بریث، شرمساری، (بریث، ویت، بازپذیری

کالن،258:2011). در حقیقت شاخصه اصلی شرمساری همسو با مباحث بریث ویت (100:1989)، تشخیص و شناسایی آن دسته از مجازاتهایی است که متضمن «اخلاقی کردن445» میباشند. مسلم است که شرمساری حاجت به رفتار کلامی، عمومی، تحقیرکننده، عامدانه و حتی امور خارقالعاده ندارد. شرمساری در بستر خانواده میتواند بخشی ظریف و جزئی از تربیت فرزند مانند گفتگوی کودک و والد در باب نحوه تأثیر ات احتمالی خبط و خطای آنها بر حیات و زندگی دیگران باشد. برای سنجش شرمساری با توجه به تعریف بریث ویت (1989) و با اقتباس از تحقیقات بنت (1996)، های (2001) و لوسونز (2007) از گویه های زیر استفاده شده است.

جدول‏43: گویه های متغیر شرمساری
متغیر
گویه ها
شرمساری
بیتفاوت بوده و هیچ واکنشی در برابر آن انجام نمیدهند. (لوسونز،2007؛بنت،1996)

تذکر داده و ناراحتی خود را از آنچه انجام دادهام نشان میدهند. (لوسونز،2007)

به شیوههای مختلف با من برخورد کرده و مجازاتم میکنند. (لوسونز،2007؛ بنت،1996)

من را توجیه میکنند و توضیح میدهند که رفتارم درست نیست. (های،2001)

مرا به خاطر خلافی که انجام دادهام، مورد حمایت و تشویق قرار میدهند. (لوسونز،2007؛ بنت،1996)

طوری رفتار میکنند که من از انجام خلاف خود احساس شرمندگی و پشیمانی کنم. (های،2001)
بازپذیری:
از نظر بریث ویت، بازپذیری عبارت است از عدم تأیید رفتار نادرستی که با گذشت و بخشش پایان مییابد و عضویت شخص در اجتماع دوستانه به رسمیت شناخته میشود (بریث ویت،1989). به عبارتی، بازپذیری آنگاه رخ میدهد که اعضای اجتماع با ابراز عدم تأیید برابر انحراف واکنش نشان دهند و بعدتر برگشت خلافکار را به جمع جامعه و اجتماع بپذیرند (میته،2000). بازپذیری به عنوان مفهوم محوری نظریه شرمساری بازپذیرکننده، به روشی اطلاق میشود که شرمآور بودن جرم را بدون طرد عامل رفتار تفهیم میکند (توفی،352:2008). بازپذیری بر بازگشت خلافکار به اجتماع تاکید گذاشته و پایگاه بزهکاری او را پاک کرده و میزداید. (میلر،5:2009). برای عملیاتی سازی متغیر بازپذیری از چهار معرف (بریث ویت،2001) برخورد محترمانه، گفتگو در فضای تأییدآمیز، واکنش به رفتار و نه شخصیت و بخشش و گذشت استفاده شده است. انتخاب گویهها نیز برای اندازهگیری بازپذیری، با اقتباس از تحقیقات بریث ویت (2001)، مککای و بریث ویت (1994)، های (2001) و لوسونز (2007) صورت گرفته است.

جدول‏44: معرف ها و گویه های متغیر بازپذیری
متغیر
معرف
گویه ها
بازپذیری
برخورد محترمانه
با احترام با من برخورد میکنند به گونهای که احساس میکنم هنوز هم به من اعتماد دارند. (لوسونز،2007؛ های،2001)

به گونهای رفتار میکنند که احساس میکنم هنوز مراقب و مواظب من هستند.. ( بریث ویت،2001)

صحبت و گفتگو در فضای تأییدآمیز

در مورد خلافی که انجام دادهام، صمیمانه با من صحبت میکنند. (لوسونز،2007؛)

اگر رفتار شایستهای انجام دهم، در حضور دیگران تعریف میکنند. (بریث ویت،2001؛ لوسونز،2007؛ بنت،1996)

واکنش به رفتار و نه شخصیت
حتی از دست من عصبانی هم باشند، باز به چشم یک انسان خوب به من نگاه میکنند. (لوسونز،2007؛های،2001)

وقتی هم که مرا را تنبیه میکنند، باز به چشم یک انسان خوب به من نگاه میکنند. (بریث ویت،2001).

بخشش و گذشت
اگر کار خلافی از من سر بزند، بعد از مدتی مرا میبخشند. (بریث ویت،2001).
انگزنی:
انگزنی یا داغننگ، شرمساری جداکنندهای است که در خلال آن هیچ گونه تلاش و هیچ نوع اقدامی برای بخشودگی خلافکار یا تأیید شخصیت او و در نتیجه تقویت عضویت وی در جمع شهروندان قانونپذیر صورت نمیگیرد. انگزنی میتواند اساساً نوعی شرمساری در غیاب ادغام تلقی شود. انگزنی ابتدائاً از این جهت مهم است که این نوع واکنش با خلافکاران به مثابه افراد مطرود برخورد میکند و واکنش عصیانگر و مجرمانه آنها را برمیانگیزد. شرمساری انگزننده … باعث میشود خردهفرهنگهای مجرمانه جذاب جلوه کنند؛ زیرا به یک معنا، خردهفرهنگهایی به شمار میروند که ردکنندگان را رد میکنند (بریث ویت،102:1989؛ونتارا،18:2006). در اینجا شخص خلافکار مطرود میشود و انحراف او فرصت و امکان تبدیل شدن به منزلت اصلی446 را مییابد. منزلت اصلی فرد را تشویق کرده و او را وادار میکند تا خود را با رفتارهای مجرمانه قبلی تعریف نماید (لیگر447،72:2009). انگزنی از نظر بریث ویت، به معنای القای توبیخ و عدم تأیید یک شخص توام با بیاحترامی است؛ جایی که خلافکار برچسب هویتهای مطرود را دریافت کرده (مانند «مجرم»، یا «شیرهای») و هیچ رسمی برای خاتمه دادن به توبیخ و عدم تأیید وجود ندارد (بریث ویت،39:2001). برای سنجش متغیر انگزنی در تحقیق حاضر با اقتباس از مطالعات پیشین (مککای و بریث ویت،1994؛بریث ویت،1989؛ لوسونز،2007) و طبق پیشنهاد مککای و بریث ویت (1994) و بر طبق مشخصات انگزنی پیشنهادی توسط بریث ویت (1989؛2001) از قبیل شرمساری و برچسب زنی به شخص و نه رفتار، تحقیر شخص، بی احترامی و برچسبزنی با یک هویت مطرود، شش گویه زیر انتخاب شده است:

.