بررسی رابطه مدیریت سرمایه در گردش با ضریب واکنش سود و مدیریت سود در بین شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران- قسمت ۵

در اجراء سیاست مدیریت سرمایه در گردش، در مورد بدهى‌هاى جارى که هم‌اکنون مورد بحث است، فرض بر این گذاشته مى‌شود که نرخ بهره وام‌هاى کوتاه‌مدت از نرخ بهره وام‌هاى بلندمدت کمتر است(راهنمای رودپشتی، ۱۳۸۷).
۲-۲-۹-۲-۱ استراتژى محافظه‌کارانه
مدیر محافظه‌کار مى‌کوشد تا در ساختار سرمایه شرکت میزان وام‌هاى کوتاه‌مدت را به حداقل ممکن برساند. او براى تهیه دارائى‌هاى جارى مى‌کوشد تا از وام‌هاى بلندمدت که بهره شناور دارند استفاده کند. اما مدیرى که بیش از حد محافظه‌کار است. مى‌کوشد به‌جاى گرفتن این‌گونه وام‌ها از منبع مالى دیگرى (سرمایه صاحبان سهام) استفاده کند. ساختار سرمایه شرکتى که مدیر آن چنین سیاستى را در پیش مى‌گیرد تقریباً از دو قلم تشکیل مى‌گردد: حساب‌هاى پرداختنى و حقوق صاحبان سهام شرکتى که وام‌هاى کوتاه‌مدت را به حداقل ممکن مى‌رساند احتمال ریسک ورشکستگى (ناتوانى در بازپرداخت به موقع وام‌ها یا تمدید آنها) را به شدت کاهش خواهد داد.
تصویر درباره بازار سهام (بورس اوراق بهادار)
اگر شرکتى به‌جاى وام‌هاى کوتاه‌مدت از وام‌هاى بلندمدت و حقوق صاحبان سهام استفاده کند باعث مى‌شود که هزینه سرمایه آن بیشتر شود و نرخ بازده سهامداران شرکت کاهش یابد(راهنمای رودپشتی، ۱۳۸۷).
۲-۲-۹-۲-۲ استراتژى جسورانه
اگر مدیرى سیاست جسورانه اتخاذ کند، مى‌کوشد تا سطح وام‌هاى کوتاه‌مدت را به حداکثر برساند و دارائى‌هاى جارى خود را از محل این‌ وام‌ها تأمین کند. اجراء این سیاست مستلزم این نیست که شرکت اصلاً از وام بلندمدت استفاده نکند؛ زیرا دارائى‌هاى ثابت شرکت را مى‌تواند از محل وام‌هاى بلندمدت تأمین مالى کند. اگر وام‌هاى کوتاه‌مدت یک شرکت به حداکثر ممکن برسند، خطر و احتمال اینکه شرکت نتواند به موقع آنها را بازپرداخت کند افزایش خواهد یافت. وقتى بازار با کمبود پول و اعتبار مواجه است، گرفتن وام‌هاى کوتاه‌مدت به آسانى میسر نمى‌شود و هزینه آنها بالا خواهد رفت. سازمان‌ها و کسانى‌که وام مى‌دهند شرکت متقاضى وام را مخاطره‌آمیز مى‌پندارند و تقاضاى آن را نمى‌پذیرند یا اینکه درخواست بهره‌هاى نسبتاً بیشترى مى‌کنند(راهنمای رودپشتی، ۱۳۸۷).
امور مالی شرکت می توان د به سه بخش اصلی بودجه بندی سرمایه، ساختار سرمایه و مدیریت سرمایه در گردش طبقه بندی شود. مدیریت سرمایه های بلند مدت به ب ودجه بندی سرمایه و ساختار سرمایه مربوط می شود در حالی که مدیریت دارایی ها و بدهی های جاری در حوزه مدیریت سرمایه در گردش می باشد(شارت و دیگران[۲۰]­، ۱۹۹۹). قبلا اشاره شد که سرمایه در گردش یک شرکت مجموعه مبالغی است که در دارایی های جاری سرمایه گذاری می شود(کالیس و دیگران[۲۱]، ۲۰۱۱). طبق نظر اسکیلینگ نیز عموماً واژه سرمایه در گردش به سرمایه گذاری سازمان در دارایی های جاری، بدهی ها ی جاری، وجوه نقد، اوراق بهادار کوتاه مدت، حسابهای دریافتنی و موجودی کالا مربوط می شود و مدیریت سرمایه در گردش نیز عبارت است از تعیین حجم و ترکیب منابع و مصارف سرمایه در گردش به نحوی که ثروت سهامداران افزایش یابد(کمانکاس[۲۲]، ۲۰۰۸).
۲-۲-۱۰ سیاست های سرمایه در گردش
سیاست های سرمایه در گردش شامل برخی اصول و برنامه هایی است که شامل اقداماتی در خصوص دارایی ها و بدهی ها ی جاری می شود(کرشد و دیگران[۲۳]، ۲۰۱۱). بسیاری از نویسندگان و محققین به سه نوع سیاست سرمایه در گردش اشاره کرده اند: جسورانه (تهاجمی ) متعادل و محافظه کارانه. تفاوت اساسی این سیاست ها در میزان سرمایه در گردش خالص است که برابر با تفاضل دارایی های جاری و بدهی ها ی جاری است استراتژی محافظه کارانه در مدیریت سرمایه در گردش باعث خواهد شد که قدرت نقدینگی بیش از حد بالا رود(کمانکاس[۲۴]، ۲۰۰۸). در اجرای این سیاست سعی می شود ریسک ناشی از ناتوانی بازپرداخت بدهی های سر رسید شده به پایین ترین حد خود برسد . مدیر در این نوع راهبرد می کوشد تا مقدار دارایی های جاری را در سطح بالایی نگه دارد(سایفرت[۲۵]، ۲۰۰۵). در مقابل مدیر سرمایه در گردش با راهبرد جسورانه می کوشد با داش تن کمترین میزان دارایی جاری از بدهی های جاری بیشترین استفاده را ببرد .در اجرای این راهبرد ریسک نقدینگی بسیار بالا خواهد بود . از سوی دیگر چون حجم دارایی های جاری به پایین ترین حد خود می رسد، نرخ بازده سرمایه گذاری بسیار بالا خواهد بود. با این اوصاف سیاست متعادل نیز در بین سیاست جسورانه و محافظه کارانه قرار می گیرد و مدیر سرمایه در گردش می کوشد که در ساختار سرمایه در گردش خود به صورت متعادل از دارایی های جاری و بدهی ها ی جاری استفاده نماید، لذا این سیاست دارای ریسک و بازده متوسط می باشد(هاملز[۲۶]، ۲۰۰۴).
۲-۲-۱۱ شاخص های مدیریت سرمایه در گردش
سرمایه در گردش را با معیارها و مؤلفه های مختلفی می سنجند که در اینجا تحت عنوان شاخص های مدیریت سرمایه در گردش ذکر می گردد (کمانکاس، ۲۰۰۸). مؤلفه اصلی مدیریت سرمایه در چرخه نقدینگی ۱۶ گردش به حساب می آید که در برگیرنده مدت زمان وصول مطالبات، مدت زمان نگه داری موجودی کالا و مدت زمان پرداخت حسابهای پرداختنی می باشد که به صورت مختصر توضیح داده می شوند. مدت زمان وصول مطالبات که از طریق رابطه(۱) محاسبه می شود برابر میانگین تعداد روزهایی است که شرکت مطالبات خود را از مشتریانش جمع آوری می کند. طبق نظر لانگ و همکاران معاملات اعتباری و فروش های نسیه، وسیله ای برای جذب مشتریان جدید است و بسیاری از شرکتها در تلاش هستند تا استانداردهای اعتباری خود را در جهت جذب مشتریان جدید تغییر دهند. به علاوه اعطای امتیازات به مشتریان باعث تحریک فروش می گردد چرا که به مشتریان این اجازه را می دهد، کیفیت محصول را قبل از پرداخت ارزیابی نمایند .در نتیجه با توجه به سرمایه گذاری های مهم در حسابهای دریافتنی به وسیله بسیاری از شرکتهای بزرگ، مدیریت اعتبارات می تواند تاثیر مهمی بر روی سودآوری شرکت و در نتیجه ارزش آن داشته باشد(فاما[۲۷]، ۱۹۸۳).
حسابهای دریافتی فروش * ۳۶۵ = مدت زمان وصول مطالبات = رابطه(۱)
مدت زمان نگهداری موجودی کالا که از طریق رابطه (۲) محاسبه می شود نشان دهنده میانگین تعداد روزهایی است که موجودی کالا به وسیله شرکت نگهداری می شود. سطح بهینه ای از موجودی کالا تاثیر مستقیمی بر روی سودآوری خواهد گذاشت چرا که منابع سرمایه در گردش را برای سرمایه گذاری در چرخه کسب و کار تجاری آزاد خواهد کرد و هدف آن کاهش هزینه ها و افزایش سود می باشد در حالی که نیازهای مشتریان به بهترین نحو پاسخ داده می شود.
موجودی کالا خریدها * ۳۶۵ = مدت زمان نگه داری موجودی کالا = رابطه (۲)
مدت زمان پرداخت حسابهای پرداختنی نیز نشان دهنده میانگین زمانی که سازمان بدهی هایش را با عرضه کنندگان خود تصفیه می کند، می باشد واز طریق رابطه (۳) محاسبه می گردد.سیاست های اتخاذ شده در قبال عرضه کنندگان نیز بر روی سودآوری سازمان تاثیر خواهد گذاشت(کالیس و دیگران[۲۸]، ۲۰۱۱).
حساب های پرداختنی خریدها * ۳۶۵ = مدت زمان پرداخت حساب های پرداختی= رابطه (۳)
چرخه نقدینگی نیز فاصله زمانی وجوه نقد برای خرید موجودی برای استفاده در فرایند تولید و زمانی که وجوه نقد از طریق فروش محصول نهایی به شرکت باز می گردد را شامل می شود. این شاخص از طریق رابطه (۴) محاسبه می گردد .لازم به ذکر است که شاخص چرخه نقدینگی اگر چه در این مقاله به عنوان شاخص مدیریت سرمایه در گردش در نظر گرفته شده است ولی می تواند به عنوان یک شاخص عملکرد نیز در نظر گرفته شود . جانسون و سوئنن نیز در بررسی شاخص هایشرکت های موفق، چرخه نقدینگی را به عنوان یک معیار عملکرد در نظر گرفته اند(کمانکاس، ۲۰۰۸).
وصول مطالبات = چرخه نقدینگی = رابطه (۴)مدت زمان پرداخت حسابهای پرداختنی (تعداد روزهای نگهداری موجودی) + مدت زمان
۲-۲-۱۲ شاخص های عملکرد
جانسون و سوئنن[۲۹] در مطالعه ای ۱۹۸۲داشته اند – که بر روی ۴۷۸ شرکت در دوره زمانی ۱۹۹۸ ۱۰شاخص را به عنوان شاخص های شرکت های موفق در نظر گرفته اند که سودآوری و نقدینگی از بین این شاخص ها مرتبط با سرمایه در گردش می باشد. سودآوری یکی از شاخص های مهم در ارزیابی عملکرد مالی شرکتها محسوب می شود، که با استفاده و سود عملیاتی (ROA) از معیارهایی همچون بازده داراییها ناخالص و … محاسبه می گردد(کالیس و دیگران، ۲۰۱۱). نقدینگی نیز طبق نظر شلتون به توانایی سازمان برای ادای تعهدات کوتاه مدت خود مربوط می شود و سازمان باید سرمایه در گردش کافی یا دسترسی به وجوه کافی برای ادای این تعهدات را داشته باشد(سایفرت، ۲۰۰۵). پس می توان این چنین استدلال کرد که یک سطح نقدینگی بهینه می تواند به عنوان معیار مناسبی برای عملکرد مالی سازمان در نظر گرفته شود.
۲-۲-۱۳ عوامل مؤثر بر سرمایه در گردش
عوامل زیادی ممکن است بر روی سرمایه در گردش و سیاستهای سرمایه در گردش سازمان تاثیر بگذارد(کالیس و دیگران، ۲۰۱۱). در اینجا چهار مورد از این عوامل که از اهمیت بیشتری برخوردار است توضیح داده می شود و بقیه عوامل نیز در حد اشاره خواهد آمد.
۲-۲-۱۳-۱ مدیریت وجوه نقد
شرکت ها استراتژی های مدیریت وجوه نقد خود رابر محور دو هدف تعیین می کنند : ۱) تهیه و تأمین وجه نقد برای انجام پرداخت های شرکت . ۲) به حداقل رساندن موجودی هایی که در شرکت به صورت راکد باقی می ماند(کالیس و دیگران، ۲۰۱۱). پلاک و کوکورک نیز اهداف مدیریت وجوه نقد را افزایش نقدینگی، کنترل جریان نقدی، افزایش ارزش سرمایه و کاهش هزینه های سرمایه بیان کرده اند و در مطالعه ای که در جمهوری چک داشته اند به این نتیجه رسیده اند که بسیاری از فعالیتهای بانکداری و خزانه داری در جمهوری چک بر روی مدیریت وجوه نقد که شامل بودجه بندی سرمایه، مدیریت بدهی ها، روابط خوب با بانکها، پرداخت به عرضه کنندگان، جمع آوری وجوه از مشتریان، کنترل پول خارجی و گزارش و حمایت فنی از این وظایف متمرکز شده اند(هاملز، ۲۰۰۴). بنابراین می توان با توجه به این وظایف برای مدیریت وجوه نقد این چنین استدلال کرد که مدیریت مناسب و بهینه وجوه نقد بر روی مدیریت سرمایه در گردش سازمان تاثیر خواهد گذاشت چرا که بر روی مدت زمان وصول مطالبات و مدت زمان پرداخت بدهی ها تاثیر می گذارد و آنها را در سطح بهینه نگه می دارد(چینگ و دیگران[۳۰]، ۲۰۰۷).
۲-۲-۱۳-۲ نسبت بدهی
با این نسبت کل وجوهی که از محل بدهی ها تامین شده محاسبه می شود و از تقسیم کل بدهی ها بر کل دارایی ها به دست می آید(شارت و دیگران، ۲۰۰۸). چیو وچنگ در مطالعه ای که بر روی عوامل موثر بر مدیریت سرمایه در گردش داشته اند، دریافتند که نسبت بدهی ارتباط منفی معناداری با تراز نقدینگی خالص و نیازمندی های سرمایه در گردش و در نتیجه با مدیریت سرمایه در گردش دارد و هر چه میزان نسبت بدهی بالاتر باشد میزان سرمایه در گردش لازم برای عملیات روزمره سازمان کاهش می یابد(دایتون[۳۱]، ۲۰۰۹).
۲-۲-۱۳-۳ جریان نقدی عملیاتی
چیو وچنگ[۳۲] (۲۰۰۶) در مطالعه اثر جریان نقدی عملیاتی بر روی مدیریت سرمایه در گردش دریافتند که جریان نقدی عملیاتی ارتباط مثبت معناداری با تراز نقدینگی خالص و ارتباط منفی معنادار با نیازمندی های سرمایه در گردش دارد و در نتیجه بر روی مدیریت سرمایه در گردش سازمان تاثیر گذار می باشد(کمانکاس، ۲۰۰۸).
۲-۲-۱۳-۴ ابزارهای کنترل ریسک
یکی از مرتبط ترین ریسکها به سرمایه در گردش سازمان، ریسک نقدینگی می باشد. ریسک نقدینگی ریسک نبود وجه نقد برای بازپرداخت تعهدات است. عموماً شرکتها هنگامی که به علل مختلف نتوانند محصولات خود را به فروش برسانند (افزایش موجودی کالا)، یا نتوانند وجوه نقد ناشی از فروش را دریافت کنند (وصول مطالبات) و یا این که هزینه ها ی آنها افزایش بی رویه داشته باشد با مشکل نقدینگی مواجه می شو ند. بروز مشکل نقدینگی باعث نقصان در ساختار مالی شرکت گردیده و متعاقب آن خرید مواد اولیه و پرداخت تعهدات جاری با مشکل مواجه می شود. در این شرایط مدیریت ریسک به عنوان عاملی مؤثر برای حل مشکل نقدینگی شرکتها در نظر گرفته می شود(کمانکاس، ۲۰۰۸). گانداولی بحث می کند که مدیریت ریسک بخش مهمی از فرایند جریان نقدی می باشد و شرکت ها می توانند با انجام اقداماتی همچون سیاستهای اعتباری مناسب، هزینه ها ی بدهی را کاهش داده و ریسک اعتباری خود را بهتر مدیریت کنند(چینگ و دیگران، ۲۰۰۷). ابزارهای مدیریت ریسک زیادی موجود است که بر روی سرمایه در گرد ش سازمان تاثیر می گذارد. در اینجا در مورد استفاده از بیمه توضیحات مختصری ارائه می شود(سونامارچری،[۳۳] ۲۰۰۵). بیمه یک ابزار است که به وسیله آن ریسک دو یا چند نفر یا شرکت از طریق مشارکت واقعی یا تعهد شده برای پرداخت به زیان دیده ترکیب می شود و می توان مزایای آن را این چنین برشمرد: ۱) افراد یا شرکت هایی را که متحمل خسارات غیر مترقبه می شو ند تامین مالی می کند. ۲) ناراحتی های فکری و فیزیکی ناشی از ترس و نگرانی بیمه گذار را از بین می برد. ۳) منجر به تولید، سطوح قیمت و ساختارهای قیمت بهینه می شود. ۴) وجوه مورد نیاز برای سرمایه گذاری را مهیا می کند. ۵) وضعیت رقابتی شرکتهای کوچک را بهبود می بخشد(فاما، ۱۹۸۳). غیر از عوامل اشاره شده در بالا عوامل دیگری نیز می تواند مدیریت سرمایه در گردش را ت حت تاثیر خود قرار دهد که از آن جمله می توان به خط مشی تولید شرکت، خط مشی اعتباری عرضه کنندگان، فعالیت شرکت در خصوص رشد و توسعه، سهولت دست یابی به مواد اولیه، سطح سود، سطح مالیات، خط مشی تقسیم سود، شیوه های مدیریت عملیات و غیره به عنوان عوامل موثر در تعیین میزان سرمایه در گردش سازمان اشاره کرد . نکته مهمی که باید مورد توجه قرار گیرد این مسأله است که سازمان ها باید توجه کافی به این عوامل بنمایند و با شناسایی دقیق این عوامل تاثیر گذار واثرات آنها بر روی مدیریت سرمایه در گردش، از تاثیرات مثبت این عوامل در سازمان بهره مند گردند(کرشد و دیگران، ۲۰۱۱). همچنین ذکر این نکته نیز لازم به نظر می رسد که عوامل اشاره شده در بالا می تواند بر سیاست های سرمایه در گردش سازمان تاثیر گذار باشد و سازمانها می توانند با توجه به این عوامل سیاستهای جسورانه یا محافظه کارانه در خصوص سرمایه درگردش اتخاذ نمایند(کمانکاس، ۲۰۰۸).
۲-۲-۱۴ تاثیر مدیریت سرمایه در گردش در عملکرد مالی
تاثیر مدیریت سرمایه در گردش بر عملکرد مالی س ازمان از دو جنبه تاثیر سیاست های سرمایه در گردش بر عملکرد و تاثیر شاخص های مدیریت سرمایه در گردش بر عملکرد مورد بررسی قرار می گیرد(سایفرت، ۲۰۰۵).
۲-۲-۱۵ سیاست های سرمایه در گردش و عملکرد
شرکتها می توانند سرمایه گذاری در سرمایه در گردش خود را به حداقل برسانند یعنی یک س یاست جسورانه را در پیش گیرند و یا این که یک سیاست محافظه کارانه را انتخاب کنند بنابراین مدیریت شرکت مجبوراست قبل از انتخاب سیاست سرمایه در گردش خود در مورد موازنه ریسک و بازده تصمیم گیری نماید (چن و دیگران،۲۰۰۷). حداقل کردن سرمایه گذاری در سرمایه در گردش (سیاست تهاجمی) ممکن است به طور مثبت بر روی سودآوری شرکت تاثیر بگذارد. از سوی دیگر سرمایه گذاری سنگین در سرمایه در گردش (سیاست محافظه کارانه) نیز ممکن است منجر به سودآوری گردد چرا که به عنوان مثال، نگه داشتن موجودی کالای زیاد، هزینه وقفه های احتمالی در فرایند تولید و خسارات ناشی ازکمیابی تولیدات را کاهش می دهد و همچنین هزینه ها ی تامین را کاهش داده و در مقابل نوسانات قیمت از شرکت حمایت می کند(آرلانو[۳۴]، ۱۹۹۱).
شواهد به دست آمده از مطالعات جوس و همکاران و محققین دیگر در ارتباط با سودآوری به عنوان معیاری برای عمکرد و سیاست های سرمایه در گردش، از این واقعیت حمایت می کنند که سیاست های سرمایه در گردش تهاجمی سودآوری را بالا می برد .جمعی نیز در مطالعه ای که بر روی ارتباط سیاست های سرمایه در گردش اوراق بهادار تهران و بازده سهام این شرکتها داشته به این نتیجه رسیده است شرکت هایی که سیاست سرمایه در گردش جسورانه را انتخاب نموده اند در مقایسه با شرکت های با سیاست محافظه کارانه دارای بازده بیشتری بوده اند(سونامارچری، ۲۰۰۵).
مزایای یک سیاست تهاجمی کاهش هزینه ها و افزایش سود می باشد.چندین هزینه با بهره گرفتن از یک سیاست تهاجمی ممکن است کاهش یاید که از آن جمله به موارد زیر می توان اشاره کرد۱) هزینه های موجودی کالا پایین تر و در نتیجه نگهداری کمتر موجودی ها و حرکت چرخش سریع موجودی. ۲) هزینه های وصول مطالبات پایین تر با بهره گرفتن از سیاست اعتباری تهاجمی۳) کاهش هزینه های بودجه بندی به دلیل استفاده زیاد از بدهی های کوتاه مدت. لازم به ذکر است برای شرکت های کوچکتر به دلیل استفاده بیشتر از بدهی ها در مقایسه با شرکتهای بزرگتر، سیاست سرمایه در گردش تهاجمی می توان د سودآوری اشان رابه طور قابل ملاحظه ای اف زایش ده . اگر چه باید توجه داشت که سیاست ها ی سرمایه در گردش تهاجمی، ریسک ناتوانی در ادای تعهدات را هم افزایش می دهد(شارت و دیگران، ۲۰۰۸). در کل می توان این چنین استدلال کرد که سیاست های سرمایه در گردش جسورانه، اگر چه ریسک زیادی را نیز دارا می باشد در مقایسه با سیاست های سرمایه در گردش محافظه کارانه دارای سودآوری بیشتری است. و شرکتها باید از طریق موازنه ریسک و بازده که شالوده تمام تصمیم گیری های مالی است، سیاست های سرمایه در گردش مناسب را اتخاذ نمایند(دایتون، ۲۰۰۹).
۲-۲-۱۶ شاخص های مدیریت سرمایه در گردش و عملکرد
در این بخش ارتباط بین شاخص ها ی مدیریت سرمایه در گردش یعنی مدت زمان وصول مطالبات، مدت زمان پرداخت حسابهای پرداختنی، مدت زمان نگه داری موجودی کالا و چرخه نقدینگی را با سودآوری و نقدینگی به عنوان دوشاخص عملکرد با بهره گرفتن از شواهد تجربی حاصل از یافته های محققین در این زمینه بررسی می کنیم(فاما، ۲۰۰۸).
۲-۲-۱۷ نقدینگی و شاخص های مدیریت سرمایه درگردش
سرمایه گذاری در سرمایه در گردش یک موقعیت نقدینگی خوب برای شرکت ایجاد می کند که برای بقای آن حیاتی است . نکته مهم این است که این نقدینگی باید به خوبی مدیریت شود و در حد بهینه قرار گیرد(آرلانو، ۲۰۰۸). ائلجلی مدیریت نقدینگی کارا را شامل برنامه ریزی و کنترل دارایی های جاری و بدهی های جاری می داند به نحوی که ریسک ناتوانی در پرداخت تعهدات کوتاه مدت را کاهش دهد و از سوی دیگر از سرمایه گذاری افراطی در این دارایی ها اجتناب کند (چن و دیگران[۳۵]،۲۰۰۷). سطح بهینه نقدینگی حداقل سطح نقدینگی است که بر ای پشتیبانی از فعالیت های تجاری و تولیدی ضروری است و از آنجا که عامل کلیدی سطح نقدینگی بهینه چرخش نقدینگی است، برای رسیدن به نقدینگی بهینه باید چرخه نقدینگی را در حداقل ممکن نگه داریم. یعنی در سطح حداقل بهینه ای که با سطح جاری فعالیتهای تجاری و تولیدی سازم ان سازگار بوده و سازمان بتواند به اهداف خود دست یابد و خود را با تغییرات بازار تطبیق دهد(مالین[۳۶]، ۲۰۰۳). بنابراین نقدینگی بیش از اندازه نمی تواند به عنوان معیاری برای عملکرد خوب باشد. ائلجلی[۳۷] نیز در مطالعه ای که بر روی شرکت های عربستان سعودی انجام داد به ارتباط منفی معناداری بین سودآوری شرکت و سطح نقدینگی آن دست پیدا کرد. در این مطالعه وی درآمد عملیاتی خالص را به عنوان معیار سودآوری و چرخه نقدینگی را به عنوان معیار نقدینگی در نظر گرفته است و همبستگی منفی معناداری را بین این دو متغیر شناسایی کرده است پس می توان چنین نتیجه گرفت که برای رسیدن به نقد ینگی بهینه به عنوان معیاری برای عمکرد، سازمانها باید چرخه نقدینگی خود را در حداقل ممکن نگه دارند و نگه داشتن چرخه نقدینگی در حداقل بهینه مستلزم کاهش مدت زمان وصول مطالبات، مدت زمان پرداخت حساب های پرد اختنی و کاهش تعداد روزهای نگه داری موجودی کالا می باشد(کرشد و دیگران، ۲۰۱۱).
۲-۲-۱۸ سودآوری و شاخص های مدیریت سرمایه در گردش
برای مشخص شدن ارتباط بین سودآوری و شاخص های مدیریت سرمایه در گردش به نمونه هایی از تحقیقاتی که در این زمینه انجام گرفته است اشاره می شود. و داده های آماری تعدادی از این تحقیقات برای روشن تر شدن بحث ذکر می گردد(دایتون، ۲۰۰۸). گارسیا و همکاران با مطالعه شرکتهای کوچک و متوسط ۱۹۹۶ انجام دادند به این – اسپانیایی در طی دوره زمانی ۲۰۰۲ نتیجه رسیدند که مدیران می توانند از طریق کاهش مدت زمان نگه داری موجودی کالا و کاهش مدت زمان وصول مطالبات و در نتیجه کاهش چرخه نقدینگی ایجاد ارزش نموده و سودآوری خود را بهبود بخشند. در این مطالعه آنان میانگین داده های آماری مربوط به شرکت های با سود آوری بالا و شرکت های با سودآوری پایین یا زیان ده را با هم مقایسه کرده اند(کمانکاس، ۲۰۰۸).
۲-۲-۲ مدیریت سود:
همانند اکثر عرصه ­های پژوهش حسابداری، نظریه­ های مدیریت سود نیز از پژوهش­های عرصه ­های دیگر حسابداری، یا حوزه های دیگر دانش، مثل تامین مالی، اقتصاد، و روانشناسی و مانند اینها وام گرفته شده ­اند. در این میان نظریه ی پذیرایی و نظریه ی حساب شویی نسبتا جدید هستند : اولی از مطالعات سیاست­گذاری سود تقسیمی در حوزه­ تامین مالی وام گرفته شده است و دومی مستقیما از دل مطالعات دانشگاهی مدیریت سود گرفته شده است(بهارمقدم، ۱۳۸۹).
عکس مرتبط با اقتصاد
فهرست پربسامدترین نظریه­ های مدیریت سودعبارتاند از:

 

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت fumi.ir

 

 

    • نظریه­ی چشم داشت

 

    • نظریه­ی کارگزاری

 

    • نظریه­ی پذیرایی

 

    • نظریه­ی حساب­شویی

 

    • نظریه­ی علامت­دهی

 

    • نظریه­ های رفتاری

 

    • نظریه­ی بازی

 

    • نظریه­ی ذینفعان

 

  • نظریه­ی شرکت(بهار مقدم، ۱۳۸۹).

 

به نظر می­رسد تمام نظریه­ های مدیریت سود در سه چیز اشتراک دارند:
۱ – تمام آنها می­کوشند رابطه ی بین مدیران شرکت­ها و گروه یا گروه­های استفاده­کنندگان یا ذینفعان نسبت را به مدیریت سود تبیین کنند،
۲- به این دلیل و به دلیل استفاده از دو مقدمه ی منطقی “انسان عقلایی” و “نفع شخصی” و محصول این دو، یعنی “بیشینه سازی مطلوبیت”، همه ی این نظریه­ها می­کوشند رابطه ی مدیریت سود و ارزش را تبیین کنند، و
۳- تمام این نظریه­ها در عصر یکه تازی حسابداری اثباتی پرداخته شده ­اند و بنابراین طبیعت اثباتی و استقرایی دارند و از مشاهده و تجربه برگرفته شده ­اند.
حسابداری
رانن و یار( ۲۰۰۸ )[۳۸] نظریه ی شرکت را به عنوان یک نظریه­ی مسلط می­پذیرند و آن را در صدر نظریه­ های دیگر می­نشانند. نظریه­ی شرکت به سه دلیل به عنوان نظریه­ی مسلط در کانون بحث قرار می­گیرد:
۱- نظریه­ های دیگر مدیریت سود به نوعی وامدار آن هستند یا به عبارت دیگر این نظریه به مثابه پارادایمی برای مجموعه­ی نظریه­ های رقیباش است؛ و
۲- نظریه­ های دیگر هر یک به نوعی رویکردی از نظریه­ی شرکت هستند. همان طور که پیش از این گفته شد همه­ی نظریه­ های مدیریت سود می­کوشند رابطه­ درون شرکتی­ها و برون شرکتی­ها را نسبت به پدیده­ مدیریت سود تبیین می­ کنند. بنابراین می­توان نتیجه گرفت که نسبت پارادایمی بین نظریه­ی شرکت و رقبایش وجود دارد و از اینرو نظریه­ های رقیب هر کدام در قالب رویکردهای نظریه­ی شرکت قرار می­گیرند. رویکردهای نظریه­ی شرکت عبارت اند از: رویکرد هزینه­ قراردادها، رویکرد تصمیم­گیری، و رویکرد سیاسی- قانونی.
ابتدا چند منتخب نظریه­ی رقیب که نسبتا جدیدتر یا پربسامدترند، شامل نظریه­ های چشم داشت، کارگزاری، حساب­شویی و پذیرایی معرفی می­شوند و در بخش بعدی به تفصیل در باره­ی “نظریه­ی شرکت” به عنوان نظریه­ی مسلط بحث می­ شود(بهار مقدم، ۱۳۸۹).
۲-۲-۲-۱ نظریه­ی چشم داشت:
دو رویکرد به این نظریه وجود دارد: نظریه­ی چشمداشت اطلاعاتی و نظریه­ی چشمداشت ارزشی. هر دو رویکرد ریشه در نظریه­ی چشمداشت روانشناسی دارند برای اولین بار نظریه­ی چشمداشت در حوزه­ حسابداری با رویکرد چشمداشت اطلاعاتی وام گرفته شد. اما سپس رویکرد ارزشی به این نظریه در کانون پژوهش­های مدیریت سود قرار گرفت. اسکیپر[۳۹](۲۰۰۳) چشم انداز اطلاعاتی را در مقام عنصر کلیدی زیربنای مطالعه­ پدیده­ مدیریت سود قرار می­دهد. بر این اساس چشمداشت اطلاعاتی در اثر ناقرینگی اطلاعاتی که در ساختارهای شرکت­های سهامی پیچیده بین مدیریت مسلط و گروه ذینفعان دورافتاده تر وجود دارد ایجاد می­ شود. وی معتقد است چشمداشت اطلاعاتی فرض می­ کند که افشاهای حسابداری دارای یک درونه یا بار اطلاعاتی است که علائم فایده­مندی را به ذینفعان رله یا مخابره می­ کند. بنابراین مدیران با آگاهی از این چشمداشت از مدیریت سود برای برآوردن اهداف سود مورد انتظار ذینفعان استفاده می­ کنند(مرادزاده، ۱۳۸۹).
قیلر و دقچاو[۴۰](۲۰۰۴) رویکرد ارزشی را به نظریه­ی چشمداشت اتخاذ می­ کنند. طبق این رویکرد تصمیم­ گیران یا ذینفعان ارزش را با توجه به یک مبلغ مرجع مانند سود استخراج می­ کنند تا سطوح مطلق ثروت. یعنی توابع ارزش­گذاری افراد در دامنه­ زیان محدب و در دامنه­ سود مقعر است. این تلویحاً این مفهوم را می­رساند که زیان­ها ناخوشایندتر از سودها هستند. از این رو، ذینفعان بالاترین ارزش را وقتی به دست می­آورند که ثروت از یک زیان به یک سود به نسبت یک نقطه ی مرجع حرکت می­ کند. مخلص کلام این است که اگر همه چیز ثابت بماند، سرمایه گذاران ترجیح می­ دهند در شرکت­هایی سرمایه ­گذاری کنند که سود کوچکتر را گزارش می­ کنند تا شرکت­هایی که دارای سود نوسان پذیر هستند. بنابراین تغییر در سود و سطح صفر سود دو نقطه­ی مرجع برای سرمایه گذاران هستند . اگر مدیران بتوانند سود را بالاتر از سطح این نقطه­ی مرجع گزارش کنند بنابراین پاداش دریافت خواهند کرد. به عبارتی سود در مقایسه با زیان و تغییر مثبت در مقایسه با تغییر منفی به عنوان مرجع پاداش محسوب می­شوند. این نظریه همچنین گزینه­ی مناسبی برای نظریه­ی مطلوبیت مورد انتظار است(مرادزاده، ۱۳۸۹).
۲-۲-۲-۲ نظریه ی کارگزاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Releated

بررسی آگاهی، نگرش و عملکرد دانش آموزان پسر دبیرستانی شهرستان یزد نسبت به فعالیت بدنی و ورزش- قسمت ۴

معاون پژوهشیدانشگاه آزاد اسلامیواحد علوم تحقیقات هرمزگان   چکیده   هدف این پژوهش، بررسی آگاهی، نگرش و عملکرد دانش آموزان پسر دبیرستانی شهرستان یزد نسبت به فعالیت بدنی و ورزش می باشد.با توجه به جدول مورگان، تعداد ۳۷۰ نفر به روش تصادفی خوشه ای به عنوان نمونه آماری انتخاب شده است. برای سنجش عملکرد، آگاهی […]

بررسی-جعل-حقوقی-و-طاری-در-نظام-حقوق-ایران- قسمت ۵

از سوی دیگر چه‌بسا قلب و تحریف حقیقت به معنی و مفهوم واقعی آن در جعل وجود نداشته باشد. فرض کنید کسی به‌درستی می­داند که از دیگران پانصد هزار ریال طلبکار است درحالی‌که بدهکار، به‌عنوان تسویه بدهی خود، چکی را به مبلغ دویست هزار ریال به وی داده است. شخص طلبکار با دست بردن در […]