بررسی تطبیقی تناسخ از دیدگاه شیخ اشراق و صدرا و آئین های ودائی و بودائی- قسمت ۲۰

چطور ممکن است نفس در آغاز پیدایش صورت عقلی چیزی باشد! و حال آنکه محال است از یک صورت عقل و ماده جسمانی، یک نوع جسمانی همچون انسان حاصل شود، بدون توسط استکمالات و دگرگونیهای آن ماده،زیرا چنین چیزی محالترین و بدترین محذورات می‎باشد پس نفس در آغاز فطرتش بصورت یکی از موجودات این عالم بوده است، جزء این که قوه سلوک تدریجی به سوی عالم ملکوت را دارا می‎باشد. پس نفس:
اولاً : صورت یکی از موجودات جسمانی است و در قو‎ه‎اش، قبول صور فعلیه نهفته است و بین آن فعلیت و این قبول استکمالی منافاتی وجود ندارد. (همان ،ص ۲۸۲)
حکیم سبزواری در مورد حدّوث نفس می‎گوید:
“نفس، در حدّوث، جسمانی و در بقاء، روحانی می‎باشد. یعنی نفس جسمانیه الحدّوث و روحانیه البقاء است. پس در آغاز، حکمش، حکم طبایع منطبعه در ماده بلکه پایین‎تر از آن است زیرا چیزی قابل ذکر نبود”.
(حکیم سبزواری، ۱۳۶۰، ص ۳۰۳)
بنابراین، ملاصدرا “نفس را بدو حدّوثش، صورت و قوه جسمانی می‎داند که در جسم منطبع است، و این قوه، بالقوه انسان است و این مرتبه نازلترین مراتب وجودی آن است، پس از این مرتبه، نفس به حرکت جوهری و تجدد امثال، نیرو می‎گیرد و کم کم براشتداد وجودیش افزوده می‎شود و از عالم جسم قدم فراتر می‎ارد و با ماورای طبیعت، مسافت پیدا می‎کند و به حدّ تجرد برزخی و پس از آن تجرد عقلانی و بعد از آن به مقام فوق تجرد می‎رسد یعنی او حدّ یقف نمی‎باشد”. (حسن زاده آملی، ۱۳۸۳، ص۷۲)
ان النفس التی هی صوره الانسان جسمانیه الحدّوث و روحانیه البقاء، اذ قد مره ان العقل المنفعل آخر المعانی الجسمانیه و اول المعانی الروحانیه فالانسان صراط ممدود بین العالمین….
بنابراین نفس همان صورت انسان است که ” جسمانیه الحدّوث و روحانیه البقاء” می‎باشد و در هنگام حدّوث، آخرین مراتب جسمانی و اولی مراتب روحانی می‎باشد. (صدرالدین شیرازی ، ۱۳۶۰، ص۲۲۳)
در حقیقت نفس در نهاد ماده تکوین می‎شود و در سیر تکاملی و تحولات ارتقائی با ماده همراه بوده و به موازات ماده، راه تکامل را می‎پیماید.
مثلاً نفس چنین در ابتدای امر، صورت طبیعیه‎ای است که به عنوان نفس نباتی، ماده جنین را به جانب نشود و نما سوق می‎دهد و پس از مدتی صورت جنین ،از نظر خلقت و شکل کامل شد، به صورت یک حیوان در آمد همان نفس نباتی از درجه نباتی به مقام نفس حیوانی قدم می‎گذ‎ارد و علاوه بر عمل نفس نباتی، اعمال نفس حیوانی را نیز انجام می‎دهد و پس از چندی، ماده، لایق افاضه نفس کاملتری می‎گردد.
و لذا نفس حیوانی به صورت نفس ناطقه انسانی در می‎آیدو این نفس علاوه بر انجام اعمال و افعال انسانی، اعمال و افعال نفس نباتی و حیوانی را هم انجام می‎دهد. (صدرالدین شیرازی ، ۱۳۵۲،صص ۸-۷)
ملاصدرا بنابر عقیده‎اش به حرکت جوهری و جسمانیه الحدّوث بودن نفس، معتقد است که انسان از ابتدای خلقت تا آخر عمر، نفس واحدّ و ثابتی ندارد بلکه نفس او در عین حفظ وحدّت، مدام و مستمر در تکامل است:”نفس در ابتدای تکوینش مانند هیولای اولی از هر کمال صوری و صورت محسوسه و متخیله و معقوله خالی است، و سپس در مسیر تکامل به جایی می‎رسد که صور معقوله و ادراک می‎کند.
پس چقدر سخیف است رأی کسانی که معتقد بودند جوهر نفس از ابتدای تعلّق به بدن تا آخر بقاء آن شیء واحدّی است”. (صدرالدین شیرازی ، ۱۳۷۹، ص۳۲۸، ج۸)
وی در ارتباط با حرکت تکاملی نفس و حرکت جوهری نفس می‎گوید:
اگر جوهری نفسانی انسانی دارای حرکت جوهری و استحاله ذاتی نباشد لازم می‎آید که جوهر نفسانی انسانی همیشه به جسم نامی حساس متحدّ باشد(جوهر نفسانی به تجرد عقلی نائل نشود).
چون نفس انسان، مبدأ فصل نوع انسانی، یعنی مفهوم ناطق (که فصل منطقی می‎باشد) است ، همچنین در حیوان نیز فصل حساس از نفس حیوانی اشتقاق شده است. که این فصول صور نوعیه اجسام طبیعی هستند و بر این فصول از آن جهت که فصل هستند، و نه از آن” جهت که صورت هستند، جسم حمل می‎شود از آن جهت که جنس است، نه از آن جهت که ماده است.
حال اگر نفس انسانی از طریق حرکت جوهری جسم حادث نشود لازم می‎آید که نفس همان جسم باشد. پس این حق است که نفس انسانی در حدّوث و تصرف جسمانی است اما در بقاء و تعقل روحانی، تصرفش در اجسام جسمانی اما تعلّقش نسبت به خودش و ذات خالقش روحانی است. (صدرالدین شیرازی ، ۱۳۷۹، صص۳۴۷-۳۴۴)

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

 

۳-۱۵-بررسی احادیث مربوط به تقدم پیدایش روح بر بدن

 

سلسله‌ای از احادیث دلالت بر تقدم خلقت روح بر بدن دارند، بعبارت دیگر احادیثی وجود دارد که بیان می‌کند ارواح پیش از ابدان خلق شده‌اند، حال تفسیر مذکور چگونه با این احادیث سازگار می‌شود؟ آیا این تفسیر صدرالمتألهین از حدّوث نفس، مخالفت با اعتقادات دینی ما در این باره نیست؟ احادیثی که می‌توان درباره تقدم خلقت روح بر بدن، شاهد آور عبارتند از:
«خلق الله الارواح قبل الابدان بألفی عام» {بصائر الدرجات ۲/۸۷ بحارالانوار ۵۸/۱۳۲}
«اول ما خلق الله عقلی أو روحی» {بحارالانوار ۵۴/۳۹}
«الارواح جنود مجنده فما تعارف منها إئتلف و ما تناکر منها إختلف» {علل الشرائع ۱/۸۴ ب ۸۹ حدّیث ۹ – بحارالانوار ۵۸/۱۳۹}
صاحب گوهر مراد این احادیث را این گونه تأویل می‌کند:
«و دور نیست که مراد از حدّیث «الارواح جنود ..».، تمثیل تنافر و تناسب ارواح که مبنی بر قرب و بعد امزجه ابدان است باشد،
و مراد از حدّیث «خلق الله الارواح قبل ..». تقدم ارواحی باشد که مآل حال نفوس ناطقه بعد از استکمال إتصال به آن ارواح است و آن عقول مجرده و نفوس فلکیه است.
و مراد از حدّیث «اول ما خلق الله عقلی أو روحی» اشاره بعقل اول که مرتبه‌اش با مرتبه نفوس مقدس نبوی بحسب مآل یکی است، می‌باشد». (لاهیجی، ۱۳۷۲، ص۱۷۱)
ملاصدرا هم این احادیث را بر اساس مبانی فلسفه خود تأویل می‌کند. قبلاً گفته شد از نظر وی نفس انسانی دارای مراتب و نشآت گوناگونی است و برخی از آن نشآت به قبل از حدّوث نفس مربوط می‌شود و آن همان وجود نفس در مرتبه علت و سببش می‌باشد.
یعنی نفوس آدمیان قبل از حدّوث، در مرتبه علل عالیه و مبادی نخستین موجود بوده‌اند و این نفوس پس از فراهم شدن زمینه و استعداد ماده، از جانب آن مبادی به این ابدان لایق و آماده إفاضه می‌شوند و در ردیف صور جسمانی و طبیعت منطبع در ماده قرار می‌گیرند.
البته وجود این نفوس در نشآت قبل از طبیعت بصورت استقلالی نبوده است ولی چون حقیقت معلولات در مرتبه عللشان بنحو أشرف موجود است لذا این نفوس نیز دقیقاً به همین معنی قبل از حدّوث موجود بوده‌اند. نه اینکه هر کدامش جدای از علتش موجود باشد.
صدرالمتألهین در تأویل احادیث مذکور درست از همین مبنا استفاده کرده است و ما جهت ثبوت این ادعا عبارت خود ایشان را گزارش می‌کنیم:
“مقصود {از این احادیث} این است که نفس را کینونت و هستی دیگری برای مبادی وجودش در عالم علم خداوند یعنی صور مفارقه، می‌باشد و صور مفارقه عقلیه همان مُثل الهیه است که افلاطون و اندیشمندان پیش از او آن را به اثبات رسانده‌اند”. (صدرالدین شیرازی ، ۱۳۷۹، صص ۲۳۲-۲۳۱)
مدرس زنوزی در این زمینه می‌نویسد:
“اگر بگویی که در اخبار مستفیضه و احادیث معتبره وارد است که ارواح پیش از اجساد موجود بوده‌اند و بعد از حدّوث ابدان تعلّق تدبیری به ابدان بهم رسانند، پس بنابراین از سنخ ابداعیات خواهند بود نه از سنج کائنات.
جواب این است که برای هر نوعی سه نحو از وجود ثابت است، عقلی و مثالی و مادی، و میان کینونت روحی و کینونت نفسی خیلی فرق است.
زیرا اولی وجود عقل کلی است که مرتبه وجود ارباب انواع (مثل الهیه) می‌باشد.
پس برای نوع انسان نیز این مرتبه از وجود ثابت است، اشرف و اکمل همه افراد، فرق مفارق عقلی است و عالم “ذر” و “وجود ذری” که در اخبار وارد است، اشاره به آن نحو وجود است، ولی به این اعتبار ارواح‌اند نه نفوس، زیرا که نفسیت نفس باعتبار تعلّق و مباشرت تدبیر ابدات جزئیه است، یعنی نفس، اسم این مرتبه از تعلّق است و دومی یعنی کینونت نفسی وجود فرقی تعلّقی، و کینونت جزئی تکوینی است که بعد از استعدادات مواد و حصول ابدان از مبدأ فیاض بوساطت همان وجود روحی رب‌النوعی فایض می‌شوند و تعلّق و ارتباط حقیقی در میانه آن نفوس و ابدان متحقق می‌شوند”. (زنوزی، ۱۳۷۱، صص۲۴۵-۲۴۴) (سبزواری، ۱۳۸۰، ص۲۶۷)
ملاصدرا در جای دیگر اسفار می‌گوید:
بدان آنچه که از افلاطون راجع به قدم نفوس، نقل شده است و آن را حدّیث مشهور
“کنت نبیا و آدم بین المآء و الطین” نیز تأکید می‌کند،
منظور این نیست که نفوس بشری به حسب تعینات جزئی قبل از بدن موجود بوده‌اند و الا محالات عدیده‌ای را به همراه دارد از جمله تعطیل ماندن قوا از افعال چرا که نفس بماهی نفس چیزی نیست جز صورت متعلّق به بدن و از این جهت دارای قوا و مدارکی است که بعضی حیوانی است و بعضی نباتی.
پس منظور از قدم نفس این است که نفس دارای کینونت دیگری است برای مبادی وجودش در عالم علم خداوند نزد صور مفارقه عقلیه، یعنی همان مثل الهیه‌ای که افلاطون اثبات نموده است.
(صدرالدین شیرازی ، ۱۳۷۹، ص۳۳۱)
صدرالمتألهین، هبوط نفس آدم از عالم قدس به عالم جسمانی را نیز به همین معنا تأویل می کند و می‌گوید: “و بدان که حکایت هبوط نفس آدم از عالم قدس و موطن مقدس پدری او به عالم طبیعی جسمانی که مهد او شده است و موطن نفس حیوانی که به منزله مادرش است (که این مطالب در صحف منزله از آسمان و مرموزات انبیاء و اشارات اولیاء و حکما زیاد می‌باشد).
 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Releated

بررسی رابطه مدیریت سرمایه در گردش با ضریب واکنش سود و مدیریت سود در بین شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران- قسمت ۵

در اجراء سیاست مدیریت سرمایه در گردش، در مورد بدهى‌هاى جارى که هم‌اکنون مورد بحث است، فرض بر این گذاشته مى‌شود که نرخ بهره وام‌هاى کوتاه‌مدت از نرخ بهره وام‌هاى بلندمدت کمتر است(راهنمای رودپشتی، ۱۳۸۷).۲-۲-۹-۲-۱ استراتژى محافظه‌کارانهمدیر محافظه‌کار مى‌کوشد تا در ساختار سرمایه شرکت میزان وام‌هاى کوتاه‌مدت را به حداقل ممکن برساند. او براى تهیه […]

بررسی آگاهی، نگرش و عملکرد دانش آموزان پسر دبیرستانی شهرستان یزد نسبت به فعالیت بدنی و ورزش- قسمت ۴

معاون پژوهشیدانشگاه آزاد اسلامیواحد علوم تحقیقات هرمزگان   چکیده   هدف این پژوهش، بررسی آگاهی، نگرش و عملکرد دانش آموزان پسر دبیرستانی شهرستان یزد نسبت به فعالیت بدنی و ورزش می باشد.با توجه به جدول مورگان، تعداد ۳۷۰ نفر به روش تصادفی خوشه ای به عنوان نمونه آماری انتخاب شده است. برای سنجش عملکرد، آگاهی […]