آیات، قرآن، تدبّر، تسلیم، قرآن،

دانلود پایان نامه
ا نمی‏گیرد، در نتیجه هر چه اندیشه صحیح‌تر و کامل‌تر باشد حیات انسان نیز دیر پاتر خواهد بود، و این حقیقت را قرآن در آیات مختلفی مانند: «سوره انعام/ آیه122»، «سوره زمر/ آیه 9»، «سوره مجادله/ آیه 11» و … بیان نموده است.»
در قرآن کریم بیش از هزار بار از «علم» و دانش (محصول اندیشه) در «مادّه» و شکل‌های مختلف سخن به میان آمده، و بیش از پنجاه نوبت به صورت‌های گوناگون از «عقل و تعقّل» و مدح آنهایی که عقل خود را به کار می‌گیرند، و مذمت و سرزنش از آنهایی که فکر و اندیشه را به کار نمی‌بندند، سخن به میان آمده است و بیش از 17 آیه، به صراحت تمام بشریت را به تفکر و اندیشه دعوت نموده، و بخش پایانی بسیاری از آیات با تفکر یا تعقّل و یا تذکر (لعلهم یتفکرون. . .) خاتمه می‌یابد.
و افزون بر ده مورد جمله‌ «اُنظُروا» و مشتقات آن مردم را به دقّت و اندیشه در سرگذشت پیشینیان و خلقت بعضی موجودات دعوت نموده و در چهار آیه صریحا مردم را دعوت نموده که دربارۀ قرآن، این کتاب اندیشه، اندیشه کنید.
مرحوم طباطبایی می نویسد:
«الفاظی که در قرآن درباره‏ی اندیشه و تفکر به کار رفته و انواع آن را بیان می‌کند بیش از بیست نوع است، مانند گمان، حسبان، شعور، ذکر، عرفان، فهم، فقه، درایت، یقین، فکر، رأی و نظر، زعم، حفظ، حکمت، آگاهی و خبرویت، شهادت و عیان بودن، عقل، بصیرت و . . . و فکر عبادت است از سیر و مرور هر معلومات موجوده برای دستیابی به مجهولات »
در آیات متعدّد و نیز روایات بسیار به تفکّر، ترغیب و سفارش شده است. تدبّر در معانی آیات قرآن کریم، توصیه شده است زیرا تفکّر در آیات و نشانه‏های پروردگار برای بنده، ممکن و سزاوار است.
به طور یقین در فهم و درک معارف بلند و لطایف دقیق قرآن، عقل نقش اساسی دارد. قرآن کریم در آیات فراوانی منکران خود را افرادی سفیه و کم عقل معرّفی می‏کند، و دربارۀ مؤمنان می‌فرماید:
«کسانی که عالمند، قرآن را خوب می‌فهمند و چون آن را فهمیدند، به حقّ بودن آن و نازل شدن آن از سوی خداوند ایمان می‌آوردند.»
یعنی علم نردبان عقل است و تعقّل وقتی بهتر صورت می‌پذیرد که علم بیشتری در اختیار انسان متعقّل باشد. راسخان در علم به همۀ قرآن و به محکمات و متشابهات آن ایمان دارند؛
(وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا)
و پس از آن می‌فرماید:
(وَ ما یَذَّکَّرُ إِلاَّ أُولُوا الْأَلْبابِ)
یعنی تنها صاحبان خرد از قرآن بهره‌مند می‏شوند و از تذکّر‌های سودمند آن متذکّر می‌شوند. عقل، میزان و کلید و راهنما است.
تدبّر، یک معنای خاص‏تر از «تفکّر» دارد، چرا که تدبّر، ژرف اندیشی و دقّت ‏نظر در نتایج، سرانجام‏ها، عواقب رفتارها، پدیده‏ها، شیوه‏های زندگی و به طور کلّی نظر عمیق انداختن به سرنوشت آینده انسان و جهان مربوط به اوست. و امّا تفکّر، معنای وسیعتری دارد، چرا که در تفکّر، علاوه بر اندیشیدن در عواقب و آثار و معلول‏ها، شامل اندیشه در علل و اسباب و روابط پدیده‏ها نیز می‏‏شود و به طور خلاصه، تدبّر، دقّت پیاپی در عواقب و نتایج امور است و امّا تفکّر، اندیشه در علل و دلائل می‏‏باشد.
تدبّر در قرآن، یعنی تلاوت آیات قرآن و عبور از الفاظ آن و رسیدن به عمق معنا، پیام‏ها، درس‏ها، انذارها، تبشیرها و رهنمودهای آن، به طوری که علی‏‏ (علیه السلام) فرمودند:
«در آیات قرآن تدبّر کنید و به وسیله آن عبرت گیرید چرا که تدبّر در آن رساترین عبرت‏هاست.»
در این روایت علوی‏، «تدبّر» با «اعتبار» قرین شده است و این، نشان می‏‏دهد که تدبّر یک نوع تأمّل، دقّت نظر و اندیشه در وسیله که همان آیات این کتاب برای رسیدن به یک هدف بلند است. از این رو حضرت، کلام خود را به «ابلغ العبر» تعلیل کرد تا بفهماند قرآن بهترین محلّ عبور است، عبور قاری قرآن از الفاظ و عبارت و رسیدن به عمق معانی و شناختِ موجباتِ سعادت و هدایت.
بنابراین، حقیقتِ تدبّر در آیات قرآن همان تلاوت راستین آن است که از قرائت آیات شروع و با تأمّل و تعمّق در معنا و پیام‏ها و خواسته‏ها، ادامه می‏‏یابد و با تعهّد و التزام و عمل به مضامین آنها، ختم می‏‏گردد. همان طور که امام باقر (علیه السلام) در مورد رعایت کنندگان حقّ تلاوت و به عبارتی تلاوت کنندگان حقیقی که مراحل سه گانه قرائت، تأمّل و عمل را شامل می‏شود و در آیه (الَّذینَ آتَیْناهُمُ الْکِتابَ یَتْلُونَهُ حَقَّ تِلاوَتِهِ أُولئِکَ یُؤْمِنُونَ بِهِ وَ مَنْ یَکْفُرْ بِهِ فَأُولئِکَ هُمُ الْخاسِرُونَ) ذکر شده است، می‏‏فرماید:
«قالَ اللَّهُ تَعالی‏: (کتاب انزلناه مبارک لیدّبّروا آیاته) ؛ (تلاوت کنندگان واقعی‏) کسانی هستند که قرآن را تلاوت می‏‏کنند و در آن تفقّه و تأمّل عمیق می‏‏کنند و به احکام آن عمل می‏‏کنند، به وعده‏های آن امیدوارند و از وعید آن می‏‏ترسند و به وسیله قصّه‏های آن عبرت می‏‏گیرند و از اوامر آن، فرمان می‏برند و از نواهی آن نهی می‏‏پذیرند. حقّ تلاوت، همان تدبّر در آیات و عمل به احکام آن است.»
پی بردن به الهی بودن قرآن، نیاز به تعمق و ژرف اندیشی دارد و گرنه در نظر سطحی، آیات، مرکب از حروف و کلماتی است که عرب با آنها تکلّم می‎نماید و تفاوتی در نظر سطحی و ابتدایی با کلام بشر ندارد.
در اهمّیّت تدبّر، همین کافی است که چهار آیه از آیات قرآن مجید به امر تدبّر اشاره می‏کند. در سه آیه، لحن قرآن، لحنی سوالی و توبیخی است و در یک آیه هدف نزول قرآن، “تدبّر” معرفی می‏گردد و تنها همین آیه برای پرداختن به مواجهه‏ی تدبّر و اهمّیّت ویژه آن در قرآن کفایت می‏کند؛
(کِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَیْکَ مُبَارَکٌ لِّیَدَّبَّرُوا آیَاتِهِ وَلِیَتَذَکَّرَ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ)
چنانچه ملاحظه می‏شود، در این آیه هدف از نزول قرآن، تدبّر معرفی می‏گردد و از مهم‏ترین راه‏هایی که با طی آن هرکس می‏‏تواند بنابر ظرفیت وجودی‏، توان و همّت خود از معارف، آموزه‏ها، لطائف و حقائق قرآن استفاده کند، تدبّر در آیات قرآن است.
در قرآن تنها دعوت به تدبّر شده است. و همچنین در آیات صفت تعقّل و تفکر و تفقه به خدا نسبت داده نشده ولی تدبّر نسبت داده شده یعنی خداوند مدبّر عالم است، ولی خدا متفکر و متفقه تعبیر نشده است؛
(وَمَن یُدَبِّرُ الأَمْرَ فَسَیَقُولُونَ اللّهُ فَقُلْ أَفَلاَ تَتَّقُونَ)
در آیه‏ی بالا پرسیده می‏شود چه کسی امور را تدبّر می‌کند؟ می‌گوید خدا مدّبر و نیز مفسر آیات خودش می‏باشد، امّا عاقل، متفکر، متفقه به او اطلاق نشده است. در این مورد باید مقداری دقیق‌تر بود که تدبّر در قرآن فهم ویژه‏ای است، که از تعقّل و تفکر و تفقه ممتازتر است.

3.1.1.4. تسلیم و تصدیق در برابر آیات
یکی دیگر از بهترین برخوردهای اعتقادی در برابر آیات الهی که به عنوان پیش زمینۀ دیگر برخوردهای مثبت به حساب می‏آید، تسلیم و پذیرش آیات الهی است. به عنوان نمونه حضرت ابراهیم (علیه‌السلام) نمادی از تسلیم است، چنانکه در پاسخ به خطاب خداوند که فرمود: «اَسْلِمْ»، گفت : (اَسْلَمْتُ لِرَبّ العالَمین) که مفسران این آیه را ناظر به استقامت بر اسلام و اخلاص در توحید ایشان دانسته‏اند.
حقیقت دین «اسلام» تسلیم در برابر دستورات خداوند متعال است، یعنی پذیرفتن سخن خدا و عمل کردن به آن، بدون هیچ شک و تردید، همراه با رضایت و خرسندی. تسلیم در برابر آیات الهی ایمان را در پی دارد آنها ابتدا در برابر آیات سر تسلیم و تعظیم فرود می‏آورند و پس از آن، ایمان بر قلب آنها جاری می‏گردد.
حضرت علی (علیه السلام) فرمود:
«اسلام را چنان تفسیر می‏‏کنم که هیچ‏کس پیش از من آن‏ را چنین تفسیری نکرده باشد، اسلام همان تسلیم است (تسلیم در برابر فرمان خدا) و تسلیم همان یقین است (چرا که تسلیم بدون ایمان و یقین ممکن نیست) و یقین همان تصدیق است (چرا که تا علم و تصدیق حاصل نشود، یقین حاصل نمی‏‏شود) و تصدیق همان اقرار است. (چرا که تصدیق در درون کافی نیست ‏باید آن را افشا کرد) و اقرار همان احساس مسؤولیت است (چرا که بدون آن لفظی است ‏بی‏‏معنا) و احساس مسؤولیت همان عمل است (چرا که نتیجه احساس مسؤولیت عمل می‏‏باشد.)»
و در حدیثی دیگر از امام علی علیه‌السلام آمده است:
«خداوند به داود نبیّ (علیه‌السلام) وحی کرد، می‏خواهی و می‌خواهم و فقط آنچه می‌خواهم می‌شود، پس اگر نسبت به آنچه می‌خواهم تسلیم گشتی، در آنچه می‌خواهی تو را کفایت می‌کنم و اگر نسبت به آنچه می‌خواهم نیز تسلیم نگردی، تو را در آنچه می‌خواهی در رنج می‌افکنم، پس جز آنچه می‌خواهم نمی‌شود.»
در این دو روایت علوی به این نکته مهم اشاره شده است که تسلیم در برابر خدا و آیات الهی، تمام هدف دین اسلام است و اسلام چیزی جز تسلیم شدن نیست.

3.1.1.5. متذکّر شدن در برابر آیات
یکی دیگر از برخوردهای مثبت اعتقادی در برابر آیات الهی متذکّر شدن در برابر آنهاست و در اصل، آیات الهی چیزی جز تذکّر نیست، تا انسانها با مطالعه‏ی آنها متذکّر شوند و پند بگیرند و راه درست را از نادرست تشخیص دهند و مسیر زندگی را به درستی انتخاب کنند.
خداوند نشانه‏های قدرت خویش را به انسانها نشان می‏دهد تا بدین وسیله متذکّر شوند و درس بگیرند. عدّه‏ای در برابر آنها متذکّر می‏شوند، ولی عدّه‏ای هم از کنار آنها با بی اهمّیّتی عبور می‏کنند؛
(. . . وَلِبَاسُ التَّقْوَی ذَلِکَ خَیْرٌ ذَلِکَ مِنْ آیَاتِ اللّهِ لَعَلَّهُمْ یَذَّکَّرُونَ)
خداوند در قرآن تأکید می‏کند، کسانی که در آیات الهی تدبّر کنند متذکّر می‏شوند و پند می‏گیرند.

3.1.2. برخوردهای مثبت رفتاری در برابر آیات الهی
برخوردهای مثبت رفتاری، به گونه‏ای از برخوردها در برابر آیات الهی گفته می‏شود که در اعمال و رفتار انسانها قابل مشاهده است. مواجهه‏ها از اعتقادات آدمی‏ نشأت گرفته و در رفتار انسان بروز می‏کند و شامل بیشترین نوع برخوردها در برابر آیات الهی می‏شود. در ادامه به ذکر انواع آنها پرداخته خواهد شد.

3.1.2.1. اخلاص و خلوص نسبت به آیات الهی
یکی از برخوردهای مثبت رفتاری در برابر آیات الهی داشتن خلوص نیّت در برابر آنهاست که یکی از آثار ایمان و پذیرش آیات الهی نیز به حساب می‏آید و مقصود از آن در فرهنگ اسلامی‏، پاک کردن نیّت از غیر خدا و انجام دادن عمل برای خداوند است. خدای تعالی در حدیث قدسی فرمودند:
«الإخلاصُ سرٌّّ مِن أسراری إستودعته قلب مِن أحببتُ مِن عِبادی»
با توجّه به این حدیث، اخلاص سرّی از اسرار الهی است که در دل بندگان محبوب خدا به امانت گذاشته شده است و اگر کسی به این مرتبه دست یافت، بزرگترین نعمت الهی نصیبش شده است .
در اخلاق، به نیّت اهمّیّت ویژه‌ای داده شده و از آن به‌ صورت رکن و پایه

  • 3