سایت مقالات فارسی – بررسی عناصر حماسی در قصاید سبک خراسانی۹۳

شمیسا، سیروس، ۱۳۷۴، سبکشناسی شعر، انتشارات فردوس، تهران.
نویسنده در این کتاب به دو محتوای اصلی شعر سبک خراسانی- شادی و حماسه- اشاره کرده است.
صفا، ذبیحالله، ۱۳۶۳، حماسهسرایی در ایران، امیرکبیر، تهران.
نویسنده، اواخر عهد سامانی را دوره به کمال رسیدن روایات حماسی میداند او مینویسد: «شعر فارسی در عهد سامانی در خراسان و دیگر نواحی مشرق ایران راه تکامل پیمود» (صفا، ۱۳۶۳: ۱۹).
اهداف تحقیق
اهداف علمیپژوهشگر در نظر دارد با انجام این کار تحقیقی مشخص سازد که شاعران سبک خراسانی در اشعار خویش از درونمایهی حماسی استفاده کردهاند.
اهداف کاربردی: از این پژوهش در حوزههای سبکشناسی و ادبیات حماسی میتوان استفاده کرد.
روش کار روش کار در این پژوهش تحلیلی است. بدین صورت که پژوهشگر پس از مطالعهی آثار منظوم و شاخص سبک خراسانی از مواردی که با موضوع در ارتباط بوده فیشبرداری کرده، پس فیشها را به صورت موضوعی طبقهبندی کرده، آنگاه با تحلیل فیشها پایاننامهی خود را نوشته و در پایان نیز نتیجهگیری کرده است.
فصل اول
حماسه و سبک خراسانی
۱-۱- تعریف حماسه
حماسه از مادهی حمس ، «واژهای تازی و به معنای دلاوری، دلیری، شجاعت و شدت و صلابت در امر دین و جنگ، تندی در کار و دلیری، دلاوری و شجاعت است» (دهخدا، ۱۳۲۸، ج ۶: ۸۰۷۴) و در اصطلاح «شعر حماسی شعری است داستانی و روایی با زمینه قهرمانی و صبغهی اساطیری، قومی و ملی که حوادثی بیرون از حدود عادت در آن جریان دارد و یا به وقایع تاریخی میپردازد که به هیچ وجه ساخته و پرداخته ذهن شاعر نیست» (رستگار فسایی، ۱۳۸۰: ۳۳۷).
و در نوع ادب حماسی «رخدادها و اعمال دلاوری و مردانگی قهرمانان و پهلوانان یک ملت یا آیین و کیش گزارش و توصیف میشود که در راه استقلال کشور یا تکوین حکومت و حفظ آیین و کیش
میکوشد» (رزمجو، ۱۳۸۱: ۲۳).
۱-۲- تاریخچه حماسه
گروهی از محققان، شعر حماسی را نتیجه ودنباله ی شعر غنایی می دانند و معتقدند که بیش تر آثار حماسی از ترکیب سروده هایی که شاعران پیشین در طول زمان برای قهرمانان و سرداران سروده اند، تشکیل شده است. به گفته ی رزمجو در کتاب قلمرو ادبیات حماسی در ایران، «کتاب اوستا قدیمیترین متنی است که در بخشهایی از آن داستانهای ملی و حماسی ایران آورده شده (مخصوصاً در نسک یشتها). پس از نشر آیین زرتشتی و ترجمههایی که از آن به زبان پهلوی انجام میگیرد و همچنین به دلیل علاقهای که اغلب پادشاهان سلسله ساسانی به جمعآوری و تدوین روایات متعلق به ایران باستان دارند و از طرف دیگر نقل شفاهی این روایات و داستانها موجب افزایش و
کاستیهایی در مضامین و اجزای آن داستانها میشود، تا اینکه به تدریج حماسههای ملی به شکل داستان درمیآیند با ترجمه این داستانها از زبان پهلوی به عربی و سپس به فارسی دری، این ترجمه و روایات شفاهی که به ایرانیان قرنهای اولیه اسلامی منتقل شد، توسط شاعران با ذوق و میهندوستی مثل دقیقی و فردوسی، اسدی طوسی به نظم درمیآید و کلاً ادبیات حماسی ملی را به وجود میآورد» (رزمجو، ۱۳۸۱: ۶۲-۶۱). «حماسه محصولی از روزگارانی است که هنوز ذهنیت انسان پیچیدگی نیافته و هنوز از عالم عینیات و محسوسات فاصله نگرفته است» (حمیدیان، ۱۳۷۲: ۴۰۹).
دکتر رستگار فسایی در کتاب انواع شعر فارسی میگوید: «درباره سیر تاریخی حماسهسرایی در ایران باید اشاره کنیم که قرن سوم و چهارم عصر انقلابات و نهضتهای ملی ایران است و روح سلحشوری و مبارزهجویی ایرانی در نقاط مختلف ایران، جلوهای بیگانه ستیز دارد؛ این روح نخستین بار در چهره افکار شعوبی رخ مینماید و به همراه عوامل ملی، موجب پدید آمدن نخستین خداینامههای منثور میگردد و بعداً دستمایه حماسهسرایان بزرگی چون فردوسی در نظم شاهنامه قرار میگیرد» (رستگار فسایی، ۱۳۸۰: ۳۳۸).
«هر چند بنیان اساطیری شاهنامه امری مسلم است، اما حماسهی ملی ایران در تدوین نهاییاش، که اینک به دست ما رسیده، نمای ظاهری تألیفی از نوع تواریخ ایام و کارنامهی شاهان دارد و طرح کلی آن در بازگویی تاریخ ایران به شیوهای پرداخته شده است که ضمن آن زمان اساطیری با تدبیری زیرکانه به زمان تاریخی پیوسته و آنچه اسطورهی محض بوده، اینک به صورت بخشی از تاریخ و پارهای از آن وانمود شده است» (سرکاراتی، ۱۳۷۸: ۷۲-۷۱).
۱-۳- انواع حماسه
ذبیحالله صفا، حماسه را به سه نوع «ملی، دینی و تاریخی» تقسیمبندی کرده است (صفا، ۱۳۶۳: ۱۵۹-۱۵۸). علاوه بر این در ادبیات ایران حماسهها را به حماسههای طبیعی و مصنوعی تقسیم کردهاند:

  1. «منظومههای حماسهی طبیعی: در این دسته از منظومههای حماسی شاعر به ابداع و خلق توجهی ندارد بلکه داستانهای مدون کتبی یا شفاهی را که علیالظاهر از بعضی وقایع خارجی نشأت کرده و به تدریج بر اثر نقل و تخیل ناقلان کماًو کیفاً تغییراتی در آن راه جسته با مهارت و استادی به هم
    میپیوندد.
  2. منظومههای حماسی مصنوعی: در این منظومهها سروکار شاعر با داستانهای پهلوانی مدون و معینی نیست بلکه خود به ابداع وابتکار میپردازد و داستانی را از پیش خود به وجود میآورد» (صفا، ۱۳۶۳: ۶-۵). حماسهی مصنوعی تقلیدی است از حماسه ی طبیعی.
این مطلب را هم بخوانید :
بررسی مفهوم رنج از دیدگاه بودا- قسمت ۶

از دیدی دیگر منظومهها ی حماسی به چند دسته تقسیم میشوند:
«۱- حماسههای اساطیری و پهلوانی: که متعلق به ایام پیش از تاریخ و یا مواضیع مهم فلسفی و مذهبی است، مانند حماسه را مایانا و مهابهارات هندوان و بخش بزرگی از شاهنامه فردوسی …
۲- حماسههای تاریخی: که در عین آن که مبتنی بر خیال و تصورند، قسمتهای تاریخی نیز در آنها دیده میشود مانند ظفرنامه حمدالله مستوفی و شهنشاه نامه ملکالشعرای صبا.
۳- حماسه دینی: ممکن است موضوع حماسه تاریخی زندگی یک یا چند تن از قهرمانان دینی باشد که با توجه به حقایق تاریخی یا با آمیزش وقایع تاریخی و مطالب داستانی به وجود آمده باشد» (همان:۷ -۶).
۴- حماسه عرفانی: «قهرمانان بعد از شکست دادن دیو نفس و طی سفری مخاطرهانگیز به پیروزی که همانا حصول جاودانگی از طریق فنا فیالله است دست مییابد. مانند حماسهی تذکرهالاولیا شیخ عطار نیشابوری» (شمیسا، ۱۳۸۳: ۵۴).
دکتر رستگار فسایی در کتاب انواع نثر فارسی مینویسد: «حماسهها بیشتر منظوم هستند، اما در میان قصههای فارسی به آثاری برمیخوریم که خصوصیاتی نزدیک به حماسه دارند» (رستگار فسایی، ۱۳۸۰: ۳۵۴). ویکتور هوگو معتقد است که «صفت حماسه، ساده بودن آن است» (سید حسینی، ۱۳۹۱: ۲۱۹). شمیسا نیز در انواع ادبی مینویسد: «در حماسه، با عینیت، اقتدار، سادگی و عظمت مواجهیم» (شمیسا، ۱۳۷۳: ۷۱).
«حماسههای بلند در قالب مثنوی و حماسههای کوتاه در قالب قصیده سروده میشود» (رزمجو، ۱۳۷۲: ۲۷۴).
۱-۴- شخصیتهای اهورایی واهریمنی
دورههای اساطیری و پهلوانی عرصهی جدال و کشمکش دو سپاه: اهورا مزدا (نماد خیر) و ابلیس و اهریمن (نماد شر) است که شخصیتهای منفی جزو سپاه اهریمن و شخصیتهای مثبت جزو سپاه اهورا مزدا هستند. «اهورا مزدا به معنی «سرور دانا» نامی است که زردشتیان به خدا دادهاند. چنانکه از نام او برمیآید، ویژگی او خرد است، کسی است که نه فریب میخورد و نه میفریبد. این سرور بخشنده و خیر مطلق است»(جان هینلز، ۱۳۸۹: ۶۹). «اَنگرَه مینیو که نامش به صورت اهریمنی در فارسی میانه میآید، رهبر گروه دیوان است. هدف او ویران کردن و تخریب جهان است» (همان: ۸۱-۸۰). «شرح نبرد بین اهریمن (دیوان) و نخستین مرد در شاهنامه فردوسی به داستان جنگ بین سیامک، پسر کیومرث و اهریمن بدسگال تبدیل شده، که در این نبرد سیامک به قتل میرسد» (جوزف کارنوی، ۱۳۸۳: ۵۳). یا «جمشید که از نسل بلافصل کیومرث است ایرانی قلمداد میشود ولی به گناه خود بزرگبینی و غرور گرفتار میشود و از موبدان میخواهد که او را جهانآفرین بخوانند و با این کار نطفه زوال و پایان کار شرمآور او به دست ضحاک بسته میشود» (کورت هاینریش هانزن، ۱۳۷۴: ۳۰). «در داستانهای اساطیری و پهلوانی شاهنامه و دیگر آثار حماسی زبان فارسی، مظاهر انسان فرو افتاده در حضیض اخلاقی [و شخصیتهای منفی]، خودکامگان زورمند و زرمداری هستند که به راهزنی دیوان شوم پرگزند از طریق ایزدی میگردند و به گمراهی کشیده میشوند» (رزمجو، ۱۳۶۸: ۶۶).
«در فرهنگ اساطیر ایران، ضحاک (اژی دهاک) تجسم پلیدیها و زشتیهایی است که در پهنه تاریخ جهان هر از چند گاه ظاهر میشوند و بیداد و تباهی را بسط میدهند. ضحاک در شاهنامه که بخشی از تاریخ اساطیری ایران را شامل است- تجسم شرو بدی است». (نگهبان، ۱۳۸۵: ۱۴۳). سرانجام دوران حکومت هزار سالهی ضحاک با آمدن فریدون پایان یافت. «ماجرای خانوادهی فریدون فصلی از نبرد بین نیکی و بدی است که به صورت کشته شدن بیگناه و کیفر گناهکار بروز میکند این نبرد، خاصه در سراسر دوران پهلوانی شاهنامه ادامه دارد و دو مرحلهی آن یکی با مرگ ایرج ودیگری با مرگ سیاوش آغاز میگردد، مرحلهی سوم شامل جنگهای اسفندیار است برای رواج دین بهی. بین پادشاهان عهد اساطیری و پهلوانی شاهنامه، تنها کیخسرو میتواند در دادگری و خوبی و پارسایی با فریدون برابری کند» (اسلامی ندوشن، ۱۳۶۹: ۱۴۹).
«اگر بخواهیم مشخصترین عناصر اهریمنی (منفی) قسمت اساطیری/ پهلوانی شاهنامه را تعیین کنیم ناگزیریم از «ضحاک» و «افراسیاب» و «دیو سفید» نام ببریم که در برابر سه شخصیت درخشان (مثبت) شاهنامه یعنی «فریدون» و «کیخسرو» و «رستم» قرار میگیرد» (مرتضوی، ۱۳۸۵: ۱۳۹).
موجودات اهورایی و اهریمنی نیز درسبک خراسانی به کاربرده شده اندکه ازآن جمله اسب حیوانی اهورایی،دیو و اژدها اهریمنی و سیمرغ نیمه اهورایی و نیمه اهریمنی است. چنانکه در شاهنامه آمده است سیمرغ درداستان زال اهورایی ودرداستان نبرد رستم واسفندیار اهریمنی است.
۱-۵- اسطوره
اسطوره در لغت به معنای «افسانه، قصه، سخن پریشان» آمده است (معین، ۱۳۷۵: ۲۶۷). دکتر آموزگار در تعریف اسطوره مینویسد: «ارائهی تعریف کاملی از اسطوره که در برگیرندهی همهی مفاهیم آن باشد، کار آسانی نیست. در فهم عامه و در برخی فرهنگها، اسطوره را باید داستان و سرگذشتی «مینویی» که معمولاً اصل آن معلوم نیست و شرح عمل، عقیده، نماد یا پدیده طبیعی است به صورت فراسویی که دستکم بخشی از آن، از سنتها و روایتها گرفته شده است و با آیینهها و عقاید دینی پیوندی ناگسستنی دارد، در اسطوره، وقایع از دوران اولیه نقل میشود» (آموزگار، ۱۳۷۴: ۳).

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  jemo.ir  مراجعه نمایید.

Releated

بررسی میزان تاثیر هوش سازمانی بر عملکرد سازمان با توجه به قابلیت …

جاهاری و استفانز[۷۰](۲۰۰۶) معتقدند که مفهوم هوش رقابتی دارای تاریخچه غنی ۲۰۰۰ساله است. مفهوم هوش رقابتی به عنوان بخشی از استراتژی بازاریابی که به عنوان یک فعالیت منجر به افزایش رقابت پذیری شرکت و فرایند برنامه ریزی استراتژیک میشود، میباشد(گایتون[۷۱]،۱۹۶۲؛ مونتگومری و ویدبرگ[۷۲]، ۱۹۷۹؛پیرس[۷۳]،۱۹۷۶؛ مونتگومری و اوربان[۷۴]،۱۹۷۰).بررسی های به عمل آمده نشان میدهد که با […]

مقاله – بررسی مفهوم رنج از دیدگاه بودا- قسمت ۱۱

قهر او را ضد لطفش کم شمر اتحاد هر دو بین اندر اثر ۵۴۶/۴در دیدگاه مولانا درد، رنج و عذاب، اصلی اساسی و مهم در نیل انسان به کمال و لقای الهی است. رنج به عنوان همزاد و یار دیرین آدمی‌ در طول تاریخ بشریّت همواره با او بوده است ‌. بنابراین کمتر کسی را […]