بررسی مفهوم رنج از دیدگاه بودا- قسمت ۱۴

گر نباشد جوع صد رنج دگر از پی هَیضه بر آرد از تو سر
رنجِ جوع اولی بود خود زان علل هم به لطف و هم بخفّت هم عمل
رنجِ جوع از رنج ها پاکیزه تر خاصه در جوعست صد نفع و هنر ۳۱ـ ۲۸۲۹/۵
۲-۵٫ بیماری
بیماری هم از دیگر مصادیق رنج بشمار می‌رود‌:
رنج یک جزوی ز تن رنج همه‌ست گر دم صلحست یا خود ملحمه‌ست ۳۲۴۸/۴
چون شود از رنج و علت دل سلیم طعم کذب و راست را باشد علیم ۲۷۳۸/۲
در اینجا که بیماری از دیگر معانی رنج تلّقی میگردد، انواعی دارد. برخی از آنان بیماریهایی هستند که جسمی و زود گذرند و قابل علاج؛ اما برخی از بیماریها نیز غیرقابل علاج هستند و باید تنها به آنها تن داد. این موضوع در صحبتهای شمس تبریزی نیز مورد اشاره قرار گرفته است: «اگر طبیبی را گویند که علاج این رنجور میکنی، چرا علاج پدرت نکردی که بمُرد؟ و مصطفی را بگویند چرا عمّت را که ابولهب است، از تاریکی برون نیاوردی؟ (حتماً هر دو) جواب گویند: اینها رنجهایی است که قابل علاج نیستند و مشغول شدن طبیب بدان جهل است. (اما تنها) رنجهایی که قابل علاج است ضایع گشتن آن بی رحمی است.»[۱۹۲]
البته پیرامون این موضوع در احادیثمان نیز موارد بسیاری بیان شده است. به طور مثال امام صادق (علیه السلام) میفرمایند: «در بهشت مقامی است که هیچ بندهای به آن نرسد مگر به واسطهی درد و بیماریای که در بدنش حادث شده باشد.»[۱۹۳] این حدیث به طور مستقیم بیان میدارد که بیماری و آثار آن در زندگی پس از مرگ شخص تأثیر مثبتی خواهد گذارد و اساساً بیماری را موهبت خداوند باری تعالی بیان میدارد.
۳-۵٫ ترس
دیگر مصداق رنج، ترس است. مولوی ترس را صدای غول می‌داند که ‌انسان را به حضیض ذلّت می‌کشاند‌:
ترس و نومیدیت دان آواز غول می‌کشد گوش تو تا قعر سُفول ۱۹۵۷/۲
وی معتقد است ترس از چیزی بوجود میآید که آن باعث پدید آمدن و نزدیکتر شدن ترس می‌شود‌:
جمله‌شان از خوف غم در عین غم در پی هستی فتاده در عدم ۲۲۰۷/۳
به عقیده‌ی مولوی وجود بیماری‌ها، ترس، اندوه و ناامیدی، ناشی از فقدان ایمان به خدا و عدم شور عشق است. البته این بیماری‌ها با ایمانی استوار به خداوند و یا افروختن آتش عشق در قلب، قابل درمانند‌:
هر که از خورشید باشد پشت گرم سخت رو باشد نه بیم او را نه شرم
همچو روی آفتاب بی حذر گشت رویش خصم سوز و پرده در
هر پیمبر سخت رو بد در جهان یک سواره کوفت بر جیش شهان
رو نگردانید از ترس و غمی‌ یک تنه تنها بزد بر عالمی ‌ ۴۲ ـ۴۱۳۹/۳
از نگاه مولوی عشق نیز عامل دیگری است برای از میان بردن مصائب ترس، اندوه و ناامیدی‌:
ترس مویی نیست اندر پیش عشق جمله قربانند اندر کیش عشق
عشق وصف ایزدست اما که خوف وصف بنده مبتلای فرج و جوف ۸۵ ـ۲۱۸۴/۵
۴-۵٫ فقر
فقر چهارمین مصداق از مصادیق رنج و درد در مثنوی معنوی مولانا است‌. وی در این بیت عوام را از فخر فروشی و تمسخر دیگران بالأخص نیازمندان برحذر می دارد:
ای توانگر که تو سیری هین مخند بر کژی آن فقیر دردمند ۵۱۸/۲
فقر از دیدگاه مردمان چنان رنج بزرگی است که شیطان لعین و رانده شده، آدمی ‌‌را از آن می‌ترساند تا از ترس آن به ندای او که آدمی ‌‌را به گمراهی رهنمون می‌کند، گوش بسپارند‌:
تو چو عزم دین کنی با اجتهاد دیو بانگت بر زند اندر نهاد
که مرو زان سو بیندیش ای غوی که اسیر رنج و درویشی شوی
بی نوا گردی ز یاران وا بُری خوار گردی و پشیمانی خوری
تو ز بیم بانگ آن دیو لعین وا گریزی در ضلالت از یقین ۲۹ـ۴۳۲۶/۳
انسان‌ها آنقدر که از ترس فقر رنج می‌برند از بوجود آورنده‌ی آن نمی‌ترسند و از او غافلند‌:
آنچنان کز فقر می‌ترسند خلق زیر آب شور رفته تا به حلق
گر بترسندی از آن فقرآفرین گنجهاشان کشف گشتی در زمین ۰۶ـ ۲۲۰۵/۳
عوامل رنج‌زا از دیدگاه مولانا
با توجه به افق فکری انسان کلاسیک، علل اصلی درد و رنج را از دیدگاه او می‌توان در مقوله‌هایی مانند گناه، جدایی از امر قدسی، تعلّق خاطر و ناهماهنگی با قانون و نظم طبیعت جست. از سوی دیگر در دیدگاه‌های انسان گرایانهی معاصر، عللی چون نابسامانی ذهنی و روانی، محرومیّت از حقوق بشر، محرومیّت از حقوق طبیعی و‌… در انسان امروزی سبب درد و رنج او می‌گردد.[۱۹۴]
مولانا در مثنوی، عوامل مختلفی را بوجود آورنده‌ی رنج و درد آدمی ‌می‌داند. مسبّب و بوجود آورنده‌ی برخی از این عوامل خود انسان است و برخی دیگر خارج از حیطه‌ی اراده‌ی اوست. ولی به طور قطع هردو دسته برای او ناخوشایند و خواهان دور کردن خود از آن است.
مولوی رنج بشری را ناشی از مستی هستی و فراموش کردن واقعیت و نادیدن آن می‌داند و یکی از علل رنج بشری را خودخواهی معرفی می‌کند. سه رکن نیک بختی و قابل قبول بودن زندگی انسان عبارت است از: خوب زندگی کردن از دید اخلاقی،  خوشی از دید روانی و ارزشمند بودن از دید ناظر سوم. از این رو از چهار منظر میتوان به این مسئله نگریست، نخست دید زیست شناختی، دوم نگاه روان شناختی، سوم فلسفی و چهارم دید مذهبی و دینی.[۱۹۵]
در اینجا به برخی از عواملی می‌پردازیم که مولانا آن‌ها را دلیل ایجاد رنج برای آدمی‌ می‌داند که توضیح بیشتر پیرامون این عوامل در خلال این بخش خواهد آمد.
۱-۶٫ دوری از خدا

این مطلب را هم بخوانید :
فایل - مقایسه اثرات سطوح مختلف نانو‌زئولیت و زئولیت طبیعی جیره‌ای بر خصوصیات استخوان درشت نی، ...

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  fumi.ir  مراجعه نمایید.

Releated

بررسی میزان تاثیر هوش سازمانی بر عملکرد سازمان با توجه به قابلیت …

جاهاری و استفانز[۷۰](۲۰۰۶) معتقدند که مفهوم هوش رقابتی دارای تاریخچه غنی ۲۰۰۰ساله است. مفهوم هوش رقابتی به عنوان بخشی از استراتژی بازاریابی که به عنوان یک فعالیت منجر به افزایش رقابت پذیری شرکت و فرایند برنامه ریزی استراتژیک میشود، میباشد(گایتون[۷۱]،۱۹۶۲؛ مونتگومری و ویدبرگ[۷۲]، ۱۹۷۹؛پیرس[۷۳]،۱۹۷۶؛ مونتگومری و اوربان[۷۴]،۱۹۷۰).بررسی های به عمل آمده نشان میدهد که با […]

مقاله – بررسی مفهوم رنج از دیدگاه بودا- قسمت ۱۱

قهر او را ضد لطفش کم شمر اتحاد هر دو بین اندر اثر ۵۴۶/۴در دیدگاه مولانا درد، رنج و عذاب، اصلی اساسی و مهم در نیل انسان به کمال و لقای الهی است. رنج به عنوان همزاد و یار دیرین آدمی‌ در طول تاریخ بشریّت همواره با او بوده است ‌. بنابراین کمتر کسی را […]