریابد و چگونگی پوشش دادن این نیازها را لحاظ کند به علاوه در برگیرنده مراحل پس از ارائه، پس از ارزیابی و جنبه های ایجاد ارتباط نیست. وی سه قالب را که به سمت تعریف ارزش می روند معرفی می کند. ]22[
1-ارزش مصرف کننده با کاربرد کالا یا خدمت پیوند دارد.
2-ارزش را مشتری ادراک می کند. فروشنده آن را تعیین نمی کند.و
3-ارزش مصرف کننده نوعا درگیر توازن بین آنچه مصرف کننده می خواهد و آنچه باید به او داده شود تا از کالا یا خدمت استفاده ببرد، می شود.
شرکتها برای تشکیل زنجیره ارزش مشارکت می کنند به سه علت:
1-قادر به پاسخگویی بهتر به تقاضای مصرف کننده باشند: ارزش ایجاد شده از طریق فعالیت های پس از برداشت چون درجه بندی، فرآوری، بسته بندی، انبارش و حمل به سمت نیاز مشتری سوق داده می شود. هرگاه زنجیره چنین قابلیتی بیاید ارتباطش با مصرف کنندگانش بهبود پیدا می کند.
2-ارتقای کارایی در هزینه ها و عملکرد : بر اساس نیازهایی چون رعایت استانداردهای سلامت غذا، کاهش هزینه و…تضمین می کند که در هر نقطه از زنجیره استانداردها بین شرکتها هم اجابت می شود. علاوه بر اینکه حین شرکت این استانداردها رعایت می شود.
3-کاهش مخاطرات : تجمیع مخاطراتی چون کمبود یا گران شدن مواد اولیه با عث کاهش اثر آنها می شود. نظارت و پاسخ و تاثیر بر نیازهای مشتری تسهیل می شود و محصول به خرده فروشان تاجایی که ممکن باشد، با کارایی هزینه می رسد. سلامت محصولی که به مصرف کننده رسیده است هم تضمین می شود. یک زنجیره ارزش در صنایع کشاورزی وقتی شکل می گیرد که شرکت ها با هم متحد می شوند تا برای جذب سهمی از بازار مشارکت کنندو هر چه در این اتحاد موفق تر باشند رقبا کمتر قادر خواهند بود زنجیره ارزششان را کپی کنند.
در صنایع غذایی فرصتهای ایجاد زنجیره ارزش را می توان به دو قسمت فرصتهای ترابری و فرصتهای غیر ترابری تقسیم بندی کرد. فرصتهای ترابری از قبیل زنجیره ارزش در حمل و انبارش و انتقال در این فصل به دفعات مورد اشاره قرار گرفته است. اما در مورد فرصت های غیر ترابری کمتر مقالاتی منتشر شده است. فرصتهای غیر ترابری مثل شفافیت اطلاعاتی، ایجاد بازارهای جدید، تجمیع فرایندهای بنگاه. در حالیکه شفافیت اطلاعاتی به طور مداوم افزایش می یابد و بازارهای جدید ایجاد می شوند. نمونه عالی از استفاده از این نوع فرصتها پروژه سیستم مشارکتی در منطقه مکی استرالیا است فلمینگ و همکاران (2006). این پروژه منجر به بهبود رشد در کل ناحیه و تقسیم درآمد به طور مساوی تر بین بخشهای زنجیره ارزش شد. این پروژه همچنین به سرمایه گذاری سنگینی روی فن آوری های اطلاعاتی منجر شد. (کرن و فلمینگ 2003) تا به طرز موثرتری اطلاعات را جمع آوری کرده ذخیره نموده و با کشاورزان و درو کنندگان مرتبط کند و وسیله ای برای تصمیم گیری بهتر به کمک یک زنجیره مجتمع تر باشد. سرمایه گذاری روی فن آوری اطلاعات برای تصمیم گیری جامع حین زنجیره ارزش داستان موفقیت بسیاری از صنایع است. (میلفورد،2002) ویژگی های کلیدی یک زنجیره خوش عملکرد و جامع را چنین بر می شمرد: آگاهی از نیازهای مصرف کننده،کارایی بین بخش های زنجیره، رهبری صنعت، انتخاب شرکای مناسب، طراحی اثر بخش، بهینه سازی ترابری و فرآیندها، پاداش ها، تجمیع بنگاه و شفافیت آن برای اعضای زنجیره.[22]
بوهلج 1999، انواع کنترل فرایند را برجسته می کند: فن آوری هایی که معمولا در کارخانه به کار می روند و در کشاورزی هم قابل کاربردند:
1) نظارت و سنجش و فن آوری اطلاعات برای نظارت و پی گیری توسعه محصول حین زنجیره ارزش
2) فن آوری واسط برای واسطه گری بین تنظیمات و پل زدن روی شکافهای بین کارایی واقعی در یک فرآیند و کارایی بالقوه آن.
مزایای این فن آوری این است که بازار را با فعالیتهای بالادستی زنجیره هماهنگ می کند و پاسخ بهتری به علائم قیمت خصوصا وقتی که تفاوت و تنوع قابل ملاحظه ای در محصول هست ایجاد می کند.]23[
1-5-2جهت گیری ارزش در زنجیره تامین محصولات تازه

محیط مدیریت زنجیره ارزش بسیار متغیر است خصوصا در صنایع غذایی.ضروری است فاکتورهای موثر بر تطبیق با مدلهای مشارکتی کل زنجیره را بشناسیم.سه نیرو را باید لحاظ کرد،جهانی سازی ، فناوری و مشتری محوری. در هر شرکت مرتبط با این حوزه هم محیط کلان و هم محیط رقابت و هم محیط درون بنگاه تحت تاثیر سه نیرو شکل می گیرد.
جهانی سازی:
در دهه های اخیر موانع تجارت بین مرزی در صنایع غذایی توسط WTO حذف شده است.فناوری های حمل و انبارش هم دسترسی به بازارهای مختلف را برای تولید کننده فراهم کرده و دیگر نزدیکی فیزیکی به بازار ، تضمین برای تصاحب آن نیست.گرچه رقابت در یک بازار جهانی شرکت های بزرگ فرآوری محصولات و خرده فروشان بزرگ را جذب کرده اما شرکت های کوچک هم توانسته اند برای خود فرصت های مزیت آفرین در بازارهای دور و غیر محلی بیابند.در واقع توان شرکت در به دست آوردن فرصت در بازار جهانی تابعی از اندازه آن نیست.
فناوری
فناوری های ژنتیک ، نانو،فن آوری اطلاعات در تولید و فرآوری و تجارت و حمل و انبارش و خرده فروشی ، کارایی رساندن کالا از راه دور به دست مصرف کننده را بالا برده اند و رقابت پذیری شرکت ها بع این فن

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *