، زنان، اقتدار، ئهو، ئیتر

2 ساعت فقط ورزش می?رم
ایروبیک و استخر که هیکلم خراب نشه
خلاصه کلی وقت برای قروفرم می?زارم
هرچند هفته یکبار موهام رنگ می?کنم
اگه این کارها را نکنم که دیگه شوهر بی?شوهر
همش دلم می?خواد برم کلاس نقاشی اما به خدا وقت نمی?کنم
تا می?رم ورزش و بعد دوش می?گیرم و بعد ناهار و بعد آماده کردن سرووضعم که شوهرم از سرکار می?آید و بعد مهمونی و این وَر و اون وَر و خیابون و

کی وقت واسه خودم می?مونه


(سحر، خانه?دار متأهل دارای تجربه?ی چندین دوست?پسر بدون فرزند)

2-2- طبقه?بندی زنان بر اساس نظریه اقتدار وبر:
از میان سه نوع اقتدار که وبر نام می?برد می?توان گفت که زنها بسیار کمتر از اقتدار سنتی برخوردارند زیرا بر پایه رسم و عادت، در خانواده و در جامعه سلطه از آنِ مردها است
اما بسیاری از زنان در سالهای اول زندگی و گاه به تعداد کم تا سالها بعد از ir/%d9%85%d8%af%d9%84-%d9%85%d8%b1%d8%a8%d9%88%d8%b7-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d9%86%d8%ac%d9%85%d9%86-%d8%ba%d9%86%db%8c-%d8%b3%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%a7%d8%b2%d8%af%d9%88%d8%a7%d8%ac/ ” title=”ازدواج”>ازدواج برپا می?کنند و حتی گاه این مراسم را بسیار پرشکوه و گسترده برگزار می?کنند

“14 ساصه ئزدواجم کرده
ئحساسم ئهکرد ئیتر بؤ یهک تکراری بووینهتؤ
ساصگهرد ئزدواج‌مان ئهگرت
ئهصبهته ساده و خؤمانی
وهلث ئیمساص ئحساسم ئهکرد ئیتر بؤ شووهکهم تازهگییم نییه
ئیتر ئیمسال ساصگهرد‌هکهمان وهک زهماون گرت
کوصث مثهمانمان دهعوهت کرد بؤ شام
من چووم بؤ ئارایشگا و شووهکهم هات به دواما
عهمهلیشم کردو

دووباره شهو زهماونمان بوو
ئیسه وهک ساص ئهوهص ئزدواج بهیهکؤ زندگی ئهکهین‌و


“14 سال از ازدواجمان می?گذرد
احساس کردم که برای هم تکراری شدیم
همیشه سالگرد ازدواج می?گرفتیم اما مراسم را کوچک و خودمانی برپا می?کردیم
اما امسال احساس کردم که دیگر مثل همیشه آن تازگی را ندارم برای شوهرم
برای همین امسال مراسم سالگردمان بسیار شبیه به عروسی بود
دقیقاً مثل عروسی تعداد زیادی مهمان برای شام دعوت کردیم
من به آرایشگاه رفتم و شوهرم آمد دنبالم
حتی جراحی ترمیمی هم انجام داده بودم و ما دوباره یک بار دیگر شب زفاف داشتیم و انگار دوباره مثل سال اول ازدواج داریم با هم زندگی می?کنیم

(فرزانه، 45 ساله، دبیر)

3-2- گزینش و یا رد اهداف و وسایل
با انطباق 4 وجهی مرتون بر روی موارد مشاهده شده در زنان می?توان گفت که الگوهای رسم پرستی و نیز واخوردگی بسیار نادر بوده و بیشتر موارد ابداع و نیزطغیان دیده می?شد
همانطور که ذکر شد هدف اصلی زنان، نگهداری شوهر و پیشگیری از جذب همسرشان به زن دیگری بود و استراتژی?های خودشان را در این راستا سازماندهی می?کردند
این عده از زنان هدف را پذیرفته بودند و در راه رسیدن به این هدف یا از وسائل و ابزارهای قدیمی استفاده می?کردند یعنی هم وسائل و هم هدف را پذیرفته بود که البته این حالت دیگر شامل چهاروجهی مرتن نمی?باشد و یا اینکه همانطور که هدف را پذیرفته بودند دست به استفاده از ابزارهای دیگر مانند ابزارهای جنسی و زیباسازی زده بودند
تنها یک مورد نمونه واخوردگی وجود داشت و آن هم زنی بود که به شدت از جنسیت خویش ناراضی بود و نیز از هرچیز زنانه به شدت متنفر بود لذا نه به این هدف عمومی زنان معتقد بود و نه به این وسائل و اهداف
یعنی می?توان گفت که او اصلاً وارد بازی نمی?شد
به عنوان مثال ایشان در قسمتی از سخنانشان گفتند که :
“خوا سهری لث شثویا
ئهشث من پیاو بوایثتم
ئهخلاق ژنانهم نیه‌و ئهسصهن حهزی پث ناکهم
ههر خوشم نایث نازکهم و خؤم با بهم‌و یا حوقه بهم
شوو منی گهرهک بثت
گهرهکی بوو که بوو نهیشی بو به دهرهک
ئهو ئهشث منهت من بکثشث
ئهسصهن ئهوهی که من کارث بکهم که منی گهرهکی بثت ئیتر ئهو زندگیه یانث چه

پیاو مهگهر خؤیان چهن؟ موجوداتث ئهحمهق‌و پهست و ئهصبهته ژنهکان لهوان خراوترن‌و باز پیاوهکان باشترن
ئهو ژنانه که بهم شته بث ئهرزهشانه بیر ئهکهنؤ ئنسان‌های سهتحی و ئؤمؤلن
مغزیان نیه بیرکهنؤ بؤثی بهم شتانه بیر ئهکهنؤ

من باید مرد آفریده می?شدم
هیچ اخلاق زنانه?ای ندارم و اصلاً هم از خصوصیات زنانه متنفرم
اصلاً خوشم نمی?آید که ناز کنم و خودم را لوس کنم و یا به هر حیله?ای متوسل بشم که شوهرم منو بخواد
خواست که خواست و نخواست بره به درک
اون باید منت من را بکشد
اصلاً اینکه من بخوام کاری بکنم که شوهرم منو بخواد، یعنی این زندگی زیر سوال است
اصلاً مگه مردها چی هستند
خودشان موجودات احمقی هستند و البته زنها از اونها خیلی بدتر و باز مردها بهتر از زنها هستند
زنهایی که به این مسائل فکر می?کنند خیلی سطحی و امل هستند
اصلاً مخ ندارند فکر کنند که به این چیزها فکر می?کنند


(فانوس
50 ساله
معلم دارای فرزند )
موارد ابداع و نوآوری تا حد زیادی بالا بود و تغییرات شدیدی در این زنها نسبت به مادرانشان دیده می?شد
البته این احساس تغییر شدید بیشتر براساس گفته?های خود مصاحبه?شوندگان بود و البته هرچند در دو مورد که مصاحبه با دو نسل مادر و دختر انجام شد نیز احساس نوآوری در نسل جدیدتر مشاهده گشت

و این نوآوری?ها براساس گفته مصاحبه?شوندگان، از طریق مطالعه و دقت در زندگی دیگران بدست آمده بود

“دایک من فهقهت له مالآ کاری ئهکردو وای ئهزانی بهوه که خؤی خهسته کا شووهکهی رازی ئهوثت لث‌و ژن نایثرثته سهری‌و یا لث نات
ههر چهن دایک‌و باوک من بهیهکؤکهم ئهبوو به داوایان
همیشه بهم مهسهله فکرم ئهکردهو
رثگهی دایکمم نهگرته بهر
به سن حدود 16 سالگی کتثوم ئهخوثندؤ ئاگاهیم ئهچوه سهرهو
خاستر فکر ئهکردهو ئیتر زانیم ئهشث سیاسهت خومم له زندگیم تهک شووهکهما بثت
سیاسهت‌گهرث موتفاوت له دایکم و خهصکی‌تر، ریگهگهرث بو ئارامش فرهتر خؤم و شووهکهم
بویث به ئههمیهت تهنهوع له زندگیا پثم برد و وارد حهوزههای موتفاوت زندگیم کرد
له مهسائل زهناشویی گرفته تا جثگهی غهزا خواردن و ئهم شتانه که فثر بووم فثر خهصکی ئهکهم
کتاو خؤندن له خاسترین رثگهگهر فثر بوونه
ئیسه ئیتر ئهگهریش خوم خهسته ئهکهم فهقهت له بهر شووهکهم نییه بهصکه به خاتر کارهکهمه
به خاتر روشد خؤمه
بهم رثگهگهره کارثکم کرگه که شووهکهیشم لهم ئهوزاعه رازی بثت و حهتا ئیتر ئهویش حهز ناکا من له حالآ فره خؤم خهسته کهم

“مادر من فقط کار می?کرد توی خونه و فکر می?کرد با خسته کردن جسمش شوهرش ازش راضی می?شه و دیگه سرش زن نمی?یاره و یا کتکش نمی?زنه
البته پدر و مادر من با هم کم پیش می?آمد دعوا کنند
و من به همین مسئله فکر می?کردم
اما من راه مادرم را در پیش نگرفتم
من از همون 16 سالگی مدام کتاب می?خوندم و با خوندن کتاب‌ها و مطالب مختلف و بالارفتن آگاهیم، بهتر فکر می?کردم و این شد که فهمیدم باید سیاست?های خاص خودم را در زندگی با شوهرم داشته باشم
سیاستهایی متفاوت از سیاست مادرم و دیگران، راههایی بهتر برای آرامش بیشتر خودم و شوهرم
و این طور بود که مثلاً به اهمیت تنوع توی زندگیم پی بردم و تنوع را وارد هر حوزه?ای از زندگیم کردم
از مسائل زناشویی گرفته تا محل غذا خوردن و این مسائل و راهکارها را به دیگران هم یاد می?دهم
کتاب خوندن از بهترین راهها برای یادگیری این راهکارها بود
حالا من اگه جسمم را خسته می?کنم فقط برای رضایت شوهرم نیست
بلکه در راستای اهداف کاری و رشد شخصیم است و با همین راهکارها، کاری کردم که شوهرم هم از این وضعیت راضی باشه و حتی خودش به این راضی نباشه که من توی خونه خیلی خودم را خسته کنم”

(گلناز، 43 ساله، دیپلم، متأهل، شاغل)
و مورد دیگری که بسیار مشاهده شد همان وجه طغیان و سرکشی بود، اینها همان زنانی بودند که کنش ارتباطی را در سطح بالایی در روابط?شان داشتند

این زنان به شدت دیگر زنان به آن هدف عمومی زنان معتقد نبودند
زیرا آنها در زندگی احساس نمی?کردند که با بودن در کنار یک مرد کسی هستند
رشد ir/%d8%a7%d8%a8%d8%b9%d8%a7%d8%af-%d9%be%d9%86%d8%ac%e2%80%8c%da%af%d8%a7%d9%86%d9%87-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa/ ” title=”شخصیت”>شخصیت در این زنان بالا بود و مرد را نه وسیله?ای جهت رسیدن به اهداف خود می?پنداشتند و نه می?اندیشیدند که شوهرشان را باید به هر قیمت از خود راضی نگه دارند و او را حفظ کنند
و لذا آنها راهکارهای خاص خود را داشتند از جمله استفاده زیاد از کنش ارتباطی
آنها مسائل خود را با بحث و گفتگو حل می?کردند و نیز از تداخل حوزه?ها و وارد کردن مسائل یک حوزه به حوزه دیگر، اجتناب می?کردند

تا وهختث شووهکهم هاله ناو ئهو چارچوبه که بهیهکؤ قرارمان بهستگه، قهبوصمهو نگای ئهتثرم
وهختث منی گهرهک نهوثت یا عهوهز بثت ئیتر دهلیلثکی نیه ههر کارث بکهم که به لای منهو بثسثت
به زؤر که ناوثت

“تاوقتی که شوهرم در آن چهارچوبی قرار دارد که با هم قرار بستیم او را می?پذیرم و می?خواهم نگهش دارم
وقتی منو نخواهد یا وقتی که عوض بشه دیگه دلیلی نداره به هر دری بزنم که نگهش دارم
زوری که نیست”

(جدی
47 ساله، متأهل، شاغل)
“بؤچه مهگهر پیاگ بزنه تا رامی‌کهم و له ناوچنگما بثت
ئهگهریش سیاسهتثک ئستفاده ئهکهم فهقهت به خاتر ئهوهسه که ههرتکمان فرهتر له زنگی لزهت بوهین و وهختث من تهروتهمیسم و به خؤما ئهگهیم حهتماً ئهوثته باعس ئهوه که ئهویش فرهتر خوشحاص بثت‌و ئهم ئثنیرژیه موسبهته باز به ئهو ئثنثرژی ئات
وهختث ئهو شاده منیش له قیافهی خؤم و له شادی ئهو شادم، ئهمه کوصثک ئثنثرژی موسبهت تثرثته ناو زنگیمان

من ئهگهر فهرزهن به غهزاکهم بث ئحترامی کا و ناراحهت بم ئهم ناراحهتیه وارد رابتهی ژن‌و شووییمان ناکهم
ههر تهنبیهث ئهشث تهک ئهو عهمهصه ئشتبا متناسب بثت و ههر هین ئهو حهوزه بثت
مهسهلهن بهعزه