متن کامل – بررسی مفهوم رنج از دیدگاه بودا- قسمت ۴

پادشاه که غیبت او را مشاهده کرد، پرسید:
مادرم کجاست؟
وقتی که فهمید مادرش رنجور است به بالین او شتافت و پس از ادای احترام از وی پرسید:
مادرم از چه رنجوری؟
مادر از روی شرم هیچ نگفت. شاه به قرارگاه خود باز آمد و همسرش را طلب کرد. او را نزد مادر فرستاد و به او گفت:
تلاش کن تا بدانی رنجوری مادرم از چیست!
همسر شاه به نزد مادر او رفت و به مالش پشت او پرداخت و علت ناخوشی را پرسید. پیداست که زنان اسرار خود را از یکدیگر پنهان نمیدارند و مادر شاه هر آنچه در دل وی گذشته بود را بیان کرد. بانوی شاه برگشت و واقعه را به شاه گزارش نمود. شاه گفت:
بسیار خوب برو و او را امیدواری بده من راهب را به پادشاهی مینشانم و مادرم نخستین همسر او خواهد شد و من نیز نائب شاه خواهم شد.
بودیستوه ابتدا پیشنهاد شاه را نپذیرفت و گفت:
چنین چیزی ممکن نیست.
اما سرانجام پس از پافشاری و خواهشهای بسیار موافقت کرد. شاه فرمانروایی را به بودیستوه واگذار نمود مادرش به مقام شهبانویی رسید و خود او نیز نایب بودیستوه شد.
بدین ترتیب آنها در هماهنگی تمام روزگار میگذرانیدند. اما چندی بعد بودیستوه که در مقام خانه سالاری از زندگی احساس نارضایتی میکرد در خود شوقی به زندگی زاهدانه یافت. پس با پشت کردن به عشق و ترک کردن لذّات و کامجویی به انزوا پناه برد. دیگر تنها مینشست و تنها میخوابید، گویی اسیری بود در زندان نفس خویش یا خروس محبوسی در قفس خویش.
پس ملکه با خود اندیشید: «شاه دیگر از من کام بر نمیگیرد. ایستاده باشد یا نشسته یا خوابیده همیشه تنهاست. البته او جوان است و نورس و من زن سالخوردهای بیش نیستم و بر سرم موهای خاکستری نشسته است. اگر به هر طریقی بتوانم چنین دروغی بگویم که سرورم یک تار موی خاکستری در سرت پیدا شده شاید به فکر کامجویی با من بیفتد.»
روزی به بهانه جست و جوی شپش در سر شاه ناگهان به او گفت:
سرور من، تو دیگر پیر شدهای بر سرت یک موی خاکستری رسته است.
آه عزیز من آن را بر کن و بر دست من نه.
ملکه تار مویی از سر بودیستوه کند و بیفکند، مویی از سر خویش بکند و به دست شاه گذاشت و گفت:
سرور من این موی خاکستری از آن توست.
با دیدن موی سپید، بودیستوه از ترس به لرزه درآمد و دانههای عرق بر پیشانی چون لوح زرّین او نشست. پس با خود به اندرزگویی پرداخت: «سوسیمه تو که جوانی بودی به پیری رسیدی، زمانی دراز همچون خوکی که در زبالهها و پلیدیها میغلتد در لجنزار لذّت جویی خود خواسته غوطهور شدی اکنون نیز توانایی ترک این لجنزار در تو نیست؟ آیا هنوز وقت آن نرسیده است که پا بر سر هوس گذاری به هیمهونت[۱۲۳] بروی و به دور از همه چیز راه و رسم تقوا پیش گیری؟»
و این بند نخست را زمزمه کرد:
زین پیش ترم سیاه و پرتوش
بد موی ز فرق تا بناگوش
زین گونه که دیده تو دیده است
امروز همه سرم سپید است
ای سوسیمه به وقت پیری
آن به که دمّه پیش گیری
تقوی طلبی و زهد جویی
جز دین ره دیگری نپویی
در همان هنگام بود که بودیستوه فضایل زندگی زاهدانه را در خاطر میگذرانید، ملکه نیز با خود میاندیشید که: «به امید بیدار کردن هوس انزواجویی را در وی بیدار کردم» و باز ترسان و اندیشناک فکر کرد: «برای انصراف او از ترک دنیا اکنون از زیبایی اندام او سخن خواهم گفت» و سپس این سروده را بر زبان راند:
ای شاه بزرگوارم، ای شوی
نی از تو که از من است آن موی
آن تار سپید را دمی پیش
از بهر تو کندم از سر خویش
پنداشتم این دروغ شاید
گیر و گره تو را گشاید
بخشنده شها بزرگوارا
بخشندگی آور این خطا را
چون غنچه نوشکفته باری
زیبا و جوان و شهریاری

این مطلب را هم بخوانید :
متن کامل - مقایسه اثرات سطوح مختلف نانو‌زئولیت و زئولیت طبیعی جیره‌ای بر خصوصیات استخوان درشت نی، ...

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  fotka.ir  مراجعه نمایید.

Releated

بررسی میزان تاثیر هوش سازمانی بر عملکرد سازمان با توجه به قابلیت …

جاهاری و استفانز[۷۰](۲۰۰۶) معتقدند که مفهوم هوش رقابتی دارای تاریخچه غنی ۲۰۰۰ساله است. مفهوم هوش رقابتی به عنوان بخشی از استراتژی بازاریابی که به عنوان یک فعالیت منجر به افزایش رقابت پذیری شرکت و فرایند برنامه ریزی استراتژیک میشود، میباشد(گایتون[۷۱]،۱۹۶۲؛ مونتگومری و ویدبرگ[۷۲]، ۱۹۷۹؛پیرس[۷۳]،۱۹۷۶؛ مونتگومری و اوربان[۷۴]،۱۹۷۰).بررسی های به عمل آمده نشان میدهد که با […]

مقاله – بررسی مفهوم رنج از دیدگاه بودا- قسمت ۱۱

قهر او را ضد لطفش کم شمر اتحاد هر دو بین اندر اثر ۵۴۶/۴در دیدگاه مولانا درد، رنج و عذاب، اصلی اساسی و مهم در نیل انسان به کمال و لقای الهی است. رنج به عنوان همزاد و یار دیرین آدمی‌ در طول تاریخ بشریّت همواره با او بوده است ‌. بنابراین کمتر کسی را […]