ادبی((، مستعارله:، بکاررفته، صناعات، مستعارمنه:

دریا دریاب را تداعی می کند.
اطناب: (دریاب و دریاب) تکرار جهت تأکید.

صناعات معنوی که دراین غزل بکاررفته اند:
«تشبیه،استعاره».
در بیت دوم صنعت ادبی((تشبیه)) به کار رفته است.
تشبیه بلیغ: ویران سرای دل مشبه: دل مشبه به: ویران سرا وجه شبه: خراب و نابود شده(عشق)
در بیت چهارم ) صنعت ادبی(( استعاره کنایی)) به کار رفته است.
استعاره کنایی(تشخیص): ای خرقه ی می آلود مستعارله: خرقه مستعارمنه: ساقی( انسان)
در بیت پنجم ) صنعت ادبی(( استعاره)) به کار رفته است.
استعاره مصرحه مجرده:مستعار: ماه مستعارله: زیبایی چهره جامع: زیبایی و درخشندگی
در بیت هفتم ) صنعت ادبی(( استعاره)) به کار رفته است.
استعاره مصرحه مطلقه: مستعار: جادوی کمانکش مستعارله: چشم یار جامع: فریبکار و گرفتارکننده
غزل172
عشق تـو نهال حیــرت آمـد وصل تــوکمـال حیـرت آمد
بس غرقۀ حـال وصل کــاخر هـم بــرسرحـال حیرت آمد
یــک دل بنمـا کــه درره او برچهره نـه خیال حیرت آمد
نــه وصل بمــا نـدونه واصل آنجا کــه خیال حیــرت آمد
ازهرطرفی کــه گوش کردم آواز ســؤال حیـــرت آمـــد
شد منهزم ازکمــال عــزّت آن راکـــه جلال حیرت آمـد
سرتــا قدم وجــود حــافظ درعشـق نهــال حیـرت آمـد

صناعات لفظی که دراین غزل بکاررفته اند:
« موازنه، جناس».
در بیت اول ) صنعت ادبی(( موازنه» به کار رفته است.
در بیت چهارم ) صنعت ادبی(( جناس)) به کار رفته است.
جناس اشتقاق: در واژه های ( وصل، واصل).

صناعات معنوی که دراین غزل بکاررفته اند:
«استعاره».
در بیت پنجم ) صنعت ادبی( استعاره)) به کار رفته است.
استعاره کنایی ( تشخیص): حیرت سؤال می کن مستعارله: حیرت مستعارمنه: انسان قرینه: سؤال کردن

غزل 173
در نــمــازم خــم ابــروی تــو بــا یــاد آمد حــالتـی رفــت کـه محراب به فریاد آمد
از من اکنون طمع صبر و دل و هــوش مــدار کآن تـحمل کـه تو دیدی همه بر باد آمد
باده صافی شد و مرغان چمن مـست شــدنـد موسم عـاشــقــی و کـار بــه بـنیاد آمد
بـوی بـهـبود ز اوضاع جــهان مـی شــنــوم شادی آورد گـل و بــاد صبـا شـاد آمــد
ای عروس هـنـر از بــخـت شـــکــایت منما حــجـلـۀ حسـن بیارای کــه دامــاد آمد
دلـفـریـبـان نـبـاتــی هـمـه زیــــور بستند دلبر ماست کـه بـا حسن خــداداد آمــد
زیر بارند درختان کـــــه تــعــلــق دارنـــد ای خوشا ســرو کـه از بــار غـم آزاد آمد
مــطـرب از گفتۀ حافظ غــزلـی نـغـز بخوان تـــا بگویم کــه ز عـهــد طربم یـاد آمـد

صناعات لفظی که دراین غزل بکاررفته اند:
« سیاقه الاعداد، حسامیزی، مراعات نظیر، تفریق و حصر تقدیری، ایهام و طباق».
در بیت دوم ) صنعت ادبی((سیاقه الاعداد) مصرع اول مراعات شده است.
در بیت چهارم ) صناعات ادبی(( حسامیزی)) به کار رفته است.
حسامیزی: بوی بهبود جهان را می شنود
در بیت پنجم ) صناعات ادبی(( مراعات نظیر)) به کار رفته است.
مراعات نظیر: در داماد، عروس، حجله از نوع ملازمت
در بیت ششم ) صناعات ادبی((تفریق و حصر تقدیری)) به کار رفته است:
حصر موصوف: فقط دلبر ماست که با حسن خداداد آمد: مقصود: دلبر ما مقصود علیه: آمدن با حسن خداداد ادات: فقط
در بیت هفتم ) صناعات ادبی(( ایهام و طباق)) به کار رفته است.
نوعی طباق در واژه های تعلق، آزاد وجود دارد / ایهام: زیر بارند الف) داشتن میوه و ثمره ب) زیربارش باران هستند.

صناعات معنوی که دراین غزل بکاررفته اند:
«استعاره، تشبیه».
در بیت اول ) صنعت ادبی(( استعاره )) به کار رفته است.
استعاره مکنیه: خم ابرو مستعارله: ابرو مستعارمنه: کمان قرینه: خم جامع: خمیدگی
در بیت چهارم ) صناعت ادبی( استعاره)) به کار رفته است.
استعاره مکنیه: بوی بهبود مستعارله: بهبود مستعارمنه: گل
جامع: نیکی و خوشبویی / مستعارله: گل و باد صبا مستعارمنه: پیک جامع: مژده دهنده
در بیت پنجم ) صناعات ادبی(( تشبیه)) به کار رفته است:
مراعات نظیر: در داماد، عروس، حجله از نوع ملازمت / تشبیع بلیغ: عروس هنر مشبه: هنر مشبه به: عروس
وجه شبه: آراستگی
غزل174
مـژده ای دل کـــه دگـــر بـاد صبا بـاز آمد هـدهـد خوش خبر ازطرف سـبـا باز آمـد
بــرکش ای مــرغ سـحــر نغمۀ داوودی بـاز کــه سلیمان گل از بــاد و هــوا بـاز آمـد
عــارفــی کـــو کـــه کند فهم زبـان سوسن تا بپرسد که چرا رفـت و چــرا بـــاز آمـد
مردمی کرد و کــرم، لطف خداداد بـــه مـن کــآن بــت مـاهــرخ از راه وفــا بــاز آمد
لاله بــوی مــی نوشین بشنید از دم صـبــح داغدل بــود بـــه امـیــد دوا بــاز آمـــد
چـشـم مــن در ره ایــن قـافـلـۀ راه بــمانـد تــا بــگــوش دلـــم آواز درآ بــاز آمـــد
گـرچـه حافظ در رنجش زد و پیمان بشکست لـطـف او بـیـن که به لطف از در ما بازآمد

صناعات لفظی که دراین غزل بکاررفته اند:
«جناس،تلمیح،حسامیزی».
در بیت اول ) صنعت ادبی(( جناس)) بین واژه های صبا، صبا جناس لفظی مراعات شده است.
در بیت دوم ) صناعات ادبی((تلمیح)) به کار رفته است.
تلمیح: اشاره به آوازخوانی حضرت داود
در بیت سوم ) صناعات ادبی(( طباق )) به کار رفته است
تضاد در دو فعل رفت، باز آمد.

صناعات معنوی که دراین غزل بکاررفته اند:
«تشبیه ،استعاره».
در بیت دوم ) صناعات ادبی((تشبیه، استعاره)) به کار رفته است
تشبیه: بلیغ: سلیمان گل مشبه: گل مشبه به: سلیمان وجه شبه:سروری،
بزرگی / استعاره کنایی: ای مرع سحر مستعارله: مرغ سحر مستعارمنه: آواز خوان جامع: خوش آوازی.
در بیت دوم ) صناعت ادبی((استعاره)) به کار رفته است.
استعاره مکنیه: زبان سوسن مستعارله: سوسن مستعارمنه: انسان
قرینه: زبان جامع: سخنوری
در بیت چهارم ) صنعت ادبی((استعاره مصرحه مجرده)) به کار رفته است:
مستعار: بت مستعارله: یار و محبوب جامع: زیبایی
در بیت پنجم )صناعات ادبی(( حسامیزی و
استعاره)) به کار رفته است.
حسامیزی: لاله بوی می را شنید / استعاره مکنیه: مستعارله: لاله مستعارمنه: انسان قرینه: شنید جامع: شنوایی
در بیت ششم ) صنعت ادبی(( مراعات نظیر)) به کار رفته است.مراعات نظیر: بین راه، قافله، درا تناسب ازنوع ملازمت می باشد
در بیت هفتم ) صنعت ادبی(( استعاره)) به کار رفته است.
استعاره مکنیه: در رنجش مستعارله: رنجش مستعارمنه: اطاق قرینه: د
غزل175
صبا بـه تـهـنـیـت پیـر مــی فــروش آمــد که موسم طـرب و عیش و نــاز و نـــوش آمد
هوای مـسـیـح نـفس گشت و باد نافه گشای درخـــت ســبـز شــد و مـرغ در خروش آمد
تنور لاله چنــان بـرفـروخــت بـــاد بــهــار که غنچه غرق عرق گشت و گل به جـوی آمد
به گوش هوش نیوش از من و به عشرت کوش که این سخن سحـر از هاتـفـم به گـوش آمــد
زفـکـر تـفـرقــه بــاز آی تـا شـوی مجموعه بـه حـکم آن که چون شد اهرمن سروش آمد
زمــرغ صـبـح نـدانـم کــــه ســوســن آزاد چـه گـــوش کــرد کـه بـاده باز خموش آمد
چــه جـای صحبت نامحرم است مـجلس آن سـر پیاله بپوشــان کــه خرقه پـــوش آمــد
ز خـانقاه به مـــیخانه مـی رود حــــافـــظ مــگـر ز مـستـی زهــد ریـــا بـه هوش آمد

صناعات لفظی که دراین غزل بکاررفته اند:
«مراعات نظیر، سیاقه الاعداد، تفریق،، حسن تعلیل و جناس،واج آرایی، تصدیر و ازدواج،تضاد»
در بیت اول ) صناعات ادبی(( مراعات نظیر، سیاقه الاعداد،)) به کار رفته است.
ظیر: در واژه های طرب، عیش، نوش، نازن
در بیت دوم ) صنعت ادبی(( تفریق)) مراعات شده است.
در بیت سوم ) صناعات ادبی((مراعات نظیر، حسن تعلیل و جناس)) به کار رفته است.
مراعات نظیر: در واژه های لاله، بهار، غنچه،گل می باشد (ملازمت) / جناس خط: دو واژۀ غرقه، عرق مراعات شده است.
در بیت چهارم )صناعات ادبی(( جناس، واج آرایی، تصدیر و ازدواج)) به کار رفته است.
جناس مضارع: در واژه های گوش، کوش / واج آرایی: تکرار صامت(ش) در بیت / تصدیر: گوش که در آغاز و پایان
بیت تکرار شده است / ازدواج: در مصرع اول، گوش و هوش
در بیت پنجم )صنعت ادبی((تضاد)) در واژه های تفرقه، مجموع می باشد.
در بیت هفتم )صنعت ادبی(( واج آرایی)) به کار رفته است

صناعات معنوی که دراین غزل بکاررفته اند:
«استعاره».
در بیت اول ) صناعت ادبی(( استعاره)) به کار رفته است
استعاره کنایی تشخیص: صبا به تهنیت آمد مستعارله: صبا
مستعارمنه: انسان قرینه: به تهنیت آمدن
غزل176
ســـحــرم دولـــت بـیدار بـــه بالین آمـد گــفـت برخیز که آن خسرو و شیرین آمد
قدحی درکش و سرخوش بـه تماشا بـخرام تــا بـبـیـنـی که نگـارت به چه آیین آمد
مـــژدگـانـی بــده ای خلوتی نافـه گشای که ز صحرای ختن آهــوی مشکـیـن آمد
گــریـه آبــی بـه رخ سوختگان بـــاز آورد نـالـه فریـاد رس عــاشـق مســکـین آمد
مـــرغ دل بـاز هــوادار کمان ابرویی اسـت ای کـبـوتـر نـگران باش که شاهین آمــد
ساقیا می بده و غم مخور از دشمن و دوست کــه بـه کـام دل مـا آن بـشد و این آمـد
رســم بــد عهدی ایـام چــو دیـد ابـر بهار گـریـه اش بـر سمن و سنبل و نسرین آمد
چـون صبــا گفتۀ حـــافـظ بشـنید از بلبل عـنـبر افـشـان بـه تـماشای ریـاحین آمد

صناعات لفظی که دراین غزل بکاررفته اند:
« ایهام،مراعات نظیر،طباق و لف و نشر، سیاقه الاعداد، حسن تعلیل».
در بیت اول )صنعت ادبی(( ایهام )) به کار رفته است. ایهام تناسب: شیرین الف) شیرین رفتار ب) شیرین معشوق