انیمیشن، داستان، فیلمنامه، مدیران، عروسک

مبدل تربیت نشده است که بتواند داستان ها را درست ارزیابی کند. حتا دانشگاه ها نیروی کار متخصص در این امر را تربیت نمی کنند. ما در انیمیشن و بازی، نه فیلمنامه نویس داریم و نه بازی نویس، کسی که خبره این کار باشد. داستان را بشناسد و با انیمیشن آشنا باشد. افرادی هستند که طنز تلویزیونی می نویسند، مقاله برای فلان مجله می نویسند، فیلمنامه سریال تلویزیونی آماده می کنند و نیز فیلمنامه انیمیشن هم می نویسند. ما نداریم کسانی را که فقط فیلمنامه نویس انیمیشن باشند. کسی که فقط دغدغه اش نوشتن برای انیمیشن باشد و فرضا 5 سال فقط روی یک مدل کار کند و آن را خلق کند تا من سازنده آن را بسازم. آن مهره گم شده که پیوند بدهد و بتواند قصه ها را آنالیز کند را تربیت نکردیم. روش اقتباس از ادبیات این نیست که کتاب را باز کنیم و از روی آن بنویسیم. باید کتاب را خواند و بعد کنار گذاشت و قصه ی خود را نوشت و فیلمنامه را آماده کرد. ولی متاسفانه در ایران 99 درصد فیلمنامه ها در واقع کتاب هستند. فقط تصاویرش حرکت می کنند. با این فرمول نمی توان مخاطب را حفظ کرد.
صنعت فیلم سازی قانون خود را دارد. اول فیلم ساخته می شود بعد از دل فیلم، کتاب آن در می آید و عروسک شخصیت ها ساخته می شود. مثل لاک پشت نینجا که یکی از معروف ترین و گران ترین فیلم های امریکایی است. درآمدی که از فروش عروسک ها نصیب سازندگانش شد 10 برابر فروش فیلم بود. در این فیلم سازندگان خیلی بیش تر از فیلم از عروسک های آن کسب درآمد کردند. عروسک هایی که تازه ساخته ی چین بودند و این آمار فقط مربوط به بازارهای امریکایی بود. تولید صنعتی عروسک نیز یکی از راه های تبلیغی فیلم محسوب می شود. آن ها حتا فیلم می سازند برای تبلیغ وفروش تی شرت. همراه انیمیشن ما باید یک مجموعه ای کامل از کتاب، لباس، عروسک، بازی های کامپیوتری و …. را آماده کنیم و همزمان با فیلم در بازار عرضه کنیم.
مشکل بعدی به بخش برنامه ریزی فرهنگی در حوزه مدیریت کلان برمی گردد؛ یعنی قانون کپی رایت. رعایت نکردن حق و حقوق مولف چه داخلی و چه خارجی یکی از بحث های آسیب شناسی در بخش انیمیشن است. وقتی CD کارتونی یکی از بهترین کارها را با قیمت 2000 تومان می خریم مخاطب من نمی داند من سازنده ی داخلی نمی توانم کارم را با این قیمت روانه ی بازار کنم. کاری که در داخل تولید می شود هزینه اش خیلی بیش تر از 2000 تومان تمام می شود و وقتی بخواهم CD کارتونم را با 20000 تومان بفروشم واضح است که نمی توانم به رقابت بپردازم. ما در انیمیشن بیش تر انجام وظیفـه می کنیم. تز دکترای من ” مضمون انیمیشن ملی ” است. یعنی علاوه بر مساله خاص که ایجاد کارکتر، ایجاد مضامین و غیره است، به انیمیشنی اطلاق می شود که بتوان صادرش کرد. انیمیشنی که نشود صادرش کرد نباید ساخته شود و این یک دیدگاه کلی است. فیلم آقای مهربان را خیلی با امید ساختم. امیدوارم به بیرون از مرزها هم راه پیدا کند. به خصوص بین کشورهای مسلمان و منطقه که از نظر فرهنگی به ما نزدیک هستند. آرزویم این است که شخصیت های محبوب، برای بچه های ایرانی بسازم. بعد از پخش مجموعه پهلوانان خانمی از خراسان به دفتر زنگ زد و فیلم را می خواست. می گفت؛ بچه ی من عروسک های مردعنکبوتی، سوپرمن و بتمن را دارد یعنی می خواهد و من هم برایش می خرم. وقتی فیلم پهلوانان پخش شد و پوریای ولی را دید، پیراهنش را درآورد، شلوارش را بالا زد، شمشیر دستش گرفت و گفت: ” من پوریای ولی ام “. من از شما تشکر می کنـم که بچه ی مرا با اسم پوریای ولی آشنا کردید. حالا دلم می خواهد او پوریای ولی را در کنار مردعنکبوتی، سوپرمن و بتمن جز قهرمانان خود بداند.
ما در این مقولات بیش تر به فکـر پول هستیم. اما هــدف اصلی در این کار، این است که فرهنگ و هویت جامعه ی خود را پایدار و ثابت کنیم و هیچ چیز بهتر از انیمیشن برای این کار مناسب نیست. رعایت نکردن قانون کپی رایت باعث استفاده از خدمات آن ها می شود و متوجه نیستیم که چه ضرر وحشتناکی برای خود ما دارد. اگر قرار باشد یک بازی کامپیوتری را طراحی کنیم که از نظر کیفیت بتوانیم با بازی های غیر بومی رقابت کند، ارزش ساخت ندارد، چون سریع کپی می شود. بنابراین بازی نمی سازیم و اگر هم بسازیم با حمایت دولت است مثل انیمیشن. این آسیب شناسی بعدی در این مقوله است.
از دیگر مشکلات، دولتی بودن این بخش است که معتقدم اشتباه است. هیچ گاه نمی توان همسطح آن ها رشد کرد. چون باید منتظر یارانه بود و یارانه با کوچک ترین فضای فرسایشی که اتفاق می افتاد مثل پایین آمدن درآمد نفت، قطع می شود. جامعه را با شاخص های تسهیل کننده فرهنگی است که می توان حفظ کرد؛ نه داشتن اتومبیل و وسایل و ابزارهایی که در حال خریدن و وارد کردن آن ها هستیم. این فرهنگ و هویت ماست که می تواند جامعه را در سختی ها حفظ کند.
دولتی کردن این فضا، باعث می شود من از دولت همان کاری را بخواهم که یک صنعتکار چینی می خواهد. صنعتکار چینی از دولت وام می گیرد برای این که بتواند به ایران جنس بفروشد نه به چین. الان شرکت های چینی حاضر هستند برای ایران انیمیشن عاشورا بسازند. البته در ابتدا قرار بود کره آن را بسازد. می دانید چرا؟ چون در ایران کار مذهبی ضعیف ساخته می شود. متاسفانه 90 تا 95 درصد فیلم های مذهبی ما توهین به مذهب است. مدیریت هزینه و مدیریت ارتباطی ما خیلی قوی نیست و رقابت از نظر کیفیت در ایران وجود ندارد. این نیز از دیگر مشکلاتی است که باید به آن توجه شود.
در آخر مشکل اساسی این بحث، مربوط به مدیران بخش فرهنگ و هنر است. متاسفانه مدیران فرهنگی ما اغلب سیاسی عمل می کنند. در حالی که کار فرهنگی کاملا متفاوت با کار سیاسی است. در حال حاضر هر نابسامانی و ناهنجاری که در اجتماع رخ می دهد به خاطر نبودن مسائل فرهنگی است. چون همه ی مدیران ما سیاسی شده اند. مشکل دیگر در بخش مدیران فرهنگی این است که چون باید هویت بدهند و روی این مقوله کار کنند و باز چون معمولا هنر را نمی شناسند و در زمینه انیمیشن صاحب نظر نیستند، سفارش هایی می دهند که انجام آن امکان پذیر نیست. مثلا می گویند از داستان های شهید مطهری فیلم بسازید تا بودجه در اختیار شما قرار گیرد. افرادی که آگاه هستند این کار را نمی کنند. ولی افراد ناآگاه انجام می دهند. آن داستان ها مناسب انیمیشن نیستند. بعضی از آن ها فقط برای خواندن است. خواندن خود یک دنیای عجیبی در ذهن فرد ایجاد می کند که یک فیلم نمی تواند با آن رقابت کند. من معتقدم شعر یک فایل زیپ شده است یعنی دنیای آن در ذهن خلق می شود. با تبدیل شعر به تصویر شاید آن کمال و معنا را از دست بدهد. زیرا آگاهی و مضامین کلامی در ذهن بیش تر است. اما فرایند عینی چون انیمیشن، نقاشی و سینما خیلی مطلق هستند. بیننده همان چیزی را می بیند که به او نشان داده می شود. ذهن خیلی وارد تخیل نمی شود زیرا کار توالی دارد. مدیران فرهنگی دنیا، متفکرانی هستند که دغدغه ی فرهنگی دارند. این که مدیران در ایران تخصص مورد نیاز بخشی که کار می کنند را ندارند به این خاطر است که خیلی راحت هر پستی را قبول می کنند یک روز مدیر مثلا راه آهن هستند، یک روز مدیر فرهنگی در وزارت ارشاد. زیرا در قبال مافوق خود احساس تعهد می کنند نه به وظیفه ای که بر عهده ی آنان گذاشته شــده است. در این راستا تولیـد فـرهنگ نکردیم و عقب ماندیم. ارزیابی خوبی بین محصولات انجـــام نمی شود. انرژی صرف می شود ولی در عمل، محصول خوبی تولید نمی شود و این هم به دولتی بودن این مقولات برمی گردد.
در ایران فرهنگ انیمیشن دیدن در سینما مرسوم نیست و افراد ترجیح می دهند در خانه آن را ببینند. برعکس مردم امریکا حتما باید در سینما فیلم را ببینند. در این باره خوب است که فرهنگ سازی شود. در نهایت معتقدم ما با فرمول های انیمیشن دنیا آشنا هستیم با این که با آن ها فاصله داریم اما می توانیم کارهای ماندگار تولید کنیم.
8. به نظر شما در نوشتن و ساختن کتاب ها و برنامه ها برای کودک در ایران چه قدر به پژوهش و تحقیق قبل از انجام، بها داده می شود؟ ( چه قدر دغدغه ی شناخت قبل از نوشتن و ساختن وجود دارد؟ )
برخی به این امر اهمیت می دهند و تحقیق می کنند. ما باید و باید و باید در کارها تحقیق کردن را جدی بگیریم. این نیست که بدون زمینه، یک ایده ی جدیدی به ذهن برسد و بتوان ساخت. باید بسیار زیاد بخوانیم و ببینیم. برای ساختن و خلق چیزی، باید تحقیق و پژوهش کرد. من به خلاقیت خیلی اعتقاد ندارم. معتقدم اکتسابی است. وقتی در مورد چیزی زیاد بخوانید خود به خود در مورد آن چیز متخصص می شوید. اما متاسفانه به علت کمبود بودجه و فشردگی زمانی، معمولا کارها شتابزده انجام می شود و با کیفیت نازلی وارد بازارهای فرهنگی می شوند. بنابراین به خاطر اختصاص ندادن بودجه کافی برای امر پژوهش، کارها یک جور گرته برداری می شود و کار نو و جدیدی ساخته می شود. شرایط اجتماعی و اقتصادی به نوعی هنرمند را تنبل کرده است.
9. بازتاب برنامه ها رصد می شود؟ آیا بازخوردها در پویا کردن برنامه در ادامه در نظر گرفته می شود؟
بله. مثلا در مورد مجموعه ی پهلوانان قبلا دو تن از دوستان داستان شکست پوریای ولی از پهلوان هندی را کار کرده بودند. ما آن ها را دیدیم و در این 26 قسمتی که کار کردیم نوع روایت ما با آن ها متفاوت است. شما داستان شکست را فقط به صورت کلامی می شنوید و اصلا قسمتی در مورد آن نیست. خط و جهت داستان ها را از کتاب های دیگر گرفتیم مثل بی نوایان، گوژپشت نتردام و …. . به نظر من یک داستان واحد را دو نفر با دو نوع نگاه متفاوت می توانند روایت کنند، این بستگی به هنر هنرمند دارد. شخصیت های جذاب این قابلیت را دارند. اما رصد قبل از پخش در حوزه انیمیشن شدنی نیست. باید تمام فیلم ساخته شود و برای پخش برود و بعد بازتاب ها گرفته شود. انیمیشن روی یک فرم پیش بینی شده است. اما من به شبکه صبا پیشنهاد داده ام برنامه ها را به مدرسه ها ببرد و عکس العمل بچه ها را مستقیما بگیرد. زمان پخش بسیار مهم است و پخش یک فیلم در زمان های متفاوت بازتاب خوبی نخواهد داشت. فیلم باید در یک زمان منظم پخش شود. گاهی اوقات اگر زمان کافی وجود نداشته باشد سازمان قسمتی از فیلم را حـذف می کند که این لطمه زیادی به فیلم می زند و این در حیطه ی اختیار من سازنده نیست. من سعی می کنم از نظر مالی نویسنده ها را تامین کنم تا طرح و ایده جدید و جالب داشته باشم چون معتقدم باید به فیلمنامه اهمیت بسیار داد. اما بعد از ساخت، مسئولیت کار با من نیست.
10. نگرش شما به برنامه های ساخته شده توسط فرهن