، شغال، گراز، مأخذ، داستان

مأخذ را به خوبی معرفی می‌کند.
– صفحات کتاب، شماره‌گذاری نشده است.

-گزینش آثار
هر چند بسیاری از آثار انتخابی پناهی‌آذر که بارها مورد توجه‌ سایر نویسندگان قرار گرفته، دیگر برای کودک تازگی و جذابیت ندارد، اما به هر حال این بازنویس به ارزش محتوایی آثار توجه داشته است.
جدول 3-1: گزینش آثار از کلیله و دمنه
نام باب
تعداد
شیر و گاو
6
دوستی کبوتر و زاغ و موش و باخه و آهو
2
بوف و زاغ
2
بوزینه و باخه
1
زرگرو سیاح
1

بیشترین گزینش نویسنده از باب شیر و گاو است که مفاهیم والایی را در خود گنجانده است.

مطابقت یا عدم مطابقت متن با گروه سنی ذکر شده در کتاب
نویسنده در صفحه‌ی عنوان تمامی این آثار، مخاطب خود را گروه‌های سنی “ب” و “ج”، یعنی کودکان دوم تا پنجم دبستان معرفی می‌کند و کتاب‌ها از همه لحاظ با مخاطبان ذکر شده، تناسب دارد.
اساسی‌ترین عامل درجلب توجه‌ کودک، زبان است و همان‌طور که در مباحث پیش نقل شد، پناهی‌آذر با به کارگرفتن زبانی که صمیمیت از تک‌تک عبارات آن جلوه‌گر است و هم‌چنین استفاده از زبان عامیانه و ضرب‌المثل، این خواسته کودک را تأمین می‌کند.
او به مسائل روحی و عاطفی این گروه نیز توجه داشته است و به همین دلیل داستان «شیر و دوستان حیله‌گر» را برخلاف حکایت مأخذ به پایانی خوشایند می‌کشاند.

ارزیابی نهایی
برجسته کردن شخصیتهای متن اصلی، رقم زدن گفتوگوهای جدید و همچنین انتخاب پایانی مناسب برای داستانها در کنار در پیش گرفتن روش قصهگویان و در نتیجه انتقال صمیمیت به کودک از نقاط قوت پناهیآذر محسوب میشود، البته زبان به کار گرفته شده توسط او که در بعضی مواقع ضربالمثلهای عامیانه را در خود گنجانده برای گروه سنی «ب» چندان مناسب نیست.

3-3- بتول سعیدی

سعیدی نویسندهای است که بسیاری از داستانهای کلیله و دمنه و پنچاکیانه را به زبان ساده بازنوشته است.
سعیدی آثار بازنوشته از کلیله و دمنه را در یک مجموعه‌ی دو جلدی به نام «101 قصه از کلیله و دمنه» فراهم آورده است که جلد اول این مجموعه 50 قصه را به خود اختصاص داده و سایر حکایات نیز در جلد دوم نقل شده است.
مأخذ اصلی این حکایات «کلیله و دمنه» و «پنچاکیانه» است، اما همان‌طور که خود او در مقدمه‌ی کتاب ذکر می‌کند، مأخذ او پنجاکیانه است که بسیاری از حکایات مشترک کلیله و دمنه را نیز در خود گنجانده است. دو، سه داستان نیز از کتاب «داستان‌های بیدپای» ترجمه‌ی محمدبن‌عبدالله البخاری است.
از آن‌جا که شیوه‌ی پرداخت آثار سعیدی یک‌دست و مشابه بوده و تمامی آن‌ها به روش ساده بازنویسی شده است، بنابراین در این پژوهش تنها به بررسی پنج اثر اکتفا شد.
در این پژوهش سعی بر آن بوده است که علاوه‌بر انتخاب حکایتی که میان کلیله و دمنه و پنجاکیانه مشترک است، حکایاتی نیز که تنها به پنجاکیانه اختصاص دارد، گزینش شود؛ آثاری که برای مخاطب تازگی دارد.
حکایات انتخابی مربوط به هر دو جلد است و عبارتند از، «خر در پوست شیر»، «بافنده‌ای به نام منتر»، «مار و مورچه»، «مرغانی که دو کله و یک شکم داشتند» که تنها اختصاص به پنجاکیانه دارد و حکایت «شکارچی، گراز و شغال» که میان هر دو کتاب مشترک است.

3-3-1- نقد و بررسی داستان «شکارچی، گراز و شغال»
سعیدی، بتول (1385). «شکارچی، گراز و شغال»؛ 101 قصه‌ی کلیله و دمنه. ج1 [110 ص، مصور]. تهران: شرکت توسعه کتابخانه‌های ایران.
گروه سنی ذکر شده در کتاب: ج.
مأخذ کتاب: پنچاکیانه
نویسنده در مقدمه، کتاب مأخذ را ذکر کرده است.
مشخصات ظاهری: 110 ص، مصور [89]

3-3-1-1- خلاصه‌ی داستان
شکارچی و گراز در یک درگیری جان خود را از دست می‌دهند. دیدن این صحنه برای شغال گرسنه بسیار خوشایند است. با وجود غذای فراوان، شغال حریص تصمیم می‌گیرد، ابتدا گرسنگی‌اش را با خوردن زه کمان که آغشته به پی و چرم است، فرونشاند که ناگاه با برخورد گوشه‌ی کمان به سقف دهانش، جان خود را از دست می‌دهد.

3-3-1-2- تطبیق متن بازنویسی شده با متن اصلی
الف. بخشی از متن بازنویسی شده
«تا شروع به خوردن زه‌کمان کرد، زه پاره شد و گوشه‌ی کمان به سقف دهانش فرو رفت و سقف دهان او پاره شد و گوشه کمان از سرش مثل کاکل بیرون آمد و شغال هم مرد.» (سعیدی، 1385: 1/89)

ب. بخشی از متن اصلی
«شغال این معنی را با خود قرار داده، کمان به جانب خود کشید و گوشه‌ی کمان را در دهان انداخته، سیسر را خوردن گرفت و چون سیسر پاره شد، گوشه‌ی کمان کام شغال را شکافته، کاکل‌واری از سرش به درآمد و به همان درد، شغال بمرد.» (هاشمی، 1363: 197)

3-3-1-3- روش خلق اثر
حکایت «شکارچی، گراز و شغال» با همین عنوان و البته به شکل کهن خود، یعنی «بهیلی و خوک و شغال» در میانه‌ی حکایت فرعی «مادر شاندلی» باب دوم پنچاکیانه نقل شده است.
این باب از پنچاکیانه، یعنی [متر سنپراپت MITRA SAMPRAPTI] که به معنی «به دست آوردن دوستان» است، در کلیله و دمنه به «دوستی کبوتر و زاغ و موش و باخه و آهو» معروف است.
به جز تغییر زبانی، زدودن کهنگی متن مأخذ و امروزی کردن آن، تمایزی در دو اثر مشاهده نمی‌شود و البته حذف پاره‌ای از مطالب، یعنی اندیشه‌های شغال نیز به جهت رعایت حال کودک کم‌حوصله انجام شده است.
اثر برای گروه سنی ج، یعنی کودکان چهارم تا پنجم دبستان نوشته شده است، اما زبان ضعیف و سست بازنویس نمی‌تواند توان نوشتاری و گنجینه‌ی واژگان این گروه سنی را افزایش دهد.
تنها تصویر سیاه و سفید کتاب نیز برای کودک جذابیتی ندارد.
کار سعیدی یک بازنویسی ساده از حکایت مأخذ است و به جز زبان، سایر عناصر داستانی به کار رفته در آن با متن کهن یکسان است.

3-3-1-4- عناصر داستان
– پیرنگ
داستان بیشتر حول شخصیت شغال و حرص و طمع او می‌چرخد و بنابراین بیشتر شخصیت محور است. اما به هرحال هر داستان، ناگزیر از داشتن پیرنگ است:
شغال جان خود را از دست می‌دهد زیرا با وجود غذای فراوان از روی طمع، شروع به خوردن زه ‌کمان می‌کند.
اکنون عناصر طرح به کار رفته در داستان، بررسی می‌شود:
هر دو اثر با بیان درگیری شکارچی و گراز، کشته شدن این دو و آمدن شغال نزد آن‌ها، شروع می‌شود. گره‌افکنی، حرص و طمع شغال است که با وجود غذای فراوان، تصمیم می‌گیرد گرسنگی‌اش را با خوردن زه‌کمان فرو نشاند. کشمکش درونی که بیشتر در متن مأخذ، جلوه‌گر می‌شود، اندیشه‌ی شغال است که دلایلش را در خوردن زه‌ کمان بیان می‌کند. این مطلب که سرانجام چه اتفاقی می‌افتد، خواننده، را در حالتی از تعلیق قرار می‌دهد. بحران، نقطه‌ی اوج و گره‌گشایی در هر دو داستان، هم‌زمان اتفاق می‌افتد، یعنی زمانی که با پاره شدن زه‌ کمان، شغال جان خود را از دست می‌دهد. سخنان پایانی هر دو نویسنده که در واقع درون‌مایه‌ی داستان است، پایان عبرت‌انگیز را رقم می‌زند.

– شخصیت‌پردازی
شغال شخصیت اصلی است که ویژگی بارز او، یعنی حرص و طمع، زمینه‌ساز مرگش می‌شود.
شخصیت شغال در هر دو اثر یکسان است، اما در پنچاکیانه به علت مجال نویسنده، حضورش برجسته‌تر می‌شود و در واقع پاره‌ای از عقاید او به علت رعایت حال مخاطب کم‌حوصله، در مأخذ جا مانده است:
«… و از خوشحالی دیدن آن همه طعمه‌ی بسیار با خود گفت، زهی طالع من که بی‌آن‌که در خاطرم گذر کند، برچنین نعمتی مرا رهنمون شد و چه نیکو گفته‌اند: آدمی را بی‌تردد و تدبیر نتیجه‌ی آن‌چه در نشأه اول از عمل نیک و بد کرده باشد؛ از تأثیر طالع به وی می‌رسد و نیز گفته‌اند: در هرجا هر وقت در ایام عمر از طفلی و جوانی و پیری، این کس آن‌چه از نیک و بد کرده باشد، در نشأه دیگر، در همان ایام عمر، هم در آن وقت، در همان محل به نتیجه‌ی آن می‌رسد.» (همان: 196)
گراز و شکارچی را نمی‌توان جزء شخصیت‌های داستان به حساب آورد و در واقع نویسنده آن‌ها را به کار می‌گیرد تا با حادثه‌ای که رقم می‌زنند، زمینه‌ساز حضور شخصیت اصلی در داستان شوند.
شخصیت شغال در هر دو اثر، ایستا است و تنها از طریق راوی معرفی می‌شود (شخصیت‌پردازی مستقیم).

– سبک و زبان
سعیدی حکایت کوتاه مأخذ را در کمتر از یک صفحه، ساده و امروزی کرده است، اما زبان سست به کار گرفته شده توسط او، نمی‌تواند الگوی مناسبی برای کودکان در زمینه‌ی نوشتاری باشد.
در واقع زبان بازنویس در همین سطرهای محدود نیز از تکرار و یا سایر تعابیر اشتباه خالی نیست. برای نمونه:‌
«شکارچی فوراً تیر به کمانش گذاشت و به طرف گراز تیر انداخت. گراز هم که شکارچی را دیده بود، با یک جست به طرف شکارچی حمله کرد و با دندان تیزش شکم شکارچی را پاره کرد؛ از طرفی چون تیر به گراز خورده بود، طولی نکشید که گراز هم افتاد و در نتیجه هم گراز و هم شکارچی در کنار هم مردند.» (سعیدی، 1385: 1/89)
علاوه بر تکرار زاید «شکارچی و گراز»، کاربرد حرف اضافه‌ی «به» در جمله‌ی «تیر به کمان گذاشتن» مناسب نیست.
«یک روز یک شکارچی به قصد شکار بیرون رفت، هنوز زیاد راه نرفته بود که… .» (همان: 89)
کاربرد نادرست «یک» به همراه «ی نکره» و هم‌چنین صفت «زیاد» از زیبایی اثر، کاسته است.
اثر هم‌چون مأخذ از توصیف و یا کاربرد آرایه‌های ادبی بی‌بهره است.

– درون‌مایه
این مطلب که حرص و طمع، سرانجام ناخوشایندی را به همراه دارد، درون‌مایه‌ی هر دو اثر را شکل می‌دهد و هر دو نویسنده نیز به‌طور مستقیم به آن اشاره کرده‌اند:
«برهمن با زن خود گفت که من از این جهت می‌گویم که حرص و طمع بسیار نباید کرد.» (همان: 197)
«یعنی طمع شغال، باعث مرگ او شد.» (سعیدی، 1385: 1/89)

– صحنه‌پردازی
هر دو اثر مکان را یک راه و زمان را به صورت مبهم معرفی می‌کنند:
«یکی بود، یکی نبود. در روزگاران گذشته، یک روز یک شکارچی به قصد شکار بیرون رفت؛ هنوز زیاد راه نرفته بود که یک گراز چاق و چلّه جلوی راهش پیدا شد.» (همان:‌89)
«آورده‌اند که وقتی بهیلی به شکار برآمد و در اثناء راه، خوکی کوه پیکر به نظرش درآمد.» (هاشمی، 1363: 196)

3-3-2- نقد و بررسی داستان «خر در پوست شیر»
سعیدی، بتول (1385). «خر در پوست شیر»؛ 101 قصه‌ی کلیله و دمنه. ج2 [200 ص، مصور]. تهران: شرکت توسعه کتابخانه‌های ایران.
گروه سنی ذکر شده در کتاب: ج.
مأخذ کتاب: پنچاکیانه
نویسنده در مقدمه، کتاب مأخذ را ذکر کرده است.
مشخصات ظاهری: 1 ص، مصور [149]
3-3-2-1- خلاصه‌ی داستان
گازر فقیر برای تأمین علوفه‌ی الاغش، او را در پوشش پوست شیر، روانه‌ی مزرعه‌ی مردم می‌کند. مدتی بعد از این ماجرا، بانگ ماده خری که از کنار مزرعه می‌گذرد، توجه‌ این الاغ را به خود