، شیطان، سیمرغ، شاه‌پری، داستان

با جمع دوستانش به سوی سیمرغ می‌رود و از او کمک می‌خواهد. سیمرغ می‌گوید که تنها راه، مبارزه است. سپس جمع مرغان به همراهی سیمرغ به سوی شیطان دریا می‌روند و سیمرغ او را غرق کرده، بچه‌های شاه‌پری را نزد او بر می‌گرداند. شاه‌پری نیز محل زندگی‌اش را روی درختی دور از ساحل انتقال می‌دهد.
3-2-4-2- تطبیق متن بازنویسی شده با متن اصلی
الف.بخشی از متن بازنویسی شده
«چند روز بعد جوجه‌های آن‌ها به دنیا آمدند. آن‌ها روزها را به خوبی و خوشی کنار هم می‌گذراندند، اما نازپری همیشه توی دلش ترس داشت. ترس از موج‌های بزرگ و ترس از شیطان دریا. یک روز که شاه‌پری رفته بود ماهی بگیرد، ناگهان امواج دریا سیاه شد و آسمان رعد و برق زد. نازپری جوجه‌هایش را زیر پر و بالش گرفت و محکم توی لانه‌اش نشست. اما ناگهان هیولایی وحشتناک سر را از آب بیرون آورد و به طرف ناز‌پری و جوجه‌هایش حمله کرد، هیولا بلند بلند خندید و گفت: « حالا می‌خواهم ببینم هنوز هم شوهرت از من نمی‌ترسد؟!… باد حرف‌های او را به گوش من رساند!». » (پناهی‌آذر، 1387د: 5. 4)

ب. بخشی از متن اصلی
«ماده بیضه بنهاد. وکیل دریا این مفاوضت بشنود، از بزرگ منشی و رعنائی طیطوی در خشم شد و دریا در موج آمد و بچگان ایشان را ببرد.» (منشی، 1386: 113)

3-2-4-3- روش خلق اثر
این داستان یکی از حکایات فرعی باب شیر و گاو کلیله و دمنه است. بازنویس با افزودن‌ها و تغییراتی که بر داستان اعمال می‌کند، بر آن است تا زمینه‌ی حضور فعال‌تر کودک در داستان ‌را مهیا و جذابیت و تأثیرگذاری اثر را بیشتر کند.
نخستین تغییر در عنوان اثر قابل ملاحظه است که از «وکیل دریا و طیطوی» به «شیطان دریا و مرغ دریایی» تغییر یافته است.
بازنویس هر جا که مطلبی اضافه یا مخالف طبع کودک دیده، آن را حذف کرده و گاه نیز به منظور جذابیت داستان، مطالبی را به آن افزوده است که بیشتر در زمینهی شخصیتپردازی نمایان میشود.
افزودن قسمت پایانی داستان که در آن‌جا شاه‌پری آشیانه‌ی خود را به مکانی دور از ساحل انتقال می‌دهد نیز در استواری پیرنگ و جلب رضایت مخاطب تأثیرگذار بوده است.
اما آن‌چه بیشتر از همه توجه‌ کودک را به خود جلب می‌کند، تصاویر زیبای کتاب است که به خصوص در معرفی شخصیت شیطان دریا که در حکایت مأخذ مبهم و ناشناخته است، مفید واقع شده است.
خلق رویدادهای جدید در کنار سایر تغییراتی که به ان اشاره شد، اثر حاضر را به یک بازنویسی خلاق تبدیل کرده است.

3-2-4-4- عناصر داستان
– پیرنگ
روابط علی و معلولی حوادث داستان را به هم پیوند زده است:
نازپری از زندگی در کنار دریا به دلیل طوفانی شدن آن و حملات ناگهانی شیطان، نگران است، اما چارهای جز ماندن هم ندارد؛ زیرا شاه‌پری می‌گوید از شیطان دریا نمی‌ترسد. باد سخنان شاه‌پری را به گوش شیطان میرساند و به همین دلیل او در یک حمله جوجههای شاهپری را با خود میبرد. از آنجا که شیطان هیولا است، شاه‌پری و مرغان برای غلبه بر او از سیمرغ یاری میجویند. در گفتوگوی نخست، شیطان حاضر نیست جوجهها را برگرداند و به همین دلیل سیمرغ با او می‌جنگد. بعد از پیروزی، شاه‌پری به جایی دور از دریا نقل مکان می‌کند زیرا این حادثه درس عبرتی برای او می‌شود.
بازنویس مرگ سیمرغ را این‌گونه به تصویر می‌کشد:
«شیطان که دید هوا پس است، خواست به عمق دریا فرار کند، اما سیمرغ غرقش کرد.» (پناهی‌آذر، 1387د: 11)
کودک از خود خواهد پرسید، شیطانی که در دریا زندگی می‌کند و حتی می‌خواهد به عمق دریا فرار کند، چگونه ممکن است در آب غرق شود.

اکنون عناصر طرح به کار رفته در داستان بررسی می‌شود:
شروع هر دو داستان با به تصویر کشیدن گفت‌وگوهای نازپری و شاه‌پری و هم‌چنین توصیف این ‌دو شخصیت همراه است که در ضمن آن‌ نگرانی‌های نازپری، مخاطب را در انتظار حادثه‌ای ناگوار قرار می‌دهد. در ادامه‌ با طوفانی شدن دریا، شیطان دریا حمله کرده، جوجه‌ها را با خود می‌برد و در این‌جا، گره‌افکنی شکل می‌گیرد؛ در واقع می‌توان گفت گره‌افکنی زمانی است که شیطان دریا سخنان شاه‌پری را که گفته است از او نمی‌ترسد، شنیده و به دنبال انتقام است. بعد از آن کشمکش داستان در دو سطح شکل می‌گیرد. یک مورد زمانی است که شیطان دریا حمله کرده و بچه‌ها را می‌برد (کشمکش بیرونی) و کشمکش دوم زمانی است که شاه‌پری به سوی مرغان و سیمرغ می‌رود و آن‌ها به جنگ شیطان دریا می‌روند (کشمکش بیرونی). خواننده اکنون دچار هیجان می‌شود که در ادامه چه اتفاقی می‌افتد؟ آیا سیمرغ و مرغان بر شیطان دریا پیروز می‌شوند؟ همه‌ی این سوالات او را در حالتی از تعلیق قرار می‌دهد. بحران زمانی است که این دو گروه، رو در روی یکدیگر قرار می‌گیرند و میان آ‌ن‌ها گفت‌وگویی شکل می‌گیرد، اما شیطان دریا حاضر نیست جوجه‌ها را پس دهد.
با چرخیدن پرندگان در اطراف شیطان دریا، سیمرغ فرصتی به دست آورده و او را زخمی و سپس غرق می‌کند و به این ترتیب داستان به نقطه‌ی اوج خود می‌رسد.
گره‌گشایی زمانی است که شاه‌پری به آشیانه‌ی شیطان دریا رفته به یاری سیمرغ و سایر مرغان جوجه‌ها را پیش نازپری می‌برد.
ساختن آشیانه روی درختی دور از دریا و نقل مکان به آن‌جا، پایان داستان را شکل می‌دهد.
پیرنگ اثر حاضر استوارتر از حکایت مأخذ است. در کلیله و دمنه بعد از این که داستان به اوج خود می‌رسد، ناگاه فروکش کرده در یک سطر به پایان می‌رسد و در واقع در آن‌جا بحران، نقطه‌ی اوج، گره‌گشایی و پایان هم‌زمان اتفاق می‌افتد.
در حکایت مأخذ، سیمرغ به همراه سایر مرغان برای مبارزه به سوی وکیل دریا می‌روند، اما او بدون هیچ واکنشی جوجه‌ها را پس می‌دهد. اما در اثر حاضر، با تغییر داستان و مطالبی که به آن افزوده می‌شود، داستان مرحله به مرحله پیش می‌رود و در روندی عادی جریان مییابد.

– شخصیت‌پردازی
تمامی شخصیت‌ها حیوانی هستند، به جز شیطان دریا که همان‌طور که متن و تصاویر نشان می‌دهد یک هیولا است:
«آن‌ها گفتند: درست است که ما می‌توانیم با او مبارزه کنیم، اما ممکن است پیروز هم نشویم چون آن یک هیولاست.».» (پناهی‌آذر،1387د: 6)
تغییر نام او از «وکیل دریا» به «شیطان دریا» در برجسته کردن شخصیت شیطانی او که نمادی از خشونت، ستم‌کاری و پلیدی است، مؤثر واقع شده است.
این شخصیت در حکایت مأخذ در هاله‌ای از ابهام قرار دارد. خواننده چنین برداشت می‌کند که شاید منظور از وکیل دریا، همان طوفان و یا امواج سهمگین است و تنها با چند قرینه‌ای که نویسنده در اختیار قرار می‌دهد، جان‌دار بودن او نمایان می‌شود:
«وکیل دریا این مفاوضت بشنود، از بزرگ‌منشی و رعنائی طیطوی در خشم شد.» (منشی، 1386: 113)
«وکیل دریا قوّت سیمرغ و دیگر مرغان شناخته بود به ضرورت بچگان طیطوی باز داد.» (همان: 113)
اما در اثر حاضر، بازنویس به خوبی شخصیت او را شناسانده است؛ یکی در ضمن توصیفات (شخصیت‌پردازی مستقیم) و دیگر در لابه‌لای گفت‌وگوی او با دیگر شخصیت‌ها (شخصیت‌پردازی غیرمستقیم). این در حالی است که در حکایت مأخذ، بین او با دیگر شخصیت‌ها، گفت‌وگویی رد و بدل نمی‌شود:
«اما ناگهان هیولایی وحشتناک سر را از آب بیرون آورد و به طرف نازپری و جوجه‌هایش حمله کرد.» (پناهی‌آذر، 1387د:‌ 4)
«شیطان دریا خندید و گفت: «برو پی کارت سیمرغ وگرنه همه‌اتان را در یک چشم به هم زدن غرق می‌کنم.».» (همان:‌11)
شیطان دریا، شخصیت مخالف سیمرغ است.
شاه‌پری شخصیت اصلی داستان است که با استبداد خود و نادیده گرفتن نصایح نازپری، نزدیک بود ثمره‌ی زندگی، یعنی جوجه‌هایش را از دست بدهد، اما سرانجام با رفتن نزد سیمرغ و سایر مرغان، اشتباده خود را جبران می‌کند.
شخصیت او هم‌چون حکایت مأخذ است. در آن‌جا از او به طیطوی یاد می‌شود.
شخصیت او به هر دو روش شخصیت‌پردازی معرفی شده است:
«شاه‌پری رویش را به طرف دیگری کرد و گفت: «من از شیطان دریا ترسی ندارم.».» (همان:‌)
«شاه‌پری هم همان روز روی شاخه‌ی درختی دور از ساحل دریا آشیانه‌ای ساخت و جوجه‌هایش را به همراه مادرشان به آن‌جا برد.» (همان:‌ 12)
نازپری شخصیتی است دوراندیش که از همان ابتدا همسرش را از بروز خطر می‌آگاهاند و مانند هر مادری نگران است و از ترس از دست دادن بچه‌هایش، در برابر سیمرغ، عاجزانه التماس می‌کند. این شخصیت همانند شخصیت کلیله و دمنه است و به جز گفت‌وگوها تغییری در شخصیت او ایجاد نشده است.
بازنویس از دو روش شخصیت‌پردازی مستقیم و غیرمستقیم در معرفی او بهره گرفته است.
«نازپری تنها توی لانه‌اش نشسته بود و آهسته اشک می‌ریخت. او گفت: «همه‌اش تقصیر تو بود من گفته بودم که باید از این‌جا برویم. گفته بودم که اینجا خطرناک است و نباید با آتش بازی کرد! من جوجه‌هایم را از تو می‌خواهم.».» (همان: 5)
نازپری در حکایت مأخذ نامی ندارد و با عنوان طیطوی ماده از او یاد می‌شود.
سیمرغ شخصیتی قراردادی است که مظهر قدرت بوده و همیشه مرغان، برای مشورت نزد او می‌روند. در حکایت مأخذ وکیل دریا از قدرت او هراسان است و جوجه‌ها را پس می‌دهد.
«وکیل دریا قوت سیمرغ و دیگر مرغان شناخته بود به ضرورت بچگان‌طیطوی باز داد.» (منشی، 1386: 113)
در این‌جا شیطان دریا، ابتدا سیمرغ را به تمسخر می‌گیرد، اما با غرق شدن توسط او به اشتباه خود پی می‌برد.
«سیمرغ با چنگال‌هایشان شیطان را زخمی کرد. شیطان که دید، هوا پس است، خواست به عمق دریا فرار کند اما سیمرغ غرقش کرد.» (پناهی‌آذر، 1387د: 11)
«سیمرغ کمی فکر کرد و گفت: «هیچ راهی جز مبارزه نداریم امیدوارم بدون درگیری جوجه‌های تو را پس بدهد. وگرنه همه با هم به او حمله می‌کنیم.» (همان: 7‌)
بازنویس شخصیت او را به هر دو روش، شناسانده است.
مرغان شخصیت همراز شاه‌پری هستند که اثر حاضر آن‌ها را دوست شاه‌پری می‌داند، در حالی‌که در حکایت مأخذ، هر کدام از آن‌ها، مقدمان صنفی از مرغان هستند:
«در حال به نزدیک دیگر مرغان رفت و مقدمان هر صنف را فراهم آورد.» (منشی، 1386: 113)
مرغان در اثر حاضر حضوری برجسته‌تر از حکایت مأخذ دارند و در پیروزی بر شیطان دریا، سهیم بوده‌اند.

«مرغ‌های دریایی جیغ‌کشان دور سر شیطان دریا پرواز کردند و چرخیدند و هی چرخیدند.» (پناهی‌آذر، 1387د: 11‌)
جوجه‌های شاه‌پری نیز، سایر شخصیت‌های فرعی به شمار میروند که از طریق راوی معرفی می‌شوند و همان‌طور که تصاویر نشان می‌دهد، سه جوجه هستند.
شیطان دریا با بی‌رحمی آن‌ها را می‌برد، ولی در پایان به یاری سیمرغ و مرغان نجات پیدا می‌کنند:
«شاه‌پری