آیینی، مراسم، عقلانی، اجبار، آن‌را

صورت عدم التزام به آیین جنس خود با تنبیه اجتماعی مواجه می‌شود.
در توضیح این برداشت از آیین نیز دو تعریف متفاوت ارائه شده است. طبق تعریف اول که گیویان (همان، 15) آن‌را متعلق به دورکیم2 می‌داند، آیین ابزاری است که یک اجتماع عقائد و ارزش‌های خود را خلق و تجربه می‌کند یا به عبارتی آیین فرایندی است که روح و جسم جامعه به وحدت می‌رسد. بل در توضیح این تعریف از آیین، آن را «ابزاری برای تحلیل ذات پدیده اجتماعی» می‌داند. (خانعلی،1389،13)
در واقع در این تعریف، آیین بر ساخته عقاید جوامع است نه خود مولد عقاید؛ و این محل اختلاف با تعریف دوم آیین از کلیفورد گیرتز3 است که بیان می‌کند : «آیین‌ها و اسطوره‌ها مهم هستند، اما نه به این دلیل که نظم اجتماعی و مهم‌تر از آن، جهان بینی گروه های اجتماعی را باز می‌نمایانند، بلکه به این دلیل که آن را می‌سازند و به مردم الگویی برای شناخت واقعیت می‌دهند.»(میر عابدینی،96،1387)
تقابل این دو تعریف از آیین به عنوان صفت که یکی آیین را ساخته نظام اجتماعی و دیگری سازنده نظام اجتماعی می‌داند در پژوهش پیش رو راه‌گشای بسیاری از تحلیل داده‌ها خواهد بود.

2-3-مؤلفه های عمومی در تعریف آیین
همان طور که از تعریف جامع آیین در بخش قبل نیز بر می‌آمد برداشت‌ها از آیین تنوع و تکثر قابل ملاحظه ای دارد. از یک سو آیین به معنای رویداد های ویژه در تقویم‌ها و موقعیت‌های زمانی و مکانی خاص مد نظر است و از سوی آیین به عنوان یک صفت در پس موصوف‌های ارتباطی خویش می‌تواند دریچه ای نوین به سوی علم ارتباطات باز کند.
در این میان ذکر این نکته که رفتار های آیینی و مراسم‌ آیینی می‌تواند دارای همپوشانی و به قول منطقیون دارای رابطه عموم و خصوص من وجه باشد باید مد نظر قرار گیرد زیرا مرز بین این دو برداشت گاهی آنچنان متداخل است که تمییز بین آن‌ها نیازمند قدری تأمل است.
در میان علما و صاحب نظرانی که در مفهوم آیین ارائه نظر کردند برجستگی نام‌های چون دورکیم، گلوکمان4، گودی5، گریمز، راپاپورت6 و زوئس7 بیشتر به چشم می‌آید؛ صاحب نظرانی که هر کدام به نحوه به این موضوع نگریسته و ارائه تعریف کرده‌اند. تعاریفی که هر کدام ویژگی‌های را در تعریف آیین مطرح کرده و بعضی مؤلفه‌ها را دارای اهمیت بیشتری دانسته است.
تجزیه و تحلیل این تعاریف ما را به مجموع پانزده مؤلفه اصلی در تعریف آیین می‌رساند که بعضی دارای اهمیت بیشتر و بعضی کمتر است.

الف- کنش
اولین نکته راجع به آیین این است که آیین تنها شکل یا فرآیندی از تفکر نیست، بلکه شکلی از کنش به شمار می‌آید. آیین چیزی است که مردم با بدنشان انجام می‌دهند، همان طور که با اندیشه‌شان آن را اجرا می‌کنند، در واقع آیین شکل بیرونی دارد. (رودنبولر،96،1387)
همان طور که از تعریف فوق که نظرات دورکیم است بر می‌آید آیین دارای دو وجه همگام یعنی تفکر و کنش است؛ یعنی زمانی آیین متولد می‌شود که تفکری به ظهور و عینیت برسد. در واقع رابطه کنش و تفکر در این تعریف رابطه علی و معلولی نیست که تغییر در کنش نیازمند تغییر در منشأ باشد بلکه چه بسا کنش دچار تغییر شود بی آنکه مفهوم تغییر کند؛ آیین غالباً برای مشارکت کنندگانش تغییر شکلی خود را استعلا می‌بخشد. (همان، 39)
ب- اجرا
این ویژگی آیین ناظر به دو خصلت است. اول اینکه آیین به صورت بداهه ساخته نمی‌شود یعنی متأثر از موقعیت، افراد و نیاز های موجود متولد نمی‌گردد بلکه یک کنش از پیش طراحی شده و هدفمند است که نه تنها از وقایع آنی تأثیر نمی‌پذیرد بلکه خود بر وقایع و اتفاقات مجاور تأثیر گذار است. آیین مبتنی بر تصورات و پیش فرض‌های است و بر اساس همین پیش فرض‌ها هم متولد می‌شود.
دومین خصلت آیین که ویژگی اجرا را تکمیل می‌کند هدفمندی در مخاطب است. آیین با هدف اینکه کسی مخاطب این رفتار است اجرا می‌شود یا به عبارتی آیین چیزی برای کسی است. آیین برای دیده شدن و برای تأثیر گذاری و یا رساندن پیامی اجرا می‌شود تا کسی آن‌را ببیند خصلتی که می‌توان آن‌را خصلت نمایش نیز نامید.
برای این ویژگی می‌توان مثال‌های فراوانی ذکر کرد از مراسم تحلیف رئیس جمهور گرفته تا مراسم رژه نظامیان و مراسم فارغ‌التحصیلی دانشجویان که هم دارای خصلت برنامه ریزی شده بودن است و هم خصلت اجرا برای مخاطبی که می‌تواند مردم یک کشور و یا سیاسیون کشور های دیگر باشد.
ج-آگاهی، داوطلب بودن
آیین اجرای داوطلبانه رفتار الگویی شده به شکل متناسب، برای تأثیرگذاری به صورت نمادین‏ یا مشارکت کردن در زندگی جدی است. (میر عابدینی، 1388)
همواره در آیین رگه ای از آگاهی و در پی آن، داوطلب بودن وجود دارد. مردم به طور آگاهانه در آیین‌های مربوط به رخداد های ویژه مشارکت می‌کنند به طوری که اجرا کننده آیین یا شاهد آن هستید، و معمولاً می‌دانند که برگزاری آیین چیزی نیست که طبیعتاً یا به طور جسمانی ضروری باشد بلکه فضیلتی انسانی قلمداد می‌شود. (رودنبولر،42،1387)
البته این ویژگی می‌تواند خود مولد ویژگی‌های قبلی نیز باشد قطعاً وقتی رفتار با برنامه ریزی قبلی و هدفمند اجرا می‌شود اجرا کننده یا شاهد آن نیز نسبت به آیین مد نظر دارای آگاهی است.
آگاهی از آیین ممکن است ذهن مخاطب را فقط در معنای آیین به عنوان اسم محصور کند با اینکه این‌گونه نیست؛ در همان برداشت از آیین هم رفتار های بسیاری وجود دارند که آیینی محسوب می‌گردند مثلاً وقتی از مراسم تحلیف رئیس جمهور به عنوان یک آیین سخن گفته می‌شود این آیین خود دارای رفتار های آیینی است. مثلاً اینکه رئیس جمهور کی و چگونه پشت تریبون برود، چگونه سخن گوید و چگونه دست خود را بر کتاب مقدس قرار دهد همه جزیی از آن مراسم محسوب می‌شود و بنابراین یک رفتار آیینی است؛ رفتاری که اهمیت خود را زمانی بیشتر نشان می‌دهد که به هر دلیل از اجرای آن امتناع گردد.
ما در رفتار روزمره خود نیز رفتار های تکراری را انجام می‌دهیم که رفتاری آیینی است نه عادت روزمره که عاری از آگاهی است؛ رفتاری که رونبولر از آن به آیین‌های فرعی یاد می‌کند. مثلاً دست دادن هنگام روبرو شدن با فردی که او را می‌شناسیم و یا نمی‌شناسیم اما می‌خواهیم با او روابطی صمیمی‌تر و احیاناً پایدار تر از یک رهگذر برقرار کنیم. دست دادن جزئی از آیین آشنایی و ارتباط گیری است. عملی که درست است ما تا حدودی آن با سطح کمتری از هوشیاری انجام می‌دهیم ولی ما زمانی که این عمل را انجام می‌دهیم با هدف رسیدن به فواید آن آن‌را انجام می‌دهیم. فوایدی که در اینجا ممکن است زودتر رسیدن به سطحی قابل قبول از صمیمیت در ارتباط باشد.
آیین‌ها تقریباً همیشه با اجبار اجتماعی خاصی روبرو هستند. ممکن است ضرری که برای مشارکت نکردن در یک آیین متوجه ما می‌شود محروم شدن از شرکت داوطلبانه در آن آیین باشد. مشارکت کنندگان در آیین، اجبار اجتماعی را می‌پذیرند، به جای اینکه مقاومت کنند، در جریان برگزاری آیین آن پذیرش را به اجرا می‌گذارند. (همان،43)
البته اجبار اجتماعی در این تعریف دارای طیف گسترده ای از اجبارها ست مثلاً اجباری که از ترس نبوسیدن دست پادشاه در مراسم تاج‌گذاری ایجاد می‌شود در یک سوی این اجبار است و عدم پذیرش صمیمانه از سوی گروه و کاهش صمیمیت بین افراد می‌تواند سوی دیگر این اجبار باشد.
د- غیر ابزاری یا غیر عقلانی بودن
اگر بخواهیم با نگاه ابزارگرایانه به آیین بنگریم می‌توانیم ادعا کنیم آیین یک کنش غیر ابزاری، فرا عقلانی یا غیر عقلانی است. در این باره پارسونز معتقد است : اینکه آیین پدیده ای فرا عقلانی خوانده می‌شود، به همان دلیل است که به دنبال تأمین اهداف ویژه فنی نیست. معیار های عقلانیت علمی یا فنی در آن کاربرد ندارد، چون رابطه اهداف – وسایل از منظر مشاهده گر علمی در آیین، امری ذاتی نیست. (همان، 44)
البته به طور قطع این ادعا که بگوییم آیین‌ها در همه زمینه‌ها غیر ابزاری و غیر عقلانی هستند آنچنان صحیح به نظر نمی‌رسد، اگر چه غیر ابزاری بودن، وجه غالبی در آیین شناسی است. در واقع می‌توان گفت آیین‌ها دارای کارکرد های اجتماعی دیگری همانند کاهش بی تصمیمی، کاهش اضطراب ناشی از آغاز ارتباط اجتماعی، کمک به آغاز کنش‌های اجتماعی، حفظ خاطره های اجتماعی، جامعه پذیری افراد تازه وارد به اجتماعی و ایجاد همدلی و هماهنگی گروهی و اجتماعی هستند.
برای رسیدن به تعریف نهایی ذکر این نکته مهم است که آیین ممکن است از دیدگاه ابزارگرایانه بهترین راه برای رسیدن به هدف نباشد اما می‌تواند نقش مهمی در به هدف رسیدن باشد ضروری است. به قول اشتراوس : آیین‌ها به واسطه منطق نشانه‌ها، معانی و قواعد اخلاقی که متمایز از منطق عقلانیت فنی است، عمل می‌کند. (همان، 46) برای درک مقصود اشتراوس از این گفتار، بهتر است آن را در یک مثال پیاده کنیم. ما در هنگامی که در حال انجام یک معامله هستیم «دست دادن» با طرف مقابل در مراحل آخر معامله قطعاً به قطعی شدن آن کمک می‌کند اما آیا می‌توان «دست دادن» را علت این معامله دانست؟ این همان نقش غیر ابزاری ولی تسهیل گر آیین است.
ه- غیر تفریحی بودن
اگر بخواهیم نگاهی آغشته به فلسفه به رویدادها و رفتار های زندگی روزمره بیندازیم هیچ اتفاقی را نمی‌یابیم مگر اینکه در پس آن مقصودی جدی و غیر تفریحی دارند. مثلاً خود تفریح نیز به نوعی جدی است. ما نیازمند تفریح هستیم چون باید خستگی کار را به در کنیم، نیازمند جشن همراه با خوش‌گذرانی و سبک سری هستیم زیرا می‌خواهیم برای دقایقی هم شده از دنیای پر دغدغه و استرس زندگی جدا شویم و به قول معروف به مغزمان استراحت بدهیم.
دیدگاهی که به نظر می‌رسد دورکیم زیاد با آن موافق نیست و معتقد است : برخی از فعالیت‌ها موضوعی جدی دارند، بنابراین وجودشان از نظر آیینی ضروری است، در حالی که بعضی فعالیت‌های دیگر، از اظهارات خود به خودی، زیبایی شناسی، آسایش طلبی یا عادت بر می‌خیزند. (همان،47)
در نهایت برای رسیدن به تعریفی جامع باید نظر دورکیم را بپذیریم که آیین جدی است با اینکه ممکن است در این مقوله جدی رفتار های از جنس شیطنت‌های دوران کودکی، هجو گویی و سرگرم‌کنندگی وجود داشته باشد.
و-جمعی و اجتماعی
همان طور که احتمالاً با ذکر تعاریف پیشین در ذهن مخاطب شکل گرفته است؛ آیین یک رفتار اجتماعی، متأثر از زمان، موقعیت و ارتباطات فردی و اجتماعی است. آیین‌ها نه تنها در اجتماع ظهور می‌کنند بلکه تأثیر پذیر از پدیده های اجتماعی و دارای معانی اجتماعی هستند.
البته اجتماعی بودن ملزم به اجرا در کف اجتماع نیست بلکه ممکن است در خلوت افراد ظاهر شوند. به طور مثال وقتی در خانه، خود را آراسته و لباس مناسب می‌پوشیم. این یک رفتار در محیط فردی اس