ادبی، کــه، صناعات، آرایی، بکاررفته

«جناس و واج آرایی» به کار رفته است.
جناس اشتقاق :درواژهای« محرم ،حرم» .
واج آرایی صامت «س »درمصرع اول .
دربیت نهم صناعات ادبی «تفریق وایهام »به کار رفته است.
ایهام تضاد :صنم که درمعنی غیر منظور باصمد درتضاد می باشد.
صناعت معنوی که دراین غزل بکاررفته اند:
«مجاز».
دربیت چهارم صنعت ادبی «مجاز» به کار رفته است .
مجازبه علاقه ظرف ومظروف :قدح که منظورباده که داخل قدح می باشد.

غزل 120
بتی دارم که گــرد گــل زسنبل سـایبان دارد بهــار عارضش خطی بــه خـــون ارغوان دارد
غبــار خط بپــوشانید خــورشید رخش یــارب بقای جــاودانش ده کــه حسن جــاودان دارد
چو عاشق می شدم گفتم که بردم گوهر مقصود ندانستم کـه این دریا چه موج خون فشان دارد
زچشمت جان نشاید برد کز هرسو کـه می بینم کمینازگوشه ای کرده است وتیر اندر کمان دارد
چــو دام طرّه افشانــد زگرد خــاطر عشاق بــه غماز صبــا گــویــد کـــه راز مــا نهــان دارد
بیفشان جـرعه ای بــرخاک وحال اهل دل بشنو کــه از جمشید وکیخسرو فــراوان داستان دارد
چـودر رویت بخندد گل مشـو در دامن ای بلبل کـه بـرگل اعتمادی نیست گرحسن جهان دارد
خــدا را داد مــن بستان از او ای شحنۀ مجلس که می بادیگری خورده است وبامن سرگران دارد
بــه فتراک ارهمی بندی خــدا را زود صیدم کن کــه آفتهاست درتـأخیر وطــالب رازیــان دارد
به سروقدّ دلجویت مــکن محروم چشمم را بدین سر چشمه اش بنشان خــوش آبــی روان دارد
زخوف هجرم ایمـن کــن اگــر امیــد آن داری کــه ازچشم بـــد اندیشان خدایت درامان دارد
چه عذر بخت خود گویم که آن عیّار شهر آشوب به تلخی کشت حافظ راکه شکّر در دهان دارد

صناعت لفظی که دراین غزل بکاررفته اند:
«مراعات نظیر ، واج آرایی ، جناس ، طباق».
دربیت اول صنعت ادبی «مراعات نظیر»به کار رفته است.
مراعات نظیر :درواژهای «گل،سنبل ،ارغوان »
دربیت دوم صنعت ادبی «واج آرایی»به کار رفته است.
واج آرایی : تکرارصامت «م» .
دربیت چهارم صناعات ادبی «واج آرایی ،جناس ،مراعات نظیر»به کار رفته است.
واج آرایی :تکرا رصامت «ک» .
جناس شبه اشتقاق :درواژ ه های «کمان وکمین» .
مراعات نظیر :درواژهای «کمین ،تیر ،کمان» .
دربیت دهم صنعت ادبی «واج آرایی »به کار رفته است
واج آرایی :تکرارصامت«ش».
دربیت دوازدهم صنعت ادبی «طباق» به کاررفته است.
طباق:میان واژه های «تلخ وشکر» .

صناعت معنوی که دراین غزل بکاررفته اند:
«استعاره،تشبیه،مجاز».
دربیت اول صناعات ادبی «استعاره،تشبیه ومجاز»به کار رفته است.
.استعاره مصرحه :مستعار:بت ،مستعارله :محبوب ،جامع :زیبایی وظرافت . تشبیه بلیغ :بهار عارض .
دربیت دوم صناعات ادبی «تشبیه واستعاره» به کار رفته است.
تشبیه بلیغ :گوهر مقصود.
دربیت چهارم صنعت ادبی «استعاره »به کار رفته است.
استعاره مصرحه :مستعار:تیر ،مستعارله :مژه ،جامع :زخمی کننده عشق .
دربیت پنجم صناعات ادبی« تشبیه واستعاره» به کار رفته است .
تشبیه بلیغ :دام طره. استعاره کنایی :مستعارله :صبا .مستعارمنه :انسان ،جامع :خبر رسانی .
دربیت هفتم صنعت ادبی «استعاره کنایی» به کار رفته است.
دربیت دهم صناعات ادبی «تشبیه واستعاره» به کار رفته است.
تشبیه بلیغ :سروقدّ . استعاره مصرحه :مستعار :سرچشمه .مستعارله :چشم .
غزل 121
هــرآنــکوخــاطرمجموع ویـــارنـازنین دارد سعادت همــدم اوگـشت ودولــت همنشین دارد
حــریم عشق رادرگه بسی بـــالاتر ازعقلست کسی آن آستــان بــوسد که جـان درآستین دارد
دهان تنگ شیرینش مــگر مـلک سلیمانست که نقش خـاتـم لعلش جهــان زیـــر نــگین دارد
لب لعـل وخــط مشکیــن چـــوآتش هست بنــازم دلبــر خــودرا کــه حسنش آن واین دارد
بخـــواری منگر ای منعم ضعیفان ونحیفان را کــه صدر مجلس عشــرت گـــدای ره نشین دارد
چــو بــرروی زمین بـــاشی ،تـوانائی غنیمت کــه دوران نــاتـــــوانیها بسی زیــر زمیــن دارد
بلاگــردان جان وتــن دعـــای مستمندانست که بیندخیر ازآن خرمن که ننگ ازخوشه چین دارد
صبا ازعشق مــن رمزی بــگو باآن شه خوبان کــه صد جمشیــد وکیخســرو غلام کمترین دارد
وگرگوید نمیخواهم چــو حـافظ عاشق مفلس بگوئیــدش کــه سلطانی گـــدائی همنشین دارد

صناعت لفظی که دراین غزل بکاررفته اند:
«جناس،واج آرای،لف ونشر، ازدواج وطباق، تضاد».
دربیت دوم صناعات ادبی «جناس،واج آرایی»به کاررفته است.
جناس شبه اشتقاق :درواژه های «آستان ،آستین »مراعات شده است
واج آرایی :صامت «س».
دربیت چهارم صناعات ادبی«لف ونشر»به کاررفته است.
لف ونشر:آن به لب لعل واین به خط مشکین مربوط می شود
دربیت پنجم صناعات ادبی«ازدواج وطباق »به کاررفته است.
ازدواج :واژه های «ضعیفان ونحیفان»(سجع) که درکنارهم قرارگرفتند.
طباق ایجاب:درواژه های «منعم وگدا»وجوددارد.
دربیت ششم صنعت ادبی «طباق »به کار رفته است.
طباق ایجاب :درواژه های «توانائی ،ناتوانی،روی وزیر »وجود دارد.
دربیت نهم صنعت ادبی «تضاد»به کاررفته است.
تضاد:دربین واژه های«سلطان وگدا».

صناعت معنوی که دراین غزل بکاررفته اند:
«استعاره،تشبیه».
دربیت دوم صناعت ادبی «استعاره»به کاررفته است.
استعاره مکنیه:حریم عشق /مستعارمنه:عشق مستعارله :حرم وبارگاه قرینه:درگاه وحریم
دربیت سوم صنعت ادبی«استعاره »به کاررفته است.
استعاره مصرحه مطلقه:مستعارله :لعل مستعارمنه :لب یار جامع :سرخی وزیبائی قرینه:دهان تنگ
دربیت چهارم صنعت ادبی«تشبیه »به کاررفته است.
تشبیه بلیغ :لب لعل
دربیت هشتم صنعت ادبی «استعاره »به کار رفته است.
استعاره مکنیه:مستعارله:صبا مستعارمنه:پیک (انسان) قرینه :بگو جامع:پیام رسانی

غزل 122
هــرآنـکه جــانب اهــل خــدانــگه دارد خداش درهمــه حــال ازبـلا نـگه دارد
حدیث دوست نگویم مگربه حضرت دوست کـــه آشنـــا سخــن آشنـا نــگه دارد
دلامعــاش چنان کــن کــه گـربلغزدپای فرشتـه ات بــدو دست دعـــا نگه دارد
گرت هـواست کــه معشوق نگسلد پیمان نــگاه دار سـر رشتــه تـــا نـــگه دارد
صبــا بـــرآن سرزلــف اردل مـرا بینــی زروی لطف بــگویش کــه جـا نگه دارد
چــوگفتمش که دلم رانگاه دار،چه گفت؟ زدست بنده چــه خیزد؟خـدا نـگه دارد
سرو زر ودل وجــانــم فــدای آن یــاری کــه حق صحبت مهـر و وفــا نـگه دارد
غبــار راهگـذارت کجــاست تـا حــافظ بیـــاد گـــار نسیم صبـــا نـــگه دارد

صناعات لفظی که دراین غزل بکاررفته اند:
«حصر،سیاقه الاعداد».
در بیت دوم صنعت ادبی((حصر))به کار رفته است.
حصر موصوف/ مقصور: به حضرت دوست مقصور علیه: حدیث نمی گویند ادات: مگر
در بیت هفتم صفت ادبی((سیاقه الاعداد)) به کار رفته است.
در مصرع اول که چهار واژه((سر،زره دل،جان)).

صناعت معنوی که دراین غزل بکاررفته اند:
«استعاره،تشبیه، کنایه».

در بیت سوم صفت ادبی((کنایه)) به کار رفته است.
کنایه(ایماء):لغزیدن پا: کف از خطا و اشتباه مرتکب شدن
در بیت پنجم صفت ادبی((استعاره)) به کار رفته است.
استعاره مکنیه(تشخیص):مستعارمنه:صبا مستعارله:پیک و قاصد(انسان) قرینه:بینی،بگو جامع:تحرک و خبر رسانی
غزل123
مطـرب عشق عجب ساز و نـوائی دارد نقش هـر نغمه کـــه زدراه بــجائی دارد
عالــم ازنــالــه عشاق مبــادا خــالی که خوش آهنگ وفرح بخش هـوائی دارد
پیردردی کش ما گرچه ندارد زر و زور خوش عطابخش وخطاپوش خـدائی دارد
محترم داردلم کایـن مگس قندپرست تــا هــواخواه تــوشد فّـــرهمـائی دارد
ازعدالت نبــود دورگرش پــرسد حال پادشاهی کــه بــه همسایه گدائی دارد
اشک خونین بنمودم به طبیبان گفتند درد عشقست وجــگر ســـوز دوائی دارد
ستم ازغمزه میاموز که درمذهب عشق هــرعمل اجری وهــرکـرده جزائی دارد
نغز گفت آن بت ترسابچه بـاده پرست شادی روی کسی خــورکـه صفائی دارد
خسروا حافظ درگاه نشین فاتحه خواند وز زبـان تــو تــمنّــــای دعــائی دارد

صناعت لفظی که دراین غزل بکاررفته اند:
«مراعات نظیر ،ایهام،جناس،واج آرایی ، تسنیق الصفات».
تضاد و مبالغه،ارسال المثل ، حسن طلب.
در بیت اول صناعات ادبی((مراعات نظیر و ایهام))به کار رفته است.
مراعات نظیر:در واژه های((مطرب،ساز،نوا،نغمه و زدن از نوع ملازمت))
ایهام تناسب ((را))که در معنی موسیقیابی اش اهنگ،لحن باساز،نوا ایهام دارد.
در بیت دوم صفت ادبی((ایهام)) به کار رفته است.
ایهام: در واژه((عشاق)) الف)عاشقان ب)نام پرده موصیقی
دربیت سوم) صناعات ادبی(( جناس،واج آرایی و تسنیق الصفات)) به کار رفته است.
جناس زائد:در واژه های((زر،زور/واج آرایی:صامت(ش))
در بیت پنجم) صناعات ادبی((تضاد و مبالغه))به کار رفته است.
طباق:در واژه های(( پادشاه، گدا/مبالغه:اینکه پادشاه به احوال پرسی گدا برود،از نوع تبلیغ)).
در بیت ششم) صناعات ادبی((مراعات نظیر))به کار رفته است.
مراعات نظیر:در واژه های(( طبیب، درد، دوا که تناسب از نوع ملازمت))
در بیت هفتم) صناعات ادبی((ارسال المثل و حسن طلب))به کار رفته است.
ارسال المثل:مصرع دوم به عنوان ضرب المثل/ حسن طلب: که شاعر مهربانی را از یاد طلب می کند(ستم میاموز).

صناعت معنوی که دراین غزل بکاررفته اند:
«کنایه».
در بیت ششم) صنعت ادبی((کنایه))به کار رفته است.
کنیه:اشک خونین، کنایه از شدت و فراوانی گریه می باشد.
غزل124
آنـــکه از سنبل او غــالیــــه تـــابـــی دارد بــاز بــا دلشدگان نـــــاز و عتـــابــی دارد
از سر کشتــۀ خــــود می گذرد همچون باد چــه تـــوان کرد که عمر است و شتابی دارد
ماه خــورشیـد نمایش ز پــی پــردۀ زلـــف آفتـــابـی اسـت کــه در پیش سـحابی دارد
چشم من کرد به هر گوشه روان سیل سرشک تــا سهی سرو تــــرا تــازه تـــر از آبی دارد
غمزۀ شـوخ تـــو خونــم بـــه خطا می ریزد فرصتش بـــاد کــه خوش فــکر صوابی دارد
آب حیـوان اگر ایــن است که دارد لب دوست روشــــن است این که خضر بهره سرابی دارد
چشم مخمور تــو دارد ز دلــم قصــد جـــگر ترک مست است مــگر مــیل کــبابــی