بررسی عناصر حماسی در قصاید سبک خراسانی۹۳- قسمت ۳

نظامی عروضی در چهار مقاله آورده است: «فرخی از سیستان بود، پسر جولوغ، غلام امیر خلف بانو، طبعی به غایت نیکو داشت و شعر خوش گفتی و چنگ تر زدی و خدمت دهقانی کردی، اما زنی خواست هم از موالی خلف و خرجش بیشتر افتاد. خبر کردند او را از امیر ابوالمظفر چغانی به چغانیان که این نوع را تربیت میکند، قصیدهای بگفت و عزیمت آ ن جانب کرد:

با کاروان حله برفتم ز سیستان با حُلّه تنیده ز دل بافته ز جان

الحق نیکو قصیدهایست، پس برگی بساخت و روی به چغانیان نهاد چون به حضرت چغانیان رسید امیر به داغگاه بود و عمید اسعد که کدخدای امیر بود به حضرت بود، فرخی به نزدیک او ر فت و او را قصیدهای خواند و شعر امیر بر او عرضه کرد. خواجه اسعد مردی فاضل بود و شاعر دوست فرخی را شعری دید خوش و استادانه و جبهای پیش و پس چاک پوشیده هیچ باور نکرد که این شعر آن را شاید بود، بر سبیل امتحان گفت: امیر به داغگاه است و … قصیدهای گوی لایق وقت و صفت داغگاه کن تا ترا پیش امیر برم.
فرخی آن شب برفت و قصیدهای پرداخت سخت نیکو و بامداد پیش خواجه عمید اسعد آورد چون خواجه قصیده را بشنید حیران فرو ماند و فرخی را بر نشاند و روی به امیر نهاد … چون فرخی تمام قصیده با کاروان حله بر امیر برخواند امیر شعرشناس بود و نیز شعر گفتی، از این قصیده بسیار شگفتیها نمود و فرخی را بنواخت و کار فرخی در خدمت او عالی شد پس به خدمت سلطان محمود رفت و کارش بدانجا رسید که تا بیست غلام سیمین کمر از پس او بر نشستندی» (نظامی عروضی ، ۱۳۲۷: ۶۴-۵۷).
دکتر زرینکوب در کتاب با کاروان حُلّه میگوید: «شیوه شعر فرخی بر عُذوبت لفظ و رقّت معنی تکیه دارد و این همان شیوه است که رودکی و شهید نیز پیروی میکردهاند. فرخی طریقه آنها را میپسندیده است و گویی در قصیده تا حدی به اسلوب رودکی نظر داشته است» (زرینکوب، ۱۳۷۴: ۵۴).
فرخی قریب بیست و پنج تن از سلاطین و امراء و شاهزادگان و بزرگان معاصر خود را مدح گفته است. آثار او علاوه بر دیوان اشعار، کتاب ترجمان البلاغه را به او نسبت دادهاند که این درست نمیباشد و خودش از مجموعهی اشعاری به نام دولتنامه نیز سخن گفته است که آن هم ظاهراً کتاب مشخصی نباشد.
۱-۷-۴- منوچهری دامغانی
ابوالنجم احمدبن قوص بن احمد منوچهری دامغانی از بزرگان شعرای خوش قریحه و شیرین سخن زبان فارسیست. تخلص وی یعنی «منوچهری» ظاهراً از نام منوچهربن قابوس (۴۲۳-۴۰۳) گرفته شده است (منوچهری دامغانی، ۱۳۵۶: ۲۲).
استاد فروزانفر در کتاب سخن و سخنوران درباره ی او مینویسد: «منوچهری شاعری جوان طبع و برنا فکر است. سبک شعری او طرب و شادمانی مخصوصی جلوهگر میسازد، پای میکوبد و دست میافشاند، میخواند و مینوازد، در تمام دیوانش که نزدیک به سه هزار بیت است یک لفظ اندوهگین و یک عبارت غمناک نیست. همه بشاش و فرّمند و این یکی از مزایای شعر اوست که در شعرای دیگر کمتر دیده میشود. او با فرخی و زینبی علوی و عسجدی و عنصری معاصر و در مدح عنصری قصیدهای دارد که بسیار معروف است. اساس شعر او تشبیه و مقایسه و تمثیل است. منوچهری در جوانی مرد و افکار خود را تمام نگفته به خاک رفت. وفاتش به قول مجمعالفصحاء در سنه ۴۳۲ بود» (فروزانفر، ۱۳۸۷: ۱۳۱-۱۲۷).
دکتر غلامحسین یوسفی نیز در کتاب چشمه روشن میگوید: «اگر نظر جان درایدن منتقد معروف انگلیسی را چنین خلاصه کنیم که شعر تصویر طبیعت است میتوان گفت: منوچهری در ادب فارسی از لحاظ شیفتگی به طبیعت و تصویرگری آن، شاعری بینظیر است وی نه تنها به انواع مظاهر طبیعت توجه دارد در جلوههای آن تهیّج میشود بلکه طبیعت را در همهی احوال آن احساس میکند» (یوسفی، ۱۳۸۶: ۶۲).
بیشتر اشعار منوچهری در مدح سلطان مسعود غزنوی است که در این قصاید علاوه بر مدیحهسرایی به جزئیات زندگی و جنگهای او اشاره کرده است.
فصل دوم
شخصیتهای اساطیری، حماسی، دینی وتاریخی درقصاید سبک خراسانی
۲-۱- درآمد یکی از مهمترین و در عین حال مؤثرترین عناصری که در شکلگیری و پیدایش اثر اساطیری- حماسی نقش مهم و بسزایی ایفا میکند عنصر شخصیت است. در تعریف شخصیت آمده است: «شخصیت از مهمترین عناصر داستانی برشمرده میشود، زیرا شخصیت، مهمترین عنصری است که تم داستان را به خواننده منتقل میکند و مهمترین عامل طرح داستان است» (یونسی، ۱۳۶۹: ۳۳۱).
پهلوانان اشخاصی پرشور و شجاع هستند که به سختیها پشت نمیکنندو همیشه در رقابتند «در بسیاری موارد پرشورها، ارزشهای اخلاقی را برای رسیدن به هدفهایشان رعایت نمیکنند» (اولدهام و موریس، ۱۳۸۵: ۴۸۴). عظمت حماسه ی ملی ایران، بیش از هر چیز در روح پهلوانی، و تمرکز رویدادهای آن حول یک محور قهرمانی متبلور است. «انسان در عین آنکه با وضع زمینی خود سازگار و دمساز میماند، حسرت زندگی بهتر و پاکیزهتر را در دل نمیمیراند. این است سرمشقی که پهلوانان برجستهی شاهنامه به ما میدهند. بزرگی آنها در آن است که زندگی را دوست میدارند، بیآنکه از مرگ بترسند، از عمر بهره میگیرند، بیآنکه بیاعتباری جهان را از یاد ببرند؛ هیچ انسانی نمیتواند بزرگ باشد، مگر آنکه بداند چگونه مرگ را خوار بشمارد» (اسلامی ندوشن، ۱۳۶۹: ۵).
«بزرگترین و نامآورترین پهلوانان ایران در حماسههای ملی ما از سیستان برخاستهاند. این پهلوانان از خاندان بزرگی بودند که نژادشان به جمشید میپیوست. جمشید هنگام فرار از ضحاک با دختر کورنک شاه زابلستان تزویج کرده و از او پسری به نام تور پدید آمد. از تور شیدسپ و از شیدسپ طورگ و از طورگ شم و از شم اثرط و از اثرط گرشاسپ و از گرشاسپ نریمان و از نریمان سام» (صفا، ۱۳۶۳: ۵۵۴).
شاهنامه فردوسی از جملهی آثار ارزشمندی است که از حیث پرداختن به مسأله شخصیت، در نوع خود بینظیر بوده و سرمشق شعرا و نویسندگان در ادوار مختلف تاریخ و ادبیات ایران زمین گردیده است.
شاعران سبک خراسانی نیز از شخصیتهای حماسی واساطیری درقصاید خود زیاد استفاده کرده اند وعلاوه بر آن هر کدام به نوعی شخصیتهای دینی را نیز به کار بردهاند. رودکی از شاعران قرون اولیه ی زبان فارسی است که به اقتضای حال و احوال خود تحت تأثیر مفاهیم آیات قرآن قرار گرفته و به صورتهای گوناگون اشعار خود را سروده است و از این نعمت بینصیب نبوده است. او به شخصیتهای دینی مانند آدم، سلیمان، حیدر، عیسی، موسی و یوسف در قصاید خود اشاره کرده است. عنصری به سبب علاقهی محمود به تظاهر به مذهب، ممدوح را مؤمن و دیندار و برطرف کنندهی کفر وجهاد کننده درراه دین دانسته است. او عمدتاً مدح میگوید و هدفش تبلیغ زمینههای دینی نبردهای محمودی است؛ اشاره به شخصیتهای دینی چون رسول، موسی، سلیمان، اسکندر، عیسی، آدم، نوح و دیگر نامهای دینی در قصاید او فراگیر است. فرخی نیز، در مدایحش به شخصیتهای دینی زیاد اشاره کرده است. در اشعارش «تأثیر توجه او به ادیان سامی دیگر از قبیل مسیحیت و به خصوص آیین یهود که در روزگار او از ادیان رایج در محیط اسلامی خراسان بودهاند دیده میشود» (شفیعی کدکنی، ۱۳۸۵ : ۴۹۳). منوچهری تحولی در اشارات دینی به وجود آورده است. «او از اساطیر ایرانی به نسبت اساطیر اسلامی و سامی کمتر استفاده میکند و حتی بعضی از تصاویر او یادآور بعضی معجزات قرآنی است» (همان: ۵۱۶) همین باعث تنوع اشارات او شده است.
رازی در کتاب تاریخ کامل ایران، نوشته است:«گذشته از تاریخ حقیقی ایران باستان، ایران دارای یک گونه تاریخ افسانه مانند است که منشأ قسمت اعظم آن از زمانهای بسیار قدیم است که به صورت تاریخ و اعمال پادشاهان و پهلوانان درآمده است. این وقایع و نقل قولها را داستان ملی ایران نامند و فردوسی شاعر بزرگ طوس آن را به نظم درآورده و شاهنامه را که بزرگترین شاهکار رزمی است از خود به یادگار گذاشته است» (رازی، ۱۳۸۹: ۱). دراین فصل از شخصیتهای اساطیری، حماسی، دینی و تاریخی سخن به میان خواهد آمد.
معمولاً ابیاتی که در سبک خراسانی نام شخصیتی مشهور در آنها به کار رفته ، در کنار آن، یک یا چند شخصیت دیگر نیز آورده شده است مانند بیت زیر که درآن پادشاهانی چون جمشید دارا و فریدون و پهلوانان مشهوری چون رستم و سام درکنارهم آورده شده است.

این مطلب را هم بخوانید :
مقاله - بررسی مفهوم رنج از دیدگاه بودا- قسمت ۱۱

جم سیر و سام رزم و دارا بزمی رستم کرداری و فریدون کاری

(۷۸۴۴/۳۸۷/ف)
۲-۲- شاهان وشاهزادگان
۲-۲-۱- اسفندیار

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  ۴۰y.ir  مراجعه نمایید.

Releated

بررسی میزان تاثیر هوش سازمانی بر عملکرد سازمان با توجه به قابلیت …

جاهاری و استفانز[۷۰](۲۰۰۶) معتقدند که مفهوم هوش رقابتی دارای تاریخچه غنی ۲۰۰۰ساله است. مفهوم هوش رقابتی به عنوان بخشی از استراتژی بازاریابی که به عنوان یک فعالیت منجر به افزایش رقابت پذیری شرکت و فرایند برنامه ریزی استراتژیک میشود، میباشد(گایتون[۷۱]،۱۹۶۲؛ مونتگومری و ویدبرگ[۷۲]، ۱۹۷۹؛پیرس[۷۳]،۱۹۷۶؛ مونتگومری و اوربان[۷۴]،۱۹۷۰).بررسی های به عمل آمده نشان میدهد که با […]

مقاله – بررسی مفهوم رنج از دیدگاه بودا- قسمت ۱۱

قهر او را ضد لطفش کم شمر اتحاد هر دو بین اندر اثر ۵۴۶/۴در دیدگاه مولانا درد، رنج و عذاب، اصلی اساسی و مهم در نیل انسان به کمال و لقای الهی است. رنج به عنوان همزاد و یار دیرین آدمی‌ در طول تاریخ بشریّت همواره با او بوده است ‌. بنابراین کمتر کسی را […]