ادبی((، صناعات، مشبه، شبه:، آرایی:

نظیر، طباق».
در بیت اول ) صنعت ادبی(( واج آرایی)) به کار رفته است . واج آرایی: صامت (ش) در مصرع دوم.
در بیت دوم ) صنعت ادبی(( تلمیح)) به کار رفته است.
تلمیح: به آیه 16 سوره اعراف داستان حسادت ابلیس برحضرت آدم.
در بیت سوم )صنعت ادبی((مراعات نظیر)) به کار رفته است.
مراعات نظیر: در واژه های(شعله، چراغ، برق، درخشیدن) از نوع ملازمت.
در بیت پنجم )صنعت ادبی((طباق)) به کار رفته است.
طباق: در واژه های (عیش ، غم).

صناعات معنوی که دراین غزل بکاررفته اند:
« استعاره، تشبیه».
در بیت چهارم ) صنعت ادبی(( استعاره مکنیه)) به کار رفته است.
استعاره مکنیه: دست غیب مستعارمه:غیب مستعارمنه:انسان قرینه: دست جامع:قدرت
در بیت ششم )صنعت ادبی((تشبیه بلیغ)) به کار رفته است.
تشبیه بلیغ:حمام زنخدان مشبه:زنخدان مشبه به: حمام وجه شبه: فرورفتگی

غزل153
سحـر چــون خسرو خــاور علم بـــرکــوهساران زد به دست مــــرحــمت یــارم در امیـدواران زد
چوپیش صبح شد روشن که حال مــهرگردون چیست بـــر آمـد خندۀ خـوش بـر غرور کــامگاران زد
نگارم دوش در مجلس به عزم رقص چــون بــرخاست گــره بــگـشــود از ابـرو و بــر دلـهای یـارانزد
من از رنگ صلاح آن دم بــه خــون دل بشستم دست که چشم بـــاده پیمایش صلا بــر هشیـاران زد
کدام آهـن دلـش آمــوخت ایـــن آیـیـن عیــــاری کز اول چـون بـرود آمد ره شــب زنده داران زد
خیال شهسواری پخت و شـــد نــاگـــه دل مسکیـن خـداونـدا نگه دارش کـه بــر قــلـب سواران زد
درآب و رنگ رخسارش چه جان دادیم و خون خوردیم چو نـقـشـش دست داد اول رقم بر جان سپاران زد
منش بـا خـــرقۀ پـشـمـیـن کـجـا انـدر کــمند آرم زره مـویـی که مـــژگانش ره خــنجر گـزاران زد
نــظــر بر قــرعـۀ تـوفـیـق و یـمن دولـت شاه است بــده کـام دل حـافــظ کــــه فــال بختیاران زد
شهنشاه مظفرفــر شجـاع مــلـک و دیـــن مـنـصور کـه جـــود بی دریغش خـنده بـر ابـر بـهاران زد
از آن ساعت که جام مـی بـــه دست او مـشرف شـد زمـانــه سـاغـر شـادی بــه یــاد مـیگسـاران زد
ز شمشیر سـر افشانـش ظــفـــرآن روز بـدرخشـیـد که چــون خــورشید انـجم سوز تنها بر هزاران زد
دوام عـمـر و مـلـک او بـخـواه از لـطــف حق ای دل کـه چـــرخ ایــن سکۀ دولت به دور روزگاران زد

صناعات لفظی که دراین غزل بکاررفته اند:
« واج آرایی، جناس».
در بیت اول )صناعات ادبی((واج آرایی)) به کار رفته است.
واج آرایی: تکرار صامت(س) در بیت
در بیت سوم ) صناعات ادبی(( واج آرایی)) به کار رفته است.
واج آرایی: تکرار صامت S در مصرع اول.
در بیت چهارم ) صناعات ادبی((واج آرایی، جناس)) به کار رفته است.
واج آرایی: تکرار صامت (S)و sh در بیت / جناس زائد: در واژه های صلاح و صلا
در بیت هشتم ) صناعات ادبی((مراعات نظیر)) به کار رفته است.
مراعات نظیر: در زره، خنجر،کمند که تناسب از نوع ملازمت می باشد .
در بیت یازدهم ) صناعات ادبی((مراعات نظیر، واج آرایی)) به کار رفته است.
مراعات نظیر: در جام، ساغر، می
واج آرایی: تکرار صامت (س) در بیت.

صناعات معنوی که دراین غزل بکاررفته اند:
« استعاره، کنایه».
در بیت اول )صناعات ادبی(( استعاره)) به کار رفته است.
استعاره مصرحه مجرده: خسرو خاور که منظور خورشید(مستعارله) می باشد.
در بیت دوم ) صنعت ادبی(( استعاره)) به کار رفته است.
استعاره کنایی تشخیص: صبح خندید مستعارله: صبح مستعارمنه: انسان جامع: باز و روشن شدن چهره
در بیت سوم ) صناعت ادبی(( کنایه)) به کار رفته است.
کنایه: گره از ابرو گشودن منظور خندان و شاد شدن و گره بر دل زدن
منظور گرفتار کردن می باشد.
در بیت چهارم ) صناعت ادبی((کنایه)) به کار رفته است.
دست شستن از کاری کنایه از رها
و ترک کردن آن کار می باشد.
در بیت هفتم ) صنعت ادبی(( کنایه)) به کار رفته است.
خون خوردن: کنایه از سختی و رنج بردن می باشد.
در بیت هشتم ) صناعات ادبی((تشبیه)) به کار رفته است.
تشبیه بلیغ: زره مو مشبه: مو مشبه به:زره
وجه شبه: محافظت کردن / تشبیه مضمر: که مژۀ یار به تیر تشبیه شده است.
در بیت یازدهم ) صناعات ادبی((مجاز، و استعاره و)) به کار رفته است.
مجاز به علاقه ظرف و مظروف: ساغر(ظرف) ذکر شده اما منظور می (مظروف)
می باشد / استعاره کنایی تشخیص: مستعارله: زمانه مستعارمنه: انسان جامع: میخواری/
در بیت دوازدهم )صناعاتی ادبی((واج آرایی، تشبیه)) به کار رفته است.
واج آرایی: تکرار صامت ش در بیت / تشبیه مرسل و مفصل: مشبه: او (منصور) مشبه به : خورشید
ادات: چون وجه شبه: انجم سوز، سوزانندن
غزل154
راهــی بــزن کــه آهـی بـر ساز آن توان زد شـعـری بـخوان که با او رطل گران تـوان زد
بـر آستــان جــانــان گـــر سر توان نهادن گـلـبـانگ سـربلنـدی بـــر آسمـان توان زد
قـد خــمـیـده مــا سـهـلـت نــمایــد اما بــر چشم دشمنان تیر از این کمان تـوان زد
در خــانـقـه نـگـنـجـد اسـرار عـشـقـبـازی جـــام مـی مـــغـانـه هـم بـا مغان توان زد
درویـــش را نـبـاشد بــرگ سـرای سـلطان ماییم و کـهنـه دلقـی کآتش در آن توان زد
اهـل نــظــر دو عـالـم در یــک نـظر ببازند عـــشق است وداو اول بـر نقد جان توان زد
گــر دولـت و صالت خــواهد دری گــشودن سـرها بــدیــن تـخـیـل بـر آستان توان زد
عشق و شــباب و رنــدی مجموعۀ مراد است چــون جمع شــد معانی گوی بیان توان زد
شد رهـزن سلامت زلف تو و این عجب نیست گــر راهـزن تـــو باشی صد کاروان توان زد
حــافــظ بــه حق قران کزشید و زرق باز آی بـاشد که گوی عیشی در این جهان توان زد

صناعات لفظی که دراین غزل بکاررفته اند:
« جناس، موازنه، واج آرایی، مراعات نظیر، موازنه».
در بیت اول )صناعات ادبی((جناس،ایهام،جمع» به کار رفته است.
جناس زائد: در واژه های راهی، آهی
در بیت دوم ) صناعات ادبی((جناس و واج آرایی)) به کار رفته است.
جناس لاحق: در واژه های آستان، آسمان می باشد / واج آرایی: تکرار مصوب بلند A))
در بیت سوم ) صناعات ادبی(( مراعات نظیر)) به کار رفته است.
مراعات نظیر: تیر، کمان، زدن می باشد(ملازمت).
در بیت چهارم )صتاعات ادبی((جناس، واج آرایی )) به کار رفته است.
جناس زائد: در واژه های مغان، مغانه / واج آرایی: تکرار صامت(م) در مصرع دوم
در بیت هشتم ) صناعات ادبی(( ایهام،جمع)) به کار رفته است.
ایهام: معانی الف)جمع معنی، مفهوم ب) یکی از فنون علوم بلاغی / بیان الف) ادای معانی و تقریر می باشد ب) یکی از فنون علوم بلاغی
در بیت نهم) صنعت ادبی(( مراعات نظیر)) در راهزن، کاروان به کار رفته است.

صناعات معنوی که دراین غزل بکاررفته اند:
« مجاز، تشبیه».
در بیت اول )صناعت ادبی((مجاز)) به کار رفته است.
مجاز به علاقه ظرف و مظروف: رطل(ظرف) آورده شده و منظور باده(مظروف) می باشد.
در بیت سوم ) صناعت ادبی(( تشبیه )) به کار رفته است.
تشبیه مضمر: قد خمیده به کمان تشبیه شده است.
در بیت ششم ) ((تشبیه)) به کار رفته که نوع آن:
تشبیه بلیغ: نقد جان مشبه: جان مشبه به: نقد وجه شبه: ارزش و گرانقدری
در بیت هفتم ) صنعت ادبی ((تشبیه بلیغ )) به کار رفته است.
تشبیه بلیغ: دولت وصال مشبه: وصال مشبه به: دولت وجه شبه: ارزشمندی، نیک بخت شدن
در بیت دهم ) صنعت ادبی(( تشبیه)) به کار رفته است.
تشبیه بلیغ:گوی عیش مشبه: عیش مشبه:گوی وجه شبه: دست نیافتنی

غزل155
اگـــر روم ز پــی اش فـتـنـه هـا بـرانگیزد ور از طـلـب بـنـشـیـنـم بـه کینه بـرخیزد
و اگــر بــه رهـگـذری یـکـدم از وفــاداری چــو گـرد در پی اش افتم چو باد بـرگریزد
و اگــر کنم طـلـب نـیـم بوسه صد افسوس زحـقـۀ دهـنـش چـون شــکــر فـرو ریـزد
من آن فـــریـب کـه در نرگس تو می بینم بــس آب روی کـه بــا خـاک ره بــرآمیزد
فــراز و شیب بـیـابـان عـــشق دام بلاست کــجـاســت شـیـردلــی کـز بــلا نپرهیزد
تـو عمر خواه و صبوری که چرخ شعبده بـاز هـــزار بـــازی از ایـــن طـرفـه تر برانگیزد
بــــر آستـانــۀ تـسلیم سـر بـنـه حــافظ کـــه گر ستیزه کــنـی، روزگــــار بـستیزد

صناعات لفظی که دراین غزل بکاررفته اند:
« واج آرایی، ایهام، اغراق، طباق، خطاب النفس، واج آرایی».
در بیت سوم )صناعات ادبی(( واج آرایی)) به کار رفته است
واج آرایی: تکرار صامت S در مصرع اول
در بیت سوم )صناعات ادبی(( واج آرایی، ایهام)) به کار رفته است
ایهام: افسوس الف) معنی مورد نظر ، طعنه و استهزاء ب) حسرت وتأسف
در بیت چهارم ) صناعت ادبی((اغراق)) به کار رفته است
در بیت پنجم ) صناعت ادبی((طباق )) به کار رفته است
طباق: در واژه های فراز، شیب است
در بیت هفتم ) صناعات دابی((خطاب النفس، واج آرایی)) به کار رفته است
واج آرایی: صامت(س) در بیت تکرار شده است

صناعات معنوی که دراین غزل بکاررفته اند:
«تشبیه ،استعاره».
در بیت دوم ) صنعت ادبی((تشبیه)) به کار رفته است:
تشبیه: مشبه: من مشبه به: گرد ادات: چو وجه شبه: تواضع معلق بودن / تشبیه: او(معشوف) مشبه به: باد
ادات: چو وجه شبه: گریختن، سرعت
در بیت سوم )صناعات ادبی(( تشبیه)) به کار رفته است.
تشبیه بلیغ: حقۀ دهنش مشبه: دهن مشبه به: حقه وجه شبه: خردی و کوچکی / تشبیه:مشبه:افسوس مشبه به: شکر
ادات: چون وجه شبه محذوف: شیرینی
در بیت چهارم ) صناعات ادبی((استعاره)) به کار رفته است:
استعاره مصرحه مجرده: مستعار: نرگس مستعارله: چشم جامع: زیبایی و سیاهی
در بیت پنجم ) صناعت ادبی((تشبیه)) به کار رفته است.
تشبیه بلیغ: بیابان عشق مشبه: عشق مشبه به: بیابان
وجه شبه: سختی و رنج
در بیت هفتم ) صناعت ادبی(( استعاره)) به کار رفته است.
استعاره مکنیه: درگاه تسلیم مستعارله: تسلیم مستعارمنه: بارگاه و مکان مقدس قرینه: در گاه و سر نهادن
غزل156
به حسن خلق و وفا کس بـه یـار مـا